طباطبایی، سید مهدی

نظری به چند مولفه مهم در باب رعایت حقوق مردم (بررسی دیدگاه های امام خمینی)

کد : 146891 | تاریخ : 04/01/1396

نظری به چند مولفه مهم در باب رعایت حقوق مردم

(بررسی دیدگاه های امام خمینی)

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی طباطبایی

حق و تکلیف در فلسفه امام و امامت چیست؟ دیدگاه های امام در این زمینه چگونه بوده است؟

آن چه من به یاد دارم و غالبا می فرمود حقوق مردم بود که همان حقوقی جامعی است که در روایات اهل بیت(ع) غالبا آمده. ایشان بیشتر می فرمود مردم باید به یکدیگر توجه کنند و حقی که نسبت به یکدیگر به معنای این که بار همدیگر را بردارند و به همدیگر یاری برسانند در عبارات ایشان بسیار دیده می شد. تکلیف و وظایف را از حق جدا می کرد. می فرمود حق آن چیزی است که ممکن است نتوانند آن را ادا کنند. گاهی به کسی می فرمودند تکلیف شما این است اما حق شما این نیست و خیلی بالاتر از این ها شما حق دارید. اما فعلا تکلیفی که دارید این است و باید این کار را انجام دهید. لذا ایشان خیلی مقید بود که در زمینه تکلیف که وظیفه امروزشان هست و می توانند و غالبا به یکدیگر ارجاع ندادن منظورشان بود. لذا از بوروکراسی و کاغذ بازی این جور کارها ناراحت می شدند. حتی یادم نمی رود یک روزی یک طومار پارچه ای بزرگی خدمت امام آوردند. ایشان گفتند آن کسی که این طومار به این بزرگی را نوشته است چه چیزی می خواهد؟ امام خودشان گوشه ای از این طومار را کنار زدند که دیدند زیر یکی از امضاهایی که پای این طومار خورده بود تعریف و تمجید های مرسوم زمان شاه را در وصف امام نوشته بودند. ایشان از این تعریف و تمجیدها اصلا خوششان نیامد. فرمودند بالاخره این ها چه می خواهند؟ گفته بودند اموری که در صلاحیت ما نیست بهتر است به مجلس ارجاع داده شود و یا به دولت ذیربطشان ارجاع داده شود(نگفتند به وزیر ذیربط). ایشان تفهیم می کنند که این کار باید در مجرای خودش جریان پیدا کند و انجام بشود. این نشان می  دهد آقا حق را قائل بوده اند. گاهی می فرمود که این ها حق بزرگی بر شما دارند. حق امیری بر شما دارند. یعنی آنها سروران و امیران شما هستند. امام از این عبارات زیاد داشتند. امّا در بحث تکلیف می گفتند هر مقدار که می توانید انجام دهید. اصرارشان این بود که در پاسخ گویی وجوابگویی عملی به مردم سستی نکنید. ایشان جمله ای دارند که ظاهرا در پیام هایشان به مجلس باشد که آقای هاشمی خوانده اند، ایشان قریب به چنین مضمونی می فرمایند: تا می توانید به مردم برسید، به این هایی که درخواست دارند در حدی که معقول است و شما می  توانید کوتاهی و سستی نکنید.  این بیان نشان می داد که ایشان بسیار مصر هستند به راه اندازی کار مردم و پاسخ دادن با ملایمت به مردم. حتی امام می خواسته بگوید، اگر نمی توانید لااقل جواب نرمی به مردم بدهید و مردم را از خودتان خشمگین نکنید.

حقوق مردم در حکومت دینی و به ویژه حکومت اسلامی چه جایگاهی دارد؟ عموما شاید حق و تکلیف تعارضی بینشان رخ می دهد. شاید بر اساس تکلیف، حق مردم ضایع شود و یا حقوق در جایی دیگر جای تکلیف را بگیرد.

حکومت دینی و حقوق مربوط به آن، در قانون اساسی هم آورده شد، یعنی همان چیزی که به سمع و نظر آقا هم چند بار رسید. یعنی در مورد قانون اساسی و اختصاصا حقوق شهروندان چند بار رای و نظر امام پرسیده شد. منتها متاسفانه شدنی نبود. حق مردم مثل آموزش و پرورش مجانی، بهداشت مجانی، آب مجانی و به طور کلی ضروریات زیست و زندگی مجانی برای مردم در قانون پیش بینی شده بود. در حکومت دینی هم همین حقوق هست. حتی می گویند کسانی که دارند و ندارند «وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ[1]»؛ طبق این آیه لازم نیست که خمس و زکات مالش را به سائل و محروم بدهد. بلکه از زیادی مالش حقی برای دیگران معلوم کنید. یعنی به کسی که سائل و محروم است باید کمک کرد. این حتی مساله دارو و درمان را هم دربر می گیرد. در اوایل انقلاب کارهایی در این زمینه شد. ولی موفق نشدند. والا قصد داشتند آب و برق و سایر امکانات اولیه زندگی را مجانی عرضه کنند. الان اگر این مسائل دوباره مطرح بشود شاید خیلی از مردم عصبانی بشوند که چرا آن روز این حرف ها زده شد و حالا قیمت همان خدمات و کالاها تا این اندازه گران شده است. پس حقوق مردم در حکومت دینی رفاه معیشتی مردم نیست، بلکه شامل ضروریات زندگی مردم می شود.

در بعد سیاسی اجتماعی چه طور؟ حقوق سیاسی ـ اجتماعی مردم که در عرصه هایی مثل انتخابات و احزاب مطرح می شود چه جایگاهی دارند؟

حقوق(سیاسی ـ اجتماعی) در ذیل این کلمه(حقوق مردم در حکومت دینی) نمی گنجد. این بحث ذیل پرسش جا نمی گیرد. در انتخاب حکومت دینی مردم خودشان به وظیفه هایشان عمل می کنند و قانون با دین شان است. به ویژه این که شما می گویید حقوق مردم در حکومت اسلامی چیست؟ در حکومت اسلامی که این حرف ها وجود ندارد. کلمه رای در بحث دموکراسی مطرح است و از این جهت که به اسلام نزدیک است کنار هم مطرح می شوند. ولی در حکومت اسلامی هر کسی وظیفه خودش را می داند. کسی که از حال مسلمان دیگری خبر نگیرد، مسلمان نیست یا در مرتبه ای بالاتر بشنود و دنبال نکند. امام هم اول نظر داشت و دائما کلمه همه را در سخنرانی هایشان به کار می بردند و اموری را بر همه تکلیف می کردند. زیاد می فرمود: باهم باشید،  ید الله مع الجماعه یا  بر همه لازم است،  مسئولین هم با هم باشند،  همراه هم باشند که هم کار هم بشوند از جمله عباراتی است که در کلام امام بسیار دیده می شود و نشان دهنده اهمیت حقوق مردم در حکومت دینی به ویژه در حکومت اسلامی که جایگاه و اصالت با ابقاء این محبت و دوستی در نظر امام بوده است. حتی ذیل این آیه مبارکه می فرماید: « قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشَاءُ الله أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ[2]»؛ کافران می گویند ما برای چه باید به فلانی غذا بدهیم. اگر خدا می خواهد خودش غذا بدهد. قرآن می فرماید خدا می تواند خودش به به او غذا بدهد، اما خدا به تو می دهد تا تو به او غذا بدهی که از این راه ارتباطاتتان محکم شود واجتماعیاتتان پیوند بخورد. همین حرف را امام این جور می گفتند: شما باید به زیر دستان طوری برسید که آنها همانند اقربای شما باشند. یعنی مثل بچه های خودتان به مردم رسیدگی کنید.

تفاوت حقوق مردم در حکومت اسلامی و لیبرال دموکراسی در چه مواردی است؟ نگاه امام خمینی به این مقوله چگونه بوده است؟

در اوائل کار امام اصلا به لیبرال دموکراسی نظر ندارد و سخت هم با آن مخالف بود. ولی در قبال جامعه امروز نمی توان با این توقعات جدید پاسخ داد. لذا ناچارا ایشان تن دادند به مجلس و اجتماع و این چیزهایی که در اندیشه لیبرال دموکراسی مطرح است. این را باید نگاه خیلی ظریف و ضروری از طرف امام دانست. اصلا نظر اول امام خمینی این بود که فتوا که می دادند باید جنبه قانونی پیدا می کرد و به آن عمل می شد. ولی امام دیدند چنین چیزی را جامعه نمی پذیرند. از ویژگی های امام این بود که حضور در جامعه را برای خودشان خیلی ضروری می دانستند. نمی دانم چه طور از اوضاع و احوال هم خیلی زود با خبر می شدند. با این که بعضی ها می گویند مثلا علما غالبا کنار هستند و مخصوصا این هایی که از دهات آمده اند و در حوزه درس خوانده اند این ها غالبا از شهر وشهرستان بی خبر هستند. از قدیم الایام هم همین طور بوده است.

آقای خمینی، با این که خمین شهر خیلی کوچکی بوده است، به این موارد بسیار آگاهی داشتند. حتی به گفته خودشان ایشان جزء تماشاچیان مجلس زمان آقای مدرس بوده اند. پس می شود دید که ایشان خودشان را به نوعی در بین مردم انداخته اند و از این راه ضرورتش را درک می کردند. آقای خمینی دو کار کرد که من خیلی از آن ها لذت می برم. یکی مربوط به اول نهضت می شود. ایشان کل حرفش این بود که چرا زن ها را به سربازی می برند و حرف دومشان این بود که چرا اموال مردم را می برند؟ شاه برای این که کشور یک مقدار حالت کمونیستی پیدا نکند، و بچه های مارکسیستی و سوسیالیستی را آرام کند چند کار کرد: یکی این که لوایح شش گانه را آورد که یکی از مفاد آن اصلاحات ارضی و دیگری بحث تقسیم سهام کارخانه ها بین کارگران بود. آن جا آقای خمینی با آن کارها مخالفت کرد. وقتی هم که قصد حمله می کردند، شال سفید به سرشان می بستند و به عنوان دهاتی برای مبارزه جلو می آمدند. علیه آقای خمینی وقتی به مدرسه فیضیه آمدند، به عنوان کشاورز خود را نشان دادند. اما بعدا آقای خمینی خیلی ظریف موضعش را تغییر داد و به نوعی از این طرح حمایت کرد. چون اصل نظر آقا اسلامیت بود. این کلمات هم در آن روزها اسلامی بود. منتها آن چیزی که در آن روز مطرح بود امروز جا ندارد که در مورد آن صحبت شود. چون صحنه عوض شده است. و لذا بعد از آن هم شما می بینید که امام هر چه آن روز بود شبیه به آن را بعدا انجام داد. یکی دیگر هم این قضیه بود می گفت که زن های شما را به سربازخانه می برند. آن روزی که این حرف را زد شاه به قم آمد و گفته بود زن هایی که می خواهند بیایند در نظام کار کنند باید سربازی هم رفته باشند. نخواستند هم می توانند نروند. این جمله در آن روز که آقا قائل به حکومت مردمی شد حتما با نظام شاهنشاهی فرق می کند و لذا بسیج زنان درست کرد.

پس در حقیقت زمان و مکان تغییر پیدا کرد؟

حقوق مردم در حکومت اسلامی معنایش این است که می شود این کار را کرد. اما او در حکومت طاغوتی می گوید نمی شود. همین مطلب در مورد موسیقی هم گفته می شد. این نباید تناقض به نظر بیاید. تفاوت حقوق مردم در حکومت اسلامی چیست؟ این به قانونگذاری(مثل مجلس) کشیده می شود. تفاوت در این جا مشخص می شود: تفاوت آن است که آن روز این کارها نامشروع است، این کارها حالا در دموکراسی اسلامی مشروع است. حتی موسیقی هم همین طور بوده است. یک نوع موسیقی در همان زمان در تلویزیون حرام بود، امروز هم همان حکم را دارد.

حقوق مردم بر حکمران در حکومت اسلامی چیست و توصیه های امام در این زمینه چه بوده است؟

همه حکمران ها می گفتند ولی نعمت هستند. ولی فرق بود بین کسی که می گفت من رئیس و آمر هستم. اما آقای خمینی نظرش کلا چیز دیگری بود. او می گفت باید حکمران بگوید من نوکر تو هستم.حتی این جمله را زمان شاه هم می گفت: شما حقوق از ملت می گیرید. لذا این ها ارباب های شما هستند. پس ای نوکرها! ارباب های خودتان را نزنید! ما همین را در زمان جمهوری اسلامی هم شاهد بودیم و داشتیم. که شما بالاخره از زور این ها از زندان آزاد شدید. این ها بودند که به خیابان ها ریختند و کشته دادند و باعث آزادی شما شدند. این ها بودند که شما را از زندان در آوردند. پس این ها امیران شما هستند. پس با دید زیر دست به آن ها نگاه نکنید. و مثل کسی که وظیفه دارید کارتان را انجام دهید و منتی نداشته باشید. این عبارات و تفسیرها را مرحوم بهشتی در عبارتی خلاصه کرده بود و می گفت: «ما تشنگان خدمیتم، نه شیفتگان قدرت». ما می خواهیم خدمت کنیم. نمی خواهیم بیاییم و قدرت را به دست بگیریم. توصیه امام هم این بود که شما به زیردستانتان به عنوان امیر نگاه کنید نه به عنوان یک مامور. اگر در اداره هستید اگر رئیستان وارد شود از جایت بلند می شوید. خب در مورد مراجعه کننده هم اگر بلند نمی شوید لااقل احترام و تکریمش کنید. او را باید ولی نعمت خودت بدانی.

 در دادگاه چنین چیزی نمی شود. من خودم در دادگاه بودم و وقتی این کار را می کردم به من خرده می گرفتند. به هر حال در دادگاه نمی شد این طوری کاری کرد. ولی در عوض هر جای دیگری که بودم در مواجهه با ارباب رجوع از جایم بلند می شدم. چون وظیفه خودم می دانستم. همین الان هم همینطورم.

حقوق مردم نسبت به عالمان دین چیست؟ سفارش و توصیه امام راجع به این مساله را بیان بفرمایید.

متاسفانه هیچ کدام از آن توصیه ها اجرا نمی شود. به هر حال از جمله حقوق مردم نسبت به عالمان احترام است، پذیرفتن حق مجتهد و عالم است و اطاعت کردن از آنها است. اما وظیفه عالمان دینی چیست؟ تواضع، ساده زیستی، جوابگویی و مهربانی با مردم است. متاسفانه تقریبا همه شان جمع شده است. اگر همین الان کل منطقه شهر ری را تا تقریبا شمیرانات را بگردید یک درخانه باز نیست. البته دفاتر باز هستند، اما دفاتر چه کار می کنند.  به محض این که داخل شوی فکر می کنند پول برایشان آورده ای. خب این بد و زشت است. درست است به اسم دفاتر پاسخگویی به سوالات شرعی باز هستند اما وظیفه های دیگری هم دارند. الان دوره بدی شده است. من دیگر زورم به کسی نمی رسد که حرفی در این رابطه بزنم. اما بین خودم و خدا دلم می سوزد و ابراز ناراحتی می کنم. من چون خودم الان مریض هستم و ریه هایم مشکل پیدا کرده سعی می کنم کمتر وارد اجتماع شوم تا مردم از من بدشان نیاید. ولی با این حال جماعت را رها نکرده ام و با این که به من توصیه شده است باید به جای خوش و آب و هوا بروم اما میان مردم و شلوغی و دود و دم را به دل خوشی مردم و همین حضور نصفه و نیمه ام در بین مردم و شنیدن ناراحتی های آنها را به زندگی در جایی خوش آب و هوا ترجیح می دهم. امام هم نظرش همین بود که در حکومت اسلامی عالمان دیدنی باید با مردم حشر و نشر داشته باشند، به فکر مردم باشند و به آنها مراجعه کنند. من نخواستم از خودم تعریف کنم. اما می خواستم بگویم طبق فرمایش آقا وظیفه ما این است که گفتم: که در دسترس مردم باشند، به فکر آنها باشند، جوابگوی مردن باشند و برای آنها احترام قائل باشند.

حقوق اقلیت های دینی در حکومت اسلامی چه جایگاهی دارد؟ دیدگاه امام خمینی در این زمینه چیست؟

آن چه که مربوط به دیدگاه حضرت امام بود، من زیاد کلمات مربوط به آن را مطرح نمی کنم، بیشتر همان بود که در قانون اساسی آمد. و در آن در بخش حقوق شهروندی حق همه مردم محفوظ است و همه آنها بهره مند هستند. مادامی که دسیسه ای صورت نگیرد حقوق مردم بنا به آنچه که در قانون اساسی آمده است محفوظ است. تا آن جا که یادم هست آقا هم چیزی مازاد بر آن نگفته است. چون همین حرف هایی که من گفتم همین حرف ها در قانون هم آمده بود.

حقوق اهل سنت در نظام شیعی چه جایگاهی دارد؟ و به طور کلی اهل سنت چه حقوقی در نظام جمهوری اسلامی دارند؟ نظر امام در این زمینه چه بوده است؟

در این زمینه امام معتقد بودند همه یکسان هستند، ولی اهل تسنن در عمل به احکامشان می توانند طبق رویه های خودشان عمل کنند. در امر طلاق می توانند احکام مربوط به خود را داشته باشند. در موسم حج هم، ولو این که کاروان حج ما می رود می بایست وظایف مربوط به آن ها را هم انجام بدهد. مثلا یکی از وظایف آن ها این است که در شب عرفه به منا می روند. بعد در روز عرفه از منا به صحرای عرفات می آیند. از ایشان{امام} سوال کردند که کاروانی که می خواهد برود ایرانی و شیعه است تکلیف ما چیست؟ ایشان گفتند مانعی ندارد. او هم باشیعه ها برود. و طبق تکیلف عمل کنند. یعنی به طور کلی علمای شیعه موظفند که نسبت به علمای سنی در اجرای احکام دینی شان، و معاملاتشان و ازدواج و نکاحشان دخالت نکنند و به کار خودشان مشغول باشند.

حقوق زنان در حکومت اسلامی در چه مرتبه ای است؟

امام برای زنان بیشتر جایگاه مادری قائل بودند. ایشان حضور زنان در اجتماع را می خواستند مثل این که تاکید داشتند زنان باید رای بدهند و در انتخاب مسئولین و نماینده ها مشارکت کنند. حتی ایشان قائل بودند که باید بسیاری از دروس پزشکی مربوط به زنان را خود زنان بخوانند. ایشان در سیره علمی و عملی  شان نشان دادند و بیان کردند زنان در کارهای اجتماعی نیازی به مراجعه به مردها نداشته باشند و نیازهای زنان توسط خود زنان بر طرف شود. نه این که دور خودشان را خط بکشند. بلکه معقتد بودند باید زنان نیرومند و فعال بشوند تا بتوانند در کارها و امور مختلف حضور موثر پیدا کنند. ایشان در باب تولد فاطمه زهرا(س) و به مناسبت این عید فرخنده فرمودند که: برای زنان مسلمان بهتر است که آن ها جدای از مادر بودن جایگاه مادری داشته باشند.»در آن جا ایشان تفسیر زیادی از نقش مادری کردند.

جایگاه حقوق اقتصادی و معیشتی مردم در نظام حکومت اسلامی چیست؟

در مورد حقوق اقتصادی امام یک دست صحبت نکرده اند. یک طور صحبت هایی از کشت و کار کرده اند. مثل اول انقلاب. یک جا طوری دیگری صحبت کرده اند و از ورود کالا و اجناس صحبت کرده اند. در یک مجال دیگری از تولید و تکثیر داخلی صحبت هایی کرده اند. ایشان از ورود خارجی ها آنچان منعی هم نداشتند. حتی اظهار هم نمی کردند. ولی بیشتر نظرشان به این بود که منحصر نکنند به گروهی. زیاد تلاش می کردند که گروهی دخالت و گروهی دیگر دخالت نکند. امام بیشتر نظرشان این بود که امور هر چه بیشتر دست مردم باشد بهتراست. اما متاسفانه چیزی که رخ داد این بود که در حال فریب با امام رفتار می کردند. لذا افراد رندی که در جامعه بودند نمی خواستند نظرات امام به تمام اجرا شود. لذا قانون اساسی که نوشته شد، همین افراد خیلی درگیر شدند. این افراد بیشتر شامل انقلابیونی می شد که بیشتر می خواستند امور دست خودشان باشد. در واقع می خواستند کارها را دولتی نگه دارند. لازم می دانم که نکته ظریفی را در این جا اشاره کنم. ما یک دسته تحصیل کرده داریم که این ها کار را دست گرفتند. این تحصیل کرده ها یک مقداری بیش از اندازه روشن فکر بودند. یک مقدار برای این که مخالفینشان را از جامعه طرد کنند، قضیه حجتیه را وسط کشیدند و آنها را کوبیدند. در حالی که واقع قضیه این نبود. حجتیه ای ها اعتقاداتشان خیلی قرص تر بود و پایبندی به اعتقاداتشان بسیار بیشتر بود. این روشنفکر ها با آنها درگیر می شدند و از این طریق توانسستند آنها را از اقتصاد بیرون کنند. در عوض حجتیه ای ها خیلی مایل بودند اقتصاد دست مردم باشد ولی در مقابل روشنفکرها معتقد به دولتی بودن اقتصاد بودند. چون اکثرشان هم دولتی بودند. حجتیه ای ها هم اکثرشان از قبل ملی بودند و به خواسته ملی بودن اقتصاد بیشتر دامن می زدند. دولتی ها می خواستند موقعیتشان را از دست ندهند ولی حجتیه ای ها چون دانشجو بودند می خواستند قدرتی به دست بیاورند. بالاخره نمی دانم چه اتفاقی بین دو دسته اتفاق افتاد که امام چنین فرمودند. من در این جا نه پرده بر می دارم و نه از کسی و جریانی دفاع می کنم. شما یکی از حجتیه ای ها را پیدا کنید که این گفته باشد تا گناه نکنید و زمین را از جور و فساد پر نکنید امام زمان(عج) ظهور نخواهند کرد. واقعا چنین چیزی نگفتند. خب حلبی زنده بود. می گفت من کی همچون حرفی زده ام؟ من همچون حرفی نگفته ام اما به زور به دهن من انداختند که تو چنین حرفی زده ای. از این طرف فروزش یک نمونه است. او صد در صد حجتیه ای بود و صدر در صد شیعی که در خدمت آقا بود.

شاید چند دسته بودند.

من همه این ها را می شناسم. من همه را دسته بندی نمی کنم. من از طرح این مساله منظورم این بود که چرا در زمان امام چنین دیدگاهی در اقتصاد مطرح شد. یعنی جایگاه حقوق اقتصادی در نظام جمهوری اسلامی این است که تمام امور دست مردم باشد و دولت فقط نظارت کند. و حق هیچ دخالتی ندارد و فقط ناظر است. این ها می گفتند نه، باید اقتصاد دولتی باشد. چقدر توانستند به دولت و احزاب فشار بیاورند که خواسته شان را به کرسی بنشانند. چون پول هم داشتند موفق شدند. من می توانم بیشتر از 50 نفر از آنها را بشمارم. کسانی که پول داشتند و می خواستند اقتصاد دست خودشان باشد، اما حجتیه ای ها پول نداشتند و نتوانستند کاری از پیش ببرند. التبه مساله جنگ را هیچ کس نمی تواند منکر بشود. شما باور کنید که نصف مهم جنگ را پولدارها اداره کردند. البته باید پرسید که این ها پولشان را از کجا آورده بودند. البته منکر زحمتشان نمی شویم. این ها همانهایی بودند که وانت های پر از بارشان را خالی کردند و به میدان جنگ فرستادند. پس اصلا جا ندارد که ما توی دهن بازار بزنیم و نقش مهم آنها را در اداره جنگ نادیده بگیریم. والا همان روزها که به شدت نیازمند پول بودیم یکی از همین دانشجوها پول نداشتند. حتی پدرانشان هم پول نداشتند که بتوانند به جبهه ها کمک کنند. با همه این تفاسیر من حرفم این است، با این که حرف امام اقتصاد بر پایه مردم و مردم محور بود اما آن طور نشد و غیر از آن اتفاق افتاد.

رابطه عدالت با حقوق مردم چیست؟ آیا بدون اجرای عدالت حکومت مشروعیت دینی دارد؟ نظر امام در این رابطه چیست؟

امام از اول می گفت اگر عدالت نباشد مشروعیت هم وجود ندارد حتی اگر طرف نماز شب خوان هم باشد باید کار فرد عادلانه باشد. منتهی عدالت نکته ظریفی است که در همان جا بعضی اوقات و بعضی مردم دچار اشتباه می شوند. آن جایی است که مردم تساوی را با عدالت یکسان می بینند. در حالی که این گونه نیست. اتفاقا در عدالت تساوی ظلم است. مثلا ماشینی که حجمش 10 تن است نباید به آن 20 تن بار بزنیم. نباید گفت به او چرا 8 تن دادید و به من 20 تن دادید. خب طبیعی است که ماشین من به اندازه 20 تن ظرفیت دارد. مثلا گفته شود چرا به او به جای این که 2 میلیون بدهی 100 میلیون داده ای؟ خب حتما او صلاحیت دریافت این مبلغ را داشته است. به اندازه ای که در حکومت اسلامی اموال ضایع کردند، خیانت این قدر اثر نگذاشت. خیانت خیلی کم بود. اما ضایعات بیش از خیانت ها بود. البته ضایعات طبق روایات از خیانت کردن بد تر است. چون در خیانت مال از بین نمی رود. اگر یک ماشین را دزدیدند من دیگر ماشین ندارم اما آن کسی که ماشین را دزدیده  است حالا صاحب ماشین است. اگر قالی دزدیده شد دیگر زیر پای من نیست. ولی زیر پای فرد دیگر که هست. اما اگر قالی ضایع شد دیگر نه من آن را دارم، نه دیگری. بلکه آن آتش گرفته و از بین رفته است. این موضوع از آن موقع تا الان باب بوده است. امام هم به ضرورت این مساله واقف بودند و دنبال راه چاره می گشتند. وقتی حرف از ساده زیستی می زدند نگاهی هم به این مقوله داشتند.

حقوق فطری و طبیعی تا چه میزان با حقوق اسلامی سازگاری دارد؟ آیا امام در این زمینه مطلبی داشته اند؟

از جمله حقوق فطری مسکن، شغل و امثال آن است. طبیعی است که یک کس می تواند درس بخواند، کس دیگر نه. یک کس می تواند سواد پیدا کند ولی کس دیگر نه. امام خیلی معتقد بودند که این استعدادها شناسایی بشوند و نهفته نمانند. اما متاسفانه این حقوق در کشور بسیار ضایع شد. اما این که تا چه میزان حقوق فطری و طبیعی با حقوق اسلامی سازگاری دارد باید گفت همه شان با همدیگر مطابقت دارند. جدا از این که دین اسلام بر مبنای فطرت بنا شده است در این زمینه امام غالبا می گفتند سعی کنید کار را به دست کسی بدهید که از پس آن بر بیاید. مثلا در قضیه آقای رجایی و بنی صدر گفتند که تعهد رجایی بالاتر از تخصص بنی صدر است. در واقع با این تعبیر ایشان این مطلب را رساندند که آیا اقتصاد مهم تر است یا دین؟ در واقع ایشان به اهلیت افراد در سپردن کارها به آنها تاکید فراوان داشتند. در واقع امام در این مثال واضح به همه نشان دادند که تعهد به مراتب از تخصص مهم تر است. و در ادامه تعهد بدون تخصص جایی ندارد. مثلا کسی دکتر هست، اما تعهد دینی ندارد. اما بهتر است که هر دو توامان با همدیگر باشد.

نهاد های مردمی و نهاد های غیر حکومتی به لحاظ حقوقی چه جایگاهی در نظام اسلامی دارند؟

امام خیلی مقید بودند که حکومت های هیاتی مقدم هستند. خیلی تلاش شد که روضه ها را جمع کنند تا این حرکت های خودجوش مردمی به صورت تشکیلاتی اداره بشود. چند بار افرادی پیش امام رفتند تا از طریق رایزنی بتوانند هیات ها را جمع کنند اما باز هم موفق نشدند که رای امام را در این مورد تغییر بدهند. حتی زمانی رسید که پیش آقای خمینی رفتند تا ایشان به اصطلاح دسته بندی های تجاری را جمع کنند و بساطش را برچینند. این برای من خیلی دردناک بود. اما امام مخالفت کردند و گفتند باید این حرکت ها حضور داشته باشند و جاهای مختلف دسترسی داشته باشند. اما عده ای مخالف حضور این گروه ها بودند. با وجود این مخالفت ها امام در مقابل خواست این گروه ها ایستادگی کرد و به حیات این مجالس ضمانت داد. در واقع امام به این گروه بندی های تجاری و اقتصادی و صنفی کوچک و خرد خیلی معتقد بود، به آنها احترام می گذاشت. امام تا زمانی که زنده بودند نتوانستند این نهاد های مردم ساز را دولتی کنند. اما بعد از ایشان دست به این کار زدند. 

 

منبع: ویژه نامه همایش حقوق مردم و حکومت دینی در اندیشه امام، ص 101.



[1]. سوره المعارج، آیات 25-24

[2]. سوره یس، آیه 47

انتهای پیام /*