مجید انصاری

دور شدن از آرمانهای امام

کد : 166129 | تاریخ : 11/10/1396

دور شدن از آرمانهای امام


7 / 4 / 90- مجید انصاری طی مصاحبه ای در باره دور شدن جامعه از آرمانها و اندیشه های امام خمینی گفت: اخلاق در مفهوم کلی و وسیع کلمه بسیار فراگیر است و می تواند فلسفه بسیاری از آموزه ها، احکام و شریعت و دین باشد. بنابر این انقلاب اسلامی ما هم که بر اساس اندیشه سیاسی امام شکل گرفت و با همت ایشان و اتحاد مردم به پیروزی رسید تبعاً همین هدف متعالی را دنبال می کرده است. به هر میزان که جامعه پایبند به رعایت قوانین و دستورات شرع و انضباط برآمده از متن قانون باشد مطمئناً به اخلاق و نتایج اخلاق نزدیک تر است، نفس قانون شکنی چه قوانین موضوعۀ کشور و چه دستورات قوانین شرع، خود نمود بارزی از بی اخلاقی است. حضرت امام در زندگی شخصی شان به صورت تمام عیار به اخلاق پایبند بودند همه رفتار، گفتار و کردار ایشان در محیط زندگی، جوانی و حتی نوجوانی شان و بعد از آن در محیط طلبگی، علمی و مرجعیت خودشان و نیز در طول حیات سیاسی  شان چه قبل و چه بعد از انقلاب یک الگوی تمام عیار از پایبندی یک انسان به مبانی اخلاق آن هم اخلاق ناب منطبق با فطرت انسان و منطبق با شرع بوده است. در این میان خاطرات زیادی از حضرت امام است و بعضاً ممکن است بسیار جزئی و کوچک به نظر بیاید اما مجموع اینها یک سامان منسجم را در فکر امام و رفتار امام نشان می دهد که چارچوب کلی آن همان مکارم اخلاق الهی است. من اخیراً کتاب تازه انتشار یافته خانم دکتر طباطبایی عروس حضرت امام مطالعه را می کردم دیدم که حقیقتاً از جزئی ترین جزئیات در زندگی شخصی امام از برخورد با فرزندانشان گرفته تا نحوه خواستگاری برای فرزندانشان توصیه هایی می کردند که رعایت اخلاق در برخورد با حقوق همسر و فرزند آن هم در محیط به شدت محدود و تحجر زده 60 سال پیش نشان می دهد که ما اکنون با اندیشه های امام خیلی فاصله داریم.


شما رفتار حضرت امام را به عنوان یک مسلمان آگاه و یک روحانی و یک مرجع تقلید عالم با رفتار خودمان در زندگی شخصی و خانواده ببینید که تا چه میزان به موازین اخلاقی پایبند هستیم امام با اینکه هیچ نیازی به حضور در کلاس درس آیت الله بروجردی از حیث علمی نداشت ولی برای هدف متعالی تر که تقویت مرجعیت و تقویت حوزه علمیه  در برابر تهدیداتی که حوزه و اسلام را مورد هدف قرار داده بود پشت پا به تمام خود بینی ها و تکبر ها می زند و همراه با شاگردانشان  سر درس آیت الله بروجردی می نشیند. برخورد امام با تمام اقشار مردم چه قبل و چه بعد از انقلاب واقعاً یک منظومه ای از رفتار اخلاقی تمام عیار است که اگر ترسیم و به درستی تبیین بشود برای ما کافی است.


حجت الاسلام والمسلمین مجید انصاری در باره توصیه های حضرت امام به ایشان در زمان تصدی سازمان زندانها و مباحثی که اپوزیسیون خارج از کشور مطرح می کند اظهار داشت:


اولاً باید بگویم که اپوزیسیون دچار یک اشتباه خواسته یا ناخواسته شده است. حوادثی در سال 67 در زندان ها اتفاق افتاد که بعضاً در تحلیل های خود در ارتباط با این موضوع اسمی از من هم می برند در حالی که بنده در 19 خرداد 63 به عنوان نماینده شورای قضایی در دادگاه و دادسرا مسئولیت گرفتم و بعد ها با اقداماتی که شد سازمان زندان ها تأسیس شد و به عنوان رئیس سازمان زندان منصوب شدم و در دی ماه سال 66 به دلیل اینکه می خواستم در انتخابات مجلس سوم شرکت کنم باید از سمت خود استعفا می کردم عملاً هم در 7 خرداد 67 مجلس سوم شروع شده بود و بنده عضو مجلس بودم و در سازمان زندان ها دیگر سمتی نداشتم. نفس پذیرش مسئولیت در امور زندانها گرچه از سوی شورای قضایی صورت گرفت ولی به نوعی به دلیل حساسیت و پیگیری مدام حضرت امام نسبت به مسائل زندانها انجام شد چون گزارشاتی از رفتار برخی از زندانبان ها و بازجو ها با زندانیان خدمت حضرت امام می رسید. در فضای ملتهب سالهای 61 و 62 که گروهک های تروریستی فعال بودند در برخی از زندان ها و بازجو یی ها در دادسراها برخورد های تندی با زندانی ها صورت می گرفت به همین دلیل گزارشاتی خدمت حضرت امام رسیده بود که حضرت امام هیأتی شامل آقایان دعایی، محمد علی هادی نجف آبادی، علی محمد بشارتی و سید هادی خامنه ای را مأمور کرده بودند که گزارشاتی در خصوص وضعیت زندان ها تهیه کنند. از آنجا که بعد از تهیه گزارش منتج به یک اقدام عملی روشن نشد شورای عالی قضایی به بنده مأموریتی دادند به عنوان نماینده شورای عالی در دادگاه ها و دادستانی که در فاصله 6 ماه گزارش مستقیم و مداوم از درون زندان ها به خصوص زندان های اوین، رجایی شهر، قزل حصا ر ، توحید و عمدتاً زندان های تحت پوشش دادگاه انقلاب تهیه کردم و این گزارش را که نتیجه گفت وگو با بیش از 100 نفر از زندانیان بود به رئیس جمهور وقت که آیت الله خامنه ای بودند و  نیز رئیس مجلس وقت یعنی آقای هاشمی رفسنجانی و نیز شخص حضرت امام دادم.


نتیجه گزارش من به مسئولین و حضرت امام منجر شد که در دادستانی انقلاب تغییراتی صورت گیرد. در آن زمان آقای لاجوردی مسؤلیت دادستانی  تهران را بر عهده داشتند که تمام زندان ها و بازداشتگاه ها زیر نظر ایشان بود و در نهایت مسئولیت از آقای لاجوردی گرفته شد.


در ارزیابی علت بی قانونی های صورت گرفته معلوم شد پراکندگی دستگاه های مختلف تصمیم گیر در زندان و بازداشتگاه ها و وجود بیش از 10 دستگاه مختلف یکی از علل این معضل بود. بنده بعد از پذیرش مسئولیت راه حل را در این دیدم که باید تمرکز به وجود بیاید و مدیریت زندان از دستگاه های امنیتی- انتظامی جدا شود و حتی از دستگاه قضایی به معنای دادسرا ها جدا شود که در نهایت منجر به قانون تأسیس سازمان زندان ها شد. این قانون با هماهنگی هایی که با مسئولان انجام دادم و گزارش هایی که اشک بعضی ها را هم در آورد زمینه تصویب قانون سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور شد که روح اصلی حاکم بر این قانون این بود که همه زندان ها و بازداشتگاه ها باید تحویل این سازمان شود و هر بازداشتگاه و زندانی که خارج از سازمان زندان ها باشد غیر قانونی است و رئیس سازمان زندان ها با مسئولیت روشن از رئیس دستگاه قضایی تعیین می شد که آن زمان شورای قضایی بود. در زمان مسئولیت من چهار پنجم زندانی ها که گروهکی بودند آزاد شدند.


حضرت امام مکرر به من می فرمودند که اگر افرادی تحت تأثیر بودند و فریب خوردند و احساس می کنید قصد و نیت خاصی نداشتند و آزادی آنها مضر بر جامعه نیست و دست به ترور و جنایت نمی زنند، اقدام کنید. ما هم با کمیته دادیاران، سازمان زندان ها و دادستان های هر استان مرتب لیست هایی را تهیه می کردیم و به مناسبت های مختلف خدمت حضرت امام می فرستادیم.


حضرت امام در کار زندان ها بسیار حساس بودند به طوری که وقتی من مصاحبه ای کرده بودم راجع به امور زندان ها مرحوم حاج احمد آقا به محض اینکه رفتم دفتر فرمودند امروز راجع به مصاحبه ای که کردید حضرت امام حساس بودند و گفتند از فلانی. بپرسید جریان چیست ؟یا گاهی نامه های عادی که درباره مسائل زندان خدمت امام ارسال می شد حضرت امام  ذیل نامه دستور رسیدگی می دادند. اما آنچه که به تعبیری شاه بیت برخورد امام راجع به زندانیان بود زمانی بود که بعد از پنج یا شش ماه از بررسی وضعیت زندان ها وقتی گزارشی خدمت ایشان دادم که حکایت از برخی انحرافات و سوء رفتار داشتند به شدت از این موضوع ناراحت شدند و تأکید کردند که این روند اصلاح شود. انجام برخی از دستورات و اقدامات ایشان مستلزم این بود که نیرو های قابل اعتقاد و خوش فکر و سالم را از بیرون به مجموعه وارد کنم که این احتیاج به مجوز قانونی استخدام و پول داشت که پروسه طولانی باید طی می شد که حضرت امام به من گفت" برو انجام بده" و من بر اساس همین دستور امام انجام دادم، چون اگر می خواستم دنبال طی کردن مراحل قانونی باشم معلوم نبود انجام اصلاحات مورد نظر انجام می پذیرفت یا نه؟ البته من بعدها شنیدم مرحوم لاجوردی خدمت حضرت امام رفته بودند و در آنجا از جنایتهای منافقین صحبت کردند و گزارش مفصلی خدمت امام دادند، امام فرمودند" آقای لاجوردی اگر جمهوری اسلامی به دست اینها(منافقین) ساقط شود بهتر از آبروی اسلام است که با این کار ها(خودسری های داخل زندان) برود. شما بروید مسئولیت را تحویل دهید". چون آقای لاجوردی  مسئولیت را تحویل نمی دادند. من در آن زمان برای ایجاد گشایش در امر زندانیان و پرسنل زندان درخواستی از حضرت امام کردم که نیازمند امکانات بسیار وسیع و با ارزشی بود. همینکه من خدمت امام  این درخواست را مطرح کردم بدون معطلی حضرت امام به مسئول بنیاد آن زمان و نیز نخست وزیر وقت جناب آقای مهندس موسوی دستور دادند که امکانات در اختیار ما قرار گیرد. حضرت امام بارها تأکید می کردند که برخورد با زندانیان صد درصد باید منطبق با قانون باشد و اگر کسی جنایت کرده و حتی انسان کشته و قرار است قصاص شود کسی حق ندارد برای اینکه این فرد محکوم به عدام هست یک سیلی اضافی به او بزند. ایشان بحث کرامت انسانی و حقوق افراد را مورد تأکید قرار می دادند، امام می فرمودند با متخلف برخورد قاطع شود اما در چارچوب قانون.


انصاری در باره دیدگاه حضرت امام نسبت به آزادی بیان و مسائلی که در این زمینه مطرح می شود گفت: متأسفانه گاهی چینش های گزینشی برخی از گفتار ها یا نوشتا هار با حذف صدر و ذیل آن موجب سوء برداشت می شود و بعضی از گروه ها و اشخاص یا جریاناتی که می خواهد استفاده ابزاری کنند ممکن است از آن استفاده ابزاری کرده و برخورد طنز گونه ای نسبت به رهنمود های امام دارند. باید سخنان امام را در موقعیت همان زمان بررسی کرد. در شرایطی که یک ملت تحت فشار تمام عیار دشمنان خودش قرار گرفته است که ترسیم شرایط آن برای نسل سوم و چهارم غیر ممکن است یعنی فقط  نسل ما می تواند توصیف کند که چه شرایطی در آن زمان حاکم بوده است. خیلی سخت است یک کشور بعد از 50 سال استبداد شاهنشاهی انقلاب کرده باشد و نظامی را تشکیل داده که بعد از انقلاب هم  بلافاصله جبهه های مختلفی علیه او گشوده شد. از همه مهم تر جنگ تحمیلی که از 8 میلیارد دلار درآمد سالانه 5 / 2 میلیارد دلار آن مستقیم خرج جنگ می شد و همینطور توطئه های منافقین در آن زمان که دموکراتیک ترین کشور های دنیا در قرن 21 هم در چنین شرایط اضطراری بسیاری از آزادی های خود را محدود می کنند ولی در یک چنین بحرانی حضرت امام پایبند به موازین اخلاقی بود که با مردم میثاقش را بسته بودند یکی از آن بحث آزادی مردم در انتخابات بود امام یک روز هم به بهانه ای اینکه جنگ داریم از خیر انتخابات نگذشتند حتی در شهر هایی مثل آبادان و قصر شیرین که ساکنان آن مهاجرت کرده بودند یا اگر شورای نگهبان می خواست به هر بهانه ای جلو آزادی مردم را بگیرد امام مقابل آن می ایستادند یا اگر می خواستند به بهانه هایی انتخابات را به نفع یک جریان مهندسی کنند، امام طرف آزادی مردم را می گرفتند. اینکه حضرت امام برای تحقق جمهوریت نظام شخصاً پای کار ایستاده اند و سعی کنند مردم در میدان انتخابات آزاد باشند این یک رفتار اخلاقی است. سؤال من در بیست و دومین سالگرد حضرت امام این است که آیا رفتار انتخاباتی ما مثل رفتار انتخاباتی دوران حضرت امام است یا نیست؟ اگر هست که باید سجده شکر به جا آوریم و اگر بهتر شده دو تا سجده شکر به جا آوریم و البته لازمه مسلمان بودن این است که باید بهتر می شد چون مسلمان دو روز آن نباید مثل هم باشد ما در مسیر انتخابات و مردم سالاری و دموکراسی دینی می بایست شاخص هایمان ارتقاء یافته تر از دوران امام باشد چون آن زمان دوران گذر از استبداد بود امروز ما در سی و دو سالگی پیروزی انقلاب هستیم ولی اگر واقعاً با شاخص های انتخابات سالم، آزاد و رقابتی عقب گرد داشتیم باید بنشینیم و در رفتار خودمان تجدید نظر کنیم و من نمی خواهم هیچ کسی را متهم کنم. بنده از کسانی هستم در انتخابات مختلف شرکت کردم من امروز به عنوان یک فردی که در انتخابات دور اول مجلس به عنوان جوان ترین کاندیدا از  شهر زرند کرمان کاندیدا شدم  و در یک رقابت تنگاتنگ توانستم پیروز شوم و تا 4 دور دیگر هم از تهران در مجلس های مختلف بودم با صراحت عرض می کنم که بسیاری از شاخص های سلامت انتخابات که مورد نظر قانون اساسی و مورد نظر شخص امام بوده و مردم بر این اساس با این نظام میثاق بستند به شدت عقب گرد داشته و به هیچ وجه قابل مقایسه با شاخص های آن زمان نمی باشد.


انصاری نسبت راجع به مشکلات قانونی و اجرایی وضعیت فعلی افزود: قانون هم به تدریج براساس گرایش و تشخیص یا تفسیر ناصحیح برخی محدود شده است. سلب آزادی شرعی از مردم با استفاده قانون هم یک بد  اخلاقی است. قانون محترم است و باید محترم شمرده شود اما اگر چاقوی قانون برگلوی عدالت تیز شود دیگر محترم نیست. البته معنای آن این نیست که بی قانونی شود باید با روش های خاصی قانون اصلاح شود. براساس دید فقهی حضرت امام عدالت و اخلاق در سلسله علل احکام هستند این نکته مهمی است. یعنی اگر دیدیم یک قاعده یا یک رفتاری بر خلاف عدالت هست باید بدانیم آن غیر اسلامی است. حضرت امام هم بحث عدالت و بحث اخلاق را در واقع یکی از علل احکام می داند و ما براساس حفظ کرامت انسانی باید شاخص بسازیم و با این شاخص قانون بسازیم و برنامه سازی کنیم و اگر قرار باشد با انگیزه سیاسی قانونی تدوین و تصویب شود و دستور عملی تهیه شود که حرمت انسانی را زیر پا بگذارد و آزادی رای مردم را سلب کند با سیره امام و اخلاق سیاسی امام مغایرت دارد.


انصاری همچنین راجع به تحولات منطقه خاورمیانه و تأثیر اندیشه های امام خمینی در این تحولات اظهار داشت: من فکر می کنم نفس وقوع انقلاب اسلامی در ایران که در اوج خفقان حاکم بر ایران و بر رژیم های منطقه بود خود به خود الهام بخش شد، حضرت امام وقتی از صدور انقلاب حرف می زدند، بعضی ها امام را متهم می کردندکه قصد مداخله در امور کشور های دیگر را دارد. برخی افراد و گروه های تند رو از این موضوع استفاده ابزاری می کردند و می گفتند جمهوری اسلامی می خواهد بحث صدور انقلاب را  دست آویزی برای مداخله مستقیم در امور کشور های دیگر کنند، امام با صراحت این را رد کردند و فرمودند منظور از صدور انقلاب یعنی الهام بخشی مفاهیم و ارزش های انقلاب از یک سو و الهام بخشی رفتار مردم ایران از سوی دیگر. صدور انقلاب یعنی اینکه مردمی در برابر ظلم و زور، خوف و هراسشان بریزد. برافتادن لکنت از زبان شهروندان در برابر حاکمان زورگو درسی بود که از انقلاب گرفتیم. البته همینطور که در سایر مسائل اجتماعی تأثیرات فوری نیست و تحولات کند صورت می گیرد و همان طور که امام می فرمودند گاهی یک نسل و دو نسل باید بگذرد تا تأثیرات مثبت و یا منفی یک جریان ظاهر شود، به نظر من پیروزی انقلاب اسلامی هم به لحاظ شکل و هم به لحاظ محتوا الهام بخش بوده است. به لحاظ محتوا از این جهت که قبل از پیروزی انقلاب در خود ایران بسیاری از جوان ها به علت تحریفی که در مباحث اسلامی صورت گرفت از مسلمان بودن خودشان خجالت می کشیدند، در دانشگاه خجالت می کشیدند که بگویند من مسلمان هستم، مسلمانان سر به زیر و توسری خور بودند و زود تسلیم می شدند گرچه امروز هم بعضی ها می خواهند یک تصاویر ی از اسلام بسازند که تصاویر خرافی و غیر اخلاقی است که دوباره موجب شده برخی  از مسلمان بودن خودشان خجالت بکشند. ولی من به صراحت می گویم این اسلام های بدلی و خرافی که امروز در ایران ترویج می کنند یا اسلام خشونت گرای و انحصار طلبی که در جاهای دیگر ترویج می دهند هیچ سنخیتی با اسلام واقعی  ندارد. ولی محتوای اسلامی که امام مبلغ آن بودند و موتور محرک انقلاب اسلامی شد اسلامی که در کنار مردم برای کرامت و آزادی مردم به صحنه آمد و غرورآفرین و الهام بخش شد و این محتوا در طول این 30 سال صادر شد چون در زمان خود حضرت امام با تبلیغاتی که در زمان جنگ می کردند یک غباری بر این مسأله نشسته بود که به تدریج حقایق خودش را نشان داد، از سویی عدم کارآیی روش ها یا مکتب هایی که در دنیای غرب در کشور های اسلامی بود در عمل برای مردم مسلمان جواب نمی داد. مردم دنیا دیدند آن اصل مهمی که توانست در ایران کمر رژیم شاه و آمریکا را بشکند حضور همه مردم در صحنه بود. حضرت امام هیچگاه قبل از انقلاب با مبارزه مسلحانه با رژیم شاه موافقت نکرد. امام می فرمود با آگاهی مردم به پیروزی می رسیم. به نظر من این رفتار و تجربه در ایران موفق بود و خود به خود بعد از 30 سال کشور های اسلامی احساس کردند یگانه راه پیروزی همین است. البته مثل هر حرکت اجتماعی دیگر وجود بستر ها و مقتضیات زمان و مکان هم مؤثر است یعنی همچنان که همین مکتب فکری حضرت امام در سال 42 جواب نداد، یک بستر 14 یا 15 ساله ای را می طلبید تا پخته شود و قبل از آن هم در دوران مشروطیت جواب نداد یا اگر جواب داد زود منحرف شد، در کشور های اسلامی هم به نظر من بذر انقلاب اسلامی به لحاظ محتوای انقلاب اسلامی که اسلام صلح خواه، عقلانی و دور از خرافات است پاشیده شد. و این 30 سال الزام و اجباری است که در فرآیند تکامل در آغاز قرن 21 طی شده و آمریکا ناگزیر است از شعار دموکراسی حمایت کند در این بستر است که حرکت های منطقه شکل گرفت و به پیروزی رسید و می توان گفت بیداری اسلامی است از این جهت که مسلمانانها بدون نفی هویت اسلامی شان این موضوع را تحقق می بخشند.


مسلمان ها یکی از دلخوری هایشان در این کشور های اسلامی قطعاً برخی رفتار های غیر اسلامی بوده که حکومت های آنها داشتند و مایل هستند حکومت هایشان، حکومت هایی باشند که نسبت به دین بی اعتنا نباشند بلکه می خواهند حاکمانشان به دین پایبند باشند، حتماً مردم مصر علاقه مند هستند که حاکمشان طبق موازین اسلام و موازین شرع حکم درست بدهند و این الزاماً به معانی این نیست که  ما حکومت دینی ارائه می کنیم، ولی آنها مایل نیستند بر خلاف قرآن و اسلام عمل شود، ممکن است که زندگی مسالمت آمیز با اسرائیل را به عنوان یک ضرورت نفی نکنند ولی حتماً قرارداد های ذلت بار سازش یک طرفه با اسرائیل را از این پس قبول نخواهند کرد و به همین سبب شما می بینید که یک تحولی در فلسطین به وقوع پیوسته است. بنابراین این حرکت ها را مثبت تلقی می کنم که به نظر من به روح اسلام نزدیک است، اسلام می خواهد اتکا امور بر اراده مردم باشد نه به اراده 4 نفر حاکم، ما می گوییم این حرکت حرکت اسلامی است و معنای حرکت اسلامی این است که آزادی مغایر با اسلام نیست. بنابراین من می توانم بگویم این تحولات متأثر از انقلاب اسلامی است البته نه صد درصد، بالاخره خودشان هم زمینه ها و آگاهی هایی دارند و چون مردم مسلمان مایل هستند به مقدسات آنها احترام گذاشته شود می توان گفت به نوعی انگیزه اسلامی در آن وجود دارد ولی اگر فکر کنیم که اینها یک انقلابات اسلامی است برای تشکیل حکومت های خاص انقلابی نه چنین ادعایی نمی توان کرد.


انصاری در باره بعضی رفتارهای امروز که مخالف اندیشه های امام است گفت: به طور مشخص من بر سه نکته تأکید دارم، نکته اول صداقت و راستگویی است، طی چند سال گذشته دروغ گویی در سطح رفتار اجتماعی و حکومتی به راحتی آب خوردن شده است و برخی از مسئولین آمار غلط و وعده دروغ می دهند، در همه زمینه ها. ببینید ادعای اینکه این دولت قانونمند ترین دولت تاریخ ایران است از دید من یک ادعا و دروغ بزرگ است که در محضر مردم ایران شده است در حالی که به گواهی گزارش دیوان محاسبات کشور از  تفریق بودجه  بیشترین تخلفات از قانون بودجه سنواتی در این دولت ها انجام شد، به گواهی گزارشات سازمان بازرسی کل کشور و به بررسی مرکز  پژوهش های مجلس و کمیسیون اصل 90 مجلس و دستگاه های نظارتی دیگر بسیاری از آمار هایی که گفته می شود نادرست است، یا همین ادعای قانون گرایی، خوب این چه ادعایی است در حالی که فریاد مجلس بلند است که وزیر ورزش را معرفی نمی کند، (هنگام انتشار مصاحبه وزیر مربوطه معرفی شد ) ادغام وزارتخانه ها به این صورت  خلاف اصل قانون است، تعیین سرپرست برای برخی از وزارتخانه ها خلاف قانون است سرپرستی رئیس جمهور بر وزارت نفت خلاف قانون است ندادن پول مصوب متروی شهر های مشهد و اصفهان و تهران علی رغم تصویب مجلس و تأیید مجمع تشخیص مصلحت خلاف قانون است و صد ها مورد که از روز روشن تر است که اینها خلاف قانون عمل شده و ادعای اینکه این دولت قانونمندترین دولت تاریخ ایران است  یک ادعای کذب است. مسأله دوم پایبندی به کرامت و آزادی رای مردم است، الآن هم در سال انتخابات مجلس هستیم، میراث بزرگ حضرت امام(ره) جمهوری اسلامی  بوده است و ما نباید جمهوریت نظام را  به بهانه اسلامیت فدا کنیم که اگر فدا کنیم اسلامیت هم همراه جمهوریت و حتی زود تر از جمهوریت فدا خواهد شد. لذا من فکر می کنم احترام به جمهوریت و برگذاری انتخابات سالم رقابتی یکی دیگر از مسائلی است که باید با تکیه بر اندیشه های امام به آن توجه کرد و نکته بعد هم همان موضوع عمومی اخلاق است. موضوع رعایت اخلاق در برخورد با رقیب و رعایت انصاف و برخورد با مخالف و رعایت قانون، اخلاق و انصاف است. این اصول مواردی است که مغفول مانده است. البته اگر بخواهم نکته چهارمی هم به آن اضافه کنم مسأله روشن فکری و روشن بینی دینی است. این چهره ترسناک خرافاتی که امروز از اسلام به خورد مردم داده می شود و ادعاهای عجیب و غریب راجع به امام زمان و راجع به هاله نور و ارتباطات با رمالی  درست نیست، کار ما دیگر به جایی رسیده که در قرن 21 باید در زندان هایمان مشاوران رمال و جن گیر باشند و یا مشاوران دستگاه های دولتی از رمال و جنگیران باشند، ما در گذشته هشدار می دادیم و به ما می خندیدند و می گفتند  شما دارید ما رامتهم می کنید و چوب لای چرخ مامی گذارید اما امروز اینها واقعیت خارجی یافته است، اینها مجموعه دغدغه هایی است که در اندیشه امام(ره) وجود داشت و باید در جهت همسو شدن به این اندیشه ها تلاش کرد.


 


 منبع: حضور، ش 77، ص 288.

انتهای پیام /*