به مناسبت 20 جمادی الثانی، میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و فرزندش امام خمینی (س)

یادی از میلاد مادر و فرزند!

کد : 169515 | تاریخ : 17/12/1396

روز 20 جمادی الثانی، از فیض دخت نبی ِ مکرم  اسلام (ص) جان هستی به هیجان آمده و به یمن میلاد مسعودش دیدگان همگان روشن گشت. آنچه برکت این روز را دو چندان می کند تقارن میلاد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی با میلاد آن حضرت است. او که خود عطیه کوثر بود و یادآور حیدر. هم او که از نسل زهرا بود و او را الگوی خود و دیگران معرفی می کرد. چنانکه می گوید: «...برای زنها کمال افتخار است که روز تولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده‏ اند، افتخار است و مسئولیت...» (صحیفه امام؛ ج: 20؛ ص:4) به تاریخ خورشیدی، میلاد حضرت امام اول مهر است، لکن مادر و فرزند را قرابتی است، پس چه بهتر که قمری باشد و یادآور هر دو.


میلاد آب و آینه


بین آب و آینه تشابهاتی است، چرا که هر دو نشانه پاکی، صداقت، یک رنگی و مهربانی اند. چنانچه امام خمینی نیز همانند آب و آینه بودند؛ پاک و منزه، صادق، یک رنگ و مهربان و اصیل؛ به دور از ریا، خودنمایی و خودشیفتگی.


حضرت امام در اول مهر سال 1281ش، برابر با بیستم جمادی الثانی 1320 ق، همزمان با زادروز حضرت فاطمه زهرا (س) در خمین به دنیا آمد. هم زمان با این مبارک عید در شهر خمین رادمـردی را خـدا از نسل زهرا آفـرید.


سیدی عالی نسب هم مرجعی عالی مقام                       یار مظلومان و خصم مستبدان عنید


آن مسیـحا دم ز الطـاف خـداونـد ودود                                روح ایمان را ز نو در ملت ایران دمید


یا رب از احسان نه از عدلت بحق فاطـمه                            رفع غم کن از محبانش در این عید سعید


مرحمت کن بر «ندا» از لطف توفیقی عطا                           تا شود روز جزا در پیشگاهت رو سفید


 (شعر از خسروی)


خمینی، مردی از تبار فاطمه و حیدر! هم در عطوفت و هم در صلابت. او که همیشه و در همه امور توصیه می کرد بر الگوگیری از آن پاکان هستی. می فرمود: تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و خدا عنایت کرده، در فاطمه (س) است. تمام خصوصیات انبیا در اوست. (ر ک: صحیفه امام؛ ج: 7؛ ص: 337) واقعا تأسی به این الگوی محوری است که امام خمینی را به یک شخصیت بزرگ و فرا تاریخی مبدل کرد و نام او و شخصیت ارزنده او را بر رهبران انقلاب های کبیر جهان سیطره داد. شاید تقدیر و مصلحت حق این بود که برای نبی گرامی اسلام فرزند ذکوری نماند و همگی در دوران کودکی فوت نمایند؛ اما با این حوادث، پیروان و دوستداران رسول خدا متأثر و نگران شدند، مشرکین و منافقین خوشحال، که به هر حال این پیامبر دیر یا زود از دنیا می رود و بساط نبوتش و مدیریتش برچیده می شود، چرا که ابتر است. این زخم زبان ها یک اضطراب و نگرانی برای پیروان رسول خدا ایجاد کرده بود. خداوند تبارک و تعالی این سوره را نازل فرمود: «انا أعطیناک الکوثر...» ما به تو کوثر می دهیم منبع فیض کثیر! یک سرچشمه ای که هر چه می جوشد تمام نمی شود. مفسرین در تفسیر این سوره می گویند: دو اعجاز در این سوره هست و دو پیشگویی که خداوند بیان فرموده و هر دو محقق شده؛ یکی دادن کوثر، که کوثر محقق شد و این فیض کثیر و این چشمه جوشان به رسول خدا داده شد و دوم «ان شانئک هو ألابتر» که این هم محقق شد و آن هایی که زخم زبان می زدند و طعنه می زدند به رسول خدا و به پیروان پیامبر، از آن ها اثری و نام و نشانی باقی نماند، یا اگر هم هست به نیکی نیست.


خداوند می فرماید ما به تو یک دختر می دهیم که این چشمه جوشان است و او شد؛ مکتب رسول خدا را حضرت زهرا (س) و فرزندانش نشر دادند. بقای پیامبر به بقای دین اوست! دین پیامبر اگر باقی ماند همه از دامن فاطمه و فرزندان اوست. خود حضرت فاطمه (س) و امام علی (ع) در زمان خود به نوعی حافظ دین رسول الله شدند. امام حسن مجتبی (ع) با سیاست و درایت و کیاست و صلح و سازش؛ امام حسین (ع) با جهاد و با خونش، امام سجاد (ع) با دعا و اشک و زنده نگه داشتن خون امام حسین و یارانش، امام صادق (ع) و امام باقر (ع) با کرسی درس و بحث و علم و درایت؛ و همه ائمه (علیهم السلام) و بعد از دوران غیبت عالمان آگاه و حوزه های علمیه و... همه از برکات این کوثر است. این کوثر، این چشمه، همچنان جوشان بوده و هست و برکاتش ادامه دارد تا ظهور حضرت مهدی (عج).


این تقارن میلاد کوثر پیامبر و فرزندش امام خمینی نیز در همین راستاست. حضرت فاطمه (س) واقعاً کوثر است! چرا؟ چون این همه سادات و فرزندان حضرت را در طول تاریخ کشتند، از حجاج گرفته تا به امروز، اما منسجم ترین نسلی که باقی مانده است، نسل فاطمه است. اگر به تاریخ شیعه توجه کنیم، می بینیم نوع فقهای بزرگ، مراجع بزرگ، محققین بزرگ، مجاهدین بزرگ، این ها همه اولاد فاطمه بوده و هستند. شاید امام خمینی نیز با این دید بود که در اوج فشار مبارزات پیش از انقلاب می فرمود: «ای فاطمیین!؟» (صحیفه امام؛ ج:1؛ ص: 164) با این حال پس از گذشت 1400 سال، از بین فرزندان حضرت فاطمه و عالمان و مراجع، می توان گفت شبیه ترین به لحاظ سیره و عمل به ایشان، امام خمینی بود. او که تمام سختی ها و دردها و فشارهای وارده بر اهل بیت پیامبر (ص) را به مقداری در این روزگار چشید و تجربه کرد؛ پانزده خرداد و حبس و حصرش همچون دوران تلخ «شعب ابی طالب»؛ تبعید خود و یارانش، همچون هجرت به حبشه؛ سالی که مصطفایش را داد، چون سال «عام الحزن»؛ و عزیمت به پاریس، هجرت مجددی بود که در آنجا یاران مهاجر و انصار در عقبه های غربت، با او بیعت کردند؛ امت در ایران انصارش بودند که نزول و آمدنش را به «یثرب انقلاب» انتظار می کشیدند. این که انتظار به سر آمد و اسلام تولدی نو یافت و احیا شد، نام و یاد علی و فاطمه رونق گرفت و نشان داد که کوثر کیست و ابتر کیست.


چگونه امام خمینی احیاگر شد؟


محبوبیت و نفوذ در دیگران، برتری و ارجحیت نسبت به هم سلکان و هم ردیفان، بستگی به زمینه های مناسب و عوامل گوناگون دارد. چه عامل و یا عواملی موجب شد شخصیتی چون امام خمینی (س) که از نظر مادی با دست خالی علیه حکومت مقتدر و مسلح شاه که از پشتوانه تمامی ابرقدرتها  و بسیاری از کشورهای دیگر جهان برخوردار بود، این چنین مورد استقبال و توجه قرار گیرد و محبوب دل ایران و ایرانی و انسان های آزاده و مستضعف جهان قرار گیرد و سخنان و پیام هایش مورد توجه و عنایت قرار گرفته و موجب قیام مردم و پیروزی انقلاب شود و اسلام و مسلمین را حیاتی دوباره بخشد، علل مختلفی می تواند داشته باشد. از جمله آنها؛ نوآوری و نوگرایی امام خمینی بود. همه تمدن های بشری در طول تاریخ مدیون نوگرایی و نوآوری بوده است. در تاریخ معاصر ایران نیز حرکت های اصلاحی و نوآوری های انجام گرفته، همه ریشه در اندیشه نوگرایی و نواندیشی داشته است، اما نوآوری های آن ها چرا منجر به انقلاب و پیروزی و تشکیل حکومت نگردید؟ چون حضرت امام بر خلاف بیشتر اصلاحگران و بیدارگران تاریخ، به ویژه اصلاحگران مسلمان که معمولا بیدارگری و اصلاح را از دو صنف فقها و علما و یا حاکمان و پادشاهان آغاز کرده و در راه عملی ساختن اندیشه اصلاحی و نوگرایی دل در گرو اصلاح و حرکت این دو صنف داشتند، اما ایشان بیشتر عامه مردم را خطاب قرار داده و با تکیه بر مردم و امید بستن به آنان، طی طریق کرده و بیداری و اصلاح را از دل جامعه آغاز کرد. در عصری که عالمان و فقیهان حوزه در محیط بسته ای به تفکر و تفقه می پرداختند، حضرت امام شرایط ایران را می دانست؛ شرایط استبداد سیاسی و عقب ماندگی را درک می کرد، می فهمید که در پس قراردادها و امتیازات پی در پی رژیم با غرب و شرق، چه پیامدهایی نهفته است، لذا صدای اعتراض بلند کرده و افشاگری کرد. این نوآوری ها و نواندیشی های حضرت امام، در اندیشه و عمل، هیچ وقت تک بعدی نبود، بلکه در تمام ابعاد مشاهده می شد. امام با بهره گیری از سنت های الهی و ارزش های اسلامی و ملی در تمام صحنه و زمینه های داخلی و خارجی دست به ابتکار عمل زده و با شناخت زمان و مکان، به موقع مواضعی را اتخاذ می کردند که موجب بهت و حیرت و سردرگمی دشمنان و مخالفان می شد. در پاسخ به پرسش خبرنگاری که می پرسد؛ حکومت مدرن چگونه می تواند در یک جامعه اسلامی وجود داشته باشد؟ می فرمایند: «اسلامی که بیشترین تأکید خود را بر اندیشه و فکر قرار داده است و انسان را به آزادی از همه خرافات و اسارت قدرت های ارتجاعی و ضد انسانی دعوت می‏ کند، چگونه ممکن است با تمدن و پیشرفت و نوآوری های مفید بشر که حاصل تجربه ‏های اوست سازگار نباشد؟!» (صحیفه امام؛ ج:5؛ ص:409) در بیانی دیگر به سازگاری اسلام با مدرنیسم اشاره کرده و تأکید می کند که اسلام با علم و پیشرفت و نوآوری مخالفتی ندارد. دین اسلام را حامی و پشتیبان علم و تکنولوژی دانسته می فرماید: «ادعای آنکه اسلام با نوآوردها مخالف است- همان سان که محمد رضا پهلوی مخلوع می ‏گفت که اینان می ‏خواهند با چهارپایان در این عصر سفر کنند- یک اتهام ابلهانه بیش نیست، زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوردها، اختراعات و ابتکارات و صنعت های پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچگاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد بلکه علم و صنعت مورد تأکید اسلام و قرآن مجید است» (صحیفه امام؛ ج: 21، ص: 406)

انتهای پیام /*