حسین امین الشریعه

قـرآن شـناخـتی در سخنرانی های امام خمینی

بیگانگی با قرآن کریم و آموزش های زندگی ساز آن، دیر یا زود، بستر ساز کج روی های فکری و عملی در جامعه دینی خواهد شد.
از این روست که رهبر فقید انقلاب اسلامی، هر فرصتی را که مناسب می یافت، برای آشنا سازی ملت ایران با مکتب و منزلت وحی بهره می جست تا کلام الله مجید، پیوسته رهنمای حیات مسلمانان باشد.

کد : 149631 | تاریخ : 13/09/1396

قـرآن شـناخـتی


در سخنرانی های امام خمینی


□ حسین امین الشریعه


چکیده


تردیدی نیست که جامعه مسلمانان، هماره به قرآن کریم و هدایتگری های همه جانبه آن نیازمند است و نیز، به دیدگاه های مفسران و انس گرفتگان با قرآن و راه یافتگان به مفاهیم و حقایق آن. درمقال حاضر، در محضر عالم و مفسری بزرگ خواهیم بود که با مردم، از قرآن کریم و منزلت و حکمت و هدایت وحیانی آن سخن می راند.


کلید واژگان: قرآن، هدایت، امام خمینی، اسلام و مسلمانان.


مقدمه


در نوشتار پیش  روی، موارد قرآن شناختی امام، در خطابه های عمومی ایشان مطرح شده است و سپس از هر کدام، نکته هایی استخراج می شود که نمودار کتاب زندگی بودن قرآن کریم است. از آنجا که دیدارها و سخنرانی های امام، در مقاطع گونه گون انقلاب اسلامی شکل گرفته است، می توان مجموعه راهنمایی در ارتباط با آیات و تفسیر  آن به دست آورد.


بدین گونه، تمایز این گونه گفتارها و نکته های استخراج شده، از گونه ای که در کتاب های امام، مانند «آداب الصلوة» به چشم می خورد، هویداست. تردید نیست که امام در این بخش از آثار خویش، جامعه و زمانه را نیز در نظر دارد و قرآن را در صحنه حیات فردی و جمعی مسلمانان  به تصویر کشیده است.


از طرف دیگر، مخاطب ها نیز تفاوت دارند، چرا که در این جا، اقشار مختلف مردم را مخاطب می نگریم، در حالی که مثلاً در کتاب آداب الصلوة، گروهی از آنان را مخاطب می بینیم.


 1. قرآن و پیامبر


" ذات مقدس حق تعالی، که غیب است و در عین حال، ظاهر است، مستجمع همه کمال به طور غیر متناهی است. در رسول اکرم [ذات حق] متجلی است به تمام اسما و صفات، و در قرآن [ذات حق] متجلی است به تمام اسما و صفات". (صحیفه امام، ج 12، ص 421)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) حاضر و غایب بودن خدای یگانه


ب) خداوند؛ کمال و جمال مطلق


ج) تجلی کامل اسما و صفات حضرت حق در آورنده قرآن


د) تجلی کامل اسما و صفات حضرت حق در آیات قرآن کریم


هـ) حضور قرآن و رسول در وادی تجلی الله


و) کتاب کامل، انسان کامل و تجلی کامل اسماء الله


 2. قرآن، پیامبر و امام صادق


" معرف رسول اکرم، قرآن است همان طور که خود رسول اکرم و حضرت صادق ـ  سلام الله علیه ـ ولی الله اعظم، جلوه  تام حق تعالی هستند، قرآن هم همان طور است، قرآن هم جلوه  تام خدای تعالی است 5 هر کس 5 در این کتاب مقدس دقت کند و توجه داشته باشد، بیشتر مطلع می شود که آورنده [قرآن کیست؟]…". (همان، ج 20، ص 408)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) قرآن؛ آیینه شخصیت و منزلت رسول الله


ب) پیامبر و خاندان پیامبر؛ جلوه های تام و تمام الهی


ج) جلوه گری حضرت حق در آیات قرآن و عترت رسول اکرم


 3. جامعیت کتاب خدا


" قرآن در عین حالی که یک کتاب معنوی، عرفانی [است]… کتابی است که تهذیب اخلاق را می کند، استدلال هم می کند، حکومت هم می کند، و وحدت را هم سفارش می کند.... و این از خصوصیات کتاب آسمانی ماست که هم باب معرفت را باز کرده است تا حدودی که در حد انسان است و هم باب مادیات را و اتصال مادیات به معنویات را، و هم باب حکومت را  و…". (همان، ج 17، ص 434)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) محتوای معنوی و عرفانی آیات قرآن


ب) تأثیرگذاری قرآن کریم در عرصه اخلاق و تهذیب نفس


ج) آیات قرآن، همراه با استدلال


د) آیات سیاسی و اجتماعی قرآن، درباره حکومت و وحدت امت مسلمان


هـ) قرآن کریم؛ گشاینده باب معرفت به روی آدمی، در تناسب با خرد وی


و) پیوند مادیات و معنویات در آیات قرآن


 4. قرآن در ارتباط با مردمان


" کتاب الهی، یک سفره گسترده ای است که همه از آن استفاده می کنند، منتها هر کس به وضعی استفاده می کند. و عمده نظر کتاب الهی و انبیای عظام بر توسعه معرفت است".(همان، ج 19، ص 115)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) قرآن؛ سفره گسترده معنوی خداوند


ب) برخورداری انسان ها از قرآن، در سطوح گوناگون فکری و عملی


ج) محور بودن توسعه معرفت در سوره های قرآن


 5. هدف قرآن کریم


" کتاب های آسمانی هم [که] بالاترینش کتاب قرآن کریم است، تمام مقصدش همین است که معرفی کند حق تعالی را، با همه اسما و صفاتی که دارد". (همان، ج 20، ص 409)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) قرآن؛ برترین کتاب آسمانی


ب) معرفت الله؛ مقصد نهایی قرآن مجید


 6. قرآن و تحول آفرینی در ابعاد گوناگون


" تحول معنوی و تحول عرفانی، که به واسطه قرآن پیدا شده است، فوق همه مسائل است. و بشر هر کس از یک بعد به قرآن نگاه کرده است. و بعضی بعد ظاهرش را [یعنی] بعد مسائل اجتماعی را، بعد مسائل سیاسی را، بعد مسائل فلسفی، بعد مسائل عرفانی [را]، لکن آن بعد حقیقی، که بین عاشق و معشوق است، آن سرّی که بین خدا و پیغمبر اکرم است، آن، یک مطلبی نیست که ماها بتوانیم بفهمیم چی است قصّه. آنکه از حضرت باقر ـ سلام الله علیه ـ نقل شده است که فرموده است که من از «صمد» تمام احکام و شرایع را، تمام حقایق را از صمد می توانم نشر کنم [البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 526] مسأله هست این.


البته ما هم از صمد می توانیم اصول معارف را بفهمیم، لکن او زاید بر این مسائل می گوید. در هر صورت، کمال تأسف است برای انسان ها، که نمی خواهند بدانند، در راه دانستن نیفتاده اند، در راه معرفت کتاب خدا قدم برنداشته اند، ارتباط با مبدأ وحی برقرار نکردند که از مبدأ وحی تفسیر بشود برایشان". (صحیفه امام، ج 18، ص 262 ـ 263)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) پیدایش تحول های معنوی و عرفانی، از رهگذر نزول قرآن کریم


ب) انسان ها و نگریستن از دریچه های متفاوت به آیات قرآن


ج) ابعاد ظاهری و باطنی قرآن


د) طرح مسائل اجتماعی، سیاسی، فلسفی، عرفانی و اخلاقی در قرآن


هـ) دستیابی آورنده قرآن به بعد حقیقی قرآن مجید


و) ضرورت دانستن معانی قرآن و امکان دستیابی به اصول معارف الهی قرآن


 7. مسأله نزول وحی


" کیفیت وحی، از اموری است که غیر از خود رسول خدا و کسانی که در خلوت با رسول خدا بودند یا این که از او الهام گرفته اند، کیفیت نزول وحی را کسی نمی تواند بفهمد. و لهذا هر وقت خواستند معرفی هم بکنند، با زبان ما عامی ها معرفی کردند، چنانچه خدای تبارک و تعالی با زبان آن بشر عامی، خودش را با «شتر» معرفی می کند، با آسمان معرفی می کند، با زمین معرفی می کند، با خلق و امثال این ها". (همان، ج 17، ص 433)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) دشواری درک چگونگی نزول وحی بر رسول خدا


ب) قرآن و بیان ساده در ارتباط با شناخت خداوند


ج) قرآن، هدایت و زبان


د) قرآن، معرفت الله و طبیعت


8. قرآن در رمضان


" ماه مبارک رمضان که ماه مبارک است، ممکن است برای این باشد که ماهی است که ولی اعظم؛ یعنی رسول خدا واصل شده است، و بعد از وصول، ملائکه را و قرآن را نازل کرده است. به قدرت او، ملائکه نازل می شوند، به قدرت ولی اعظم است که قرآن نازل می شود و ملائک نازل می شوند. ولی اعظم به حقیقت قرآن می رسد در ماه مبارک و شب قدر. و پس از رسیدن، متنزل می کند به وسیله ملائکه ـ که همه تابع او هستند ـ قرآن شریف را، تا به حدی که برای مردم بگوید". (همان، ج 19، ص 285)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) واصل شدن پیامبر در ماه رمضان


ب) نزول کلام الله و ملائکه الله در بستر قدرت ولی الله اعظم


ج) دستیابی پیامبر در رمضان و لیله القدر به حقیقت قرآن


د) پیامبر و فرود آوردن قرآن کریم برای هدایت انسان ها، از رهگذر تبعیت فرشتگان برای فرود آمدن در ماه مبارک رمضان؛ در شب قدر


 9. قرآن برای همگان


" قرآن، یک سفره ای است که انداخته شده است برای همه طبقات؛ یعنی یک زبانی دارد که این زبان هم زبان عامه مردم است و هم زبان فلاسفه است و هم زبان عرفای اصطلاحی است و هم زبان اهل معرفت. به حسب واقع در این کتاب شریف، مسائلی هست که مهمش مسائل معنوی است". (همان، ج 20، ص 408 ـ 409)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) قرآن و مخاطب های متفاوت


ب) قابلیت های زبان قرآن کریم


ج) مسائل معنوی، برترین مطالب قرآن


 10. قرآن و بعثت رسول (ص)


" قرآن، دارای ابعادی است که تا رسول اکرم  ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ مبعوث نشده بودند و قرآن متنزل نشده بود از آن مقام غیب، نازل نشده بود از آنجا، و با آن جلوه نزولی اش در قلب رسول خدا جلوه نکرده بود، برای احدی از موجودات مُلک و ملکوت ظاهر نبود.… [قرآن] در قلب مبارکش جلوه کرد و با نزول به مراتب هفت گانه، به زبان مبارکش جاری شد. قرآنی که الآن در دست ماست نازله هفتم قرآن است و این از برکات بعثت است. و همین نازله هفتم، آن چنان تحولی در عرفان اسلامی، در عرفان جهانی به وجود آورد که اهل معرفت، شمه ای از آن را می دانند". (همان، ج 17، ص 431)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) هویدا گشتن ابعاد قرآن کریم، پس از بعثت پیامبر اسلام


ب) جهان غیب، کلام الله و بعثت خاتم پیامبران


ج) نزول قرآن در مراحل هفت گانه؛ نمودار برکت بزرگ بعثت حضرت مصطفی


د) تحول آفرینی آیات قرآن در میدان های عرفان اسلامی و عرفان جهانی


 11. روح الأمین و قرآن


«لا یعرفه الا من خوطب به»؛ یعنی خود رسول اکرم، یعنی واسطه هم نمی تواند بفهمد. جبرئیل هم نتوانسته است. جبرئیل امین هم یک واسطه ای بوده است که خوانده است بر حضرت. این آیاتی که از غیب بر او وارد شده است و مأمور شده است که [به پیامبر] برساند؛ اما آن هم «من خوطب به» نیست. «من خوطب به»، فقط خود رسول اکرم است و دیگران هم که به واسطه آن نوری که از حضرت رسول صلی الله علیه و آله ـ در قلب ـ آن تعلیم نورانی که از قلب او به قلب خواص او بوده است، به واسطه او فهمیده اند و اما دست امثال ما و بشر عادی کوتاه است». (همان، ج 18، ص 262)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) جبرئیل، پیامبر و قرآن کریم.


ب) مقام برتر پیامبر، در دستیابی به حقیقت قرآن


ج) اولیا الله و فهم معارف قرآن، از رهگذر تعلیم رسول الله


د) مردمان و فرا گرفتن معانی قرآن از خاندان پیامبر


 12. به قدر توان، از قرآن بهره گرفتن


" قرآن کریم اشارات بسیار لطیفی دارد… قرآن کریم مرکز همه عرفان هاست، مبدأ همه معرفت هاست، لکن فهمش مشکل است… کسانی که متصل به رسول خدا بودند، آن ها می دانند… ما دوریم از آن و مهجور، لکن خوب، عنایات حق تعالی زیاد است.… باید ما این قدری که ازمان [بر] می آید، دنبالش برویم؛ در عمل، در علم، و در اخلاق و سایر چیزها". (همان، ج 19، ص 438)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) اشارات قرآن کریم


ب) قرآن، کانون عرفان ها


ج) قرآن؛ سرچشمه شناخت ها


د) بایسته های هواخواهی قرآن مجید


13. قرآن در نهج البلاغه


" در بعد معارف، کسی که ادعیه حضرت را ملاحظه کرده باشد و نهج البلاغه را بررسی کرده باشد، می داند که پایه اش روی چه پایه ای [از معارف قرآن] هست؛ یعنی آن که معارف قرآن را فهمیده است این بزرگوار است و کسانی که مورد تعلیم او بودند مثل ائمه هدی". (همان، ج 20، ص 20 ـ 21)


در  این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) تجلی معارف الهی قرآن در نیایش های علی بن ابی طالب


ب) تجلی آیات قرآن در خطابه ها و نامه ها و کلمات قصار علوی


ج) احاطه علمی و معنوی علی بن ابی طالب به معانی قرآن


 د) انتقال علوم قرآن، از حضرت امیر به امامان دیگر


 14. کارنامه مفسران قرآن


" مفسرین در عین حالی که زحمت های زیاد کشیده اند، لکن دست شان از لطایف قرآن کوتاه است، نه از باب آن که آن ها تقصیری کرده اند، از باب اینکه، عظمت قرآن، بیشتر از این مسائل است". (همان، ج 17، ص 432)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) کوشش فراوان مفسران قرآن، در طول تاریخ اسلام


ب) قرآن و لطایف آن


ج) حیرت در برابر عظمت قرآن


 15. تفاسیر قرآن در نگاهی دیگر


" ما باید در این امور متأسف باشیم که از قرآن، دست مان کوتاه است. این تفسیرهایی که بر قرآن نوشته شده است – از اول تا حالا- این ها تفسیر قرآن نیستند. این ها البته یک ترجمه هایی [هستند]، یک بویی از قرآن- بعضی شان- دارند، و الا تفسیر این نیست". (همان، ج 19، ص 8)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) فراتر بودن قرآن کریم از سطح دریافت های آدمی


ب) فقدان تفسیر و مفسر قرآن


ج) ارزنده بودن برخی تفسیرهای قرآن


 16. قرآن؛ کتاب سعادت فرد و جامعه


" ما یک همچو کتابی داریم که مصالح شخصی، مصالح اجتماعی، مصالح سیاسی، کشورداری و همه چیزها در آن هست، البته با آن تفسیرهایی که از اهل تفسیر [عترت رسول خدا] وارد شده است. و ما به رأی خودمان نمی توانیم قرآن را تأویل کنیم … ما از طریق وحی و از طریق وابستگان به وحی، قرآن را اخذ می کنیم و بحمدالله، از آن راه هم غنی هستیم". (همان، ج 18، ص 423)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) بیان مصالح گوناگون مردم در آیات احکام قرآن


ب) تفسیر راستین قرآن؛ نزد پیامبر و خاندان پیامبر


ج) ممنوعیت تأویل آیات قرآن، بر پایه رأی خود


د) اخذ قرآن کریم از طریق وابستگان به وحی و نبوت


هـ) غنای فقه از رهگذر احادیث معصومان


 17. سلامت جامعه در پرتو قرآن


" اگر مردم را تربیت کنید، به یک تربیتی سالم، و دعوت کنید به اینکه با خدا آشنا بشوند، با معارف الهی آشنا بشوند، با قرآن آشنا بشوند، اگر این طور شد، کشور شما سالم می ماند و به سایر جاها هم سرایت می کند. قهری است این". (همان، ج 19، ص 357)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) تربیت سالم مردم در سایه ایمان به خداوند


ب) آشناسازی مردم با معارف الهی قرآن و پیامبر


ج) گسترش فرهنگ و تربیت دینی و قرآنی در کشورها


 18. مقابله با توطئه های قرآن ستیزان


" باید به حسب فرهنگ الهی اسلامی، در مقابل این توطئه های دامنه دار استقامت کرد و از این فرصت الهی – که به دست آمده است- نویسندگان متعهد و گویندگان و هنرمندان استفاده کرده و به مدد روحانیون آشنا به فقه اسلام و قرآن کریم، احکام الهی را که برای همه قرون است، با اجتهاد صحیح از قرآن کریم، سنت نبی اکرم (ص) و اخبار سرشار از معارف الهی و فقه سنتی استخراج کرد و به عالم عرضه داشت". (همان، ج 20، ص 441)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) استخراج احکام الهی از قرآن مجید


ب) همراهی قرآن و فقه سنتی


ج) عرضه کردن آرای قرآنی در ارتباط با حیات ملت ها


د) همکاری مجتهدان و نویسندگان و هنرمندان، در جهت گسترش فرهنگ الهی- اسلامی.


هـ) رویارویی با توطئه های استکبار، از رهگذر شناخت زمان و مکان، و اجتهاد صحیح در بستر آیات احکام قرآن.


 


 


19. در خدمت قرآن و امام عصر (عج)


" امروز در خدمت امام عصر ـ سلام الله علیه ـ و در خدمت قرآن کریم هستید؛ " قرآن کریم" ی که سعادت همه بشر را بیمه کرده است؛ " قرآن کریم" ی که هر کس در زیر بیرق او واقع بشود، در دنیا و آخرت سعید است". (همان، ج 6، ص 101)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) همراهی امام زمان و قرآن کریم


ب) سعادت این جهانی و آن جهانی پیروان قرآن


ج) بیمه بودن سعادت بشر در سایه قرآن کریم


 20. قرآن در تاریخ و جهان


" هیچ جا بهتر از قرآن نیست، هیچ مکتبی بالاتر از قرآن نیست. این قرآن است که هدایت می کند ما را به مقاصد عالیه ای که در باطن ذات مان، توجه به او هست و خودمان نمی دانیم". (همان، ج 12، ص 511)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) مکتب هدایتی قرآن؛ برترین مکتب انسان ساز


ب) راهبری قرآن کریم به سوی مقاصد عالیه انسانی


ج) توجه فطری ـ باطنی آدمی به معارف الهی قرآن


د) بی خبری آدمی از کشش فطریِ قرآن خواهانه اش


 21. همراهی فقه اسلامی و معارف اسلامی


"از گفته ها و نوشته های بعضی از جناح ها به دست می آید، افرادی که صلاحیت تشخیص احکام و معارف اسلامی را ندارند، تحت تأثیر مکتب های انحرافی، آیات قرآن کریم و متون احادیث را به میل خود تفسیر کرده و با آن مکتبها تطبیق می نمایند و توجه ندارند که مدارک فقه اسلامی بر اساسی مبتنی است که محتاج به درس و بحث و تحقیق طولانی است و با آن استدلال های مضحک و سطحی و بدون توجه به ادله معارض و بررسی همه جانبه، معارف بلند پایه و عمیق اسلامی را نمی توان به دست آورد". (همان، ج 9، ص 309)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) تأثیر گذاری مکتب های انحرافی در حوزه قرآن شناختی


ب) تفسیر به رأی در حوزه آیات قرآن و احادیث معصومان


ج) شکل گیری فقه اسلامی بر پایه استدلال ها و دلیل های گوناگون


د) دست یابی به ژرفای معارف اسلامی قرآن و حدیث، از رهگذر فقه پژوهی


 22. برداشت های نادرست از قرآن کریم


"اخیراً ما مبتلا شدیم به یک عده ای که این ها ... تمام معنویات را این ها به مادیات بر می گردانند. می گویند مسلمیم، لکن نه توحیدشان، توحید اسلامی است و نه بعثت شان، بعثت اسلامی است و نه نبوت شان، نبوت اسلامی است و نه امامت شان و نه معادشان. همه اش بر خلاف اسلام است ... اوایل، شاید حوزه علمیه قم بود [که] بعضی از همین سنخ آدم ها ـ که معمم هم بودند ـ یک روزی آمدند، بعضی شان، پیش من و گفتند که ما این طور فهمیدیم که معاد [در] همین عالم است، جزا هم همین عالم است. این آدم ها بودند، از سابق هم بودند، حالا زیاد شدند. من نجف که بودم، یک آدمی آمد از طرف یک گروهی. و بیش تر از بیست روز بعضی ها می گویند بیست و چهار روز [در] آن جا ماند. هر روز هم آمد پیش من. من یک ساعت یا بیش تر به او مهلت دادم [که] صحبت کرد. تمام صحبتش هم از قرآن بود و نهج البلاغه، تمام صحبتش، من سوء ظن به او پیدا کردم". (همان، ج 10، ص 459 ـ 460)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف)محور سازی مادیات، در تحلیل های قرآنی


ب) نگرش ناساز با قرآن، در ارتباط با توحید و معاد


ج) نگرش ناساز با قرآن، در ارتباط با امامت و بعثت پیامبر


د) گروه های انحرافی در صد ساله اخیر


هـ) سوء ظن داشتن به مدعیان هوا خواهی از قرآن و نهج البلاغه


 23. پرچم قرآن


"ملت ما، تا با خداست پیروز است. ملت ما تا پناهگاه او اسلام است، پیروز است. پرچم قرآن تا بر فراز سر ملت ماست، پیروز است. این رمز را حفظ کنید". (همان، ج 7، ص 24)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) پیروزی دائمی ملت ایران در گرو ایمان به خداوند


ب) پیروزی دائمی ملت ایران در پناهندگی به اسلام ناب محمدی


ج) پیروزی دائمی ملت ایران در سایه آموزه های الهی قرآن کریم


د) تکلیف ملی ـ اسلامی ایرانیان؛ پاس داشتنِ هواخواهی از قرآن و اسلام


 24. قرآن و تربیت فرد


"قرآن، کتاب آدم سازی است ... خدای تبارک و تعالی، انبیا را فرستاده برای تهذیب مردم، برای اصلاح مردم. اگر چنانچه اصلاح بشود یک فردی که در رأس جامعه است، یک ملایی که در یک جامعه ای هست، اگر این ملا یک ملای صحیح باشد، جامعه صحیح می شود، از باب این که همه توجه به او دارند، اگر یک حکومت صحیح در یک جایی باشد، مردم چون توجه به او دارند، آن ها هم صحیح می شوند". (همان، ج 7، ص 285)


در  این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) تربیت انسان؛ ویژگی قرآن کریم


ب) توحید، بعثت و تربیت انسانی


ج) معنویت گرایی مردم، در گرو پارسایی حاکمان جامعه اسلامی


د) سلامت اخلاقی ملت، از رهگذر تکلیف شناسی روحانیون


 25. در ضیافت الهی رمضان


"این ادعیه در ماه مبارک رجب و خصوصاً در ماه مبارک شعبان، این ها مقدمه و آرایشی است که انسان به حسب قلب خودش می کند، برای این که مهیا بشود برود مهمانی؛ مهمانی خدا، مهمانی ای که در آن جا سفره ای که پهن کرده است قرآن مجید است. و محلی که در آن جا ضیافت می کند. مهمش، لیلة القدر است. و ضیافتی که می کند، ضیافت تنزیهی و ضیافت اثباتی و تعلیمی [است]. نفوس را از روز اول ماه مبارک رمضان، به روزه، به مجاهده، به ادعیه مهیا می کند، تا برسند به آن سفره ای که از آن باید استفاده کنند و آن، «لیلة القدر» است که قرآن در آن نازل شده است". (همان، ج 13، ص 33)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) قرآن و دعا


ب) قرآن و ادعیه امامان شیعه و پیامبر اکرم (ص)


ج) بستر سازی معنوی در ماه های رجب و شیعیان، برای شرکت در ضیافت رمضان


د) سفره گسترده الهی و مائده های آسمانی قرآن مجید


هـ)فضیلت شب قدر و حضور مهمان خدا در ضیافت الهی ویژه لیلة القدر


و) دست یابی به معارف قرآن، از رهگذر روزه و مجاهده و ادعیه شریفه


 26. قرآن در  لیلة القدر


" لیلة القدر" را که قرآن در آن نازل شده است، همه سعادت عالم در آن شب نازل شده است. و از این جهت، از همه شب های عالم بالاتر است". (همان، ج 13، ص 36)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) نزول کتاب خدا در شب قدر


ب) نزول سعادت جهانیان در شب قدر


ج) قرآن کریم؛ سعادت نامه جهانی


د) برتری شب قدر، از رهگذر نزول کلام الله برولی الله اعظم


 27. خیانت به قرآن و اسلام


"دردهای حالا هم زیاد است، دردهایی که به واسطه خیانت هایی که به ما کردند، و به ملت ما کردند تتمه آن باقی است. خیانت ها و تبلیغاتی که بر ضد اسلام و بر ضد قرآن کریم کردند و قشرها را خواستند از قرآن کریم جدا کنند. و خواهران و برادران ما را خواستند از اسلام دور کنند. این ها باز یک مقدارشان هست، با صورت های مختلف". (همان، ج 7، ص 485)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) دین و دردهای اجتماعی و فرهنگی


ب) تبلیغ های خیانت آلود بر ضد قرآن کریم


ج) جداسازی زنان و مردان ایرانی از فرهنگ قرآنی


د) استمرار تبلیغات خیانت پیشگان، به منظور بیگانه سازی ملت با قرآن


 28. قرآن؛ کتاب انسان سازی


"و قرآن کریم که در رأس تمام مکاتب و تمام کتب است، حتی سایر کتب الهیه آمده است که انسان را بسازد، انسان بالقوه را، انسان بالفعل و موجود بالفعل کند. تمام دعوت انبیا هم ـ حسب اختلاف مرتبه ـ تمام دعوت ها هم برای همین معناست که انسان را انسان کنند، انسان بالقوه را انسان بالفعل کنند. و تمام علوم و تمام عبادات و تمام معارف الهیه و تمام احکام عبادی و همه چیزهایی که هست، همه این ها برای این معناست که انسان ناقص را، انسان کامل کند. قرآن، کتاب انسان سازی است، کتابی است که با این کتاب ـ اگر کسی توجه به آن بکند ـ تمام مراتبی که از برای انسان هست، این کفالت دارد و همه مراتب را به آن نظر دارد". (همان، ج 3، ص 218 ـ 219)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) قرآن کریم؛ سرآمد کتاب های الهی و بشری


ب) قرآن و رسالت انسان سازی در زمان ها و مکان ها


 ج) قرآن کریم و بسترسازی همه جانبه در ارتباط با استعدادهای باطنی آدمی


د) کمال انسانی؛ هدف نمایی معارف و عبادات و احکام الهی قرآن


هـ) کتاب کامل برای ظهور عینی جلال و جمال الهی در انسان ها


و) قرآن کریم؛ بستر ساز رشد آدمی در ابعاد وجود وی


 29. عالمان دین و تخطئه یکدیگر


"بسیاری از زمان ها بر ما گذشت، که یک طایفه ای فیلسوف و همان ـ عرض می کنم که ـ عارف و صوفی و متکلم و امثال ذلک که دنبال همان جهات معنوی بودند ... تخطئه کردند قشریون [را] ... اکثر آیات را برگرداندند به آن جهات عرفانی و جهات فلسفی و جهات معنوی و به کلی غفلت کردند از حیات دنیاوی و جهاتی که در این جا به آن احتیاج هست ... به حسب اختلاف مشربشان رفتند دنبال همان معانی بالاتر از ادراک...


و در همین اوان و همان عصر، یک دسته دیگری که اشتغال داشتند به امور فقهی و به امور تعبدی، این ها هم تخطئه کردند آن ها را، یا حکم الحاد کردند، یا حکم تکفیر کردند، یا هر چه کردند


و این هر دواش خلاف واقع بوده. این ها محصور کردند اسلام را به احکام فرعیه و آن ها هم محصور کرده بودند اسلام را، به احکام معنویه، به امور معنویه و به مافوق الطبیعه. آن ها ـ به خیال خودشان ـ مافوق الطبیعه، همه جهات هست؛ این ها هم ـ به خیال خودشان ـ احکام طبیعت و فقه اسلامی و این هاست و دیگران همه اش بی جهت است". (همان، ج 3، ص 221)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) قرآن و تفسیرهای مرتبط با طبیعت و مافوق طبیعت


ب) تقابل مفسران قرآن در درازای تاریخ اسلام


ج) فقیهان و صدور حکم کفر و الحاد اهل فلسفه و عرفان و کلام


د) فیلسوفان و عارفان و متکلمان در جهت بی اعتنایی به فقه و فقیه


هـ) محصور بودن برخی عالمان دین در حکم فرعی و فقهی قرآن


و) محصور بودن برخی عالمان دین در مسائل معنوی و عقلانی و عرفانی قرآن


 30. ماهیت تفسیر کنندگان به رأی


"این که در صدر اسلام، این کلمه مکرر وارد شده است، که اگر کسی قرآن را به رأی خودش تفسیر کند، فلیتبوّأ مقعده من النار این جایش توی آتش است، این پیش بینی یک همچو مطالبی است، که یک وقتی، هر کسی به رأی خودش یک چیزی [در ارتباط با آیات] درست می کند، بر خلاف آن چه می گوید قرآن می خواهند درست کنند، این ها کارشان یک قدری مشکل تر است، برای این که اینها تشبث به قرآن می کنند". (همان، ج 8، ص 143)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) ممنوعیت تفسیر به رأی و پیشینه دراز آن


ب) صدور حکم ممنوع بودن تفسیر به رأی و فلسفه آن


ج) گمراهی و گمراه گری تفسیر گران به رأی


 31. الوهیت در آیات قرآن


"قرآن هم یک کتابی است، کتاب آدم سازی، نه کتاب طب است، نه کتاب فلسفه است، نه کتاب فقه است، نه کتاب... سایر علوم است. هر چه در قرآن هست، اگر کسی مطالعه کند درست، می بیند آنی که در قرآن هست، آن جنبه الوهیتش هست. همیشه [در آیات آن] هر چیزی طرح شده، به جنبه الوهیت طرح شده است. همه چیز در آن است؛ اما به جنبه الوهیتش". (همان، ج 8، ص 437 ـ 438)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) انسان سازی؛ محور آیات قرآن کریم


ب) توجه به جنبه الوهیت آیات کتاب خدا داشتن


ج) ناروا داشتن نسبت دادن کتاب فقه یا کتاب فلسفه، به قرآن کریم


32. قرآن چیست؟


"کتاب اخلاق باید [مطالب آن] مکرّر باشد. کسانی که اخلاق می خواهند برای مردم بگویند، باید بگویند، بگویند، بگویند، تا توی مغزشان بکنند. با یک دفعه گفتن، درست نمی شود. یکی از نکات بزرگی که [در] قرآن کریم، مکرّرات را می بینید دارد. این ها مکرّرات نیست. سبک انسان سازی این جوری است. هر صفحه را باز می کنی، دعوت به تقوا، دعوت به خوبی، دعوت به چی، آن  صفحه [را] هم باز می کنی، قصّه موسی را چندین مرتبه ذکر می کند. قصه ابراهیم را چندین مرتبه ذکر می کند. قصه نمی خواهد بگوید که یک دفعه وقتی گفت، خوب، بس است. این هایی که قرآن را نمی شناسند، این خارجی ها که نمی فهمند قرآن چی است، می گویند: خوب بود باب باب باشد، هر بابی یک کلمه ای باشد دیگر. قرآن آمده [تا] آدم درست کند. آدم درست کردن به یک دفعه گفتن نمی شود". (همان، ج 17، ص 381 ـ 382)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) قرآن؛ کتاب اخلاق و اصلاح نفس


ب) تکرار؛ ویژگی متن اخلاقی و معنوی


ج) فلسفه تکرارهای قرآن در قصه ها و جمله ها


د) دشوار بودن فهم تفاوت قرآن با کتاب های دیگر


 33. تربیت انسان در قرآن و حدیث


"خداوند، تمام ابعاد انسان را آفریده است و توجه به آن دارد. انسان را با همه ابعادش می خواهد تربیت بکند. دیگر در این جهت، ما بین ادیان فرقی نیست [زیرا] همه ادیان برای تربیت بشر آمده اند. اسلام، همین معنا که گفته شد، در احکامش، در قرآن، در حدیث، همه این مسائل که من تذکر بعضیش را دادم، مطرح است". (همان، ج 7، ص 288 ـ 289)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) خداوند، آفریدگار موجود چند بعدی


ب) تربیت آدمی؛ محور آموزه های ادیان ابراهیمی


ج) قرآن و پرورش انسان در ابعاد گوناگون وی


د) مشترک بودن قرآن و حدیث معصومان در چند بعدی بودن


 34. بعثت پیامبر اسلام و قرآن


"[رسول] تلاوت می کند برای تزکیه و برای تعلیم و برای تعلیم همگانی. تعلیم همین کتاب و تعلیم حکمت که آن هم از همین کتاب است. پس انگیزه بعثت، نزول وحی است و نزول قرآن است. و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند و نفوس مصفا بشوند از این ظلماتی که در آن ها موجود است، تا این که بعد از این که مصفا شدند، ارواح و اذهان آن ها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمند". (همان، ج 14، ص 388)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) تلاوت پیامبر اکرم، به منظور تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت


ب) سر چشمه گرفتن حکمت از کتاب خدا


ج) نزول قرآن کریم؛ انگیزه بر انگیختگی پیامبر اسلام


د) کسب قابلیت شناخت کتاب و حکمت، از رهگذر تزکیه و صفای باطن


 35. مخاطب های قرآن


"خطاب های اسلام، "یا ایها الناس" است. گاهی "یا ایها المؤمنون" و یا "یا ایها الناس" است و همه بشر را، اسلام می خواهد زیر پوشش عدل خودش قرار بدهد". (همان، ج 11، ص 295)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) قرآن و خطاب های عام


ب) قرآن و خطاب های خاص


ج) قرآن کریم و عدل گرایی در زمان ها و مکان ها


 36. دعوت قرآن به وحدت


"وحدت، چیزی است، که در قرآن به آن سفارش شده است، دعوت شده است. ائمه مسلمین دعوت کرده اند به این مسأله. دعوت به اسلام، اصلش دعوت به وحدت است". (همان، ج 15، ص 482)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) سفارش به وحدت اسلامی در قرآن


ب) سفارش امامان شیعه به وحدت مسلمانان


ج) منزلت والای وحدت اسلامی در قرآن کریم


 37.خواص تلاوت سوره قدر


"روایات شریفه، در باب فضل سوره مبارکه "قدر" بسیار است. از آن جمله، روایتی است که در کافی شریف است. [کافی، ج 2، ص 427] از حضرت باقر ـ علیه السلام ـ که فرمود: کسی که قرائت کند (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیلَة الْقَدْرِ) را به طور "جَهْر"، مثل آن است که شمشیر خود را از غلاف بیرون آورده باشد در راه خدا. و کسی که "سرّاً" بخواند، مثل آن است که به خون خود غلطان شده است در راه خدا. و کسی که ده مرتبه، آن را قرائت کند، هزار گناه از گناهان او را محو نماید". (آداب الصلوة، ص 346)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) جایگاه شب قدر در قرآن کریم


ب) فضیلت و آثار نظر گیر تلاوت نهان و آشکارِ سوره قدر


 38. قرآن و مناجات امامان شیعه


"چه بسا مسائل عرفانی که در قرآن و این مناجات های ائمه اطهار ـ سلام الله علیهم ـ و همین مناجات شعبانیه، مسائل عرفانی هست که اشخاص، فلاسفه،  عرفا تا حدودی ممکن است ادراک کنند، بفهمند عناوین را، لکن آن ذوق عرفانی چون حاصل نشده است، نمی توانند وجدان کنند ... مسأله "فصعق لجلالک"، که مبدأش قرآن است: "وَخَرَّ موسَی صَعِقًا"، [اعراف، آیه 143] مسأله ای است که انسان گمان می کند، که خوب [موسی] افتاد [و] غش کرد. "صعق" یعنی غش کرد؛ اما این غش چی بوده است؟ غش حضرت موسی چی بوده است؟ این مسأله ای نیست که غیر موسی بفهمد". (صحیفه امام، ج 17، ص 457)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) سرچشمه گرفتن مسائل عرفانی از قرآن کریم


ب) معانی پنهان قصه حضرت موسی در قرآن


ج) فقدان ذوق عرفانی در ارتباط با آیات و ادعیه و مناجات معصومان، مانع درک قرآن


د) بی نصیب نماندن فیلسوفان و عارفان در جستجوهای قرآنی


هـ) تجلی آیات عرفانی قرآن در مناجات شعبانیه


 39. رسالت حفظ قرآن کریم


"ما می خواهیم زنده باشیم و ما می خواهیم شرافت خودمان را حفظ کنیم و ما می خواهیم اسلام عزیز را، که همه چیز درش هست، استقلال درش هست، آزادی درش هست، شرافت درش هست، می خواهیم این را حفظش بکنیم و [می خواهیم]  قرآن کریم را حفظ بکنیم. این [کتاب] ارزش دارد به این که ما همه مان هم از بین برویم، رفتیم. مگر ما از پیغمبر بالاتریم؟ مگر ما از حسین بن علی بالاتر هستیم؟ آن ها هم همه چیزشان را دادند در راه هدف شان". (همان، ج 13، ص 308)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) نگهبان عزت و شرافت انسانی ماندن


ب) مسؤولیت پاسداری از اسلام ناب محمدی


ج) اسلام؛ تضمین کننده استقلال و آزادی و کرامت ملت مسلمان


د) مسؤولیت نگهبانی از قرآن کریم در جامعه و زمانه


هـ) پذیرفتن فداکاری در طریق احیای حقایق قرآن


و) الهام بخشیدن پیامبر و حسین بن علی (ع)، در راه هواخواهی از قرآن کریم


 40. آرمان امام


"ما هیچ مقصدی نداریم، نه حکومت می خواهیم به آن معنا که آن قدرت های بزرگ می خواهند. و نه قدرت می خواهیم به آن معنا. و نه سلطه جویی می خواهیم. و ما همه می خواهیم تابع قرآن کریم و اسلام عزیز باشیم. و قرآن کریم و اسلام عزیز، همه چیز ما را اداره می کند".(همان، ج 15، ص 473)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) پیروان قرآن و عدم شیفتگی به قدرت


ب) پیروان قرآن و عدم سلطه جویی در منطقه و جهان


ج) تبعیت همه جانبه از قرآن کریم؛ ویژگی خدمت گذاران جمهوری اسلامی


د) پاسخ گفتن قرآن و اسلام به نیازهای مادی و معنوی مسلمانان


 41. تکلیف های سیاسی و اجتماعی پیروان قرآن


" مسئولیت حفظ قوانین الهی و عمل به قرآن کریم که اساس عَوْد عظمت و مجد اسلام و مسلمین است، مسئولیت حفظ وحدت کلمه و مراعات اخوت ایمانی که ضامن استقلال ممالک اسلامی و خروج از نفوذ استعمار است ... مسئولیت سنگین دولت های ممالک اسلامی، در عمل به قرآن، اسلام و بیرون رفتن از قید استعمار و بودن در خدمت ملت اسلام؛ مسئولیت هایی که در عصر حاضر شاید از اعصار گذشته بیشتر باشد". (همان، ج 2، ص460 )


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) مسؤول بودن مسلمانان در مقابل قرآن کریم


ب) پیروی از قرآن؛ بستر ساز بازگشت مسلمانان به عزت و عظمت دیرینه


ج) پاس داشتن وحدت و اخوت قرآنی به منظور تضمین استقلال دائمی مسلمانان


د) دولت های اسلامی و ضرورت پای بندی به شریعت قرآن کریم


هـ) پیروی همه جانبه از قرآن؛ تنها راه آزادی و استقلال و خود اتکایی و ملت دوستی


 42. مکتب قرآن


"مادامی که ما حق باشیم، پیروز هستیم. حق بودن به این است که ما همه چیزمان را اسلامی کنیم، عقایدمان عقاید اسلام باشد. ایمان را در قلبمان تقویت کنیم. اعمالمان را تطبیق بدهیم با اسلام، با قرآن و اخلاقمان را مهذب کنیم، تطبیق بدهیم با اسلام. اگر این طور بشویم، ما حقیم و حق هم پیروز است، ولو این که در میدان کشته بشویم، ولو این که عقب نشینی کنیم، لکن پیروزیم، برای این که مکتبمان پیروز است. حق است و حق، پیروز [است]. کوشش کنید که مسیرتان همان مسیر حق باشد". (همان، ج 10، ص 203)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) پیروزی حتمی حق و پیروان حق


ب) ضرورت اسلامی ساختن نهادها و حرکت ها


ج) ضرورت نیرومند سازی ایمان به خدا و آخرت


د) ضرورت تطبیق دادن کردارهای فردی و جمعی با قرآن کریم


هـ) سرافرازی حتمی پیروان مکتب قرآن


و) باطل گرایی؛ بستر آسیب زدگی نظام و انقلاب و اسلام


 43.خطر اسرائیل


"اسرائیل نمی خواهد در این مملکت دانشمند باشد، اسرائیل نمی خواهد در این مملکت قرآن باشد، اسرائیل نمی خواهد در این مملکت علمای دین باشند، اسرائیل نمی خواهد در این مملکت احکام اسلام باشد. اسرائیل به دست عمال سیاه خود، مدرسه را کوبید، ما را می کوبند، شما ملت را می کوبند. می خواهد اقتصاد شما را قبضه کند، می خواهد زراعت و تجارت شما را از بین ببرد ... چیزهایی که سدّ راه هستند، این سدّها را می شکند. قرآن سدّ راه است، باید شکسته شود. روحانیت سدّ راه است، باید شکسته شود. مدرسه فیضیه سدّ راه است، باید خراب شود. طلاب علوم دینیه ممکن است بعدها سدّ راه بشوند، باید از پشت بام بیفتند، باید سر و دست آن ها شکسته شود، برای این که اسرائیل به منافع خودش برسد". (همان، ج 1، ص 243ـ 244)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) هشدار درباره اسرائیل


ب) قرآن ستیزی اسرائیل


ج) قرآن و عالمان دین، سدّ سیاست های اسلام ستیزانه اسرائیل


 44. توطئه ضد قرآنیِ دانشگاه اسلامی


در زمان حکومت شاه، طرحی برای ایجاد دانشگاه اسلامی داده شد که حضرت امام در باره آن فرمودند: " این دانشگاه اسلامی، که آقایان می خواهند درست کنند، نه این که خیال کنید با اسلام آشتی کرده اند. خیر. قضیه قرآنی است که [امویان] سر نیزه کردند در مقابل امیــرالمومنین ـ سلام الله علیه ـ با حربه قرآن معاویه، امیرالمومنین را شکست داد. با حربه قرآن. والّا چند دقیقه دیگر، چند ساعت دیگر، اگر مانده بود، آثاری از بنی امیه نمی ماند، لکن حیله کردند، قرآن آوردند ...


این خوارج بدبخت احمق، مقدس احمق، که امام را نشناخته بود[ند]... با قرآن، اسلام را شکست دادند. مگر می شود با دانشگاه اسلامی، اسلام را شکست داد؟ مگر ما می گذاریم شما دانشگاه اسلامی درست کنید". (همان، ج 1، ص 302 ـ 303)


در این جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) سیاست امویان برای پیروزی معاویه بر علی بن ابی طالب


ب) خوارج، بازدارندگان قرآن ناطق از ادامه نبرد با قاسطین زمان


ج) قرآن بر ضد قرآن


د) تأسیس دانشگاه اسلامی؛ فریب کاری رژیم پهلوی


 45. مخالفان لایحه قصاص


" ملت مسلمان را دعوت می کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایی کنند. یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایی کنند؟ شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایی می کنند در مقابل قرآن کریم، نص قرآن کریم. ضروری مسلمین. چه برادران اهل سنت و چه برادران شیعی، ضروری این است که این قرآن از خداست و در قرآن هر چه باشد، ضروری است که باید پذیرفت. قضیه قصاص در جاهایی از قرآن تصریح شده است. لایحه قصاص همین مسائل قرآن است. در این راهپیمایی که مسلمان ها را به اصطلاح خودشان دعوت کرده اند، دعوت کرده اند که مردم قیام کنند در مقابل قرآن، مردم قیام کنند در مقابل احکام ضروریه اسلام!!". (همان، ج 14، ص 449)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) رویارویی با احکام ضروریه قرآن و اسلام


ب) صراحت قرآن درباره قصاص


ج) حکم قصاص در لایحه قصاص


د) اتفاق اهل سنت و شیعه، درباره احکام ضروری دین و قرآن کریم


 46. وجوب نهی از منکر و سکوت پرسش انگیز


" شما آقایانی که نهی از منکر را واجب می دانید و واجب هم هست، جزء ضروریات اسلام است، نباید این دوستان خودتان را نهی کنید که به ضد قرآن حکم نکنند، دعوت نکنند به ضد قرآن؟ آیا مراجع اسلام، علمای بلاد اسلام، باید گوش کنند این مطلب را و هیچ صحبتی [درباره مخالفان لایحه قصاص] نکنند؟ ساکت باشند در مقابل سبّ قرآن کریم؟ ساکت باشند در مقابل کسی که حکم ضروری اسلام و منصوص کتاب خدای تبارک و تعالی را غیر انسانی بخواند؟ در مقابل لایحه قصاص دعوت به شورش می کنند". (همان، ج14، ص 459)


در ا ین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) صدور لایحه قصاص بر اساس آیات احکام قرآن


ب) ضرورت نهی از منکر در برابر مخالفان قرآن کریم


ج) ناروا بودن سکوت در مقابل سَبّ کتاب خدا


د) سؤال از فقیهان و مفسران قرآن در واقعه راهپیمایی بر ضد لایحه قرآنی


 47. مخالفان قرآن در جهت خدمت به بیگانگان


"بگذار دشمن ها هر چه می خواهند بگویند. شما راه خدا را پیش بگیرید. شما راهتان واضح است. راه شما، راه خداست، راهی است که انبیای خدا رفتند. انبیا را هم این ها مرتجع می دانند. این ها قرآن را هم کتاب ارتجاعی می دانند. لکن مطلب اینها نیست. اینها برای دیگران دارند زحمت می کشند.


جوان های روشندل ما، عواقب امور را ملاحظه کنند و از این ها سؤال کنند، شما چه می گویید؟ شمایی که برای خلق می خواهید فداکاری کنید، چرا مانع می شوید از این که این خلق، مشغول زراعت باشد؟ چرا مانع می شوید از این که کارخانه های این مردم راه بیفتد؟ چرا خرمن های حاصل یک سال عمر یک خانواده را آتش می زنید؟... حساب کار خودتان را بکنید. این ها برای ملت دارند زحمت می کشند و شما برای دیگران". (همان، ج 11، ص 513)


درین جا بدین نکته ها اشاره شده است:


الف) سلوک دائمی در راه خدا و پیامبر


ب) قرآن در دیدگاه دشمنان مردم ایران


ج) هشدار به جوانان مسلمان ایرانی و انقلابی


 نتیجه گیری


از آنچه در بندهای بالا گذشت، به خوبی برمی آید که امام خمینی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همچون سالیان پیشین به قرآن کریم نظر داشته و کوشیده است تا مسلمانان ایران و جهان را به سمت و سوی انس و آشنایی با کتاب خداوند سوق دهد. پیداست که بیگانگی با قرآن کریم و آموزش های زندگی ساز آن، دیر یا زود، بستر ساز کج روی های فکری و عملی در جامعه دینی خواهد شد.


از این روست که رهبر فقید انقلاب اسلامی، هر فرصتی را که مناسب می یافت، برای آشنا سازی ملت ایران با مکتب و منزلت وحی بهره می جست تا کلام الله مجید، پیوسته رهنمای حیات مسلمانان باشد.


بی گمان، تأمل در نکته های استخراجی، زمینه های پژوهش و نگرش سالم و کارآمد را برای دوستداران وحی و نبوت فراهم می آورد. حداقل اثر این روش بهره گیری، آن است که ذهنیت شفاف در پیوند با قرآن کریم پدید می آید تا خواننده را در جهت تدبر در آیات آن رهنمون گردد.


 منابع:


1. امام خمینی، روح الله، صحیفه امام، دوره 22 جلدی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، پاییز 1385، چاپ چهارم.


2. امام خمینی، روح الله، آداب الصلوة، چاپ هجدهم، 1390، تهران، انتشارات عروج.


3. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دار الکتب الاسلامیه، چاپ سوم، 1367.


4. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404 ق.


 منبع: حضور، ش 90، ص 4.

انتهای پیام /*