آیت الله دری نجف آبادی

عدالت و نظام قضا در سیره و اندیشه امام خمینی

کد : 166127 | تاریخ : 11/10/1396

عدالت و نظام قضا در سیره و اندیشه امام خمینی


 □ آیت الله دری نجف آبادی


الف- پانزده نکته درباره حکومت و سیاست از دیدگاه امام


1- حکومت خود وسیله است نه هدف.


2- حکومت امانت است نه پست و مقام.


3- حکومت تکلیف است نه تشریفات و تکلّفات.


4- هدف خدمت است نه سربار بودن و یا غارت کردن اموال عمومی و یا سوء استفاده از حکومت


5- حکومت عبادت است و نیاز به اخلاص و انگیزه الهی و تقوی دارد.


6- حکومت برای اجرای عدالت است و عدالت و قسط اصل است.


7- حکومت مبارزه با فساد است.


8- حکومت امر به معروف است.


9- حکومت نهی از منکر است.


10- حکومت ارتقای ارزشها و اخلاق است.


11- حکومت ولایت الهی است و قانون خداوند حاکم است. و شخص مجری دستورات الهی است.


12- حکومت تبلور ولایت الهی در شخص حاکم و والی است.


13- والی مظهر تحقق اسمای الهی در جامعه است.


14- حکومت مصداق دولت کریمه است. اللهم انّا نرغب الیک فی دولة کریمه


15- مفهوم حقیقی ولایت سیرالی الله و سفر الی الحق و وصول به مقام ولایت الهی و عبور از حجابهای مادی و ظلمانی و حجابهای باطنی و نورانی است تا مقام فنای فی الله و بقاء بالله و تحقق به مظهر جمال و جلال الهی و اسمای حسنا و صفات علیا و مظهریت برای اسامی حضرت حق و ولی کامل مظهر اسم اعظم و تجلی اعظم است. و آنچه در این مرحله تحقق می یابد و اشراق و افاضه می شود نور الهی است. و عارف بالله و مؤمن بالله و سالک سبیل الی الله جز خدا نمی بیند و جز رضایت خداوند نمی خواهد و جز ولایت او نمی پذیرد و مقام، رضوان الهی و میزان، حق و عدل و قسط است و میزان الله الذی وضعه و صراطه اقوام الهی اند.


با عنایت به آنچه گفته شد، مقام قضاوت نیز شاخه ای از شاخه های شجره نبوت و ولایت است. و جز فقهای عدول کسی شایستگی آن را ندارد و مقام ولایت و نبوت و امانت الهی است.


بنابراین قضات باید بر اهمیت جایگاه رفیع خود واقف باشند. البته مقامات معنوی انبیا و اولیا(ع) بسیار رفیع و از ادراک ما خارج است. لیکن ما در رتبه نازل منزله آن بزرگواران و شرط عدالت و تقوی برای رعایت کامل حدود الهی و پرهیز از هوا و هوس است. بعلاوه رسالت بزرگ امر به معروف و نهی از منکر است. و نیز احقاق حقوق محرومان و ستمدیدگان و مظلومان است. و مبارزه با ظالمان و مفسدان و صهیونیزم و استکبار است. و علاوه بر تمامی جهات یاد شده معلمان و مربیان و الگوهای غرب و شرق و عدالت برای جامعه اسلامی و چراغ راهنمای امت و وسیله خیر و صلاح و خدمت و نایب از سوی ولی عصر (ارواحنا فداه) می باشند. حکومت شخص و اشخاص نیست. نظیر حکومتهای مشروطه و استبدادی و جمهوری های متعارف دنیا نیست. بلکه حاکمیت از آن خداوند متعال و احکام اسلام است. و شخص حاکم مجری احکام الله است.


آری در تمامی این مسئولیتهای خطیر باید روح صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه و مطیعا الامر مولاه حاکم باشد. و حاکم بعنوان مجری اوامر الهی اقدام نماید. و قانون خدا را اجرا کند و قانونگذار واقعی خداست.


امام می فرمود: وقتی که قلب الهی باشد همه چیز الهی می شود. یا می فرمود: اسلام آمده انسان درست کند و انسان همه چیز است، همه عالم است و انسان. (صحیفه امام، ج 8، ص530) در اینجا به چند مطلب اشاره می شود.


ب- هشت نکته درباره احکام قضایی امام


1- دستورات امام راحل (رض) در سالهای اول انقلاب در مراحل مختلف نشانگر جایگاه رفیع دستگاه قضائی و قضات در اسلام و رسالت خطیر این دستگاه است.


2- امام (رض) در پیام 8 ماده ای خود به ابعاد مهم حقوق ملت و مراقبت از آن اشاره فرمودند و از تندرویهای بی جا و تخلف از قوانین و اقدامات خودسرانه و خارج از معیارهای قانونی و شرعی با شدت انتقاد فرمودند و دستورات اکیدی را در این رابطه به مسئولین امر دادند تا نظام قضائی عدالتخواه و عدالت گستر بر جامعه حاکم باشد. و حبّ و بغضها و حوادث مربوط به شرایط و دوران پیروزی انقلاب نیز موجب ظلم و اجحاف و بی عدالتی و تبعیض نشود.


3- سفارش امام به دادگاهها و دادسراها و دادستان انقلاب و سرعت رسیدگی به وضعیت زندانیان و مرز بندی بین مجرمان و غیر مجرمان و تأکید بر آزادی آنان که مجرم شناخته نشده اند و اینکه باید با قید کفالت آزاد گردند و ضعف کادر قضائی و بازپرسی دادسرا مجوز نگهداری متهمان در بلا تکلیفی نمی باشد. ( فرمان 16 /  4 /  58 )


4- یا در بیان دیگری فرمودند دادگاه ها باید به تمام معنا اسلامی و توجه به اینکه خدای نخواسته یک بی گناهی یک وقت گرفتار نباشد. یا یک کم گناهی زیاد از اندازه به او تحمیل نشود، این از مسائل مهم است. ( 23 / 2 / 58 )


5- آنچه در اسلام و فرهنگ اهل البیت (ع) و امام راحل و فقه آل محمد (ص) بیشتر از همه می درخشد عدالت و عدالت محوری، حرمت و کرامت انسانها، اصل برائت، اصل تناسب جرم و مجازات، اصل صلح و اصلاح و اصلاحگری و داوری، اصل عفو و اغماض، اصل مساوات در برابر قانون، اصل حرمت و کرامت و آزادی انسانها، اصل حفظ حقوق انسانها، تقدم اصل پیشگیری بر اصل علاج و درمان و ده ها اصل نورانی دیگر است.


6- موضوع بسیار مهم دیگر اصل استقلال قاضی و استقلال دستگاه قضا در اسلام است که از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است و قضاوت شریف ترین شغلهاست. و قاضی باید پاک ترین و شایسته ترین انسانها باشد. و در مقام و مسند قضاوت جز به خدا و حق و وظیفه و تکلیف به چیز دیگر نیندیشد. و همه حق دارند از یک دادگاه منصفانه برخوردار و بهره مند باشند. و این از حقوق اولیه انسانهاست و دادگاه طاغوتی و فرمایشی نظیر آنچه قبل از انقلاب اسلامی بوده و یا نظیر آنچه امروز در کشورهای بحرین و آل سعود و سرزمینهای اشغالی حاکم است. هرگز ارزش و اعتباری نخواهد داشت. و اقرار و اعتراف از روی زور و اجبار و تهدید و ارعاب به ویژه در حق دیگران نیز از دیدگاه اسلام جایگاهی نخواهد داشت.


7-دستگاه قضایی و آیین دادرسی و قاضی کاملاً باید بی طرف، عادلانه و منصفانه باشد. و متهم بطور کامل بتواند از خود دفاع کند و حقوق متهم در آن رعایت شود و محیط دادگاه محیط عدل و انصاف باشد نه محیط وحشت و ارعاب و مقدمات نیز کارشناسانه و عادلانه و به دور از حبّ و بغض های شخصی و جناحی و سیاسی و سلیقه ای باشد و قاضی در مقام قضاوت نباید تحت تاثیر هیچ عاملی جز وظیفه، حق و تکلیف، عدالت و انصاف قرار گرفته باشد. و روابط سیاسی، اقتصادی و خویشاوندی و خانوادگی، رفاهی و مادی یا تمایلات عاطفی و یا سیاسی نباید در کار قاضی و در کار قضاوت کوچکترین تأثیری داشته باشد.


8-آری آنچه در دادگاه، قاضی، کارمندان دستگاه قضائی، مراحل مختلف امر قضائی اعم از حقوقی و کیفری و یا خانوادگی نافذ است و دخالت دارد یک چیز بیشتر نیست و نخواهد بود و آن هم رضایت خداوند ادای تکلیف، احقاق حق، احیای عدالت، اجرای قانون عدل و انصاف، احقاق حقوق مظلومان، حکم بحق و صیانت از حقوق عامه است. قاضی باید سعی کند به تشخیص درست برسد و آنگاه طبق قانون حکم درست صادر نماید و سیستم قضائی نیز باید بکوشد تا در ایفای وظیفه قانونی و شرعی و وجدانی و اخلاقی خود به اقناع وجدانی و طمأنینه قضایی برسد و بر اساس آن و ادّله روشن و مستندات متقن و براهین و شواهد و قرائن قابل اعتماد به اصدار رأی اقدام نماید. و از شتابزدگی و عجله در کارها جداً پرهیز نماید. و رضایت خداوند را در کارها اصل قرار دهد و قواعد قضائی و اخلاقی و اصول و مبانی رسیدگی را بطور دقیق رعایت کند و به اصول متخذه از قرآن کریم و نهج البلاغه شریف و روایات اسلامی و تجارب بشری کاملاً پایبند و مقید باشد. و در کلیه امور و شئون مربوط پا را از صراط مستقیم ایمان و عدالت و انصاف و رضایت خداوند متعال فراتر نگذارد که خسارت دنیا و آخرت را در پی خواهد داشت. و ضوابط و قواعد و اصول قانونی و اخلاقی و مبانی پذیرفته شده قضائی و رویه های حکیمانه و تجربه های ارزشمند گذشته و بشریت را بطور کامل و دقیق رعایت کند. و شخصیت قاضی و ظرفیت های فکری و اخلاقی و اعتقادی او باید از جایگاه رفیعی برخوردار باشد.


تا او را مانند کوهی با صلابت در جایگاهی بلند و خداپسندانه قرار دهد و در نظام قضائی نیز باید آنچنان حرمت و کرامت او مورد توجه قرار گیرد که چشم طمّاعان از طمع و وسوسه های شیطانی و دغدغه های نفسانی و سخن چینی درباره او به دور باشد و موقعیت او باید از شرّ دشمنان و حسودان در امان باشد و صلابت و شخصیت و عملکرد او باید زمینه هر گونه ابهام و اتهام و گرایش های ناصواب و انگهای جاهلانه یا مغرضانه را از بین ببرد. سوابق و اعتبار و اعتماد عمومی باید به گونه ای باشد که همه قول او را قول فصل و رای او را رای حق بدانند و در برابر احکام صادره احساس اعتماد نمایند. و البته این تکلیف مهم  و رسالت بزرگی است که بعهده قضاة پاکدامن و شریف و عدالتخواه نهاده شده تا شأن قضا محفوظ و تیغ دستگاه قضا برنده و اهمال در انجام وظائف بدور باشد. در اینجا به دیدگاه اسلام و امام راحل درباره رسالت بزرگ دستگاه قضایی اشاره شده و امید است خدمتگذاران حوزه قضا و نهادها و سازمانهای وابسته مانند پزشکی قانونی، سازمان زندانها، شوراهای حل اختلاف، سازمان قضایی نیروهای مسلح، سازمان ثبت اسناد و املاک و ضابطین عام و خاص و نهادهای شبه قضائی و تعزیرات حکومتی و دادسرای انتظامی قضاه و کارکنان مربوط با همت بلند و عشق بحق بتوانند الگویی کارآمد و تأثیر گذار و عدالتخواه به جامعه و تشنگان عدالت ارائه نمایند انشاءالله بمنه و کرمه


 


ج- بیست نکته درباره عدالت و نظام قضا از دیدگاه امام خمینی


1- امام خمینی، عدالت را غایت برپایی حکومت اسلامی می دانست و شأن قضا را، تحقق گر عدالت و رکن رکین آن می دانست.


2- اهداف غائی، میانی و طریقی حاکمیت در انگاره فکری امام، در افق دین اسلام تعریف شد و مردم انفکاکی در حکمت عملی امام با حکمت عملی اسلام نمی دیدند. و او را نمونه اسلام مجسم، اسلام مساوات، اسلام عدالت و زهد و آزادگی بحساب می آوردند.


3- شأن قضاوت و مسند قاضی و تشکیلات قضا از منظر امام، قدسی بود و پاکی آن لوازم و مقدماتی در پی داشت که در رأس آن عدالت بود. امام عدالت را مایه قوام و مستمسک حیات و پایایی جامعه می دانست و نقش دستگاه قضائی را در این پروسه، محوری مقدماتی و بنیادین تلقی می نمود.


4- امام شرط اصلاح جامعه را، اصلاح سامانه قضائی با رویکرد عدالت محوری می دانست.


5- دستگاه قضائی سالم، سلامت جامعه را تضمین می کند. سرمایه انسانی مضاف بر سامانه تشکیلاتی قویم و قَدَر ، اقتدار و عدالت و امنیت را چنانچه بایسته است تضمین می کند.


6- و آئین دادرسی حکیمانه و قوانین راهبردی عدالت خواهانه قوانین به ویژه در بخش قوانین و مجازاتهای کیفری و عدالت کیفری و عدالت ترمیمی و تناسب جرم و مجازات و اختیارات حاکم با قواعده امره و مجازاتهای تعزیری و تشریح ابعاد مجاز آن را متناسب و منطبق به شرایط محیطی، اجتماعی، قضائی و حقوقی و خانوادگی و مصالح عموم و عنایت به این امور برای سلامت دستگاه و جامعه، پیشگیری و علاج، مجازاتهای تعلیقی و قطعی، بازدارنده و عبرت آموز، توجه به مصاح فرد و خانواده و جامعه، رعایت حدود شرعی و حقوق انسانها و حقوق بشر اسلام، رعایت عدالت و کرامت انسانها و ترکیبی بین عدالت و کرامت و حرمت انسانها و حرمت شرع انور و تلفیق مصالح عمومی با منافع اشخاص و سلامت جامعه و امنیت خانواده ها و امنیت عمومی و حفظ نظم و قانون و حقوق فرد و جمع و صیانت از ارزشها و سلامت همگان و نظارت بر حسن اجرای مجازاتها و قوانین کیفری و اصلاح مجرمان و شرایط باز دانشگاهها و حمایت از متهمان و خانواده آنها و نیز خانواده بازداشت شده گان  و ارتقای سطح سلامت فردی و عمومی ندامتگاهها و ده ها اصل دیگر از اموری است که باید در جهت تحقق اهداف و نظام قضائی اسلام به آنها توجه جدی مبذول گردد. و صرف سخن گفتن در این باب کافی نمی باشد. بلکه میدان چالش قانون، آئین دادرسی، اقدام و رابطه و تعامل متهمان و مجرمان با عدالت و دستگاه عدالت است. 


در اندیشه امام کرامت انسانها و تکریم خلیفة الله یک قاعده گوهرین بود. او خود در عمل به لوازم آن پایبند بود.


7- امام حق الناس را بنا بر فریضه الهی بر حق الله مقدم می شمرد و دستگاه قضائی و سکانداران قضا را نهیب می زد که مبادا یادتان رود مردم ولی نعمت هستند و شما خدمتگزار. عدالت، مقتضیاتی دارد و بالاترین حق مردم بر شما، برخورداری از عدالت است. عدالت قضائی و کیفری در محاکم و دادسراها تا ضابطین و کارگزاران.


8- امام اخلاق و عرفان و مبدأ و معاد را در سیاست و حقوق و قضا وارد کرد.  امام اخلاقی بود و عالم را محضر خدا می دانست. ظلم را در هیچ قاعده و با هیچ توجیهی قبول نمی کرد. سر ستیز با جبابره داشت و مستضعفین را نور چشم می پنداشت. و برای احقاق حقوق مظلومان و مستمندان قیام کرد. و خدمت به پا برهنگان و کوخ نشینان را بزرگترین عبادت می دانست.


9- در منطق امام، دفاع از مظلوم، ژست و تعارف تصنعی نبود. باور داشت و برای آن هزینه می پرداخت. امام (ره) اهل تکلف و خود بزرگ بینی نبود. در مکتب امام عبودیت و بندگی خداوند و خضوع و خشوع که رمز موفقیت، دین باوری و خدمتگزاری است.


10- دغدغه امام حفظ استقلال دستگاه قضا، وارد نشدن در بازی های قدرت و مناسبات ناسالم آن، لوث کردن عدالت و بی قیدی به کرامت و حقوق انسانی بود. امام قوه قضائیه پاک و مقتدر می خواست.


سیاست عام امام عدالت بی قید و شرط بود. زد و بند و تسامح در برابر مفاسد و گردنکشی در برابر مردم و عمله ظلمه بودن و رفتارهای یک بام و دو هوا در قاموس بنده خدا خمینی بزرگ جایی نداشت.


11- امام انسان را و انسانیت را پاس می داشت. بنا بر حدیث قدسی خلق آدم علی صورته، انسان را تجلی الهی و صورتی از صور الهی و مصداق رحمت رحمانیه حق می دانست. امام در اوج کرامت باوری بود. سیره او در برخورد با مخالفان و رفتار با عموم این نظر را ثابت می کند.


12- میزان الموازین و مکیال المکائیل امام حق بود. محال بود جایی حق را تکشف کرده باشد ولی خلاف مسیر آن تحت عنوان مصلحت، نظم عمومی، ملاحظه این و آن برود.


13- در سلوک امام حق پابرهنه ها و مستضعفین اشرف و اعلی حقوق بود.


14- قوه قضائیه مد نظر امام، تمام قد مدافع حق مردم بود. امنیت و عدالت را نه برای حاکمان که برای توده و اکثریت مردم می خواست. قوه قضائیه ای که با فساد در اشکال مختلف آن مقابله کند. دستگاه قضائی که با رانت خواری، سفله پروری، رشوه و دزدی و یقه سفیدهای سازمان یافته برخورد کند. تار و پود اندیشه امام، حفظ حقوق مردم بود. آزادی مردم، کرامت مردم، شفافیت حاکمیت، پاسخگوئی، عدم مداخله در حریم خصوصی، بارگذاشتن حوزه عمومی، در چارچوب اسلام روح کلام روح الله بود.


15- امام قضا را طفیلی سیاست نمی خواست. شأن قاضی را تالی تلو معصوم می دانست و مسندنشینان قضا را از ساحت ناشناس حریم قدسی قضاوت اکیداً بر حذر می دانست.


16- فقدان دانش و تخصص و عدم بهره از تجربیات مدیریتی - فضائی را یکی از مصادیق فقدان عدالت می دانست.


17- حکومت قانون و ضابطه را با رویکرد قانون برابر برای برابرها یک اصل بنیادین تلقی می کرد. و این مقام را امانت الهی می دانست و امانتداری را از وظائف ذاتی آن می دانست و رسالت بر پا داشتن عدالت را در متن آن قرار می داد. خداوند در آیات 58 و 59 سوره مبارکه نساء می فرماید:


إِنَّ الله یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی‏ أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ الله نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ الله کانَ سَمیعاً بَصیراً


یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا الله وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی الله وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِالله وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً


18- نظارت عمومی و امر به معروف و نهی از منکر در مرحله نخست وظیفه ذاتی ولاة امانتداری و عدالت پروری است. و امانت و عدالت در متن وظائف قضات و دستگاه قضائی نهفته است. و الّا موضوعیت آن مخدوش خواهد بود.


الحق آیات شریفه 58 و 59 سوره مبارکه نساء خود درس بزرگ حکومت و حکومت داری، قضات و حق مداری در منازعات و مشاجرات فصل خصومات است. و خود کتاب بزرگ حاکمیت و قضاوت در فرهنگ اسلامی و در پیشگاه خداوند سبحان است. در برابر حاکمان و دستگاه قضا، یک فریضه در منطق امام بود.


19- تشخیص قاضی و مرتبت قضائی اگر چه بسیار بالا و والا بود اما خروجی آن، نوکری مردم و خدمتگزاری به ولی نعمتان انقلاب بود.


20- ارتقای خروجی دستگاه قضا به فرموده رهبری مستلزم پاک دستی است. با دستمال پاک می شود فضا را از ناپاکی زدود.


باید اخْتَرْ لِلْحُکْمِ بَیْنَ النَّاسِ أَفْضَلَ رَعِیَّتِکَ فِی نَفْسِکَ مِمَّنْ لَا تَضِیقُ بِهِ الْأُمُورُ إِلَی أَنْ قَالَ أَوْقَفَهُمْ فِی الشُّبُهَاتِ وَ آخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ وَ أَقَلَّهُمْ تَبَرُّماً بِمُرَاجَعَةِ الْخَصْمِ وَ أَصْبَرَهُمْ عَلَی تَکَشُّفِ الْأُمُورِ وَ أَصْرَمَهُمْ عِنْدَ اتِّضَاحِ الْحُکْمِ  میدان دار باشند. سیستم و سامانه قانونمدار یک طرف و انسانهای عاشق و دوستدار انسانیت و کرامت باوری یک طرف دایر برمدار حقوق بشر و شهروندی و مستلزم به مقتضای عدالت در تمشیت امور قضاء.


 


 


منبع: حضور، ش 77، ص 277.

انتهای پیام /*