بخش دوم: شبهات پیرامون عدل الهی

کیفیّت جریان خیر و شرّ به دست بندگان

کد : 144362 | تاریخ : 02/12/1395

‏‏کیفیّت جریان خیر و شرّ به دست بندگان‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏عدم استقلال‏‎ ‎‏موجودات در‏‎ ‎‏ایجاد‏

‏‏انتساب خیرات به‏‎ ‎‏حق و شرور به‏‎ ‎‏خلق‏

‏‏از تأمل در مطالب سابقه برای اهلش معلوم می شود کیفیت اجرای‏‎ ‎‏حق خیر و شر را به دست مخلوقات، بدون آنکه مستلزم مفاسد‏‎ ‎

‏
‏
‎[[page 130]]‎

‏‏جبر شود. و تحقیق آن به طوری که مطلب روشن گردد و اشکالات‏‎ ‎‏در باب مرتفع شود محتاج به تفصیل مذاهب و مقدمات کثیره ای‏‎ ‎‏است که از ذکر آن در این اوراق معذورم، ولی از اشارۀ اجمالیه‏‎ ‎‏ناگزیرم...‏

‏‏     ‏‏بدانکه استقلال موجودی از موجودات در عملی از اعمال‏‎ ‎‏ممکن نیست، مگر آنکه فاعل و موجد تمام اعدامی را که جایز‏‎ ‎‏است بر معلول سد کند، که اگر موجودی دارای صد شرط باشد در‏‎ ‎‏وجود، و علت سد اعدام ممکنۀ از معلول را از ناحیۀ نود و نه شرط‏‎ ‎‏بکند و یکی از شرایط به زمین بماند، ممکن نیست که آن علت‏‎ ‎‏مستقل در ایجاد آن معلول باشد. پس، استقلال در علیت متوقف بر‏‎ ‎‏آن است که آن علت سد جمیع اعدام ممکنۀ بر معلول را بنماید تا‏‎ ‎‏معلول را به حد وجوب رساند و موجود کند. و بالضرورة و البرهان‏‎ ‎‏معلوم است که در تمام دایرۀ ممکنات، از قاطنین جبروت عظمی و‏‎ ‎‏ملکوت علیا تا ساکنین عالم ملک و طبیعت، تمام قوای فعالۀ باطنه‏‎ ‎‏و ظاهره، از این شأن و مقام منعزل اند؛ زیرا که اول عدمی که بر‏‎ ‎‏معلول جایز است، عدم آن به عدم علت فاعله و مؤثره است، ‏‏[‏‏و‏‏]‏‎ ‎‏در سلسلۀ ممکنات موجودی نیست که سد عدم معلول را از این‏‎ ‎‏جهت بکند، زیرا که این مستلزم انقلاب امکان ذاتی به وجوب ذاتی‏‎ ‎‏و خروج ممکن از حدود بقعۀ امکان است. و این در بدیهیت عقل‏‎ ‎‏ضروری محال است. پس، معلوم شد که استقلال در ایجاد‏‎ ‎‏استقلال در وجود لازم دارد، و این در ممکنات صورت نگیرد. و از‏‎ ‎‏این بیان معلوم شد که تفویض در ایجاد و در هیچ شأنی از شؤون‏‎ ‎‏وجودیه به هیچیک از موجودات ممکن نیست. و این اختصاص به‏‎ ‎‏مکلفین و افعال آنها ندارد، گرچه به حسب کلمات جاریه در افواه‏‎ ‎‏متکلمین اختصاص فهمیده می شود، ولی از ابواب متفرقه می توان‏‎ ‎

‏
‏
‎[[page 131]]‎

‏‏فهمید عمومیت نزاع را؛ منتها آنکه چون بحث در افعال مکلفین‏‎ ‎‏مهم است در طریقۀ اصحاب کلام از این جهت نزاع را در آن طرح‏‎ ‎‏کردند. بالجمله، ما کار به نزاع متکلمین نداریم و در صدد جستجو‏‎ ‎‏و تحقیق حق هستیم، و معلوم و واضح شد عدم امکان تفویض بر‏‎ ‎‏هیچیک از موجودات در هیچ امری از امور...‏

‏‏     ‏‏با آنکه خیرات و شرور هر دو، هم به حق و هم به خلق نسبت‏‎ ‎‏داده شود، و هر دو نسبت صحیح است، و از همین جهت فرموده‏‎ ‎‏در این حدیث‏‎[1]‎‏ که خیرات و شرور را من اجرا فرمودم به دست‏‎ ‎‏بندگان، مع ذلک خیرات منتسب به حق تعالی است بالذات، و به‏‎ ‎‏عباد و موجودات منتسب است بالعرض. و شرور به عکس آن، به‏‎ ‎‏موجودات دیگر منسوب بالذات است، و به حق تعالی بالعرض‏‎ ‎‏منسوب است. و به این معنا اشاره فرموده در حدیث قدسی که‏‎ ‎‏می فرماید: «ای پسر آدم من اولی به حسنات تو هستم از تو؛ و تو‏‎ ‎‏اولی به سیئات خود هستی از من.» و اشاره به آن در سابق نمودیم و‏‎ ‎‏اکنون از ذکر آن صرف نظر می نماییم.(80)‏

‏‏*  *  *‏

‏‎[[page 132]]‎

  • . عن الرضا ـ علیه السلام ... قال الله عزّوجّل: «یاابن آدم انا اَولی بحسناتک منک و انت اَولی بسیّئاتک منّی.» الجواهر السنیة، ص 279. بحارالأنوار، ج 5، ص 4، کتاب العدل و المعاد، باب 1 از ابواب العدل، ح 3.

انتهای پیام /*