رهبر معظم انقلاب

جذابیت امام خمینی (س)

جسم امام از میان ما رفته است امّا روح امام زنده است؛ روح امام زنده است، راه امام زنده است، نفَس امام در جامعه ما زنده است. آن جذّابیّتهایی که در زمان حیات ظاهری، مردم را، جوانها را، دلها را مثل آهن ربا به خود جذب می کرد، امروز هم وجود دارد. نام امام گره گشا است، علاوه بر اینکه اصول امام یک اصول تمام نشدنی و کهنه نشدنی است؛ اینها وجود دارد.

کد : 154047 | تاریخ : 23/11/1396

متن ذیل برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی است که در مراسم بزرگداشت بیست و هشتمین سالگرد ارتحال امام خمینی (س) در حرم امام ایراد فرموده اند:


انقلاب اسلامی که به­ وسیله امام بزرگوار تحقّق پیدا کرد و با دست تدبیر او اراده­ الهی محقّق شد، صرفاً یک جا به­ جایی سیاسی نبود که یک گروهی از رأس قدرت کنار بروند، یک گروه دیگر بیایند سر جای آنها؛ این نبود، بلکه انقلاب یک تحوّل عمیق بود؛ هم تحوّلی بود در سیاست کشور -در عرصه سیاست تحوّل عمیقی بود- هم تحوّلی بود در متن جامعه ایرانی. در عرصه سیاست این تحوّل به این معنا بود که یک دیکتاتوریِ بسته ارثیِ وابسته به دشمنان و دنباله رو بیگانگان را که در کشور حاکم بود -یک چنین حکومتی را- تبدیل کرد به یک حکومت مردم پایه که متّکی به مردم است و مستقل است و سربلند است و دارای هویّت است؛ در عرصه سیاست، این تحوّل عظیم اتّفاق افتاد. در عرصه متن جامعه هم، جامعه ما یک جامعه بی هویّت شده بود؛ ایرانِ با این سابقه فرهنگی، با این عظمت، با این همه دانشمند، با این فلسفه، با این معارف عظیم بشری در این کشور، تبدیل شده بود به یک جامعه دنباله رو غرب و بدون هویّت. هدف انقلاب تغییر این وضعیّت بود که جامعه را تبدیل کند به یک جامعه باهویّت، دارای استقلال، دارای اصالت، دارای خلّاقیّت، دارای حرف نو؛ این انقلاب اسلامی، یک چنین تحوّلی بود که امام بزرگوار به کمک مردم، این انقلاب را به پیروزی رساند. وقتی امام بزرگوار ما این هدفها را در خلال سخنرانی های خود و بیانات خود بیان می کرد، درواقع یک هدفهای حدّاکثری را مطرح می کرد؛ به نظر افراد بدبین و وسوسه گر خیلی بعید می آمد که یک چنین هدفهایی را امام بزرگوار بتواند محقّق کند؛ حتّی [به نظر] سیاسیّون. یکی از سیاسیّون معروف معتبر مورد احترام ما، به خود من می گفت که آن روزی که امام مسئله  از بین رفتن سلطنت در کشور را مطرح کرد، ما گفتیم چرا امام این حرف را می زند؟ اینکه شدنی نیست، اینکه ممکن نیست! یعنی حتّی سیاستمداران پخته مبارزِ فداکار هم این جور فکر می کردند. یک هدف حدّاکثری را امام مطرح کرد. شما این هدف حدّاکثری را مقایسه کنید با مثلاً هدف نهضت مشروطیّت؛ هدف نهضت مشروطیّت این بود که به وسیله مجلس، از اختیارات شاه کاسته شود؛ یا فرض بفرمایید مقایسه کنید با هدف نهضت ملّی شدن صنعت نفت؛ هدف نهضت ملّی عبارت بود از اینکه ما نفت را -که در اختیار انگلیسی  ها بود- بگیریم و در اختیار دولت خودمان قرار بدهیم؛ شما مقایسه کنید بین این هدفهای کوچک و حدّاقلّی، با هدف امام که آن تحوّل عظیم مورد نظرش بود؛ این نهضتهایی که هدفهای حدّاقلّی داشتند، موفّق نشدند، [امّا] امام با آن هدف حدّاکثریِ با آن عظمت موفّق شد. اینها در اوّل کار، یک پیروزی های مختصری هم به دست آوردند لکن در ادامه شکست خوردند. امام توانست پیروزی کامل به دست بیاورد و این پیروزی را حفظ کند و ماندگار کند. این یک سؤالی است که چطور امام توانست این حرکت عظیم را به پیروزی برساند و این پیروزی را حفظ کند؛ سرّش به حسب موازین ظاهری این است که البتّه اراده الهی بود لکن اسباب ظاهریِ این پیروزی عبارت بود از اینکه امام توانست جامعه کشور را، همه  آحاد مردم و بخصوص جوانها را وارد صحنه کند. در هر حرکتی، در هر کشوری که آحاد مردم وارد میدان بشوند و در میدان بِایستند و مقاومت کنند، هدف آنها محقّق خواهد شد؛ این بُروبرگرد ندارد؛ خلاف این هم در هیچ برهه ای از تاریخ اثبات نشده؛ امام این هنر بزرگ را، این کار عظیم را توانست انجام بدهد که آحاد جامعه و بخصوص جوانها را وارد میدان کند و اینها را در میدان نگه دارد. از کجا یک  چنین توانایی ای را امام بزرگوار به دست آورد؟ این، آن نکته ای است که من بر روی آن می خواهم تکیه کنم و برای امروز من و شما درس آموز است. امام یک جذّابیّتهای شخصی داشت، یک جذّابیّتهایی در شعارهای امام وجود داشت؛ این جذّابیّتها آن قدر قوی بود که توانست قشرهای مختلف مردم و از جوانها را وارد میدان کند. با اینکه جوان، هم در دوران مبارزات و هم در دهه اوّل پیروزی انقلاب با جاذبه ها، با حرفها، با فکرهای مختلفی مواجه بود، افکارِ چپ و افکار وابسته به اردوگاه سرمایه داری بود، اینها هم حرفهای رنگینی می زدند، اینها هم حرفهای گوناگونی می زدند، علاوه بر این جذّابیّتهای زندگی معمولی هم وجود داشت در مقابل جوانها و جوان می توانست آنها را انتخاب بکند؛ امّا جوان، امام را انتخاب کرد، راه امام را انتخاب کرد، نهضت را، مبارزه را، انقلاب را انتخاب کرد؛ چرا؟ به خاطر همین جذّابیّتهایی که در امام وجود داشت. برخی از این جذّابیّتها، جذّابیّتهای مربوط به شخص امام بود. امام دارای یک شخصیّت بسیار قوی، بسیار مستحکم، دارای قدرت ایستادگیِ در مقابل سختی ها بود. امام دارای صراحت بود، صراحت در بیان. امام دارای صداقت بود، با صداقت حرف میزد؛ همه مخاطبان امام، صداقت را در گفته او احساس می کردند؛ اینها جذّابیّتهای شخصی امام بود. ایمان و توکّل امام به خدای متعال، در رفتار او و در گفتار او -به طور مساوی- نمایان بود؛ هم رفتار او و هم گفتار او نشانه ایمان او و توکّل او به خدای بزرگ بود؛ اینها جذّابیّتهای امام بود. در کنار این جذّابیّتها، بخشی از جذّابیّتها مربوط به اصولی بود که امام ارائه می کرد. مثلاً ازجمله چیزهایی که امام به مردم ارائه می کرد، اسلام بود؛ اسلام ناب، اسلام ناب محمّدی. اسلام ناب یعنی اسلامی که نه اسیر و پابند تحجّر است، نه اسیر و پابند التقاط(۲) است. در دورانی که هم تحجّر وجود داشت، هم التقاط وجود داشت، امام، اسلام ناب را مطرح کرد؛ این برای جوان مسلمان، جذّاب بود. ازجمله مبانی اعلامی امام و شعارهای امام، استقلال بود؛ ازجمله آنها آزادی بود؛ ازجمله آنها عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی بود؛ اینها مبانی امام بود که مطرح می کرد؛ اینها همه جذّاب است. ازجمله مبانی امام بیرون آمدن از چنبره سلطه آمریکا بود؛ این چیزی بود که برای جوان ایرانی جذّاب بود. و من به شما عرض بکنم، امروز بیرون آمدن از چنبره سلطه آمریکا برای جوانها [حتّی] در کشورهایی هم که با آمریکا پیمانهای طولانیِ وابستگی دارند، جذّاب است. یعنی مثلاً در کشوری مثل عربستان سعودی که در خدمت هدفهای آمریکا است، شما اگر سراغ جوانها بروید -این دانسته شده و تجربه شده است- خواهید دید که همه جوانها از وابستگی به آمریکا متنفّرند و علاقه مندِ به جدایی از این سلطه ظالمانه اند؛ این یکی از خصوصیّات [مبانی امام] بود. ازجمله مبانی مطرح شده به وسیله امام و شعارهای امام بزرگوار، مسئله مردم سالاری بود؛ یعنی اختیار حاکمیّت کشور در دست مردم باشد؛ مردم انتخاب کنند، مردم بخواهند، مردم اراده کنند؛ در همه عرصه های زندگی. یکی از شعارهای امام مسئله خودباوری ملّت بود؛ یعنی اینکه به مردم می گفت و تکرار می کرد که شما می توانید، شما قادرید؛ در علم، در صنعت، در کارهای اساسی، در اداره کشور، در مدیریّت بخشهای مهمّ کشور، در اقتصاد و غیره، شما قادر هستید خودتان روی پای خودتان بِایستید. اینها جذّابیّتهای شخصیّت امام بود که توانست جوانها را جذب کند. و جوانها آمدند به نهضت امام بزرگوار پیوستند، انقلاب به پیروزی رسید. بعد از پیروزی انقلاب که خب پیروزی انقلاب یک زلزله عظیمی در دنیا به وجود آورد؛ درواقع یک تقسیمی در یک بخش عظیمی از دنیا به وجود آمد؛ طرف داران انقلاب و دشمنان انقلاب. دشمنان انقلاب عبارت بودند از قدرتهای بزرگ آن  روز یعنی آمریکا و شوروی آن  روز یا جریانهای گوناگون قدرت مثل جریان صهیونیست ها؛ جریان کمپانی هایی که در کشورهای غربی، دولتها را می آورند، دولتها را می برند و تصمیم گیر در مسائل اساسی اند؛ اینها شدند دشمنان انقلاب، یک صف عظیمی از دشمنان انقلاب به وجود آمد؛ اینها احساس خطر کردند؛ امّا در مقابل، بسیاری از ملّتها، ملّتهای مسلمان، حتّی برخی ملّتهای غیر مسلمان که از قضایای انقلاب مطّلع شدند، شدند علاقه مند، طرف دار و بعضاً طرف دارِ بسیار فعّال انقلاب؛ که این را ما در کشورهای مختلف مشاهده کردیم، تا امروز هم این ادامه دارد. خب، واکنشها طبعاً شروع شد؛ واکنشها از روز اوّل شروع شد. البتّه اوّل، قدرتها دچار سرگیجه شدند، نتوانستند درست تشخیص بدهند چه دارد اتّفاق می افتد. بعد از اینکه به خود آمدند، خودشان را پیدا کردند، دشمنی ها از روز اوّل شروع شد علیه انقلاب و آنچه در طول این ۳۸ سال دشمنی شده، طرّاحی شد؛ البتّه دشمنی های دیگری هم هست که هنوز رونمایی نکرده اند و در مجموعه های خودشان مشغول فکر کردن و مشغول سازماندهی کردن -از روز اوّل تا امروز- بوده اند. و خب به طور خلاصه عرض کنم که بحمدالله در این دشمنی ها شکست خورده اند. ملّت ایران بر همه دشمنی های دشمنانش در این مدّت پیروز شده  است، بعد از این هم ان شاءالله همین خواهد بود. یک نکته ای را من اینجا در بین الهلالین عرض بکنم، و آن مربوط به دهه ۶۰ است؛ دهه ۶۰ یعنی دهه اوّل پیروزی انقلاب و دهه حیات بابرکت امام بزرگوار. برادران و خواهران عزیز! دهه ۶۰، یک دهه مظلوم است؛ دهه تعیین کننده در سرنوشت ایران و ایرانی، دهه فوق العاده مهم و حسّاس و درعین حال ناشناخته و اخیراً به وسیله برخی از بلندگوها و صاحبان بلندگوها مورد تهاجم؛ دهه ۶۰ را مورد تهاجم قرار می دهند. دهه ۶۰، دهه آزمونهای بزرگ و دهه پیروزی های بزرگ است. دهه ۶۰، دهه خشن ترین تروریسم در کشور است. در طول چند سال، هزاران نفر از آحاد مردم، از مسئولین، از قشرهای مختلف به وسیله تروریست ها به شهادت رسیدند؛ از کاسب معمولی تا جوان دانشجو تا فعّال سیاسی تا شخصیّت های بزرگی که در انقلاب تعیین کننده بودند. البتّه من عدد معیّن نمی کنم، [لکن] تا هفده  هزار هم گفته اند؛ هفده هزار انسانِ باشرفِ باشخصیّتِ ارزشمند در این تروریسمِ دهه ۶۰ فدا شدند، که در میان اینها شخصیّت هایی مثل شهید مطهرّی و شهید بهشتی حضور دارند؛ یعنی این آدمهایی که امثال اینها در طول زمان، کمتر در یک کشوری به وجود می آید و می توانند تعیین کننده سرنوشت کشورها باشند. دهه ۶۰، دهه جنگ تحمیلی است. یعنی هشت سال از این دهه اوّل انقلاب و دهه حیات مبارک امام بزرگوار، صرف یک جنگ تحمیلیِ بر ملّت ایران شد؛ شما ببینید چقدر این دشوار است! دهه ۶۰ دهه سخت ترین تحریمها است؛ همه چیز را تحریم کردند؛ تحریمهای پی درپی، علیه کشور، علیه مراکز اقتصادی ما، علیه دولت ما؛ و دهه افتخارات بزرگ است. دهه مبارزه با تجزیه طلبی است؛ از اطراف کشور گروه هایی را تحریک کردند، پول دادند، سلاح دادند، برای اینکه اینها را به جان نظام جمهوری اسلامی بیندازند و تجزیه طلبی کنند. دهه ۶۰، دهه  یک چنین حوادث بزرگی است که در کشور اتّفاق افتاد. و در دهه ۶۰، ملّت ایران و جوانهای ما آن چنان محکم ایستادند که بر همه اینها پیروز شدند. این خیلی مسئله مهمّی است. من توصیه می کنم به کسانی که اهل فکرند، اهل تأمّلند و راجع به دهه ۶۰ قضاوت می کنند، جای شهید و جلّاد عوض نشود! در دهه ۶۰، ملّت ایران مظلوم واقع شد؛ تروریست ها و منافقین و پشتیبانهای آنها و قدرتهایی که آنها را به وجود آورده بودند و دائماً در آنها می دمیدند، به ملّت ایران جفا کردند، بدی کردند؛ ملّت ایران در موضع دفاع قرار گرفت، امّا دفاع کرد و پیروز شد و بحمدالله آن توطئه های آنها را خنثی کرد. این [درباره ی] دهه ۶۰. جوانهای ما ایستادند، امام بزرگوار با آن چهره نورانی، با آن قلب خداباور، با آن عزم راسخ ایستاد و بر همه این مشکلات فائق آمد. امام رحلت کردند؛ بعد از رحلت امام عدّه ای امیدوار شدند که شاید بتوانند راه امام را برگردانند، که بحمدالله نتوانستند. بعد از رحلت امام سالهایی گذشت، عدّ ه ای در خارج از کشور و عوامل آنها در داخل کشور منتظر نشستند که شاید انقلاب غفلت کند، انقلاب پیر بشود، ازکارافتاده بشود، تا بتوانند حمله کنند و همان بساط قبل از انقلاب را مجدّداً در کشور بر سر کار بیاورند، [ولی] نتوانستند. علّت این نتوانستن ها چیست؟ علّت، همان جاذبه های امام بزرگوار، جاذبه های مبانی و اصول امام بزرگوار است که در کشور وجود دارد. ...؛ جسم امام از میان ما رفته است امّا روح امام زنده است؛ روح امام زنده است، راه امام زنده است، نفَس امام در جامعه ما زنده است. آن جذّابیّتهایی که در زمان حیات ظاهری، مردم را، جوانها را، دلها را مثل آهن ربا به خود جذب می کرد، امروز هم وجود دارد. نام امام گره گشا است، علاوه بر اینکه اصول امام یک اصول تمام نشدنی و کهنه نشدنی است؛ اینها وجود دارد. بنابراین شعار عدالت اجتماعی و اقتصادی، شعار استقلال، شعار آزادی، شعار مردم سالاری، شعار جدا شدن از چنبره و جاذبه قدرت آمریکا و قدرتهای جهانی، امروز هم برای مردم ما و جوانهای ما جذّاب است. 


منبع: http://farsi.khamenei.ir

انتهای پیام /*