امام و شهدا

کد : 164638 | تاریخ : 02/08/1396

‏‏امام و شهدا‏

‏‏ ‏

‏Wallpaper 231

‏‏خبری آمد و کبوترها‏

‏‏ناگهان، فوج فوج برگشتند‏

‏‏مدتی ساکن زمین بودند‏

‏‏با ندایی به اوج برگشتند‏

‏‏*‏

‏‏سفری سرخ اتفاق افتاد‏

‏‏اتفاقی که تلخ و شیرین بود‏

‏‏هر کبوتر چراغ راهی شد‏

‏‏راه و رسم کبوتران این بود‏

‏‏*‏

‏‏هر چراغی که در دل شهر است‏

‏‏زینت کوچه و خیابان هاست‏

‏‏خاک این شهر لاله گون چندیست‏

‏‏محفل آفتاب گردان هاست‏

‏‏*‏

‏‏دسته دسته کبوتران رفتند ‏

‏‏عابر کوچه های باغ شدند‏

‏‏یک به یک آن چراغ های قشنگ ‏

‏‏پرکشیدند و چلچراغ شدند‏

‏‏ ‏

‏‏‎[[page 207]]‎‏*‏

‏‏در مسیر نسیم با لبخند‏

‏persiangraphic_digital (416)‏

پا نهادند و مرد راه شدند‏

‏‏دلشان خواست باز پر بکشند‏

‏‏پس از آن رفته رفته ماه شدند‏

‏‏*‏

‏‏ماه هایی که با اشارۀ تو‏

‏‏اینچنین با شتاب آمده اند‏

‏‏گرد تو عاشقانه می چرخند‏

‏‏در پی آفتاب آمده اند‏

‏‏*‏

‏‏اگر از عشق صحبتی باشد‏

‏‏چاره ای نیست جز مثال زدن‏

‏‏راز پرواز عاشقان این است:‏

‏‏"موقع مرگ، بال بال زدن"‏

‏‏*‏

‏‏گرچه آن روزهای توفانی‏

‏‏رعد و برقی زد و تگرگ گرفت‏

‏‏زیر چتر کبوتران اما‏

‏‏پَر پرواز، شاخ و برگ گرفت‏

‏‏ ‏

‏
‏
‎[[page 208]]‎‏*‏

‏Wallpaper 043‏

خواستی تا کبوتران خود را ‏

‏‏نذر این خاک و مرز و بوم کنند‏

‏‏گنج این سرزمین زیبا را ‏

‏‏با پرو بال مهر و موم کنند‏

‏‏*‏

‏‏راستی راز پر کشیدن را‏

‏‏این تو بودی که برملا کردی‏

‏‏یک نفس، این همه کبوتر را‏

‏‏راهی دشت کربلا کردی‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏سید مهدی موسوی‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‎ ‎

‏‎[[page 209]]‎

انتهای پیام /*