خوش قدم زندی اسد آبادی

خدمت به مردم (2)

کسی که می خواهد متخلّق به اخلاق حسنه باشد، باید بکوشد تا روح همیاری و همدردی را در خود ایجـاد کند و با ریاضت و اقـدام عملی، حالت بی تفاوتی و خونسردی را به خون گرمی و سوز و گداز، و حسّ فردگرایی را به روح اجتماعی مبدل سازد.

کد : 156378 | تاریخ : 11/10/1396

خدمت به مردم (2)


□ خوش قدم زندی اسد آبادی


4


ابعاد خدمت


خدمت برحسب اثر، فایده، و نوع بهره برداری دیگران از آن دو گونه است: یکی خدمات اولیه که شامل تمام خدمات اجتماعی است که دولت برای مردم انجام می دهد؛ دوم خدمات عالیه، یا آن چه موجب هدایت، رشد و تعالی دیگران است. خدمت از نظر ارزش نیز دو گونه است: نخست، خدمت در ازای دریافت مزد و عوض؛ دوم، خدمت برای خدا. گونه اول ارزش اخلاقی ندارد؛ مگر این که قصد خادم، علاوه بر مزد یا هر عوض دیگر، رضای خدا باشد. خدمت از قبیل گونه دوم کاری اخلاقی است و ارزش معنوی دارد؛ کارهایی مانند پرداخت خمس، زکات، صدقات، تعلیم رایگان دیگران، درمان رایگان بیماران و دفاع از ملت و آزادی و استقلال. (ر.ک: اندیشه حوزه، ص 16 ـ 17) خدمت عبادی، علاوه بر انگیزة الهی و تقرب به خدا، دارای شرایط زیر است:


الف) در راه خدا باشد.


ب) مخلصانه انجام گیرد.


ج) خیرخواهانه بوده و فاعلش، نیت و هدف خیر داشته باشد.


د) داد و ستد، و به منظور به دست آوردن مال و منال و شهرت و مقام نباشد.


هـ) اعانت بر اثم و گناه نباشد.


و) از منت و آزار مبرا باشد.


ز) خدمت شوندگان، افراد شایسته ای باشند؛ گرچه متوجه خدمت خدمتگزار نباشند و... (چنین خدمتی از ارزش و اهمیت بسزایی برخوردار است). (ر.ک:  اخلاق عبادی، ص 145 ـ 146)


حضرت علی(ع) در این باره می فرماید:


«أحسَنُ الصَّنائِع ما وافـَقَ الشَّـرائعَ»؛(شرح غررالحکم و دررالکلم، ج 2، ص 389) بهترین احسان ها و خدمات، آن است که موافق با شریعت ما (و طبق شرایط و موازین دینی) باشد.


از قرآن مجید استفاده می شود که آن چه به سود مردم باشد، پایدار و جاوید خواهد بود و آن چه سودمند نباشد، مانند کف بر روی آب، به زودی از میان می رود و اثری از آن باقی نمی ماند.(ر.ک: نقطه  های آغاز در اخلاق عملی، ص 477) خداوند متعال می فرماید:


فَاَمَّا الزَّبَدُ فَیذهَبُ جُفاءً وَ اَمّا ماینفَعُ النّاسَ فَیمکُثُ فِی الارضِ کَذلِکَ یضرِبُ اللهُ الامثالَ (رعد(13):17)؛ اما کف به کناری می افتد و نابود می شود، ولی آن چه به مردم سود می رساند [مثل آب یا فلز خالص] در زمین می ماند. خداوند متعال این چنین مثال می زند.


امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه )وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أینَ مَا کُنتُ...) (مریم (19): 31) که دربارة حضرت عیسی(ع) نازل گشته است، می فرماید: مقصود از )جَعَلَنِی مُبَارَکاً(، «جَعَلَنی نَفَاعاً» (بحارالانوار، ج 14، ص210) می باشد؛ یعنی خداوند عیسی را برای مردم بسیار سودمند قرار داد.


در حدیث دیگری آمده است: آن گاه که از رسول خدا(ص) پرسیدند: محبوب ترین مردم کیست؟ فرمود: آن کس که وجودش برای مردم سودمندتر باشد. (ر.ک: همان، ج 2، ص 164، ح 7)


و در حدیث دیگری رسول خدا(ص) فرمود:


«دَخَلَ عَبدٌ الجَنَّةَ بِغُصنٍ مِن شَوکٍ کانَ عَلی طَریقِ المُسلِمینَ فَاَماطَهُ عَنهُ»؛(همان، ج 72، ص 49، ح1) بنده ای از بندگان خدا، در اثر این که شاخه خاری را از سر راه مسلمین برداشت، اهل بهشت  شد.


بعضی از مردم گمان می کنند که عبادت تنها به نماز خواندن و روزه گرفتن است و پاره ای از اینان به حدی در غفلت و نادانی و خودخواهی فرو رفته اند که اگر در برابر دیدگانشان مردم از گرسنگی جان دهند، هیچ متأثر نمی شوند.


پیامبر اکرم(ص) فرمود:


«أنسَکُ النّاسِ نُسکاً أنصَحُهُم جَیباً وأسلَمُهُم قَلباً لِجَمیعِ المُسلِمینَ»؛(الکافی، ج2، ص163، ح2) عابدترین مردم آن کسی است که نسبت به مردم خیرخواه تر از دیگران، و نسبت به تمام مسلمین سلیم القلب تر و باصفاتر باشد.


امام صادق(ع) فرمود:


«عَلَیکَ بِالنُّصحِ لِلهِ فِیخَلقِهِ فَلَن تَلقاهُ بِعَمَلٍ أفضَلَ مِنه»؛(همان، ص 164، ح 3؛ بحارالانوار، ج 71، ص 338، ح 118) بر تو باد که به خاطر خداوند، خیرخواه بندگان او باشی و بدان که هیچ گاه خدا را به کاری برتر از این، دیدار نخواهی کرد.


بنابراین، اگر مرجع حاجات مردم شدید، خوشحال باشید که خدا شما را دوست می دارد، و چنانچه درِ خانه یا دفتر کارتان به روی مردم بسته شد و مردم به شما مراجعه نکردند یا نتوانستند مراجعه کنند، بدانید که از رحمت خدا محروم شده اید و باید به جای خوشحالی، ناراحت و اندوهگین شوید. (ر.ک: نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 480)


بنابراین، فرد مسلمان هیچ گاه نباید نسبت به ناراحتی، و گرفتاری های سایر مسلمانان بی تفاوت، و از اوضاع و احوال آن ها بی خبر باشد؛ چون کسی که در این گونه مسائل بی تفاوت باشد، به طـریق اولی، در مورد مسائل مهم تری که در اجتماع رخ می دهد نیز عکس العملی از خود نشـان نـخواهد داد.


افراد بی تفاوت و خودخواه لزوم تعاون و همکاری در نیکوکاری و سالم سازی اجتماعی را که یک اصل مهم اسلامی است، نادیده می گیرند؛ بنابراین، کسی که می خواهد متخلّق به اخلاق حسنه باشد، باید بکوشد تا روح همیاری و همدردی را در خود ایجـاد کند و با ریاضت و اقـدام عملی، حالت بی تفاوتی و خونسردی را به خون گرمی و سوز و گداز، و حسّ فردگرایی را به روح اجتماعی مبدل سازد؛ یعنی همین که احساس ناراحتی و نیاز در برادر دینی خود کرد، بی درنگ وارد عمل شود و در رفع مشکل او اقدام مقتضی را معمول دارد و چه بهتر آن که پیش از تقاضا و استغاثه، او در مقام یاری و اغاثه برآید تا برادر به ذلّ سؤال دچار نشود. (ر.ک: نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 482)


از احادیث استفاده می شود که هرکس امکانات خدادادی را در رفع حوایج برادران دینی به کار نگیرد، قهراً آن را در خدمت گناه و دشمنان خدا قرار خواهد داد.


امام باقر(ع) فرمود:


«مَن بَخِلَ بِمَعُونَةِ اخیهِ المُسلِمِ  وَالقِیامِ لَهُ فی حاجَتِهِ  (اِلّا) ابتُلِی بِمَعُوَنةِ مَن یأثَمُ عَلَیهِ و لایوجَرُ»؛(الکافی، ج2، ص 365، ح1) کسی که در کمک کردن به برادر مسلمانش بخل ورزد و از اقدام در انجام حاجتش کوتاهی کند، ناچار می شود به کسی کمک کند که با این امکانات علیه خود او اقدام کرده و در این راه هیچ اجر و پاداشی نخواهد برد.


در روایت دیگری، ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود:


«أیما رَجُلٍ مِن شیعَتِنا أتی رَجُلاً مِن اِخوانِهِ فَاستَعانَ بِهِ فی حاجَتِهِ فَلَم یعِنهُ وَهُوَ یقدِرُ اِلا ابتَلاهُ اللهُ بِان یقضِی حَوائِجَ غَیرِهِ مِن اَعدائِنا یعَذِّبُهُ اللهُ عَلَیها یومَ القِیامَةِ»؛ (همان، ص 366، ح 2)


هریک از شیعیان ما که نزد یکی از برادران دینی خود برود و از او کمک بخواهد و او با این که می تواند وی را یاری دهد، کوتاهی کند، خدای متعال او را گرفتار می کند که حاجت دشمنان ما را برآورد تا بدین وسیله، خداوند در روز قیامت او را عذاب کند.


در آموزه‏های دینی، خدمت به مردم وظیفه هر فرد مسلمان و جزء برنامه‏های اصلی پیامبران و اساس اخلاق اسلامی است.


 خوبی و احسان


احسان به مردم ویژگی پسندیده ای است که قرآن کریم بارها انسان‏ها را به انجامش ترغیب نموده است. خداوند متعال نیکوکاران را دوست دارد و آنها را به پاداشی عظیم مژده داده است.


از ثمرات احسان، رفع کدورت‏ها، حذف دشمنی‏ها و به وجود آوردن فضایی است که همه از احساس یکرنگی و همدلی لذت می‏برند. این اندیشه که انسان در افق دیدش بندگان خدا را نیز جای دهد، برخاسته از طبعی عالی است که خداوند به بشر ارزانی داشته است.


کسانی که استطاعت دارند، ولی برای دستگیری از مستمند کوچک‏ترین زحمتی را تقبّل نمی‏کنند افرادی فرومایه و بی احساسند که خداوند آن ها را به عقوبت سخت مبتلا می‏گرداند؛ زیرا خداوند همان گونه که خود با فضل و رحمت با مردم رفتار کرده، از انسان ها نیز خواسته تا با هم به نیکی برخورد کنند و فضل و بخشش را فراموش نکنند:


(وَلاتَنسَوْا الْفَضْلَ بَینَکُمْ).(بقره (2):237)


حضرت امام خمینی(س) در زمینه ابعاد خدمت به مردم، می فرماید:


"من از خدای تبارک و تعالی مسئلت می کنم که تمام کشور ایران، هر جایی که شما دوستان هستید و در هر شغلی که عزیزان ما اشتغال دارند، محلشان مهبط الهی باشد؛ یعنی کار ها برای خدا، برای خدمت به بندگان خدا، برای خدمت به اسلام باشد که این از بزرگ ترین عبادات است، خدمت به خلق خدا و خدمت به اسلام. و امید است که در هر جا شما هستید، ادارۀ شما و پست های شما مبدل بشوند به یک عبادت گاه و خدمت های شما همه عبادت باشد... در خدمت بندگان خدا و مستضعفین باشید و بیشتر از همه، طبقات ضعیف را ملاحظه کنید و این خود یک عبادت بزرگ است برای شما. و من امیدوارم که شما به این عبادت موفق باشید..." (صحیفه امام، ج 16، ص 332)


 پاداش احسان


پروردگار عالم مظهر هر خیر و خوبی است. او انسان‏ها را با احسان پرورش می‏دهد و در مدرسه بندگی اش، الفبای نیکی می‏آموزد. اگر بنده‏ای توفیق یافت که به دیگر بندگان احسان کند، باید بداند که خداوند به لطف خویش او را برگزیده است تا با الهام از سرچشمه فیض ربوبی، زیبایی احسان را درک نماید و آن گاه به واسطه او، نعمت‏های الهی بر مردم نازل شود.


در فرهنگ قرآنی، پاداش نیکی به دیگران برگشت آن عمل به خود است و بی توجهی به نیازهای مردم و کم لطفی در رفع احتیاجات آن ها ظلم به خویشتن می باشد؛ چنان چه قرآن می‏فرماید:


إِنْ أحْسَنتُمْ أحْسَنتُمْ لاَنفُسِکُمْ وَإِنْ أسَأتُمْ فَلَهَا؛(اسراء (17): 7) اگر نیکی کنید، به خود کرده‏اید و اگر بدی کنید، به خود کرده‏اید.


در روایات آمده است که در بهشت، دری است که فقط نیکوکاران از آن وارد می‏شوند. پیامبر اکرم(ص) فرمود: نیکوکاران در دنیا، در آخرت نیز نیکوکار شناخته می‏شوند؛ زیرا در عرصه محشر که کفه حسنات و اعمال خیر آن ها در میزان سنجش سنگینی می‏کند، از ثواب‏ها و حسنات خود، مقداری را به گناهکاران می‏بخشند و باعث رهایی آن ها می‏شوند. (ثواب الاعمال، ص127)


 به چه کسی نیکی کنیم


در احادیث و متون دینی به ارزش ذاتی احسان و خدمت به مردم اشاره شده و آن را به زمان و مکان و یا اشخاص خاصی محدود نکرده‏اند. هرچه دامنه این عمل پسندیده گسترش یافته و در شعاع تابش آن انسان‏های بیشتری قرار گیرند، خداوند بر نزول برکت و رحمت خویش می‏افزاید. پیامبر اکرم(ص) در این باره فرمود:


پس از ایمان به خداوند، سرآمد تمام اعمال عاقلانه، مهربانی و نیکی با مردم است؛ چه خوب باشند چه بد. (مستدرک، ج 2، ص 67)


گرچه در احسان نمودن مرزی وجود ندارد اما نباید از نظر دور داشت که کمک به ستمگران در حیطه وظایف مسلمین نمی‏باشد و چنان چه شخصی از کمک رسانی به کافر خودداری کرد، مورد مؤاخذه قرار نمی‏گیرد؛ در حالی که کوتاهی در مورد انسان‏هایی که مسلمان، مؤمن، و نیازمند هستند، مذمّت شده و عذاب الهی به دنبال خواهد داشت.


امام سجّاد(ع) در این باره به فرزندش فرمود:


هرکس تقاضای خیر و نیکی از تو نماید، از احسان به او دریغ مکن؛ زیرا اگر تقاضاکننده لایق آن نیکی باشد، تو به حقیقت دست یافته‏ای و اگر شایستگی آن را نداشته باشد، تو در پاسخ به خواسته‏اش مراتب بزرگواری خود را ابراز داشته‏ای. (الکافی، ص 153)


احسان و خدمت به خلق، تنها بخشیدن مال و رفع دردهای مادی و دنیوی نیست، بلکه بخشش و کمک‏های معنوی و اصلاح امور اخلاقی و اجتماعی مردم از عالی‏ترین نوع احسان است.


حضرت امام (س) می فرماید:


"خداوند این عبادتگاه را برای شما حفظ کند و شما را موفق کند که به این عبادت بزرگ، که خدمت به جمهوری اسلامی و خدمت به مردم است، بیشتر موفق بشوید." (صحیفه امام، ج 16 ص 333)


"خدمت به ملت، خدمت به اوست. خدمت به مملکت خود شما، خدمت به خداست. مملکت، مملکت خداست. خدمت کردن برای این که ما محتاج به اجانب نباشیم، خدمت بزرگی است؛ خدمت الهی است؛ برای خداست این. کوشش کنید که کارتان برای خدا باشد. وقتی برای خدا باشد، از هیچ چیز باک نداشته باشید؛ خدا همراه شماست." (همان، ج 10، ص 444 ـ 445)


 شاد کردن مؤمن


از ارزش‏های پسندیدة اخلاقی که با نیکی قرین و در آیین اسلام بر آن تأکید شده، خوشحال نمودن بندگان خداست. امام باقر (ع) فرمود: یک لبخند بر روی چهره برادر ایمانی حسنه‏ای است در نامه عمل تو، و رفع گرفتاری از او حسنه‏ای دیگر است و خداوند با هیچ عمل و عبادتی همچو شاد کردن یک مؤمن پرستش نشده است. ( الکافی، ج 2، ص 189)


اسلام با دستورات عالی و جاودانی برای ساخت جامعه‏ای سالم و پرنشاط، انسان‏ها را به شاد زیستن در کنار هم دعوت نموده است؛ زیرا در جامعه‏ای که غم و اندوه فراوان باشد، زندگی دیگران نیز دستخوش خمودگی و آسیب می‏گردد.


از رسول اکرم(ص) پرسیدند: کدام کارها نزد خدا محبوب‏تر است؟ فرمود: دنبال سرور و شادی یک مسلمان بودن. سؤال شد: چگونه؟ فرمود: با سیر کردن شکم او، رفع غم و اندوه و پرداخت بدهی‏هایش.


امام خمینی(س)می فرماید:


"انبیا خودشان را خدمتگزار می دانستند... شما هم احساس قلبی تان این مطلب باشد که واقعاً ما آمدیم که به این مردم خدمت کنیم و این خدمت به مردم، خدمت به خودمان است..." (صحیفه امام، ج 15، ص 358)


 برآوردن حاجات مردم


مسلمانان نباید نسبت به احتیاجات و مشکلات یکدیگر بی‏تفاوت باشند. تشریک مساعی در رفع حاجات مردم موهبتی الهی است، البته برای کسانی که جویای رضایت پروردگار و امنیت در روز قیامت‏اند. پیامبر اکرم(ص)فرمود: هرکس در انجام حاجات برادر دینی‏اش بکوشد، مثل آن است که هزار سال، خداوند را عبادت کرده؛ به این ترتیب که روزها را روزه و شب‏ها را به نماز ایستاده باشد. (بحار الانوار، ج 74، ص315)


اشخاصی که با بی‏توجهی در مقابل گرفتاری و مصائب دیگران روزگار می‏گذرانند، در حالی که می‏توانند پناهگاه حاجتمندان باشند، در این زمینه کوتاهی کرده و به ذلت و خواری و عذاب الهی مبتلا می‏شوند. امام صادق(ص) فرمود: هر مؤمنی که دست رد بر سینه برادر نیازمندش بزند، با این که می‏تواند از پیش خود یا دیگران نیاز او را برآورد، خداوند روز قیامت او را با روی سیاه و چشم کبود و دست‏های به گردن بسته محشور می‏کند و سپس [به او] گفته می‏شود: این است خیانتکاری که به خدا و پیامبرش خیانت کرده؛ آن‏گاه او را به دوزخ می‏برند. (الکافی، ج 2، ص 367)


اندیشه کارسازی در امور مسلمانان و اقدامات عملی در این رابطه، علاوه بر پاداش ارزشمند، این مطلب را به اثبات می رسانده که با گره گشایی از کار مردم، خداوند در لحظات تنهایی و گرفتاری با امداد غیبی اش انسان را نجات می‏دهد.


 تقدّم رفع حاجت مردم بر هر کاری


یکی از شیعیان می‏گوید: در مسجدالحرام مشغول طواف بودم. یکی از دوستانم از من درخواست دو دینار وام کرد؛ به او وعده دادم که پس از طواف، حاجتش را برآورده سازم. هنوز طوافم به پایان نرسیده بود که امام صادق(ع)وارد شد و دست بر شانه‏ام نهاد و بر من تکیه کرد و هر دو مشغول طواف شدیم. طواف من تمام شد؛ ولی برای احترام، همچنان امام صادق را همراهی کردم و به طواف ادامه دادم. آن مرد حاجتمند که در کناری نشسته بود و امام صادق را نمی‏شناخت، به خیال آن که من حاجتش را فراموش کرده‏ام، هربار که از مقابلش می‏گذشتم، با دست اشاره می‏کرد و مطلبش را یادآوری می‏نمود. امام صادق(ع) از من پرسید: چرا این مرد به تو اشاره می‏کند؟ گفتم: فدایت شوم؛ او منتظر من است که پس از طواف، نزد او روم و وامی به او بدهم. و چون دست مبارک شما بر شانه من است، خوش ندارم شما را ترک گویم. امام صادق(ع)، بدون لحظه‏ای تأمّل، دست از روی شانه من برداشت و فرمود: مرا به حال خود گذار و برو حاجت او را برآور. من رفتم و کار او را اصلاح نمودم. روز بعد، امام صادق را دیدم که با اصحابش سخن می‏گفت. تا مرا دید، سخن خود را قطع کرد و فرمود: اگر برای برآوردن حاجت یکی از برادران مؤمن خود تلاش و سعی کنم، نزد من بهتر و محبوب‏تر است از آزاد کردن هزار بنده و بسیج نمودن هزار نفر در راه خدا. (ر.ک: سفینه البحار، ج 1، ص 353)


حضرت امام (س) در این خصوص می فرماید:


"باید تمام اموری که انجام می دهید متوجه باشید که در محضر خداست، و مسئولیت شما دارید. مسئولیت این جا هم دارند، لکن آن مهمش مسئولیت الهی است... باید توجه داشته باشند که همه خدمتگزار این مردم هستند، همه اجیر این مردم هستند، اجرت از این ها دارند می گیرند برای خدمت و باید با مردم رفتارشان رفتار انسانی، اسلامی باشد. این طور نباشد که یک کسی حالا احتیاج پیدا کرده که پیش این ـ فرض کنید ـ رئیس برود، از دم در، ناملایم ببیند." (صحیفه امام، ج 16، ص 412)


5


آثار خدمت به مردم


 


الف: آثار دنیوی


 1. ماندگاری


قرآن کریم چنین می فرماید: خداوند از آسمان، آبی فرستاد. از هر دره و رودخانه ای، به اندازه آن ها، سیلابی جاری شد. سپس سیل بر روی خود کفی حمل کرد. و از آن چه در کوره ها برای به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگی، آتش روی آن روشن می کنند نیز کف هایی مانند آن به وجود می آید. خداوند، حق و باطل را چنین مثل می زند:


فَاَمَّا الزَّبَدُ فَیذهَبُ جُفآءً وَاَمَّا ما ینفَعُ النّاسَ فَیمکُثُ فی الاَرضِ کَذلِکَ یضرِبُ اللهُ الاَمثالَ؛ اما کف ها(رعد (13): 17) به بیرون پرتاب می شوند، ولی آن چه به مردم سود می رساند در زمین می ماند. خداوند این چنین مثال می زند.


از آیه کریمه چنین برداشت می شود که آن چه به سود مردم باشد، پایدار و جاویدان خواهد ماند و آنچه سودمند نباشد، مانند کف روی آب به زودی از میان می رود.


حضرت امام خمینی در این مورد می فرماید:


"به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می نمایم که قدر این ملت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما، و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و با فداکاری های آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است، فرو گذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید." (صحیفه امام، ج 21، ص 412)


 


2. پایداری دولت ها


امام علی(ع) می فرماید:


پایداری دولت ها درگرو برپا داشتن راه و رسم دادگری است. (ترجمه غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 368، ح 30)


قرآن کریم ثبات و نفع بخشی و ماندگاری تاریخی حکومت ها و افراد را در سایه نفع بخشی و ثمردهی می داند. (ر.ک: رعد (13): 17)


 


3. پایداری نعمت ها


خدمت به بندگان خدا، علاوه بر اجر و پاداش اخروی، رهاورد های مادی ارزشمندی هم دارد؛ از قبیل: بقای نعمت، ایجاد محبت، بزرگی و سیادت و.... امام علی(ع) می فرماید:


«اِنَّ لِلهِ عِبَاداًیختَصُّهُمُ اللهُ بِالنّعَمِ لِمَنَافِعِ العِبَادِ، فَیقِرُّهَا فِی اَیدِیهِم مَابَذلُوهَا فَاِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنهُم، ثُمَّ حَوَّلَهَا إِلَی غَیرِهِم»؛(نهج البلاغه، حکمت 425) خدا را بندگانی است که برای سود رساندن به دیگران، نعمت های خاصی به آنان بخشیده است. تا آن گاه که دست بخشنده دارند، نعمت ها را در دستشان باقی می گذارد و هر گاه از بخشش دریغ کنند، نعمت ها را از دستشان گرفته و به دست دیگران خواهد داد.


حضرت امام خمینی، در خصوص پایداری نعمت ها می فرماید:


" و یک وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملت های مبتلا به حکومت های فاسد و در بند قدرتهای بزرگ می کنم... که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امورقدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن، که نعمتی عظیم، الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که )ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم(." (صحیفه امام، ج 21، ص 412)


 


 4. محبوب خدا و مردم شدن


از آثار وضعی کار های انسان خدمتگزار این است که محبوب دل های مردم می شود:


)اِنَّ الّذینَ امَنوُا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیجعلُ لَهُمُ الرَّحمنُ وُدّاً(؛(مریم (19): 96) مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کار های شایسته انجام داده اند، خداوند رحمان، محبتی برای آنان در دل ها قرار می دهد.


پیامبر گرامی(ص) فرمودند:


«أحبّ عباد الله إلی الله جلّ جلاله أنفعهم لعباده»؛ بحارالانوار، ج 74، ص 152، ح 110) محبوب ترین بنده نزد خداوند، کسی است که نفع و سودش به مردم بیش تر برسد.


امام خمینی در این مورد می فرماید:


" شما همه در محضر خدا هستید، هر جا باشید، قلب های شما در محضر خداست، بازوهای شما، چشم های شما، همه چیز شما در محضر خداست و خدا حاضر است در همه جا... آن که همه چیز است به دست آوردن رضای خداست و آن به این است که رضای مخلوق خدا را به دست بیاورید. با مردم که شما سر و کار دارید این مردم را باید رضایشان را به دست بیاورید." ( صحیفه امام، ج 18، ص 280)


 


5. خشنودی پیامبر


امام صادق(ع) می فرماید:


هر کس مؤمنی را شاد کند، مرا شاد نموده و هر کس مرا شاد کند، پیامبر را شاد کرده و هر کس حضرت را شاد نماید، خداوند را شاد نموده و هر کس خدا را شاد کند، وارد بهشت خواهد شد. (بحارالانوار، ج 71، ص 413) امام در این مورد می فرماید: اگر ملت ما برای خدا و برای رضای پیغمبر اکرم به پیش برود، تمام مقاصدش حاصل خواهد شد. (صحیفه امام،ج13،ص461)


 


6. سیادت و آقایی


پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله) می فرماید: سید القوم خادمهم (من لا یحضره الفقیه، ج ،۴ ص ۳۲۶) رهبر و آقای واقعی مردم، خدمتگزار حقیقی آنان است.


امام خمینی نیز می گوید:"اگر به من بگویند خدمتگزار، بهتر از این است که بگویند رهبر. رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است. اسلام، ما را موظف کرده که خدمت بکنیم.(صحیفه امام، ج10 ص 463)


 


7. راه ورود به ولایت خداوند


امام کاظم(ع) می فرمایند:


«مَن أتاهُ أخُوهُ المُومِنُ فِی حَاجَه فَإنَّمَا هِی رَحمَهُ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ ساقَهَا إلَیهِ فَإن قَبِلَ ذلِک فَقَد وَصَلَهُ بِولایتِنا وَ هُوَ مَوصُولُ بِولایهِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ»؛ (بحار الانوار، ج 71، ص 313) هر کس که برادر مومنش برای نیازی به سویش بیاید، رحمتی از سوی خداوند عزتمند است که به سوی او پیش رانده است که اگر آن را بپذیرد، او به ولایت ما با ولایت خداوند عزت مند پیوند دارد.


 


8. برکت و آبادانی


رفتار نیک انسان ها با یکدیگر می تواند سر چشمه برکات فراوانی باشد. اساساً مهرورزی و خدمت رسانی نقش بسزایی در افزونی برکات، الطاف، و عنایات خداوند دارد. پیامبر اکرم(ص) در روایتی می فرمایند:


«إنَّ فی الرِّفقِ الزِّیادَةُ وَ البَرَکَةُ وَ مَن یحرَمِ الرِّفقَ یحرَمِ الخَیرَ»؛ ( الکافی، ج 2، ص 119، ح 8) در نرمی، فراوانی و برکت است و هر کس از نرمی محروم شود، از خیر محروم شده است.


در این زمینه، حدیثی هم از امام صادق(ع) می آوریم که فرمود:


«اَلبِرُّ وَ حُسنُ الخُلُقِ یعمُرانِ الدِّیارَ»؛ (همان، ص100، ح 8) نیکی و خوش اخلاقی، سرزمین ها را آباد می کند.


9. گسترش روزی و افزایش مال


 گرچه روزی رسان خداوند است، اما لطف و محبت به دیگران، در تحصیل و ازدیاد رزق و روزی، تأثیر چشمگیر دارد و کوتاه سخن آن که کلید روزی، مهرورزی است. امیرالمؤمنین علی(ع) این یگانه مرد ایمان و عمل صالح، در کلامی روشن و راهنما می فرمایند:


«فِی سَعَهِ الاَخلاقِ کُنُوزُ الأرزاقِ»؛ (میزان الحکمة، ج1، ص805) گنجینه های روزی، در نرم خویی و گشاده رویی است.


 


10. طول عمر


جهان موجود برپایه اسباب و مسببات پی ریزی شده است؛ از هر علتی، معلول خاص متناسب با آن پدید می آید. عمل و رفتار آدمی هم از این قانون مستثنی نیست؛ هر عملی اثر ویژه ای متناسب با آن دارد. اما از آن جا که علم آدمی نسبت به حقایق این جهان بسیار اندک است، پی بردن به رابطه عمل و رفتار با آثار آن ممکن نیست؛ طبق احادیث فراوانی که از امامان معصوم(علیهم السلام) رسیده، مهرورزی و رسیدگی به خویشان و دستگیری از آنان تأثیر بسزایی در درازی و افزایش عمر انسان دارد. پیامبر(ص) در این رابطه می فرمایند:


«إنَّ البِرَّ وَ الصِّلَةً لیطیلانِ الاَعمارَ وَ یعَمِّرانِ الدِّیارَ وَ یکَثِّرانِ الأموالَ وَلَوکانَ القَومُ فُجّاراً»؛ (کنزالعمال، ج 3، ص 360، ح 6936) نیکی با دیگران و مهربانی با خویشاوندان، عمرها را طولانی، شهرها را آباد و اموال را زیاد می کند؛ گرچه انجام دهندگان آن بدکاران و فجّار باشند.


امام صادق(ع) نیز فرمودند:


«اَلبِرُّ وَ حُسنُ الخُلُقِ... یزیدان فِی الاَعمارِ»؛( الکافی، ج2، ص100، ح 8) نیکوکاری و خوش خلقی، بر عمرها می افزاید.


 


11. رفع گرفتاری های دنیوی و تسهیل مشکلات


از جمله وسیله های رفع گرفتاری ها و دفع بلاهای ناگهانی در بیانات ائمه نور(علیهم السلام)، نیکی کردن و عطوفت ورزی است. پیامبر مکرم اسلام(ص) فرموده اند: «وَ مَن فَرَّجَ عَن أخیهِ کُربةً مِن کُربِ الدُّنیا نَظَرَ اللهُ إلَیهِ بِرَحمَتِهِ فَنالَ بِها الجَنَّة وَ فَرَّجَ اللهُ عَنهُ کُرَبهُ فِی الدُّنیا وَ الاخِرَةِ»؛(ثواب الاعمال، ص 289) هر کسی یک گرفتاری از گرفتاری های دنیوی برادر مؤمنش را برطرف سازد، خداوند نظر رحمت خود را بر او معطوف می دارد و با همان نظر رحمت، از اهل بهشت گردد و خداوند همه گرفتاری های او را در دنیا و آخرت برطرف می سازد.


امام باقر(ع) فرمودند:


«البِرُّ وَ الصَّدَقَةُ ینفِیانِ الفَقرَ وَ یزیدانِ فِی العُمرِ وَ یدفَعانِ عَن صاحِبِهِما سَبعینَ مِیتَهَ سَوءٍ»؛(من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 66، ح 1729) نیکی کردن و صدقه دادن، تنگدستی را از بین می برد و عمر را طولانی می سازد و هفتاد مرگ بد را از کسی که این دو عمل را به جا آورد، دور می سازد (مانند زلزله، سوختن، تصادف و...).


حضرت امام خمینی در این مورد می فرمایند:


"همۀ جهدمان این باشد که این ملت را و خصوصاً، این مستضعفین و این مستمندان را ان شاء الله، ما از آن مشکلاتی که دارند، محرومیت هایی که در طول تاریخ این ها کشیده اند ما بتوانیم و شماها بتوانید ان شاء الله، آن ها را از این محرومیت ها نجات بدهید و همۀ آن ها را ان شاء الله به رفاه در دنیا و آخرت ان شاءالله برسانید." (صحیفه امام، ج 15، ص 495)


12. نیکنامی


حضرت علی(ع) می فرمایند: «اَلمُحسِنُ حَی وَ إن نُقِلَ إلی مَنازِلِ الأمواتِ»؛ (میزان الحکمه، ج 1، ص642) نیکوکار زنده است، هر چند به خانه مردگان منتقل شود.


حضرت امام خمینی می فرمایند:


"این ملت حق دارد، دست شما را گرفته آورده این بالا نشانده، شما باید خدمت کنید به این مردم؛ شما، ما، همه باید خدمت گزار این ها باشیم و شرافت همۀ ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم، این ها بندگان خدا هستند. خدای تبارک و تعالی علاقه دارد به این بندگان و ما مسئولیم، بایدخدمت بکنیم." (صحیفه امام، ج 15، ص 76)


 


ب: آثار اخروی


 


1. کسب رضایت خداوند


اهتمام در رفع حوایج مسلمین، و سعی در اعانت و برآوردن مهمات ایشان، از اعمال شریفه و ثواب به جا آوردن آن بی حد و نهایت است.


حضرت رسول(ص) فرموده است: هرکه یک حاجت برادر خود را برآورد، چنان است که در همه عمر خود، خدا را خدمت کرده است.(بحارالانوار، ج74، ص2)


نیز فرموده است: هرکه برادر او حاجتی به نزد او بیاورد و او نتواند روا کند و دل مشغول شود به این که اگر می توانست روا کند روا می کرد، خدای تعالی به این جهت او را داخل بهشت می کند.( الکافی،ج2،ص196)


حضرت موسی بن جعفر(ع) فرمود: از برای خدا در روی زمین بندگانی است که سعی می کنند در حاجات مردم. ایشانند که در روز قیامت، از هر خوف و ترسی ایمنند. و هرکه سروری در دل مؤمن داخل کند، خدا در روز قیامت، دل او را شاد می گرداند.(الکافی،ج2،ص19 )


شکی نیست که برآوردن حاجات برادران دینی، موجب خوشحالی آنان می شود و ثواب مسرور کردن برادر ایمانی نیز از حد و نهایت بیرون است.


از حضرت امام همام، جعفربن محمد صادق(ع) مروی است: هرکه سرور، داخل خانه دل مؤمنی کند، حضرت رسول(ص) را مسرور کرده است. و هرکه رسول(ص) را مسرور کند، خدا را مسرور کرده است.(الکافی،ج2،ص92)و حضرت پیغمبر(ص) فرمود: هر که شاد کند مؤمنی را، مرا شاد کرده است. و هرکه مرا شاد کند، خدا را شاد کرده است. (الکافی،ج2،ص188)


امام خمینی در این باره می فرماید:


"ما باید ملاحظة وظیفه فعلی شرعی ـ الهی خودمان را بکنیم و باکی از هیچ امری از امور نداشته باشیم. کسی که برای رضای خدا ان شاء الله مشغول انجام وظیفه است، توقع این را نداشته باشد که مورد قبول همه است؛ هیچ امری مورد قبول همه نیست. کار انبیا هم مورد قبول همه نبوده است، لکن انبیا به وظایفشان عمل کردند و قصور در آن کاری که به آن ها محول شده بود نکردند." (صحیفه امام، ج 19، ص 246 ـ 247)


 


2. یافتن خدمتگزار در روز قیامت


پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «ما مِن عَبدٍ لاطَفَ أخاهُ فِی اللهِ عَزَّوَجَلَّ بِشَیءٍ مِن اللُّطفِ إلا أخدَمَهُ اللهُ مِن خَدَمِ الجَنَّهِ»؛(وسائل الشیعه، ج 16، ص 380، ح1) بنده ای نیست که برای رضای خداوند، نسبت به برادر دینی خود لطف و محبتی نماید، مگر آن که خداوند (در آخرت) خادمی از خادمان بهشتی را به خدمت او می گمارد.



 


حضرت امام نیز می فرمایند:


"پسر عزیزم، خداوند حاضر است و عالم محضر او است، و صفحۀ نفس ماها یکی از نامه های اعمالمان. سعی کن هر شغل و عمل که تو را به او نزدیک تر کند انتخاب کن که آن رضای او ـ جلّ و علا ـ است." (صحیفه امام، ج 20، ص 157)


 3. بهترین اندوخته


امام صادق(ع) می فرماید: «مَن أغاثَ أخاهُ المُومِنَ اللهفانَ اللهثان عِندَ جُهدِهِ فَنَفَّسَ کُریتَهُ وَ أعانَهُ عَلی نَجاحِ حاجَتِهَ کانَت لَهُ بِذلِکَ ثنتین وَسَبعُینَ رَحمَةً مِنَ اللهِ یعَجِّلُ لَهُ مِنهَا واحِدَةً یصلِحُ بِها مَعیشَتَهُ وَ یدَّخِرُ لَهُ إحدی وَ سَبعینَ رَحمَةً لأفزاعِ یومِ القِیامَه وَ أهوالِهِ»؛ ( الکافی، ج 2، ص 199، ح 1) کسی که به داد ستمدیده اندوهگینی برسد و بار اندوه را از دل او بردارد و در برآوردن حاجتش کمک کند، در پیشگاه حضرت حق هفتاد و دو رحمت خواهد داشت که با یک رحمتی (از آن رحمت ها) زندگانی او را در دنیا اصلاح نموده و هفتاد و یک رحمت دیگر را برای آخرت او ذخیره می کند تا از هراس و وحشت آن روز در امان باشد.


امام علی(ع) نیز می فرماید: «زِد فِی اصطِناعِ المَعرُوفِ وَ أکثِر مِن إسداءِ الإحسانِ فَاِنَّهُ أبقَی ذُخراً وَ اَجمَلُ ذِکراً»؛(عیون الحکم والمواعظ، ص 277) بسیار نیکی کن به مردم و زیاد احسان کن که پایدارترین ذخیره و زیباترین یادگار است.


همچنین، اعمال نیک، بهترین ذخیره برای تنهایی قبر محسوب می شوند. یتیم نوازی، کمک به فقرا و ستمدیدگان، و... از اموری هستند که در خلوت قبر و تاریکی آن، سبب نورانیت و دفع وحشت می شوند. شگفتا که چه وسعتی دارد نیکی و احسان! و چه آسان است ذخیره سازی عملی صالح، برای آن روز نیاز و احتیاج! (ر.ک: سیاحت در عالم ارواح، ص 57)


 


4. ورود به بهشت


عمر انسان ها چنان ارزشمند است که آن را با هیچ چیزی غیر از رضای خدا نمی توان معامله کرد. در آیه ای از قرآن آمده است: إنَّ اللهَ اشتَرَی مِنَ المُؤمنِینَ اَنفُسَهُم وَاَموَالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّة؛ (توبه (9): 111) خداوند جان و مال مؤمنان را خریداری کرده و در مقابل، به آنان بهشت عطا می کند.


و در روایتی از علی(ع) نقل شده است: «إِنَّهُ لَیسَ لاَنفُسِکُم ثَمَنُ إِلا الجَنَّةَ فَلاَ تَبِیعُوهَا إِلا بِهَا»؛ (نهج البلاغه، حکمت 456) به درستی که جان های شما قیمت و بهایی غیر از بهشت ندارد، پس آن ها را به غیربهشت نفروشید.


از همه این گفته ها و ده ها گفته دیگر قرآن و معصومان(علیهم السلام) استفاده می شود که عمر و جان انسان ها چقدر ارزش دارد و بهشت نیز با چیزهای سست و کم ارزش به دست نمی آید. به گفته شهید مظلوم دکتر بهشتی در یکی از سخنرانی های خود بعد از شروع جنگ تحمیلی: «بهشت را به بها می دهند، نه به بهانه».


خداوند بهشت را به صاحبان کارهای مهم همانند: شهادت، جهاد، نماز، حج قبول شده و... وعده داده که یکی از آن  کارها خدمت و احسان به بندگان خداست.


امام خمینی(س) در این باره می فرماید:


"من نمی دانم با چه بیانی از این جوان هایی که در طول این مدت فداکاری کردند تشکر کنم. آن قدری که می توانم عرض کنم این است که این مطلب برای خداست و ما هم از خدا هستیم؛ (اِنّا لِلهِ) و به سوی او هم می رویم؛ دیر و زود خواهیم رفت؛ و چه بهتر که در این راهی که داریم قهراً به آن طرف می رویم با یک توشه باشد و آن توشه، توشۀ توحید است؛ توشۀ خدمت به اسلام است. من نمی توانم برای ـ خدمتگزاری ـ جوانی که برای خدمتگزاری به اسلام شب تا صبح، شب زنده داری می کند، در حال خطر واقع می شود، مجاهده می کند، ارزش برای این ما نمی توانیم حساب بکنیم که ارزش این چقدر است، اجرت این چقدر است، مگر غیر از خدا می تواند کسی به این اعمال پاداش بدهد؟ مگر طبیعت و زینت های طبیعت، پاداش یک موجودی است که برای خدا قیام کرده است و برای خدا خودش را به خطر انداخته است؟ آن چیزی که دل ما را خوش می کند این است که برای شما پیش خدای تبارک و تعالی یک حسابی باز است و الا ما نمی توانیم از شما ها تشکر کنیم یا خدای نخواسته به شما اجر بدهیم. ما همچو قدرتی نداریم، آن چه هست این است که شما از خدا هستید، برای خدا هم کار کردید و خدا هم اجر شما را می دهد. اجری که خدا می دهد، آن ارزش دارد، ارزش عمل شما آن است که خدا به شما می دهد (اِنَّ اللهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم وَ أموالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَةَ) [توبه (9): 111] جنت، آن جنتی که لقای خداست، جنتی که لقای دوستان خداست؛ آن برای شما کافی است. و از آن که گذشت، دیگر در عالم طبیعت نمی شود برای اعمالی که برای خداست یک چیزی قرار داد. هرچه مربوط به عالم طبیعت است، مادون آن چیزی است که برای خداست." (صحیفه امام، ج 10، ص 9 ـ 10)


 


نتیجه بحث


ضرورت و اهمیت خدمت رسانی یکی از محورهای اصلی حاکمیت مردم در نظام مردم سالاری دینی بر مبنای آموزه های دینی است و مردم بر اساس همین معیارها بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود حاکمیت دارند. قرآن کریم همواره انسان را به دستگیری، گره گشایی، و خدمت رسانی به دیگران توصیه نموده است. بنابراین، خدمت رسانی به عنوان یک صفت عالی نفسانی که نقش هدایت گری را در حیات آدمی ایفا می کند، فی نفسه سازنده اندیشه پاک آسمانی است، که با ایجاد انگیزه، هدف والا و ارزشی، او را به سوی پاکی ها سوق داده، از زندگی او آثار و برکات فراوان معنوی به جای می گذارد و عمل را خالص و پاکیزه می گرداند.


از نکات بسیار حساس در اخلاق اسلامی حس تعاون و تعاضد و خدمت به مردم به خصوص خدمت به مؤمنان و صالحان است. از مجموعه تعالیم اسلامی و سیرة اولیاء(علیهم السلام) استفاده می شود که پس از ادای فرایض، بالاترین وسیله برای تقرِّب به خداوند متعال، این خصلت نیکو است. اولیای خداوند همواره در خدمت مردم بودند و شخصاً در رفع حوایج آنان اقدام می کردند.


امام خمینی نیز انسانی کامل با خصلت های والا و آراسته به سجایا و مکارم اخلاقی بود. امام شخصیت و عظمت انسان را در تجملات زندگی و جامه های رنگارنگ نمی دانست و بسان اجداد سلفش از تجملات و تشریفات پرزرق و برق به شدت حذر می کرد. امام خمینی با زندگی ساده و سراسر فضیلتش ثابت کرد که انسان می تواند تمام افتخارات انسانی را به دست آورد و در عین حال، شیوه زندگی اش سرمشق همه انسان های جهان شود. آنچه او می گفت، خود در تمام زندگی بدان عمل کرد.


 او می گفت: "در خدمت بندگان خدا و مستضعفین باشید و بیشتر از همه، طبقات ضعیف را ملاحظه کنید و این خود یک عبادت بزرگ است برای شما."  (همان، ج 16، ص332)


 


فهرست منابع


قرآن کریم.


نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، موسسة تحقیقاتی امیرالمومنین(ع).


ابعاد خدمت رسانی، جمعی از نویسندگان، انتشارات سپهر اندیشه، پژوهشکده تحقیقات اسلامی1382 (نمایندگی ولی فقیه در سپاه).


الاحتجاج، ابو منصور احمد بن علی طبرسی، نشر مرتضی، مشهد مقدس، 1403 ق.


اخلاق عبادی، علی اصغر الهامی نیا وغلامعباس طاهرزاده، مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، افق فردا.


آداب معاشرت، شمس الدین، مهدی، شفق، قم، 1371.


بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، موسسه الوفا، بیروت، 1404ق.


بزم محبت، حیدری خراسانی، محمدمهدی، رواق دانش، قم، 1380.


تحف العقول عن آل الرسول، ابومحمد حرانی، صادق حسن زاده، قم، انتشارات آل علی(ع)، چاپ اول، 1383.


ثواب الاعمال، شیخ صدوق، منشورات الشریف الرضی، قم، 1368ش.


حدیث پایداری، علی باقی نصرآبادی حمید، انتشارات لوح محفوظ، 1379.


خدمت رسانی درآموزه های دینی، سید حسین تقوی، مؤسسه انتشارات مشهور، چاپ اول، 1382.


سفینه البحار، قمی، عباس، المطبعه العلمیه، نجف، 1355.


صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، چاپ اول، پاییز 1378.


عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، موسسه الاعلمی، بیروت، 1404.


عیون الحکم و المواعظ، علی بن محمد اللیثی الواسطی، دارالحدیث، قم، 1418.


غررالحکم ودرر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، شرح و ترجمه خوانساری، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1366.


فرهنگ عمید، حسن عمید، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1363.


فرهنگ معین، محمد معین، به کوشش محمدمهدی بلادی، چاپ اول، 1385.


الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، موسسه آل البیت، قم، 1409ق.


کنز العمال، المتقی الهندی، موسسه الرساله، بیروت، 1404.


لغت نامه دهخدا، علی اکبر دهخدا.


مجله اندیشة حوزه، شماره سوم و چهارم، 1382.


مستدرک، حاکم نیشابوری،


مکارم الاخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی، قم، 1412ق.


من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ، موسسه نشر اسلامی حوزه علمیه قم، قم، 1404.


المیزان فی تفسیر القرآن، محمدحسین طباطبایی، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، انتشارات اسلامیه، قم، 1364.


میزان الحکمه، محمدی ری شهری، محمد، دارالحدیث، قم.


نقطه های آغاز در اخلاق عملی، محمدرضا مهدوی کنی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372.


نهضت خدمت رسانی در نگاه قرآن و سیره معصومین(علیهم السلام)، ابوالقاسم بخشیان، نشر روح.


وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، موسسة آل البیت، قم، 1409ق.


 


منبع: حضور، ش 86، ص 110.

انتهای پیام /*