فصل اول آشنایی پیوند با عشق و عاطفه

روز تشریف فرمایی امام به ایران

کد : 144836 | تاریخ : 09/12/1395

‏‏روز تشریف فرمایی حضرت امام خمینی به ایران‏

‏‏از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا‏

‏‏نیمه شب تا سحرگاهان، شیفتگان و عاشقان امام عزیز بعد از تمیز کردن و‏‎ ‎‏شسشن کف خیابانها، کف خیابانها را با بهترین، الوان ترین و زیباترین گلها، ‏‎ ‎‏گل ‌آرایی و تزیین کردند.‏

‏‏ما هم با آمبولانس بزرگی که مجهز به دستگاههای مختلف پزشکی منجمله‏‎ ‎‏دستگاه نوار قلبی بود بعد از طی مسیر خیابانهای زیبا و پر طراوت به فرودگاه مهرآباد‏‎ ‎‏رسیدیم، برنامه هر فرد و هر تیم پزشکی مشخص بود و برنامه آمبولانس ما هم این بود‏‎ ‎‏که در معیت حضرت امام از فرودگاه تا بهشت زهرا باشیم.‏

‏‏در مراسم فرودگاه مهرآباد چهره نورانی و رئوف و مصمم امام عزیز نشان‏‎ ‎‏می داد که گویی شب را در بستر، خواب راحت داشتند و اثری از بیداری شب و‏‎ ‎‏خستگی راه در چهره ایشان مشهود نبود. ازدحام جمعیت در مسیر حرکت حضرت‏‎ ‎‏امام بقدری بود که حرکت تعاقبی ما را دچار اشکال نمود و ماشین حامل حضرت‏‎ ‎‏امام خمینی به رانندگی آقای محسن رفیق دوست با مهارت خاصی از میان جمعیت‏‎ ‎‏عبور می‌کرد و ما هم در فاصله دور و نزدیک ایشان در حرکت بودیم.‏

‏‏میلیونها نفر در مسیر حرکت ایستاده بودند و آرزوی دیدار عزیزشان را داشتند‏‎ ‎‏و همه و همه در داخل ماشینهای در حرکت، سَرَک می‌کشیدند تا با یک نگاه‏‎ ‎‏علاقمندی و خلوص نیت خود را به قلب تپنده خود ابراز نمایند. راستی چه صحنۀ‏‎ ‎‏بی سابقه‌ای بود، پیرمردان و پیرزنانی که سالها رنج و زحمت و کهولت؛ قامت رعنای‏‎ ‎‏آنها را خمیده کرده بود و ستون مهره‌های آنها را به کمانکی تبدیل و قیافه آنها را به‏‎ ‎‏گوژپشتی مبدل ساخته برد با تکیه به عصای چوبین نیمه شکسته خود در انتظار مه‏‎ ‎
‏
‎[[page 39]]‎‏نو سفر خود بودند.‏

‏‏ای پایگه امرت سرمایه درویشان‏

‏‏وی دستگه نهیت پیرایه خذلانـها‏

‏‏کودکان و جوانان پر شوری که قدرت پرواز در سر دارند، از درختها و تیرهای‏‎ ‎‏چوبی و سیمانی برف بالا رفته و از دور چون خوشه‌ای اقاقیا، آویزه‌هایی زیبا بوجود‏‎ ‎‏ آورده بودند.‏

‏‏عده‌ای هم در گوشه و کنار در روی کف اسفالت خیابانها ایستاده و یا نشسته‏‎ ‎‏بودند همه خواهان دیدار قلب خود و نور چشمان خود با دیدگان خود بودند.‏

‏‏بــا عـاقــلان بگـو کــه رخ یار ظاهــر است‏

‏‏کاوش بس است این همه در جستجوی دوست‏

 

[[page 40]]

انتهای پیام /*