جواد کلاته عربی

صـدور انـقـلاب؛ مواضـع پیرامون آن و سـیرۀ امام خمینی

همانطوری که پیدایش اصل انقلاب اسلامی با هدایت فکری بود؛ دوام آن نیز با تداوم دعوت فرهنگی خواهد بود؛ و چنانچه بیداری مردم مسلمان ایران با رهبری دینی آغاز شد؛ نهضت مردم خارج از این مرز و بوم نیز با هدایت مذهبی انجام پذیر است؛ و این همان صدور انقلاب اسلامی به خارج از کشورمان می باشد.

کد : 159915 | تاریخ : 07/11/1396

صـدور انـقـلاب؛ مواضـع پیرامون آن و سـیرۀ  امام خمینی


 □ جواد کلاته عربی


اشاره


وقتی ارزش ها و آرمان های اغلب توده های اجتماعی توسط رهبران فکری سمت و سوی نوینی به خود می گیرد و به باورهای عمومی تبدیل می شود و نیز این باورها در معارضه و تضاد با نظام ارزشیِ تحمیلی از سوی حکومت ها قرار می گیرد، انقلاب ها آغاز می شوند. اما سابقه ی برخی از انقلاب ها نشان داده است که پیروزی انقلاب پایان کار نیست. نیرو های انقلابی  و ایدئولوگ های انقلاب پس از پیروزی و استقرار ارزش ها و نظم آرمانی و دلخواه شان در پی ترویج و گسترش آن به شیوه های گوناگون در دیگر نقاط جهان برآیند و سعی در جهانی کردن ایده ها خود دارند.


البته نشر ایدئولوژی انقلاب ها با احساس نیاز و شرایط موجود مخاطبان برون مرزی نیز مرتبط است. انقلاب سال 1917 روسیه نمونه ای برجسته از نوع انقلاب هایی است که بعد از پیروزی و استقرار نظام مورد نظر، توانست امر ترویج و نشر ارزش های انقلابی اش را ـ که عبارت است از نظام کمونیستی ـ در تقریباً نیمی از کشورهای جهان گسترش دهد.


گذشته از ارزش هایی که در انقلاب ها اهمیت می یابند و تبلیغ می  شوند، معمولاً هر نظام سیاسی ـ فرهنـگی قدرتمند با اهداف و شیوه های گوناگونی در گسترش آنچه را که درست می پندارد، تلاش می کند و اصـولاً هر صاحب ایده ای در جهان در تعمیم ایدئولوژی خویش می کوشد زیرا حداقل نوعی همراهی و همسـویی جوامع دیگر در این فرآیند مورد توجه است.


اما فرآیند صدور انقلاب در انقلاب اسلامی ایران با توجه به ویژگی های منحصر به فرد انقلاب شرایط خاص خودش را داشته و دارد. ویژگی های ذاتی انقلاب اسلامی بخش قابل توجهی از این مسئولیت را خود بر دوش گرفت و جلوتر از انقلابیون مسیر را پیمود. اما تفکر تحول خواه و اصلاح گرایانه امام مرزی برای آزادی ملت ها از چنگال استبداد و استعمار و بی عدالتی نمی شناخت و از فردی ترین آموزه های انقلاب تا جهانی ترین آنها را جزئی از وظیفه خود و پیروان خود می دید و برای آن برنامه داشت. در این فرصت سعی می شود تا با دقت نظر در آراء و سیره ی امام به بحث پیرامون صدور انقلاب اسلامی و روش های آن پرداخته شود.


ویژگی  ذاتی انقلاب اسلامی


معمولاً انقلاب ها که در محدوده جغرافیایی خاص به وقوع می پیوندد، به دلیل ویژگی ها و جذابیت های خاصشان، مخاطبینی فراملی و برون مرزی خواهند داشت. یک بخش از ترویج و نشر ایده ای خاص در خارج از خاستگاه اصلی اش به این دلیل است که برخی ملت ها با توجه به شرایط خاص فرهنگی ـ اعتقادی و واقعیت های جوامع خویش خواهان تغییر و تحول هستند و شاید ایده های انقلابی وارداتی کالای مورد نیاز آنها باشد. بنابراین، بخشی از جریان ترویج و صدور انقلاب ها و ایدئولوژی ها در جهان امری بدیهی، طبیعی و اجتناب ناپذیر است. در حقیقت یک بخش از اشاعه پیام انقلاب ها در خارج از مرزهای جغرافیایی ویژگی ذاتی خود انقلاب ها است؛ «هیچ حادثه ای در جهان امروز در هر نقطه ای که اتفاق می افتد، بدون تأثیر در نقاط دیگر نیست. لکن میزان اثرپذیری مردم در نقاط دیگر بستگی به آگاهی و انتخاب خود آنان دارد.» (امام خمینی؛  صحیفه امام؛ ج4، صص434) اما از آنجا که ایدئولوگ  های انقلاب ها، ارزش ها و آرمان های خود را عاملی برای رهایی و تعالی ملت های دیگر نیز می دانند طی یک پروژه و به روش های گوناگونی سعی در گسترش و جهانی کردن پیام ها و پیامدهای انقلاب خود دارند. انقلاب اسلامی ایران نیز به عنوان یک رویداد بدیع و شگرف نه تنها از این قاعده مستثنا نیست بلکه به عنوان بزرگترین پدیده ای که در هزاره اخیر بر مبنای دین و گفتمان وحیانی پایه گذاری شد در این باره از اهمیت خاصی برخوردار است.


انقلاب اسلامی ایران در میان انقلاب های سده های اخیر جهان هم به لحاظ اقبال عمومی و هم به لحاظ هویت آن، پدیده ای متمایز و بدیع و قابل توجه برای دیگر جوامع است. حضرت امام درباره تمایز انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب ها می فرماید: «ما مدعی هستیم که انقلاب ما در عالم نظیر نداشته است برای اینکه اسلامی بوده است. و چون اسلامی بود و تمام افراد ملت شرکت در این امر داشتند، یک انقلابی نبود که یک حکومتی بیاید و حکومتی را ببرد، یا یک نظامی بیاید و یک حکومتی را ساقط کند. آن طور نبود. یک ملتی قیام کرد و ملتی که اسلامی بود، ملتی که خودش را پایبند اخلاق و پایبند اسلام می دانست و می داند، اینها قیام کردند و حریف خودشان را بیرون کردند و غلبه کردند.» (همان ؛  ج11، ص 145) همچنین،  عواملی هم که در تشکیل و فرآیند انقلاب اسلامی مورد توجه امام و امت انقلابی قرار گرفت عواملی است که مورد ابتلاء دیگر ملت های جهان بوده و هست. به علاوه، ارز ش ها و آرمان های انقلاب اسلامی به دلیل هم خوانی با فطرت ملت ها مورد توجه آنان قرار گرفت.


ماهیت اسلامیِ انقلاب ایران توانست مقبولیت و جذابیت خاصی را در میان مسلمانان جهان ایجاد کند و حتی روحیه انقلابی گری را با آرمانی نزدیک به آرمان انقلاب اسلامی ایران در میان ملت های مسلمان جهان برانگیزد. اسلام جدیدی که حضرت امام(س) در میان ملت مسلمان ایران معرفی کرد به دلیل اصالت و حقایق آن به سرعت مورد توجه مسلمانان آزاده جهان قرار گرفت و مطالبات جدیدی را برای امت های اسلامی در اقصی نقاط جهان اسلام رقم زد. هنگامی که ملتی از ملت های مسلمان طرحی نو برای رفع آلام مشترک خویش عرضه کند، ملت های دیگر آگاهانه و ناخودآگاه از آن متأثر خواهند شد.


عامل دیگر ذاتی بودن صدور انقلاب اسلامی ـ فراتر و گسترده تر از اسلامی بودن ـ دینی و الهی بودن ماهیت انقلاب ایران است. پیام خدامحورانه و معنویت گرای انقلاب اسلامی می تواند تأثیر فراگیرتری در میان ملت های جهان داشته باشد زیرا فطرت خداجو در وجود هر انسانی نهاده شده و سرشت هر انسانی سرشت خدایی است. استکبارستیزی، استبدادستیزی، استقلال، آزادی، نفی ظلم و عدالت محوری ارزش هایی هستند که همه ملت های تحت ستم و مستضعف جهان دوستدار آن هستند. این ارزش ها به لحاظ ویژگی های انسانی، مورد مقبولیت عامه انسان ها قرار دارد و انقلاب اسلامی ایران به دلیل دارا بودن چنین ویژگی هایی می تواند در یک فرآیند طبیعی، روحیه مطالبه و مبارزه را در ملت های تحت ستم جهت دهی و تقویت کند. حضرت امام می فرماید: «شما باید بدانید که ملت ها، حتی آن ملت هایی که الهی هم نیستند، اینها همه شان ـ که جزء مستضعفان جهان هستند، و همیشه در تحت سلطه مستکبران بوده اند ـ امید دوخته اند به این نهضتی که در ایران حاصل شده است.» (همان؛ ج16، ص311) بدین ترتیب، انقلاب ایران به لحاظ ماهیت اسلامی خویش، دارای ارزش های انسانی فراگیری است که می تواند مطلوب بسیاری از ملت های جهان واقع شود و این امر پذیرش آگاهانه و حتی ناخودآگاهانهِ ارزش های انقلاب اسلامی را بدیهی می نماید.


 تکلیف انقلابی ها، حق ملت ها


همان گونه که بیان شده، بخشی از  اشاعه پیام انقلاب اسلامی در جهان خصوصیت ذاتی آن است اما بخش دیگری از امر صدور انقلاب در قالب یک پروژه و طرحی جهانی همواره از سوی امام خمینی(س)، بنیانگذار انقلاب اسلامی مطرح بوده که این مسئله نیز به لحاظ ماهیت انقلاب و آرمان های جهانیِ پدید آورنده انقلاب است. اما همچنین، نظریه پردازان انقلابی با توجه به اهداف و آرمان های خود و با در نظر گرفتن کاستی ها و رنج های مشترک با دیگر ملت ها، تعمیم اصول انقلابی خود را به کشورهای دیگر ضروری می دانند و در قبال آن احساس مسئولیت می کنند. البته در برخی انقلاب ها، اهداف جهانی و تعمیم انقلاب به سایر کشورها در اهداف و اندیشه  های انقلابی شان یک اصل مهم و غایتی اجتناب ناپذیر است؛ بنابراین خود را در برابر تحقق اهداف انقلابی خود مکلف می دانند زیرا حقوق و ارزش های پایمال شده ملت ها را حقوق و ارزش های خود می دانند.


اندیشه های انقلابی کمونیستی، تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، به عنوان انقلابی ترین اندیشه در سطح جهان مطرح بود و در بسیاری کشورها از جمله ایران در حال نفوذ و گسترش بودند. مارکس و انگلس به عنوان پایه گذاران این مکتب در مانیفست کمونیست می گویند: «کمونیست ها همه جا از هر جنبش انقلابی که بر ضد نظام اجتماعی و سیاسی موجود باشد حمایت می کنند. ... کمونیست ها از پنهان کردن نظرات و اهداف خود بیزار هستند.


آنان آشکارا اعلام می کنند که فقط با سرنگونی قهرآمیز تمام نظام  های موجود اجتماعی به اهداف شان دست خواهند یافت. باشد که طبقات حاکم از انقلاب کمونیستی بر خود بلرزند... کارگران تمام کشورها، متحد شوید!» (لئو پانیچ و کالین لیز؛ ص 317، مارکس و انگلس؛ مانیفست کمونیست) و همچنین در جای دیگری از مانیفست از تعمیم جنبش های انقلابی کمونیستی در میان طبقات کارگری سایر کشورهای جهان سخن می گویند. (ر.ک: همان؛ صص291-292)


اکثر جریان های فکری که در قالب انقلاب و یا اصلاح در جوامع گوناگون مطرح می شوند در القای اندیشه ها و اعتقادات خود می کوشند و در این مسئله فرقی میان مکاتب گوناگون فکری نیست. غالب مکتب های فکری در سده های اخیر اروپا اعم از اندیشه های چپ و مارکسیستی و یا راست و لیبرالی در حوزه های فرهنگ، اقتصاد و اجتماعیات همواره در این راستا کوشیده اند و بسط اندیشه ها و پندارهای خود را تکلیف و وظیفه ای برای وصول به اهداف خود می دانند. انقلاب اسلامی ایران هم قبل از هر مسئله ی دیگر یک انقلاب است و البته متمایز ترین انقلاب  هزاره اخیر. انگیزه الهی و اهداف اسلامی مهمترین فصل تمایز انقلاب ملت ایران از دیگر انقلاب هاست. وقتی یک انقلاب از آموزه های دین جامع و جهان شمولی چون اسلام منبعث می شود و حتی اصل حرکت نهضت و انقلاب از سوی رهبر انقلاب به عنون یک تکلیف دینی و انسانی مطرح می شود بنابراین طبیعی است که گسترش انقلاب تا جایی که در توان انقلابی  ها باشد، تکلیفی همیشگی فرض خواهد شد؛ «صدور انقلاب، به معنای صادر کردن ارزش های انقلابی و افشاگری درباره مستبدها و ظالم های عالم، وظیفه و تکلیف الهی ماست. اگر این کار را نکنیم، کوتاهی کردیم.» (مقام معظم رهبری؛ 19 / 04 / 1368)


بهره مندی از مواهبی چون: استقلال، آزادی، آگاهی و بسیاری از ارزش های انسانیِ دیگر حق همه آحاد جامعه بشری است. بسیاری از ملت های جهان به انحاء گوناگون، از دستیابی به چنین ارزش هایی وامانده اند و تحت ستم حکومت های خود قرار دارند. حضرت امام در تشریح وضع کنونی ملت ها و سیطره نظام سلطه بر ملت های مستضعف و مسلمان جهان می فرماید:


«واقعیت این است که دوَل استکباری شرق و غرب و خصوصاً آمریکا و شوروی، عملاً جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسی تقسیم کرده اند. در بخش آزاد جهان، این ابرقدرت ها هستند که هیچ مرز و حد و قانونی نمی شناسند و تجاوز به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگی ملت ها را امری ضروری و کاملاً توجیه شده و منطقی و منطبق با همه اصول و موازین خود ساخته و بین المللی می دانند. اما در بخش قرنطینه سیاسی که متأسفانه اکثر ملل ضعیف عالَم و خصوصاً مسلمانان در آن محصور و زندانی شده اند، هیچ حق حیات و اظهار نظری وجود ندارد؛ همه قوانین و مقررات و فرمول ها همان قوانین دیکته شده و دلخواه نظام های دست نشاندگان و در برگیرنده منافع مستکبران خواهد بود. و متأسفانه اکثر عوامل اجرایی این بخش همان حاکمان تحمیل شده یا پیروان خطوط کلی استکبارند که حتی فریاد زدن از درد را نیز در درون این حصارها و زنجیرها جرم و گناهی نابخشودنی می دانند. و منافع جهانخواران ایجاب می کند که هیچ کس حق گفتن کلمه ای که بوی تضعیف آنان را بدهد یا خواب راحت آنان را آشفته کند ندارد.» (امام خمینی؛ صحیفه امام؛ ج21، ص79)


در چنین وضعیتی حق هر مظلوم و ستمدیده ای رهایی از ستم و سلطه است و از آنجایی که هر حقّی تکلیفی را به همراه می آورد حمایت از ستم دیدگان و محرومان دیگر کشورها و تبلیغ و نشر استقلال طلبی، آزادی خواهی و ظلم ستیزی در میان ملت های تحت ستم تکلیفی اجتناب ناپذیر برای عناصر انقلابی ملت ایران به شمار می رود. حضرت امام با توجه به همین نکته می فرماید:


«این وظیفه اولیه ما و انقلاب اسلامی ماست که در سراسر جهان صلا زنیم که ای خواب رفتگان! ای غفلت زدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه کنید که در کنار لانه های گرگ منزل گرفته اید. برخیزید که اینجا جای خواب نیست! و نیز فریاد کشیم سریعاً قیام کنید که جهان ایمن از صیاد نیست! آمریکا و شوروی در کمین نشسته اند، و تا نابودی کاملتان از شما دست نخواهند داشت.» (همان؛ ج21، ص89)


حکومت شاهنشاهی در ایران بخشی از نظام طاغوت و کفر جهانی بود و یقیناً مظاهر گسترده تری از کفر و طاغوت در خارج از مرزهای جغرافیایی کشور ما قرار دارد. لذا تفکرات انقلابی امام در راستای نشر و اعتلای اسلام و پی ریزی پایه های حکومت اسلامی در ایران، تنها بخشی از اندیشه های انقلابی امام است. نهضت امام برای معرفی و نشر اسلام است مرز نمی شناسد. حضرت امام در این باره می فرماید:


«ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم؛ چرا که انقلاب ما اسلامی است. و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست. و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم.» (همان؛ ج12، ص148)


بنابراین ملت ایران به عنوان ملتی آگاه، بیدار و رها شده از بند سلطه و ستم و به عنوان ملتی که تجربه پیروزی بر مصادیق کفر و ظلم را هم در عرصه داخلی و هم در عرصه بین المللی در کارنامه خود دارد، نشر و صدور تجربه  های انقلابی خود را به لحاظ تعهدات انسانی و اسلامی تکلیفی همیشگی برای خود می داند. افزون بر آن، ملت های تحت ستم نیز حق دارند از پیام ها و تجارب  ملت های آزاد در جهت رهایی خویش از بند سلطه برخوردار شوند و حتی به نظر امام ملت های مستضعف جهان به انقلاب اسلامی ایران چشم امید دوخته اند. (همان؛ ج16، ص311)


 مقابله با فرهنگ غرب و شرق


فرهنگ هر ملتی عمدتاً متشکل از عناصر: زبان، تاریخ، آداب و رسوم، ماهیت روابط اجتماعی و مهم تر از همه، اعتقادات دینی هر جامعه است. بدون تردید جایگاه فرهنگ در هر جامعه ای جایگاهی مهم و تعیین کننده  است زیرا می تواند در تمام رویکرد های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک جامعه اثرگذار باشد. فرهنگ ها اساساً شناسنامه ملت ها هستند. در نگاه امام هویت و موجودیت هر جامعه ای چیزی جز فرهنگ آن جامعه نیست و در این صورت است که استقلال فکری و فرهنگی و صیانت از ارزش های ملی و مذهبی اهمیت می یابد. حضرت امام درباره اهمیت استقلال فرهنگی می گوید:


«یک ملتی احتیاج به فرهنگ دارد، ملت با فرهنگش زندگانی سیاسی می تواند بکند. ما فرهنگمان یک فرهنگی است که استقلال ندارد و مربوط به خود مردم نیست، بلکه اداره اش باید به دست خارجی ها بشود و به امر آنها تنظیم بشود برنامه هایش؛ و لهذا یک فرهنگ سالم تحویل نمی دهند.» (همان؛ ج4، ص134)


همچنین موضوع فرهنگ در معادلات جهانی از جایگاه ویژه و متمایزی برخوردار است. امروزه دولت ها، صاحبان قدرت، ثروت و اندیشه در سراسر جهان می کوشند تا با تبلیغ، ترویج و یا تحمیل کالاهای فرهنگی خویش منافع خود را در جهان تأمین کند و از این طریق به سایر کشورها سلطه یابند.


در سده های اخیر اتحاد جماهیر شوروی و نظام کمونیستی از یک سو و اروپای غربی و آمریکا از سوی دیگر به عنوان قدرت های برتر جهان با هدف استعمار و استثمار همه جانبه کشورهای آسیایی و آفریقایی و به خصوص کشورهای مسلمان ـ به لحاظ دارا بودن ذخائر غنی زیرزمینی ـ در القاء آموزه های فرهنگی خود از هیچ روشی فروگذار نکردند.



 البته غرب در این جریان سهم بیشتری را به خود اختصاص داد و سابقه طولانی تری در این رابطه دارد که حتی تا امروز این روند ادامه دارد؛ این جریان با شروع انقلاب صنعتی اروپا در قرن هجدهم میلادی آغاز شد. اگر چه جنگ افروزی و تهاجم نظامی در جهت تسخیر و استعمار و چپاول سرمایه های ملت ها همچنان به عنوان سیاست برخی قدرت ها مثل آمریکا مورد توجه است اما روش تهاجم فرهنگی برای سهم خواهی و منافع قدرت های بزرگ به عنوان گزینه ای کم هزینه با تأثیر گذاری عمیق و ماندگار دست کم از سیصد سال پیش تا کنون در برنامه سلطه جویانه همه قدرت ها وجود داشته است. حسین پور احمدی در کتاب انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی در فرآیند جهانی شدن، ضمن برشمردن موضوع فرهنگ به عنوان یکی از بخش های موضوع جهانی شدن، در رابطه با همین مسئله می گوید: «یکی از ابعاد مهم جهانی شدن، جهانی شدن فرهنگ است. روابط فرهنگی به طور نابرابری شکل گرفته است. تعداد کمی از کشورها محصولات فرهنگی خود را صادر می کنند و در رأس صادرکنندگان محصولات فرهنگی ایالات متحده قرار دارد. در واقع به نظر می رسد تأثیر جهانگیر صنایع فرهنگی فراملی به همان اندازه اگر نه بیشتر از اشکال آشناتر قدرت مؤثر و با نفوذ است. از این دیدگاه، جهانی شدن فرهنگی یک فرآیند یکسویه امپریالیسم فرهنگی است.» (پوراحمدی؛ صص130ـ129)


بعد از دوران تاریک حاکمیت کلیساها در اروپا و طی رنسانس فکری و انقلاب صنعتی اروپا و پیامدهای استبداد کلیسایی و عکس العمل های آن که در نمایی کلی عبارت است از مهجوری دین، معنویت و نهایتاً خدا از زندگی انسان؛ غرب صاحب فرهنگ و تمدنی شد که با نادیده گرفتن یک تاریخ تجارب معنوی درخشان بشریت ـ ظهور انبیا و اولیا(ع) ـ و به سبب داشتن مؤلفه اساسی معنویت گریزی و معنویت ستیزی و نیز رویکردی مادی به زندگی، دورانی به مراتب فروتر از عصر جاهلیت پیشین، یعنی عصر جاهلیت مدرن را رقم زد. بشر در برهه ای از تاریخ گام نهاد که منزلت و جایگاه حقیقی اش را در نظام هستی و آفرینش به دست فراموشی سپرد و از اصل و ماهیت الهی خویش که از ابتدای خلقت در درونش به ودیعت گذاشته بود، بیشتر از هر زمان دیگری نزول کرد که این جریان را می توان نهایتاً سیر کلّی تاریخ به سوی افول و انقراض معنویت بشر دانست. حضرت امام در این باره از تعبیر عصر شیطان ها استفاده می کند و می فرماید:


«من گمان نمی کنم که دنیا تاکنون به مثل این دوره ای که ما در آن زندگی می کنیم، شیطان داشته است. بوده است البته شیطان در همه وقت، شیطان های انسی در همه طول تاریخ بوده است، اما هر چه دنیا پیشرفت کرده است، شیطان ها هم در کارهای شیطانی شان پیشرفت کرده اند. امروز که به اصطلاح عصر تمدن و ترقی و عصر پیشرفت است، عصر شیطان هاست. ... آنها با اسم صلح دوستی، جنگ افروز اول جهانند، آنها با اسم حقوق بشر، بالاترین کسانی هستند که حقوق بشر را پایمال می کنند؛ آنها در عین ادعای خیرخواهی، آنچه را برای دیگران می خواهند جز شر نیست.»  (امام خمینی؛ صحیفه امام؛ ج19، ص235)


اما یکی از انگیزه های اصلی ترویج فرهنگ غرب گرایی و فرهنگ غربی را باید در همین پیامدهای رنسانس فکری و صنعتی اروپا دانست. از حوادث سده های اخیر اروپا که توانست هم در خود اروپا و هم در دیگر نقاط جهان تأثیرات همه جانبه مهمی از خود بر جای گذارد، انقلاب صنعتی اروپا و تولید ابزار جدید برای زندگی مدرن بود؛ «غرب گرایی از این دیدگاه عبارت است از دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی که در فرهنگ ها و جوامع مختلف در صحنه برخورد با فرهنگ و تمدن غرب، در جهت غربی شدن صورت می گیرد.» ( نقوی؛ ص17) غرب توانست از این طریق با ایجاد نیازهای جدید کالاهای مصرفی برای ملت هایی آسیایی و آفریقایی و جوامع اسلامی، فرهنگ مصرف گرایی، وابستگی اقتصادی و سیاسی، بی هویتی و نهایتاً مسخ فرهنگی و غرب گرایی را بر آنان تحمیل می کند.


اما در پروژه و پروسه تسخیر فرهنگی و گسترش شرق گرایی و غرب گرایی، کشورهای اسلامی به عنوان یکی از اهداف اصلی مورد توجه قرار گرفتند. این هدف گیری از سوی غرب و شرق به دو دلیل است: اول اینکه بسیاری از ذخائر مهم و استراتژیک انرژی جهان در کشورهای مسلمان وجود دارد و دوم اینکه تنها فرهنگ و مکتبی که می تواند منافع سلطه جویانه قدرت های بزرگ را به خطر بیاندازد آموزه ها و تعالیم دین اسلام است. حضرت امام نیز مهمترین نوع سلطه غرب و شرق را سلطه فرهنگی می داند و می فرماید:


«این غرب یا شرق که سلطه پیدا کرده است بر همه ممالک اسلامی، مهمش این سلطه فرهنگی بوده است ... مصیبت بزرگ برای مسلمین همین فرهنگی است که در بین مسلمین رواج پیدا کرده.» (امام خمینی؛ صحیفه امام، ج 12، ص 319)


همان گونه که گفته شد تلاش سلطه جویانه از سوی مغرب زمین تحت عنوان غرب گرایی در دوران اخیر همواره سهم بیشتری را به خود اختصاص داده است. تلاش برای غرب گرایی در کشورهای آسیایی و آفریقایی تلاش در جهت تحول فرهنگی* کشورهای یاد شده بوده و همچنان ادامه دارد و ایالات متحده به عنوان پرچمدار نظام سلطه در دهه های اخیر به عنوان قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی مهمترین نقش را در راستای تحول فرهنگی و القای غرب زدگی و غرب گرایی در جهان دارا است؛ «مهمترین و دردآورترین مسأله ای که ملت های اسلامی و غیر اسلامی کشورهای تحت سلطه با آن مواجه است موضوع آمریکاست. دولت آمریکا به عنوان قدرتمندترین کشورهای جهان برای بیشتر بلعیدن ذخایر مادی کشورهای تحت سلطه، از هیچ کوششی فروگذار نمی کند. آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است. آمریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمی نماید.» (همان؛ ج13، ص212)


پس از پایان جنگ جهانی دوم و قدرت گرفتن آمریکا و تبدیل شدن به یک ابر قدرت اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی می توان مفهوم دقیق تری از القاء و گسترش غرب گرایی ارائه کرد و آن مفهوم آمریکا گرایی است. حتی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان قدرتمند ترین و تنها رقیب آمریکا نیز مغلوب ارز ش ها و آموزه های ایالات متحده و فرهنگ آمریکایی شد و نهایتاً آن گونه که امام پیش بینی نمود به دام و دامان غرب افتاد. «قسمت عظیمی از دنیا، به ویژه اروپا، آمریکایی شده به نحوی که آمریکا ستیزی به نوعی بحران داخلی، هم در سطح ملی و هم در زمینه  فردی، تبدیل شده است. آیا باید بگذاریم این جهانی شدن وحشیانه  اقتصاد و سیاست و فرهنگ که قوانین بازار تنها حکمران آن است و تمام ارزش ها را به ارزش های قابل خرید و فروش تبدیل کرده، همچنان ادامه یابد؟ یا به عکس، از آمریکای لاتین گرفته تا آسیا، به هسته های مقاومت علیه پَست کنندگان روح انسان که با قوانینی چون رقابت بازار ـ که غنی ها را غنی تر و تعدادشان را اندک تر و فقرا را فقیرتر و تعدادشان را بی شمارتر می کند ـ به جنگ انسانیت آمده اند، خواهیم پیوست؟


آیا در برابر نظریه داروین مبنی بر لِه شدن توده های مردم در زیرگام های پولدارها، اسلحه به دست ها و اربابان رسانه ها، از خود مقاومت نشان خواهیم داد؟» (گارودی؛ ص88) انقلاب اسلامی ایران به عنوان متمایزترین اتفاق در جریان چند سده اخیر دنیا تأثیرات مهمی را در دهه های پایانی قرن بیستم بر نظم جامعه جهانی تحمیل کرد. ویژگی های ارزش مدارانه در ذیل تعالیم اسلام ناب محمدی بازتاب گسترده و قابل توجهی در میان ملت های جهان سومی و به خصوص ملت های مسلمان داشت.


بیداری اسلامی در سال های اخیر و احیای فرهنگ  سازش ناپذیری و گفتمان جهاد و مقاومت مقوله ای است که اگر چه از قبل از وقوع انقلاب اسلامی ایران نیز به چشم می خورد اما یقیناً با ظهور شگفتی ساز حضرت امام و پیرایش انقلاب اسلامی این جریان نیز به شکل ائتلافی و با هویتی جدید و مستحکم در عرصه معادلات جهانی اعلام موجودیت کرد. بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، امروزه بزرگترین رقیب فکری و ایدئولوژیک آمریکا، جهان اسلام و به خصوص انقلاب اسلامی ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران است و تمرکز بیشتر آمریکا بر کشورهایی همچون: فلسطین، لبنان، سوریه، مصر، سودان، ترکیه، یمن، مصر، بحرین، تونس و ایران نشان از این معنا دارد.


البته یقیناً جایگاه ایران در میان کشورهای یاد شده جایگاه متفاوتی است؛ چه آنکه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی حتی به نوعی رهبری فکریِ نه تنها ملت های مسلمان منطقه بلکه ملت های غیر مسلمان تحت ستم آمریکا را به گستره ای تا کشور های قاره آمریکای جنوبی نیز بر عهده دارد و تحولات اخیر کشور ایران در جریان انقلاب اسلامی الهام بخش این ملت ها بوده و هست؛ «انقلاب اسلامی ایران قدرت لازم برای الگوگیری احیای تفکر اسلامی در اداره جامعه و در نتیجه ارائه مدل بدیل در برابر مدل سیاسی اجتماعی حاکمیت غرب در جوامع اسلامی را ممکن ساخت و این امر مقاومت فرهنگ اسلامی در برابر روند جهانی سازی فرهنگ لیبرال ـ دموکراسی غرب را تقویت نموده است. هویت و فرهنگ انقلاب اسلامی، خودباوری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در انکار عقاید سلطه آمیز و فرهنگ لیبرال غرب و در عین حال بهره برداری از دستاوردهای ارزشمند بشر در رشد و توسعه ابعاد گوناگون حیات انسانی و به کارگیری تکنولوژی های پیشرفته صنعتی عینیت بخشیده است و آن را تبلیغ می کند.» (پوراحمدی؛ ص150)


روژه گارودی معتقد است آمریکا از همان ابتدای تشکیل با توجه به لیبرال بودن آن با اهدافی چون کسب قدرت و ثروت ـ به عنوان یکی از شاخصه های نظام آمریکا ـ و با ایجاد شرط بقاء آن، فساد ناشی از آن را در درون خود پروراند.** این مسئله و بسیاری دیگر از این موارد ناشی از تفکرات لیبرال آمریکایی هاست. تعریف نادرست از انسان، و حقوق و تکالیفش، انفکاک دین و خدا از تمام شئون زندگی انسان، به خدمت گرفتن دین در جهت مطامع و ارائه یک برنامه زندگی و حتی یک دین سکولار که نتیجه جهان بینی مادی گرا است، پایه های فرهنگ آمریکایی است.


مصرف گرایی، خشونت گرایی، موسیقی مبتذل، فرهنگ برهنگی و آزادی های جنسی، فرهنگ مُدگرایی و... که توسط سازمان بزرگ تبلیغاتی  هالیوود و دستگاه های خبرسازی و اطلاع رسانیِ رادیویی، تلویزیونی و اینترنت که با حجم وسیعی در جهان تبلیغ و تحمیل می شوند، مظاهر و شاخصه های فرهنگ آمریکایی است؛ از این روی دفاع و مقابله فرهنگی در قالب صدور انقلاب برای انقلاب اسلامی ایران به عنوان بزرگ ترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام موضوعیت پیدا می کند؛ «آمریکا و اروپا و کشورهای غربی، در لابه لای فرآورده های خوب تمدن خود ـ مثل صنعت و علم و تحقیق، که متعلق به همه بشریت است و برای گروه خاصی نیست ـ انواع و اقسام بدی ها و فسادها و انحطاط ها را وارد کشورهای جهان سوم کردند و مردم و جوان ها و دولت ها و ملت ها را مبتلا و ذلیل نمودند و به خاک سیاه نشاندند. آنها از کارهای خود شرم نمی کنند و خجالت نمی کشند و به صادرات پلید خودشان به کشورهای دیگر افتخار هم می کنند! چرا ما باید از صادر کردن توحید و اخلاق انبیا و روح فداکاری و اخلاص و تزکیه اخلاقی به کشورهای دیگر خجالت بکشیم؟! ... ما این انقلاب را صادر می کنیم. ما از این که بتوانیم توحید و مکتب انبیا و روش ها انسانی پاکیزه و طیب و طاهر و صبر و مقاومت و ایثار را به کشورهای دیگر صادر کنیم، هیچ ابایی نداریم.» (مقام معظم رهبری؛ 19 / 04 / 1368)


در دنیای اسلام و جوامع جهان سومی موج جدیدی در برابر فرهنگ آمریکایی و آمریکاگرایی برای خارج شدن از مستعمرات فرهنگی آمریکا به وجود آمده است که روژه گارودی از آن به آمریکاستیزی تعبیر می کند؛ او در کتاب آمریکا ستیزی چرا؟ اساس آمریکا ستیزی را مقابله با فرهنگ آمریکایی می داند و قائل به پیدایش مکتب آمریکاستیزی در مقابل فرهنگ آمریکایی است و می گوید: اگر مکتب آمریکاستیزی در مقابله و معارضه با فرهنگ آمریکایی و آمریکایی گرایی شکست بخورد، بدون شک شاهد نابودی دنیا، زوال انسانیت، نابودی تاریخ مشترک انسان ها و حذف خدا از زندگی بشر خواهیم بود. (گارودی؛ ص10-9)


البته باید گفت که پیدایش فرهنگ آمریکاستیزی در میان ملت های جهان سومی و کشورهای اسلامی با شکستن تابوی اقتدار آمریکا توسط حضرت امام و انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت. بنابراین امروزه نظام جمهوری اسلامی ایران یکی از چالش های مهم فراروی سیاست مداران آمریکا است زیرا ارزش هایی که انقلاب اسلامی ایران به اساس آن شکل گرفت و پیروز شد اکنون نه تنها نظام جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مکتب فکری قدرتمند متضاد با نظام آمریکاییِ جهان معرفی کرد، بلکه این ارزش ها الهام بخش بسیاری از ملت های جهان نیز شده است و همان طور که پیشتر آمد؛ جمهوری اسلامی ایران به نوعی رهبری فکری آنان را در مقابله و مبارزه با آمریکا و  ایجاد موج نوین آمریکاستیزی به عهده دارد. البته، امروز در جهانی که تنها در خاورمیانه چهار حکومت وابسته به آمریکا فرو پاشیده صحبت از این حقیقت آسان تر است.


 سه دیدگاه درباره صدور انقلاب


همان گونه که گفتیم، بخشی از ترویج و صدور پیام های هر انقلاب، خصوصیت ذاتی انقلاب هاست به این معنا که با وقوع هر انقلاب، یک سری ارزش ها و مفاهیم خاص اجتماعی، فرهنگی و دینی در محدوده مرز های جغرافیایی یک کشور در کانون توجه قرار می گیرند و به عنوان آرمان و ارزش های مقدس یک ملت مطرح می شوند. وجود نیاز های برونمرزی نسبت به آرمان های مطرح شده در کشور مبدأ، امر صدور پیام انقلاب را بدیهی و وجود وسائل ارتباط جمعی و رسانه های گروهی آن را تسریع می نماید.


صدور انقلاب تا این مقطع لزوماً نیازی به طرح و برنامه و توجه نخبگان و ایدئولوگ  های انقلاب ندارد. اما وقتی بحث صدور انقلاب به عنوان یک هدف و یک پروژه از سوی عناصر نخبه انقلاب مطرح می شود، مسائل گوناگونی حول این محور قابل طرح و پیگیری است. اما قبل از پرداختن به دیدگاه های مختلف درباره چگونگی و روش های انجام پروژه صدور انقلاب، به طرح دیدگاه جریانی می پردازیم که پس از پیروزی انقلاب اساساً قائل به طرح مسئله صدور انقلاب نبود.


مخالفان صدور انقلاب


اگر چه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(س)، انقلابی کاملاً مردمی و برخاسته از متن توده های مختلف اجتماعی بود ـ که این ویژگی فصل تمایز آن با تمامی انقلاب های بزرگ سده های اخیر جهان نظیر انقلاب 1917 روسیه و انقلاب فرانسه است ـ اما به دنبال متن مردم و توده های اجتماعی، برخی جریان های سیاسی مخالف با حکومت شاهنشاهی نیز وجود داشتند که با اهداف و روش هایی غیر از اهداف و روش های امام و امت در صف مبارزه شرکت داشتند و بعضاً به دلیل انحرافات ایدئولوژیکی مورد تأیید امام نیز نبودند. یکی از این جریان های سیاسی، ناسیونالیست ها یا ملی گراها بودند که تاریخ پیدایش آن به دوران مشروطه می رسد. ملی گراها در دوران دکتر مصدق به اوج قدرت خود رسیدند و بعد از انقلاب نیز مهدی بازرگان و اعضای دولت موقت در این طیف قرار می گیرند. این جریان سیاسی در یک موضع گیری انفعالی به این جمع بندی رسیدند که تنها باید در صدد بهبود اوضاع ملی و ارتقاء سطح کیفی دانش و تکنولوژی برآمد و از ایجاد حساسیت های جهانی و تحریک قدرت های بزرگ جلوگیری نمود.


این جریان سیاسی در اوایل پیروزی انقلاب علی رغم اسلام نمایی و تظاهر به انقلابی گری در بسیاری از حوادث پس از انقلاب با امام به مخالفت برخاستند. مخالفت با جنگ، مخالفت با شعار «مرگ بر آمریکا» و شعار «نه شرقی نه غربی،» مخالفت با تسخیر لانه جاسوسی و بسیاری مخالفت های دیگر با اصول و ارزش های انقلاب، غرب زدگی، آمریکا گرایی و مقدم دانستن عرف نظام بین المللی و قوانین مجامع غربی بر اصول و ارزش های انقلابی ملت ایران، عمده انحرافات و رسوایی های این جریان سیاسی پس از انقلاب است. «اینان به موازات داغ شدن بحث صدور انقلاب، مخالفت تلویحی خود را با اعلام اولویت بازسازی داخلی مطرح می نمایند. طرفداران این دیدگاه مدعی بودند، تنها باید در قبال ملت ایران احساس مسئولیت نمود و تمام محورهای توسعه و رشد باید صرفاً منافع ملت ایران را در برگیرند و ایرانیّت محور اصلی برای چنین رشدی تلقی می شد ... برخورد ارزشی با نظام جهان از این دیدگاه عملی ناپسند و مطرود تلقی می گردید. به این نکته بسنده می شد که باید ایرانی آباد، آزاد و مستقل بسازیم و با تمامی کشورها یک رابطه مقابل و مستمر برقرار نموده و به جمع وضع موجود جهانی بپیوندیم. لذا به طور کلی مخالف صدور انقلاب بوده و آن را عملی خلاف شئونات بین المللی می پنداشتند.» (صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینی؛ مقدمه)


دیدگاه این گروه، دیدگاه کسانی است که به فرموده امام عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشتند و کسانی که نه به اسلام و نه به آرمان های انقلابی اعتقادی ندارند و آن را فاقد وجاهت جهانی و بین المللی می دانند چگونه می توانند موافق صدور چنین ارزش هایی به خارج از مرز های جغرافیایی باشند. حضرت امام با این دیدگاه صراحتاً به مخالفت برخاست و فرمود: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم؛ چرا که انقلاب ما اسلامی است. و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست. و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم.» (امام خمینی؛  صحیفه امام؛ ج12، ص148) چرا که اساساً هدف قیام و مبارزه، احیاء و گسترش اسلام بوده و نهضت انقلابی ایران بر مبنای اسلام و نه بر مبنای ملی گرایی و ناسیونالیسم شکل گرفته است. نهضتی که بر اساس اسلام شکل گرفته باشد یقیناً مرزهای وسیع تری از ملیت را در بر خواهد گرفت زیرا آموزه ها و برنامه های اسلام از ویژگی ذاتی جهان شمولی برخوردار است. گسترش مفاهیمی چون عدالت و معنویت در دیدگاه امام به عنوان یک تکلیف الهی محسوب می شود و این نظرگاه دقیقاً در مقابل دیدگاه یاد شده درباره صدور انقلاب قرار دارد.


دو دیدگاه دیگر


عده ای از عناصر انقلابی که به ارزش ها و آرمان های انقلابی معتقد بودند و گاهاً خود را پایبندتر از هر طیف دیگری نسبت به انقلاب و آرمان های امام می دانستند، قائل به دیدگاه رادیکال در باب صدور انقلاب بودند. این گروه با نادیده گرفتن مرزهای جغرافیایی بین المللی که مورد پذیرش همه کشورهای جهان است و با استدلال «اسلام مرز نمی شناسد» در صدد به کارگیری هرگونه تلاش سخت افزاری و نظامی در گسترش ارزش های انقلاب بودند. «استفاده از توانمندی های نظامی، چریکی و اطلاعاتی و تجهیز تسلیحاتی جنبش های آزادی بخش و به خطر افکندن پایه های حکومت های مستبد در کانون توجه این دسته قرار داشت... . در این دیدگاه منافع ملی با منافع آرمانی یکسان فرض شده و اولویت در سیاست خارجی به منافع ایدئولوژیک آن هم از موضع خشن و سرکوب گرایانه داده می شود. هر نوع پذیرش قوانین بین المللی مطرود بوده و تمامی سازمان ها، مؤسسات و قوانین بین المللی به کلی مطرود تلقی می شود و درگیری دائمی تا نابودی کامل سیستم ظالمانه و تحقق ارزش های انقلابی از طریق اعمال زور و قدرت مورد توجه این دسته می باشد.» (صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینی؛ مقدمه)


این دیدگاه، افراطی در مقابل تفریط مخالفین صدور انقلاب بود. دیدگاه نظامی و افراط گرایانه گزینه مناسبی برای صدور ارزش های اسلامی نبود؛ چه آنکه اصولاً به ثمر نشستن اهداف و ارزش های انقلاب اسلامی در ایران از طریق روش های قهرآمیز و نظامی نبوده است. تغییر فرهنگ و نهادینه شدن ارزش های اسلامی با روش های تحمیلی و نظامی ماندگار نیست و پذیرش و استقبال آگاهانه مردم در نهادینه شدن و اثرگذاری طولانی مدت هر نوع فرهنگی از جمله فرهنگ اسلامی نقش اساسی را بازی می کند.


آیت الله جوادی آملی درباره اهمیت پذیرش فکری و فرهنگی فرهنگ انقلاب می گوید: «همانطوری که پیدایش اصل انقلاب اسلامی با هدایت فکری بود؛ دوام آن نیز با تداوم دعوت فرهنگی خواهد بود؛ و چنانچه بیداری مردم مسلمان ایران با رهبری دینی آغاز شد؛ نهضت مردم خارج از این مرز و بوم نیز با هدایت مذهبی انجام پذیر است؛ و این همان صدور انقلاب اسلامی به خارج از کشورمان می باشد.» (جوادی آملی؛ ص21) لذا امام مخالفت صریح خود را با صدور نظامی و تحمیل ارزش های اسلام و انقلاب اسلامی اعلام می کند و می فرماید:


 «ما از اول گفتیم می خواهیم انقلابمان را صادر کنیم... صدور انقلاب به لشکرکشی نیست، بلکه می خواهیم حرفمان را به دنیا برسانیم... .» (امام خمینی؛  صحیفه امام، ج19، ص414)


دیدگاه دیگر استفاده از روش فرصت طلبانه در بحث صدور انقلاب است. طرفداران این دیدگاه به ساختن یک جامعه آباد و امت نمونه در داخل کشور معتقد بودند؛ اما در رابطه با جامعه جهانی به اتخاذ سیاست مسالمت آمیز و سازش پذیر همراه با فرصت طلبی نظر داشتند. (ر.ک: صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینی؛ مقدمه) صدور انقلاب در این دیدگاه به مساعد بودن شرایط جامعه بین الملل معطوف است و در صورت فراهم نبودن شرایط صدور انقلاب؛ سازش، مصالحه و تفاهم، شاکله سیاست خارجی این دیدگاه را تشکیل می دهد. دیدگاه این جریان به نوعی تلفیقی ناشیانه از دو دیدگاه پیشین ـ یعنی مخالفین صدور انقلاب و طرفداران صدور نظامی ـ بود؛ بنابراین نمی تواند در منظومه فکری حضرت امام قرار گیرد. در منظومه فکری حضرت امام گسترش اسلام و صدور ارزش ها و فرهنگ انقلاب اسلامی مسئولیتی است که حتی با وجود مشکلات اقتصادی در داخل کشور هیچ گاه از دوش ملت ایران ساقط نمی گردد؛ زیرا تعهد و احساس مسئولیت نسبت به مسلمانان و مستضعفان جهان در صدر آموزه های متعالی اسلام قرار دارد. امام در این باره با لحنی هشدار گونه می فرماید: «مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست.


انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت- ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام  است منصرف کند.» (امام خمینی؛ صحیفه امام؛ ج21، ص327)


 لزوم صدور فرهنگی انقلاب


انقلاب اسلامی ایران در تاریخ انقلاب های جهان از خصوصیات منحصر به فردی برخوردار است و آنچه تحت عنوان انقلاب اسلامی در ایران اتفاق افتاد دارای چنان گستردگی و جامعیتی بود که آن را از میان سایر انقلاب های سده های اخیر متمایز می کند. جامعه ایران قبل از انقلاب اسلامی، جامعه ای است با ویژگی هایی در دو بخش؛ اولین ویژگی، ساختار و ماهیت دستگاه حکومت و دیگر، ویژگی نظام های حاکم بر روابط انسانی و فرهنگ مردم جامعه ایران است.


حکومت در ایران قبل از انقلاب اسلامی مبتنی بر یک نظام سنتی با حاکمیت سلطنتی مورثی و بدون پشتوانه عمومی و تکیه به آراء و اراده مردم بود. مشروعیت و تکیه گاه آن نه تنها در داخل کشور و بر اساس اراده آحاد ملت بلکه بر بیرون مرزهای جغرافیایی ایران متکی بود. جابجایی قدرت و عزل و نصب آخرین پادشاهان ایران معمولاً با اراده قدرت هایی چون روس، انگلیس و آمریکا انجام می پذرفت و همان طور که می دانیم سلطنت محمد رضا پهلوی با کودتای آمریکایی ـ انگلیسی 28 مرداد 1332 آغاز شد.


بنابراین، اساس شکل گیری و اصل حکومت های قبل از انقلاب اسلامی با حاکمیت و اراده بیگانگان همراه و وابسته بود. با چنین شرایطی، یقیناً بقاء و استمرار چنین ساختارهایی نیز با وابستگی به همان مبدأ پیدایش عجین است. لذا، دو حکومت رضا و محمد رضا پهلوی هم در پیدایش و هم در بقاء و استمرار تماماً موجودیت خود را مرهون قدرت هایی چون آمریکا و انگلیس بودند.


با وجود چنین شرایط، حضور همه جانبه قدرت های حامی در ارکان یک جامعه با وابستگی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی به قدرت حامی آغاز می شود. تغییر لباس، کشف حجاب، تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و لایحه کاپیتولاسیون، ایجاد مراکز فساد و فحشا و مبارزه آشکار و نهان با اسلام و اعتقادات دینی مردم، عدم توسعه یافتگی و وابستگی شدید اقتصادی، عدم رشد علم و فناوری و تبدیل شدن کشور به یک مصرف کننده صِرفِ کالاهای اروپایی و آمریکایی، گوشه ای از پیامدهای وابستگی حکومت به غرب و خصوصاً به آمریکا بود.


متأسفانه آنچه در ایران قبل از انقلاب اسلامی اتفاق افتاده بود، نه تنها شکل گیری ساختار و ماهیت حکومت وابسته به آمریکا، بلکه مهمتر از آن، وابستگی فرهنگی، تغییر ذائقه فرهنگی ملت و رسوخ و نفوذ فرهنگی غربی ـ آمریکایی در ذهن و ضمیر توده های مردم و پذیرش و نهادینه شدن آن در روابط اجتماعی ملت بود: «آنچه می توان گفت ام الامراض است، رواج روزافزون فرهنگ اجنبی استعماری است که در سال های بسی طولانی جوانان ما را با افکار مسموم پرورش داده و عمال داخلی استعمار بر آن دامن زده اند.» (همان؛ ج2، ص346) در نگاه حضرت امام فرهنگ یک ملت، اساس ملت و خاستگاهی برای هر گونه تغییر و تحول و سعادت و شقاوت ملت ها است. حضرت امام در این باره می فرمایند:


«بزرگترین تحولی که باید بشود در فرهنگ باید بشود؛ برای اینکه بزرگترین مؤسسه ای است که ملت را یا به تباهی می کشد، یا به اوج عظمت و قدرت می کشد. برنامه های فرهنگی تحول لازم دارد، فرهنگ باید متحول بشود.» (همان؛ ج7، صص474ـ 473) لذا مهمترین رسالت حضرت امام تغییر فرهنگ و ذائقه فرهنگی مردم بود که در میان اقشار مختلف اجتماعی نهادینه شده بود و به همین دلیل حضرت امام اعتقاد داشتند که انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود.


یک انقلاب حقیقی و ماندگار زمانی اتفاق می افتد که قبل از جابجایی قدرت و تغییر ساختار و ماهیت حکومت، انقلاب در جان و بطن یک ملت شکل بگیرد و هر گاه نقطه آغاز تغییر و تحول، نفس انسان و درون او باشد، پیروزی و ماندگاری انقلاب تضمین خواهد شد؛ چرا که انقلاب و تحول درونی انسان زیربنای هر گونه تغییر و تحول در متن و ساختار های جامعه در ساحت های گوناگون است.  شکل گیری یک جامعه  با ساختارهای نوین، تنها روبنایی است که بدون زیربنای باور عمیق و درونی انسان ها پایدار نیست.


در قرآن کریم علاوه بر تأکید بر اهمیت ارسال رسل برای هدایت، انقلاب و اصلاح در جوامع انسانی، بر خواست و اراده مردم در پذیرش هدایت و پیدایش اصلاح و انقلاب نیز تأکید شده است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «انّ الله لا یغیِّر ما بقوم حتی یغیِّروا ما با انفسهم؛ همانا خدا حال هیچ قومی را تغییر نمی‏دهد تا اینکه آنان حال خود را تغییر دهند.» (رعد /  11)حضرت امام نیز در هدف گذاری های خود برای دستیابی به انقلاب و اصلاح، درون و باطن مردم را مورد توجه قرار می دهد. امام در کوران مبارزات مردم و قبل از پیروزی انقلاب در مصاحبه با مجله القومی العربی می فرماید: «این حرکت از متن جامعه و فطرت انسان ها برخاسته است.» (امام خمینی؛  صحیفه امام؛ ج4، ص440)


حضرت امام به این باور است که تغییر و تحولی که مطالبه و خواست متن مردم نباشد و انتخاب آگاهانه مردم در آن دخیل نباشد، موجب انقلاب و اصلاح واقعی نمی شود؛ بنابراین، مهمترین استراتژی امام در روند انقلاب اسلامی، بیداری اقشار مختلف جامعه بود و پیروزی نهضت ایران با آگاهی و بیداری مردم اتفاق افتاد. از تألیف کتاب کشف الاسرار تا سخنرانی بیدارگر و شورانگیز در مدرسه فیضیه و تا اعلامیه هایی که لحظه به لحظه کشتی انقلاب را از خارج از مرزهای ایران هدایت می کرد، تنها نمونه هایی از تلاش های بیدارگرایانه امام برای پی ریزی مستحکم پایه های انقلاب اسلامی است و در حقیقت، حضرت امام از روش ها و راه کارهای فرهنگی برای بیداری و آگاهی توده های مردم بهره جستند. انقلابی که با بیداری و آگاهی فکری آغاز شود، تغییر فرهنگ و ذائقه فرهنگی مردم را به دنبال دارد، و آنگاه  است که سرنگونی حکومت و بر نتافتن ساختار و ماهیت جامعه استبداد و استعمارزده امری طبیعی خواهد بود. همچنین، در چنین صورتی است که توده های مردم برای هرگونه تغییر دیگری از هیچ کوشش و ایثار دریغ نخواهند کرد.


 بنابراین، هنگامی که پیدایش و پایانی انقلاب اسلامی مرهون روش های فرهنگی و بیدارگرایانه حضرت امام است، صدور و القای آن در دیگر نقاط جهان نیز بجز از این روش ممکن نخواهد بود. همان گونه که ملت ایران با بیدارگری و آگاهی از بی عدالتی و معنویت ستیزی رهایی یافت، دیگر ملل جهان نیز با بیداری و آگاهی به سوی دستاوردهای انقلاب اسلامی رهنمون می گرددند؛ «همان طور که پیدایش اصل انقلاب اسلامی با هدایت فکری بود، دوام آن نیز با تداوم دعوت فرهنگی خواهد بود؛ و چنانکه بیداری مردم مسلمان ایران با رهبری دینی آغاز شد، نهضت مردم خارج از این مرز و بوم نیز با هدایت مذهبی انجام پذیر است؛ و این همان صدور انقلاب اسلامی به خارج از کشورمان می باشد. صدور انقلاب به معنای دخالت در شئون مردم کشورهای دیگر نیست؛ بلکه به معنای پاسخ دادن به سؤال های فکری بشرِ تشنه معارف الهی است. و از آن جهت که مبدأ فاعلی همه ـ انسان و جهان ـ خداست و مبدأ قابلی همه انسان ها فطرت خداجو و خداخواه است، وظیفه رهبران الهی اقتضا دارد ندای هاتف غیبی را که برای گوش دل آشناست به سمع همه صاحبدلان منتظر برسانند، و هیچ فرد یا گروهی را از این موهبت الهی محروم نکنند.» (جوادی آملی؛ ص21)


 روش های فرهنگی امام خمینی در صدور انقلاب


در مسئله اثرگذاری بر روی ملت ها و ایجاد تغییر و تحول، توجه به مسئله تبلیغات و استفاده از روش های مختلف تبلیغی امری ضروری است. پیامبران الهی نیز برای انجام رسالت الهی خود و ایجاد هرگونه اصلاح و تحول در میان امت های خویش از مسئله تبلیغ و هدایت فکری بهره می جستند. این مفهوم در زبان قرآن با مواردی چون: دعوت، ابلاغ، تبشیر، انذار، امر  به  معروف و نهی از منکر معرفی شده است. استفاده از تبلیغات یا همان استفاده از روش نرم از دیرباز تاکنون مورد توجه هر صاحب اندیشه ای بوده و این امر به خاطر قدرت نفوذ و ماندگاری اثرگذاری آن است؛ چرا که ممکن است استفاده از روش های سخت و زورمدارانه نتیجه ای مخالف انتظار به دست دهد و موضع گیری سخت گروه های هدف را به دنبال داشته باشد.


رشد روز افزون وسائل ارتباط جمعی و رسانه های گوناگون، عصر حاضر را به عصر ارتباطات و تبادل اطلاعات تبدیل کرده است. نیاز به مسئله تبلیغات مهمترین عاملی است که منشأ پیدایش بسیاری از دستگاه های خبری و اطلاع رسانی گردیده و امروز اِعمال بسیاری از سیاست های سلطه جویانه و استعماری، به جای سیاست تصرف و اشغال و قبل از هرگونه اقدام سخت افزاری، با اقدامی نرم   و آهسته و از طریق تبلیغات وسیع، زمینه سازی و پایه گذاری می شود چنانکه شکست آمریکا در جنگ عراق و افغانستان و وضعیت کنونی بسیاری از اقمار شوروی سابق این موضوع را روشن تر می سازد.


امام خمینی به عنوان پایه گذار بزرگترین حادثه سیاسی ـ عقیدتی اواخر قرن بیستم، به تأثیرگذاری و اهمیت تبلیغات معتقد بوده و درباره اهمیت تبلیغات در دنیای کنونی می فرماید: «تبلیغات مسئله ای است پر اهمیت و حساس، یعنی دنیا با تبلیغات حرکت می کند. آنقدری که دشمنان ما از حربه تبلیغات استفاده می کنند، از طریق دیگری نمی کنند. و ما هم باید به مسأله  تبلیغات بسیار اهمیت دهیم و از همه چیزهایی که هست، بیشتر به آن توجه کنیم.» (امام خمینی؛  صحیفه امام؛ ج17، ص243) ایشان هم در فرآیند انقلاب اسلامی و هم بعد از پیروزی انقلاب و در مسئله صدور انقلاب بر اهمیت تبلیغات تأکید داشتند. در حقیقت، مبانی فکری امام در شیوه های تحقق انقلاب اسلامی، همان مبانی انبیایی و به خصوص شیوه پیامبر اکرم(ص) و دین اسلام است. بنابراین نظر حضرت امام هم در شکل گیری انقلاب و هم در صدور آن بر استفاده از روش های تبلیغی معطوف است: «توجه داشته باشید که بالاتر چیزی که می تواند این انقلاب را در اینجا به ثمر برساند و به خارج صادر کند؛ تبلیغات است. تبلیغات صحیح در آنچه که هست، هیچ مبالغه نکنید. ما متاعمان یک متاعی است که محتاج به مبالغه نیست. همان سرپوش هایی که دیگران روی متاع ما گذاشته اند، همان دروغ هایی که تبلیغات سوء بر ضد ما منتشر کرده اند، شما همان ها را با آن مبارزه کنید و مسائل اسلامی هم همان طوری که هست و آن چیزی که ملت ما از اول خواست او بوده است و حالا هم همان را تعقیب می کند، و ـ ان شاء الله ـ بعدها هم دنبال همین معناست و به پیش خواهد برد، در تبلیغاتتان همین معانی را در خارج منعکس کنید.» (همان؛ ج14، ص59)


 سیرة تبلیغی امام در فرآیند انقلاب اسلامی و صدور انقلاب


در بازکاوی سیره تبلیغی امام در فرآیند انقلاب اسلامی و در پروژه صدور انقلاب اسلامی به چند نمونه اشاره می کنیم:


1. اسلامی بودن مصدر


یکی از مسائل مهم که در تبلیغات باید مورد توجه قرار گیرد، هماهنگی بین محتوای پیام و مصدر پیام است. پیامبران الهی قبل از انجام رسالت هدایت، ابتدا در وجود خویش به اصلاح و هدایت دست یافته بودند و در حقیقت، آنچه را تبلیغ می کردند که ابتدا در درون خود به ظهور رسانده بودند. حضرت امام هم به عنوان مسبب پیدایش انقلاب اسلامی از این قاعده مستثنا نبود، و لزوم خودسازی و اسلامی بودن را قبل از حرکت بیرونی ضروری می داند؛ چه آنکه کریمه «لم تقولون ما لا تفعلون» (صف / 2) هم ناظر به هماهنگی بین پیام و مصدر پیام است.


حضرت امام خطاب به رؤسای نمایندگی های سیاسی جمهوری اسلامی در خارج از کشور در مسئله صدور انقلاب می فرماید: «از مسائل مهمی که شماها مثل ماها موظف بر آن هستید این است که با عمل خودتان در آنجا، با وضعیت سلوکتان با کارمندان، با وضعیت اصل سفارتخانه و وضع سفارتخانه طوری باشد و طوری بکنید که با همین عمل به تدریج انقلاب شما صادر بشود به آن کشوری که در آن هستید. مسائل اخلاقی، یک مسائلی است که وقتی که یک کسی مقید به آن بود و دنبالش بود، این سرایت می کند. و مردم به حسب طبیعتشان، به حسب فطرتشان ـ فطرتها سالم است منتها تربیتها ضایع می کند فطرت ها را ـ [آن را قبول می کنند] ... . صدور اسلام به این است که اخلاق اسلامی، آداب اسلامی، اعمال اسلامی آنجا طوری باشد که مردم توجه به آن بکنند.» (امام خمینی؛ صحیفه امام؛ ج13، صص486-485) بنابراین یکی از اساسی ترین شرط تبلیغ انقلاب، تحقق ارزش های اسلامی در داخل کشور و در بیان مبلغین آن است.


2. استفاده از وسایل ارتباط جمعی


در دهه های اخیر، وجود رسانه های جمعی همچون: رادیو، تلویزیون، مطبوعات، شبکه های ماهواره ای، تلفن، تلفن همراه و اینترنت، عصری را با عنوان عصر ارتباطات و اطلاعات شکل داده و امروزه قابلیت های ابزاری شرایطی را فراهم آورده است تا در عرض چند دقیقه اخبار و اطلاعات در سراسر دنیا مخابره  شود و هر صاحب اندیشه ای می کوشد تا با مدیریت افکار عمومی و استفاده از ابزار ارتباطی، اندیشه و نظر خود را گسترش دهد. توجه وافر حضرت امام به استفاده از ابزار ارتباط  جمعی نقش مهمی را در آشنایی مخاطبین برون مرزی در دوران قبل و بعد از انقلاب ایفا کرد. لزوم استفاده از نشریات در نمایندگی های سیاسی ایشان در خارج از کشور و قبول انجام مصاحبه های فراوان از سوی حضرت امام با رسانه های خارجی*** و استفاده از رادیو و تلویزیون در ابلاغ پیام انقلاب اسلامی در شیوه های تبلیغی امام جایگاه ویژه ای دارد: «ما باید تبلیغاتمان زیاد باشد و پوشش رادیومان،  تلویزیونمان زیاد بشود تا بتوانیم مطالب خودمان را به عالم برسانیم.» (همان؛ ج16، ص85)


3. نقش دستگاه های دولتی


 از نظر حضرت امام، دستگاه های دولتی از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت امور خارجه در بحث صدور انقلاب دارای مسئولیت های خطیری هستند و نهادهای دولتی می توانند با برنامه ریزی و ایجاد سازوکارهای نظام مند تلاش مهمی در جهت صدور پیام انقلاب داشته باشند؛ «بدیهی است که تبلیغات خارج از کشور از ویژگی  خاص و اهمیت مخصوصی برخوردار است. و چون « وزارت ارشاد» عهده دار این امر است، لازم است شورای عالی تبلیغات در جذب و آموزش نیروهای صالح و افراد شایسته برای اعزام به خارج از کشور و برای مقصد نشر فرهنگ اسلامی به وزارت ارشاد کمک و همکاری نمایند، و با هماهنگی کامل این وظیفه الهی را عمل نمایند.» (همان؛ ج16، ص371) «سفارتخانه ها در هر جا هستند باید تبلیغ کنند اسلام را و جمهوری اسلامی را.» (همان؛ج17،ص240)


4. سخنرانی و استفاده از فنّ خطابه


همواره یکی از شیوه های تبلیغاتی در سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) به خصوص حضرت علی(ع) استفاده از فن خطابه و سخنرانی بوده است. خطبه های امام علی(ع) که در نهج البلاغه جمع آوری شده یکی از گرانبهاترین خطابه های تاریخ است. به طور حتم سخنرانی های شورانگیز و بیدارگرانه امام در شکل گیری نهضت انقلابی ملت ایران نقش مهم و بسزایی را ایفا نموده است. بعد از تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجالس فرمایشی سنا و شورا حضرت امام در چهارم آبان سال 1343 در سالروز تولد شاه، ماندگارترین و تأثیرگذارترین سخنرانی انقلاب را در جمع کثیری از مردم و روحانیون قم و دیگر شهرها ایراد نمود که حقیقتاً این سخنرانی یکی از مهمترین نقاط عطف مسیر انقلاب اسلامی است. حضرت امام با لحنی شورانگیز در این نطق تاریخی اینگونه به افشاگری درباره دخالت های قدرت های خارجی به خصوص آمریکا و خیانت های شاه پرداخت:


«عزت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند. قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانون اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین؛ ... تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداریشان، با خدمه شان... از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند... آقا، من اعلام خطر می کنم! ای ارتش ایران، من اعلام خطر می کنم! ای سیاسیون ایران، من اعلام خطر می کنم... والله، گناهکار است کسی که داد نزند؛ والله، مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند. [گریه شدید حضار] ای سران اسلام، به داد اسلام برسید. [گریه حضار] ای علمای نجف، به داد اسلام برسید. [گریه حضار] ای علمای قم، به داد اسلام برسید. آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر. همه از هم  بدتر؛ همه از هم پلیدتر. اما امروز سروکار ما با این خبیث هاست! با آمریکاست. رئیس جمهور آمریکا بداند ـ بداند این معنا را ـ که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما... تمام گرفتاری  ما از این آمریکاست! تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است! اسرائیل هم از آمریکاست.» (همان؛ ج1، صص422-415)


نطق تاریخی امام در افشای ماهیت رژیم پهلوی و کشورهای غربی به خصوص آمریکا، خون تازه ای بود که در رگ های انقلاب جریان پیدا کرد و حرکت جدید و عظیم تری بعد از قیام 15 خرداد سال 1342 شروع شد.


5. ارسال پیام های مکتوب


نگارش نامه ها و پیام های عرفانی، سیاسی و انقلابی، بخشی از روش تبلیغی امام برای هدایت انسان ها و اعتلای اسلام است. همچنین، پیام تاریخی امام به صدر هیئت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی سابق اگر چه در عصر حاضر اقدامی بدیع و تاریخ ساز بود؛ اما اهتمام به این امر در تاریخ صدر اسلام ریشه دارد.


ارسال نامه در سیره پیامبر اکرم(ص)


با انعقاد پیمان صلح حدیبیّه در سال ششم هجری، پس از نوزده سال کشمکش پیامبر(ص) با سران قریش فروکش کرد و مفاد هفتگانه پیمان صلح حدیبیّه به امضای طرفین رسید. با امضای این پیمان، اسلام از سوی سران قریش به رسمیت شناخته شد و مسلمانان برای تبلیغ اسلام آزادی عمل یافتند. این قرار داد مقدمه ای بود تا اسلام با سرعت فراوان در میان مردم رواج پیدا کند و دقیقاً پس از پیمان صلح حدیبیّه، رسالت رسول خدا به خارج از مرزهای شبه جزیره عربستان متوجه شد و دعوت جهانی رسول اکرم(ص) به اسلام شروع شد. (ر.ک: قنبری همدانی؛ صص143ـ139) با تثبیت و به رسمیت شناخته شدن نسبی اسلام از سوی مخالفان و معارضان و آرامشی که در مدینه و مکه برای پیامبر(ص) و مسلمانان پدید آمد، رسول خدا سعی در جهانی شدن رسالت الهی خویش نمود. در صدر اسلام دو قطب بزرگ و قدرتمند ایران و روم قسمت وسیعی از جهان را در دست اداره و اراده خود داشتند. در سیری در تاریخ صدر اسلام به نقل از سیره حلبی آمده است: «با انعقاد پیمان حدیبیه پس از نوزده سال کشمکش با اعراب متعصب و لجوج، فرصتی فراهم شد که رسول خدا(ص) رسالت جهانی خود را با ارسال نامه هایی برای رؤسا، سلاطین و شخصیت های برجسته معنوی و سیاسی وقت، در اقصی نقاط دنیا آغاز کند. پیامبر شش نفر از ورزیده ترین نیروهای خود را با نامه هایی به عنوان سفیران هدایت در یک روز مشخص به سرزمین های ایران، مصر، حبشه، بحرین و حیره (اردن) اعزام کرد.» (همان؛ ص145) با بررسی نامه های پیامبر به هرقل(هراکلیوس) قیصر روم، خسرو پرویز پادشاه ایران، نجاشی پادشاه حبشه و بسیاری از سران کشورها و قبایل که در تاریخ ثبت شده است با چند نکته مهم مواجه می شویم:


1. ابلاغ پیام توحید


اولین و مهمترین پیام همه پیام آوران الهی مسئله توحید است و یکی از فلسفه های ارسال انبیا از میان بردن کفر و شرک و هدایت انسان ها به سوی حقیقت توحید در نظام هستی است:


«عمده مقصد و مقصود انبیای عظام و تشریع شرایع و تأسیس احکام و نزول کتاب های آسمانی، خصوصاً قرآن شریف جامع که صاحب و مکاشف آن نور مطهر رسول ختمی ـ صلی الله علیه و آله ـ است، نشر توحید و معارف الهیه و قطع ریشۀ کفر و شرک و دوبینی و دو پرستی بوده.» (امام خمینی؛ آداب الصلوه؛ ص153)


همان گونه که اولین پیام با آغاز بعثت رسول اکرم(ص) برای هدایت مردم جزیره العرب «قولوا لا اله الّا الله تفلحوا» بود، آغاز رسالت جهانی برای هدایت دیگر انسان ها نیز با پیام توحید و نفی هرگونه کفر و شرک شروع می شود. اولین پیام و مهمترین پیام نامه های ارسالی پیامبر(ص) به سران کشورها و قبایل پیام توحید بود.


2. وجود وضیعت نامناسب اعتقادی در سراسر جهان


در زمان ظهور اسلام، آیین زرتشتی دین رسمی ایران بود، اما ادیان دیگری چون: نصرانیت، یهودیت و اعتقادات مانوی و مزدکی نیز در ایران پیروانی داشتند. از اوستای موجود اینچنین استنباط می شود که پرستش عناصر طبیعی مانند آتش در میان زرتشتیان امری کاملاً رایج بوده است. در امپراطوری روم شرقی نیز دین رسمی رومی ها نخست بت پرستی بود و انواع بت ها و خدایان مورد پرستش قرار می گرفت. از حدود قرن پنجم میلادی استبداد دینی کلسیایی در سراسر روم وجود داشت که از این دوره با نام قرون وسطی یاد می شود و شرح فرازهای دوم و سوم نامه حضرت امام به گورباچف در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت. در این دوران، موج کشتار، خفقان و تحمیل عقاید انحرافی از سوی ارباب کلیسا وضعیت بسیار بحرانی به وجود آورد که تا قرن پانزدهم ادامه داشت. در هندوستان و چین هم آیین هایی چون، هندویی، بودایی و آیین لاتسو و کنفوسیوس وجود داشتند.


3. وجود دو ابر قدرت در جهان


عمده قدرت جهان در آغاز ظهور اسلام در اختیار دو امپراطوری ایران و روم بود و گستره سرزمینی این دو حکومت تقریباً بیشتر مناطق مهم دنیا را در بر داشت: «در آن روزگار، جهان در قبضه قدرت دو امپراتوری بزرگ ایران و روم بود که ستیز و نزاع و درگیری از زمان هخامنشیان تا دوران ساسانیان میان آن دو به کرار به وقوع می پیوست. عراق، یمن و بخشی از آسیای صغیر از مستعمرات دولت ایران بود و دولت روم نیز به دو حوزه قدرت شرقی و غربی تقسیم می شد... . روم شرقی به مرکزیت «قسطنطنیه» با در اختیار داشتن مصر و شام، همچنان هدایت بخشی از جهان را به عهده داشت تا اینکه در سال 1453 میلادی به دست سلطان محمد دوم، دولت روم شرقی نیز به کلی منهدم و منقرض گردید.» (همدانی؛ صص 146ـ145) بنابراین با قبول و پذیرش اسلام از سوی پادشاه ایران و قیصر روم بخش عظیمی از مردم دنیا هم از بی عدالتی نظام طبقاتی در ایران و هم از کشتارها و ظلم های امپراطوری روم رهایی می یافتند و هم گسترش اسلام موجب هدایت آنان به سوی یک دین و آیین کامل می شد.


4. اهمیت پذیرش هدایت از سوی سران حکومت ها


 پذیرش اسلام از سوی پادشاهان کشورها و سران قبایل باعث هدایت و اسلام آوردن ملت ها نیز می شود. پیامبر اکرم(ص) در نامه به قیصر روم می فرماید: «اسلام آور تا در امان باشی! خداوند به تو دو پاداش می دهد «پاداش خود و پاداش ایمان کسانی که زیردست تو هستند». اگر از دین اسلام روی گردانی، گناه اریسیان (طبقه کشاورزان) نیز بر تو است.» (قنبری همدانی؛ صص147-146)


ارسال نامه و پیام های مکتوب در سیره امام خمینی


حضرت امام خمینی(س) در طول انجام رسالت الهی خویش و از سنین جوانی تا واپسین ماه ها و روزهای عمر پر برکتشان با توجه به موقعیت ها و اهداف گوناگونی از نگارش نامه و پیام های مکتوب به عنوان یکی از روش های هدایت، تبلیغ و انتقال پیام اسلام بهره ها جستند. نامه های عرفانی امام قسمت عمده ای از پیام های مکتوب امام را تشکیل می دهند. مجموعه ای از پیام های عرفانی ـ اخلاقی حضرت امام در کتاب نامه های عرفانی گرد آوری شده است که در محدوده زمانی 34 سالگی تا چند ماه قبل از رحلت ایشان نگاشته شده است. اندرز ها و نصایح اخلاقی ـ عرفانی و توجه به اهمیت خودسازی عمده مباحث مطروحه در پیام های این مجموعه است.


بخش دیگری از نامه ها و پیام های امام دارای محتوایی سیاسی و انقلابی است. با مطرح شدن امام خمینی(س) به عنوان یک شخصیت انقلابی و ترس رژیم پهلوی از روشنگری های امام ـ و بعد از حوادث 15 خرداد 1342، حادثه مدرسه فیضیه و سخنرانی تاریخی امام در محکومیت تصویب لایحه کاپیتولاسیون ـ رژیم شاه تصمیم به تبعید امام گرفت؛ «او اکنون رهبری محبوب و شناخته شده برای همه مبارزین ملت ایران و مرجع تقلید بسیاری از مردم بود. تجربه گذشته نشان داده بود که بازداشت او در داخل کشور دشواری های رژیم را صد چندان می کند. قصد سوء نسبت به جان وی نیز به منزله ایجاد زمینه شورشی غیر قابل کنترل در سراسر کشور ارزیابی می شد. سرانجام تصمیم به تبعید ایشان به خارج از کشور گرفته شد.» (انصاری؛ ص55)


امام خمینی حدود یازده ماه در ترکیه در تبعید به سر برد اما با ورود به نجف ارتباط خود را از طریق ارسال پیام های مکتوب با عناصر انقلابی و ملت ایران حفظ کرد و در حقیقت قسمتی از رهبری انقلاب توسط حضرت امام با ارسال نامه از نجف اشرف انجام شد: «امام خمینی از بدو ورود به نجف با ارسال نامه ها و پیک هایی به ایران، ارتباط خویش را با مبارزین حفظ نموده و آنان در هر مناسبتی به پایداری در پیگیری اهداف قیام 15 خرداد فرا می خواند. شگفت آنکه در بسیاری از این نامه ها به وضوح از انفجار عظیم قریب الوقوع سیاسی و اجتماعی در ایران سخن رفته و به جامعه روحانیت ایران برای پذیرفتن مسئولیت هدایت جامعه در آینده، آماده باش داده شده است.» (همان؛ ص61) اما بی گمان یکی از مهمترین و سرنوشت سازترین نامه های امام خمینی(س) در دوران عمر مبارکشان، پیام جامع الاطراف و تاریخ ساز ایشان به آقای گورباچف است که حاوی مضامین مهم عقیدتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری است که بر اساس جهان بینی توحیدی تعریف شده است. اهمیت این نامه با توجه به اهداف، مخاطبان، پیش بینی ها و جامعیت مفاد ان از جایگاه ویژه و ممتازی برخوردار است. طرح مشکلات، انحرافات و چالش های فراروی دو قطب فکری ـ سیاسی بزرگ جهان و تفهیم دردها و اشتباهات آنان و مطرح نمودن صورت مسئله ای حقیقی از بیماری های فکری و فرهنگی جهان کمونیسم، مارکسیسم، لیبرال دمکراسی و لیبرال سرمایه داری آمریکا و ارائه نسخه درمان آلام دنیای قرن بیستم با معرفی جهان بینی توحیدی و اسلام ناب محمدی(ص)، محورهای اصلی این پیام تاریخی است که یقیناً گذر زمان، نظر ملت ها و دولت ها را به اهمیت آن معطوف خواهد نمود. چه آنکه این پیام، بیان سنت لایتغیر الهی در باب ناپایداری باطل و سرانجام نیک جهان است.


 


پی نوشت ها:


* علی محمد نقوی غرب گرایی را نوعی تحول فرهنگی معرفی می کند و می گوید: «از نظر جامعه شناسی، «غرب گرایی» یکی از انواع تحول فرهنگی محسوب است. تحول فرهنگی جریانی است که در آن در نتیجه برخورد با فرهنگ دیگری، تحولی در نهادها، ارزش ها، گرایش ها و روش های یک فرهنگ و جامعه ایجاد می شود. برخی از جامعه شناسان این پروسه را تحول اجتماعی نامیده اند ولی به نظر می رسد که اصطلاح تحول فرهنگی شامل تر و جامع تر است.» (نقوی؛ ج1، ص15)


** «آمریکا از همان ابتدای تشکیل، همانند سازمانی عمل می کرد که تنها قانون آن عقل گرایی اقتصادی و فنی بود و افراد به عنوان تولید کننده یا مصرف کننده، کشاورز یا سوداگر، یا کسی که بر سر تصاحب اراضی، نفت یا طلا و با هدف افزایش قدرت خرید خود با دیگران می جنگید، در آن شرکت می کردند. در این راستا حتی از فساد هم برای نیل به اهدافشان بهره می گرفتند. هر گونه تفکری در مورد غایت و معنای زندگی در این نظام جایی نداشت و به عنوان دغدغه های ناچیز اقلیت کوچکی بدل شده بود که محترمانه در برابر خلاء معنویتِ دنیایی، که یکی از همین آمریکایی ها آنرا «قوانین خدایی بازار» می نامد، مقاومت می کردند. نبود هدفی جز کسب قدرت و ثروت نه تنها یکی از مشخصه های نظام آمریکاست بلکه شرط اصلی بقا در آن جامعه به شمار می آید. (گارودی؛ ص23ـ22)


*** حضرت امام مجموعاً حدود 132 مصاحبه انجام داده اند که بخش عمده آن ـ یعنی 115مصاحبه ـ در کوران پیروزی انقلاب یعنی از تاریخ 20 / 7 / 1357 تا تاریخ 9 / 11 / 1357 در نوفل لوشاتو(فرانسه) بوده است. (مروی؛ صص 119ـ117) برای اطلاع بیشتر از کم و کیف مصاحبه های امام رجوع کنید به: همان؛ صص 43ـ35 ، 222ـ117.


 


 منابع و مآخذ:


ـ قرآن کریم


ـ امام خمینی؛ آداب  الصلوه(آداب نماز)؛ تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(س)، چاپ پانزدهم، 1387.


ـ امام خمینی(س)؛ صحیفه امام؛ نرم افزار مجموعه آثار امام خمینی ؛ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س).


ـ انصاری، حمید؛ حدیث بیداری(زندگی نامه آرمانی ـ علمی و سیاسی امام خمینی(س))؛ تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، چاپ سی و سوم، 1387.


ـ پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری.


ـ پوراحمدی، حسین؛ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی در بازتاب فرآیند جهانی شدن؛ تهران: چاپ و نشر عروج (وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) ، چاپ اول، 1386.


ـ جوادی آملی، عبدالله؛ آوای توحید (شرح نامه امام خمینی(س) به گورباچف)؛ تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(س)، چاپ هفتم، 1378.


ـ حسنی، علی اکبر؛ تاریخ تحلیل و سیاسی اسلام؛ تهران: انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هفتم، 1381.


ـ قنبری همدانی، حشمت الله؛ سیری در تاریخ صدر اسلام؛ تهران: انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، 1379.


ـ گارودی، روژه؛ آمریکا ستیزی چرا؟؛ ترجمه جعفر یاره؛ تهران: کانون اندیشه جوان، چاپ هشتم، 1387.


ـ مروی، ابوالفضل؛ شیوه های تبلیغی امام خمینی(س)؛ انتشارات چاپ و نشر عروج (وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، چاپ اول، 1385.


ـ مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(س)؛ صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینی(س)(تبیان: آثار موضوعی ؛ دفتر ششم)؛ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)؛ تهران، چاپ چهارم،1384.


ـ نقوی، علی محمد؛ جامعه شناسی غرب گرایی؛ تهران: انتشارات امیر کبیر، چاپ دوم، 1377


 


منبع: حضور، ش 82، ص 14.

انتهای پیام /*