سخنرانی
تلاش برای خودکفایی و استقلال
سخنرانی در جمع زندانیان سیاسی در رژیم پهلوی (تلاش برای خودکفایی)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 11 آب‍ان‌ ‭1358

زمان (قمری) : 11 ذی الحجه ‭1399

مکان: قم

شماره صفحه : 440

موضوع : تلاش برای خودکفایی و استقلال

زبان اثر : فارسی

حضار : زندانیان سیاسی در رژیم پهلوی

سخنرانی در جمع زندانیان سیاسی در رژیم پهلوی (تلاش برای خودکفایی)

سخنرانی

‏زمان: 11 آبان 1358 / 11 ذی الحجه 1399‏

‏مکان: قم‏

‏موضوع: تلاش برای خودکفائی و استقلال ‏

‏حضار: زندانیان سیاسی در رژیم پهلوی‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم ‏

شهادت، هدیه ای الهی 

‏     آنچه بود گذشت. و سعادت را آنها بردند که تکلیف خودشان را ادا کردند ـ چه‏‎ ‎‏در حبس، چه در زیر شکنجه، و چه بیرون از حبس. باید مهیا باشید برای مصیبتها،‏‎ ‎‏یکی بعد از دیگری. شما یک انقلابی کردید و یک سدّی را شکستید که در دنیا‏‎ ‎‏نظیرش کم یا نبوده است؛ منتظر نباشید که بعد از شکستن این سد و کوتاه شدن‏‎ ‎‏دست ابرقدرتها از خزاین شما و رفتن خائنین از این کشور و کوتاه شدن‏‎ ‎‏دست استفاده جوها، همین طور به این سادگی مطلب بگذرد. ما باید مهیّا باشیم که‏‎ ‎‏باز شهید بدهیم، چنانچه دیشب یکی را دادیم؛ مرحوم آقای قاضی‏‎[1]‎‏ ـ رحمه الله ـ‏‎ ‎‏به شهادت رسید، و قبل از او هم بوده است، و بعد از این هم خواهد بود، لکن‏‎ ‎‏این شهادتها اراده های شما را باید مصمَّم تر کند. شما در یک راهی قدم برمی دارید که‏‎ ‎‏در این راه، شهادتهای بسیار از مردان بزرگ واقع شده. راه اسلام است. برای اسلام‏‎ ‎‏قیام کردید و برای حق قیام کردید، و کسی که برای حق قیام کند، برای اسلام قیام‏‎ ‎‏کند، همه چیز باید پیش او سهل و آسان باشد. شهادت یک هدیه ای است از‏‎ ‎‏جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند. و دنبال هر شهادتی‏‎ ‎‏باید تصمیمها قوی تر بشود.‏


ترور؛ دلیل شکست دشمنان نهضت 

‏     بفهمانید به اینهایی که این طور کارهای ناجوانمردانه می کنند که دیگر نمی توانند با‏‎ ‎‏یک همچو کارهایی اعاده بدهند آن مسائل سابق را، بلکه این نحو کشتن که به طور‏‎ ‎‏ناگهانی و دزدکی می کشند، این دلیل بر شکست آنهاست. اگر اینها قدرتی داشتند در‏‎ ‎‏میدان می آمدند. تا آن وقتی که یک قدرتی داشتند، در میدان بودند و شما هم در میدان؛‏‎ ‎‏و ملت ما آنها را عقب زد. دیگر این آشفتگیهای جزئی و این دست و پا زدنهایی که گاهی‏‎ ‎‏یک کسی را به شهادت می رسانند، گاهی یک دزدی می کنند، سر گردنه ها دزدی‏‎ ‎‏می کنند، این دغلبازیها دلیل بر این است که اینها دیگر مأیوس هستند و شکست خورده‏‎ ‎‏هستند. شما هم قویدل باشید و از این شهادتها ابداً باکی نداشته باشید. مردانه همان‏‎ ‎‏طوری که تا حالا قیام کردید و نهضت کردید و این سد عظیم را شکستید. ‏

تلاش همه جانبه برای تحقق اسلام 

‏     مردانه در میدان باقی باشید و جلو ببرید این نهضت را تا اینکه ان شاءالله اسلام به آن‏‎ ‎‏محتوای مترقیش پیاده بشود و مملکت ما یک مملکت اسلامی به تمام معنا بشود؛ یعنی‏‎ ‎‏تمام قشرهایش اسلامی بشود؛ یعنی هم دولت، یک دولت اسلامی باشد؛ هم‏‎ ‎‏وزارتخانه ها، یک وزارتخانه های اسلامی باشند؛ هم ادارات ادارات اسلامی باشند؛ هم‏‎ ‎‏استانداریها استانداریهای اسلامی باشند؛ و هم بازار و دانشگاه، و امثال ذلک. باید ما‏‎ ‎‏کوشش کنیم برای این مقصد بزرگ؛ این مقصدی که انبیا دنبال این مقصد بودند، و تا‏‎ ‎‏آخر هم دنبال این مقصد بودند، و به پیش رفتند. ماها باید به تبعیت از انبیای خدا، به‏‎ ‎‏تبعیت از اولیای خدا، این مکتب را به پیش ببریم؛ و ان شاءالله این مملکت را الگویی قرار‏‎ ‎‏بدهیم از برای سایر کشورهای اسلامی؛ و بلکه سایر کشورهایی که مستضعفین گرفتار‏‎ ‎‏مستکبرین هستند. و امیدوارم که موفق بشوید شما در این کارهایی که انجام می دهید ـ چه‏‎ ‎‏در جهاد سازندگی، چه در پاسداری و چه در دادگاهها ـ و هر جا هستید، ادارات،‏‎ ‎‏توجهتان به خدا باشد. کی کمک به من می کند، کی نمی کند، خیلی مطرح نباشد پیشتان.‏

‏شما دارید یک عمل انسانی ـ اسلامی برای خدا انجام می دهید. توانستید انجام بدهید، که‏‎ ‎‏به آن نتیجه هم رسیدید. اگر نتوانستید هم انجام بدهید، باز شما بُرد دارید؛ برای اینکه‏‎ ‎‏پیش خداست؛ مطلب الهی است. ‏

‏     کسانی که برای خدا کار می کنند هیچ وقت باخت در آن نیست. آنهایی که برای دنیا‏‎ ‎‏کار می کنند باخت دارند که اگر نرسیدند خوب، باختند و عمرشان را هم هدر دادند. اگر‏‎ ‎‏برسند هم باخت دارند، لکن آنهایی که برای خدا قیام می کنند، اطاعت امر خدا را‏‎ ‎‏می خواهند بکنند، نهضت برای خدا، قیام برای خدا، عمل برای خدا، این هیچ وقت‏‎ ‎‏شکست ندارد. در ظاهر هم اگر خیال بشود که ما نتوانستیم، پس شکست خورده ایم، نه.‏‎ ‎‏به حَسَبِ واقعش شکستی نخوردیم؛ برای اینکه ما برای خدا کار کردیم، و کسی که برای‏‎ ‎‏خدا کار بکند، همین دنیا نیست قضیه؛ جاهای دیگر ما داریم، بُرد آنجاست. ‏

‏     البته دولت مکلَّف است، استاندارها مکلَّف هستند که همراهی کنند و به این‏‎ ‎‏جهاد سازندگی که جوانها مشغول هستند، یا سایر کارهایی را که جوانها مشغول هستند به‏‎ ‎‏قدر احتیاجی که دارند احتیاجات را برآورند، به مقداری که می توانند. دولت مسامحه‏‎ ‎‏نکند و آنها هم باید عمل بکنند؛ یعنی همۀ ما موظفیم به اینکه کشوری را که از گلوی‏‎ ‎‏استعمار بیرون کشیدیم، حالا خودمان اداره اش کنیم به طوری که دیگر محتاج به آنها‏‎ ‎‏نباشیم.‏

تلخترین امور در ذائقۀ انسان 

‏     این احتیاجِ به دشمن؛ تلخترین چیزهایی است که در ذایقۀ انسان باید باشد. یک وقت‏‎ ‎‏انسان احتیاج دارد به برادرهای خودش؛ این هم خوب نیست؛ لکن یک وقت احتیاج‏‎ ‎‏داشته باشد به دشمن خودش؛ یعنی آنی که در طول تاریخ ما را استضعاف کرده است، در‏‎ ‎‏طول تاریخ به ما خیانت کرده است، جنایت کرده است، حالا ما محتاج به او باشیم در‏‎ ‎‏ارزاقمان، دستمان را پیشش دراز کنیم که گندم بده، دستمان را پیشش دراز کردیم که‏‎ ‎‏مستشار ‏‏[‏‏بیاور‏‏]‏‏ این به نظر انسان، تلخترین چیزهایی است که در ذائقۀ انسان باید باشد که‏

‏پیش دشمنش، پیش آنکه همه چیزش را از بین برده، دست دراز کند که به من ارزاق ما را‏‎ ‎‏بده. باید ملت ما این تحول را پیدا بکند که عارش بیاید که به امریکا بگوید گندم به ما بده،‏‎ ‎‏یا مستشار به ما بده، خودش باید دنبال کار خودش باشد، خودش باید قیام کند و حوایج‏‎ ‎‏خودش را برآورد. همه باید با هم کمک بکنیم؛ یعنی ملت، همۀ قشرهای ملت، باید‏‎ ‎‏درصدد این باشند که خودکفا باشند؛ محتاج نباشند. آن وقت قشر کشاورز کشاورزیش را‏‎ ‎‏باید توسعه بدهد، و زیاد توسعه بدهد، الحمدلله در این سال توسعه پیدا کرده بود، بلکه‏‎ ‎‏در جایی دیدم که راجع به قم و اطراف قم بود که چهار مقابلْ قم و اطراف قم زیاد شده‏‎ ‎‏است امسال از سالهای سابق. ما امیدواریم که سالهای بعد جوری بشود که ما صادرکننده‏‎ ‎‏باشیم، و آنها محتاج به ما باشند؛ نه جوری باشد که ما پیش کسانی که به ما آن طور رنج‏‎ ‎‏دادند برویم بگوییم شما به ما گندم بدهید، بعدش هم باید در همۀ امور این طور باشد. ‏

شرط استقلال

‏     اگر یک مملکتی بخواهد مستقل باشد، اول شرط این است که احتیاج نداشته باشد به‏‎ ‎‏غیر، اگر احتیاج داشت که نمی تواند مستقل باشد. احتیاج، خودش یک بستگی ‏‏[‏‏سیاسی‏‏]‏‎ ‎‏است. اگر یک روزی آن کسی که ما به او محتاج ـ فرض کنید ـ باشیم، یک روزی‏‎ ‎‏جلویش را بگیرد، خوب ما باید تسلیمش بشویم. ما باید کاری بکنیم که مستقل بشویم.‏‎ ‎‏کاری بکنیم که محتاج نباشیم؛ این هم به این است که دانشگاهی بنایش را بر این بگذارد‏‎ ‎‏که در دانشگاه خودش کاری بکند که آن مقداری که مملکت خودش محتاج ‏‏[‏‏است‏‏]‏‎ ‎‏بتواند آن مقدار را درست بکند. عار است برای یک مملکتی که خارج از طب او استفاده‏‎ ‎‏کرده، حالا هر کس هر چه می شود از اینجا پا شود برود به لندن پیش دشمنهای ما. پیش‏‎ ‎‏آن که الآن دشمن ما را در آنجا دارد حفاظت می کند؛ امریکا. پیش آن که دشمن بزرگ‏‎ ‎‏ما را دارد حمایت می کند و پشتیبانی از او می کند و توطئه گری می کند. عار است برای ما‏‎ ‎‏که مریضهای ما بروند در یک چنین مملکتی که آن طور هستند. ما باید اطبّایمان در خود‏‎ ‎‏مملکت تربیت بشوند، مأیوس نباشند از اینکه ما نمی توانیم، این قدر خودشان را نبازند.‏

‏پیش هم هِی می گفتند نمی شود با این قدرتها، نمی شود با این قدرتها درافتاد، بیایید‏‎ ‎‏بسازیم، بیایید بسازیم. لکن شما دیدید وقتی ملت خواست، شد. وقتی یک ملتی یک‏‎ ‎‏چیزی را می خواهد، می شود، خدا همراهش است. همان طوری که آنوقت می گفتند‏‎ ‎‏نمی شود این قدرت را به هم زد، و شما عمل کردید و شد، حالا هم که می گویند ما‏‎ ‎‏نمی توانیم مثلاً خودکفا بشویم راجع به چیزها. نخیر، می توانیم، و باید همت کنیم و‏‎ ‎‏بشویم.‏

‏     باید طبیب از خود ما باشد، مهندس از خود ما باشد، همه چیز از خود ما باشد. احتیاج‏‎ ‎‏به این نداشته باشیم که ما از خارج وارد کنیم؛ مغز از خارج وارد کنیم. ما خودمان باید‏‎ ‎‏دارای مغز صحیح باشیم. این مغزهایی هم که می گذارند می روند اینها هم به درد ما‏‎ ‎‏نمی خورند.‏

‏     خودتان باید حالا از اول بسازید خودتان را، برای اینکه کشور خودتان را خودتان‏‎ ‎‏اداره بکنید. خیلی هم دنبال این نباشید که حالایی که دارید کار می کنید، خیر، باید حتماً‏‎ ‎‏همۀ ادارات هم با شما همراهی بکنند.‏

‏     شما برای خدا کار می کنید. البته آنها ‏‏[‏‏هم‏‏]‏‏ باید این کار را بکنند. لکن اگر یک وقتی‏‎ ‎‏یک لنگی پیدا شد، هیچ ابداً خوف به خودتان راه ندهید و یأس به خودتان راه ندهید.‏‎ ‎‏خودتان قدرتمندید، خودتان می توانید عمل بکنید.‏

برترین توفیق 

‏     من امیدوارم که خداوند همۀ شما را توفیق بدهد و همۀ ما را توفیق بدهد که برای خدا‏‎ ‎‏کار بکنیم، تا شکست در آن نباشد. این از همۀ توفیقها بالاتر است که ما خودمان طوری‏‎ ‎‏بکنیم که کارهایمان برای او باشد. خدمت به ملت، خدمت به اوست. خدمت به مملکت‏‎ ‎‏خود شما، خدمت به خداست. مملکت، مملکت خداست. خدمت کردن برای اینکه ما‏‎ ‎‏محتاج به اجانب نباشیم خدمت بزرگی است؛ خدمت الهی است؛ برای خداست این.‏‎ ‎‏کوشش کنید که کارتان برای خدا باشد. وقتی برای خدا باشد، از هیچ چیز باک نداشته‏

‏باشید؛ خدا همراه شماست. کسی که خدا همراهش است، از هیچ چیز نباید باک داشته‏‎ ‎‏باشد. ‏

‏     امیدوارم که خداوند همۀ شما را تأیید کند و موفق باشید. و اگر مطلبی هم هست،‏‎ ‎‏ممکن است بنویسید؛ چون من وقت اینکه حالا بنشینم یک مدتی صحبت کنم ندارم.‏

‎ ‎

  • ـ شهید سید محمدعلی قاضی طباطبایی، نماینده امام در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز که به دست گروهک فرقان به شهادت رسید.