"گلزار نامه ها (67) (ترجمه چند نامه خارجی) "

کد : 170464 | تاریخ : 31/02/1397

                                                                                                                                                                  ‏گلزار نامه‌ها (67)

(ترجمه چند نامه خارجی)

‏ ‏

فرستنده: کارلوس ادواردو کارنیو پینتو

کشور: کلمبیا

تاریخ: دسامبر 1979

 

‏آقای آیت الله خمینی،‏

‏عالیجناب،‏

‏از کلمبیای دور، در سرزمین امریکای جنوبی مراتب احترامات عمیق و صمیمانه ام را تقدیم‌ تان می‌ دارم، همچنین ابراز همبستگی کامل خود را. بدین وسیله مراتب تقدیر و تحسین صمیمانه‌ام را بخاطر فراهم آوردن زمینه و موقعیت اتحاد ملت ایران در سایه رهبری حضرتعالی ابراز می‌ نمایم.‏

‏هرچند ما در امریکای جنوبی اطلاعات کافی در مورد انقلاب ایران به دست نمی‌ آوریم ولی از اینکه شما مرد خود ساخته و شخصیت شایسته و لایقی هستید احساس خشنودی فراوانی داریم زیرا برای انسانها ارزش‌ و جایگاه حقیقی خود را قائل هستید.‏

‏توجه حضرتعالی را به فراوانی مداخلات و ایجاد مشکلات (از سوی اجانب) جلب می‌ نمایم و از عنایت بی‌ شائبه شما به نامه‌ ام سپاسگزارم.‏

‏با امید به اینکه جهت حفظ استواری (پایداری اعتقاداتم) اطلاعاتی در مورد دین اسلام بدست آورم، در صورت امکان یک جلد قرآن مجید بتوانید برایم ارسال فرمایید.‏

‏به تمام برادران ایرانی‌ ام که با تظاهرات تکان‌ دهنده و وسیع خود در اندک زمان ممکن توانستند به موفقیت بزرگی نائل آیند تبریک عرض می‌ کنم.‏

‏مطمئن هستم که پیروزی انقلاب اسلامی به خاطر ایمان به خدا و وحدت ملت تحت رهبری ‏


[[page 220]]

‏شما بوده است.‏

‏ ‏

‏ ‏

فرستنده:  کارلوس دوناتو دیاز ویلیه گو 

کشور: آمریکا

تاریخ: 22 دسامبر 1979

‎ ‎

‏عالیجناب آقای آیت الله خمینی،‏

‏با نام خدا‏

‏دوست من،‏

‏ با سپاس و ستایش فراوان به حضور شما، از خالق مان رستگاری و آزادی راهنمایان بشریت را درخواست می نمایم. آنان به خاطر فقدان استقلال (در جوامع خود) رنج می‌ برند. البته نتیجه بسیار ارزشمند چنین وضعیتی  برای نوع بشر، این است که انسان می‌ تواند به اصالت انسانی و آزادی بیاندیشد و در پی کسب و حفظ آن کوشا باشد.‏

‏من احترام فوق العاده‌ای برای ملت شما که قربانی استبداد رضا پهلوی بود قائل هستم. پیشاپیش از لطف شما در پاسخ دادن به این نامه کوتاه سپاسگزاری می کنم.‏

‏با امید دریافت پاسخی دوستانه و حاوی پیام صلح و پایداری و شجاعت  شما را به خدا می‌ سپارم.‏

‏ ‏

‏ ‏

فرستنده: محمد اسکندر

کشور: نروژ

تاریخ: 22 فوریه 1982

‏ ‏

‏امام آیت‌الله روح‌الله خمینی‏


[[page 221]]

‏آقا، با صراحت تأکید می‌ کنم که من در خدمت امام آیت‌الله روح‌الله خمینی هستم. هیچ تردیدی در اینکه خود را از صمیم قلب عاشق امام آیت‌الله خمینی اعلام کنم، ندارم.‏

‏به منظور بیعت با امام کبیر و با افتخار از اینکه پیوندی معنوی با این شخصیت بزرگ قرن دارم، می‌ خواهم نام خود را از «محمد اسکندر» به «محمد اسکندر الخمینی» تغییر دهم.‏

‏در این رابطه از امام مقدس استدعا دارم تا با دستان پاکشان اجازه فرمایند تا کلمه «الخمینی» را به نام خود اضافه نمایم.‏

‏من این اجازه را به‌عنوان یک دعا برای باقی عمر خود حفظ خواهم کرد. اعتقاد و باور خدشه‌ ناپذیر دارم که این دعا، احسانی معنوی برای زندگی دنیوی و اخروی من خواهد بود. ‏

‏ارادتمند شما ‏

 

 

 

فرستنده: دکتر سید ظفر حسین تقوی

کشور: آمریکا

تاریخ: 26 اکتبر 1983

 

‏حضرت آیت الله روح الله خمینی ‏

‏سلام علیکم و رحمة الله و برکاته‏

‏با بهترین ادعیه برای دوام پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و صحت و سلامت حضرتعالی، به استحضار می رساند، هوستن شهر معروفی است در ناحیه جنوب شرقی امریکا. به‌ لطف خدا در حدود 200 خانواده شیعی در این شهر زندگی می کنند؛ ولی اکثر این خانواده ها طبق استاندارد های امریکا جزء خانواده های فقیر به شمار می آیند. ما احساس کردیم وجود یک مرکز فرهنگی شیعی به منظور تشکیل کلاسهای مذهبی برای کودکان، ایجاد کتابخانه، انجام امور غسل و کفن درگذشتگان و برگزاری مجالس و محافل روضه خوانی ضروری است. ایجاد چنین مرکزی حداقل نیازمند اعتباری معادل 150 هزار دلار است جهت ساخت یا خرید یک ‏


[[page 222]]

‏ساختمان مناسب. برای این منظور، یک صندوق اعتباری به نام «صندوق حیدری» تشکیل داده ایم تا این مرکز از طریق آن احداث گردد و یک حساب بانکی در بانک ‏‎Interfirst Bank‎‏ به نشانی ‏‎Nassau Bay‎‏، ‏‎Houston‎‏، ‏‎Tx77058‎‏ افتتاح کرده ایم. طی دو سال باید بتوانیم 22 هزار دلار جمع آوری کنیم. تهیه کل این مبلغ از طریق جمع آوری اعانه به نظر غیرممکن می آید مگر اینکه حضرتعالی اجازه فرمایید از محل تحصیل سهم امام از کشورهای امریکا، افریقا، کانادا و اروپا هزینه لازم را تأمین نماییم. ‏

‏مؤمنین و مسلمین هوستون و خدمتگزاران صندوق حیدری ممنون خواهند شد اگر آن حضرت اجازه فرمایند وجوه سهم امام برای این اقدام مذهبی صرف شود. نسلهای بعدی، سپاسگزار هدایت و رهبری حضرتعالی خواهند بود. و السلام.‏

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

فرستنده: گیل بلانکن شیپ

کشور: آمریکا

تاریخ: 21 اوت 1987

 

‏آقای محترم!‏

‏فردی هستم 33 ساله به نام گیل بلانکن شیپ. پیگیری رویدادهای جاری تاریخ سیاسی جهان، برایم لذت‌ بخش است. با ارسال این نامه امیدوارم لطفی در حق من مبذول دارید. بسیار مفتخر خواهم بود اگر عکس امضاشده خود را برایم ارسال نمایید. می دانم که زندگی پر مشغله ای دارید، ولی این را هم می دانم که شما با شخصیت ویژه خود، تاریخ و دوران زندگی ما را به‌گونه دیگری شکل داده اید.‏

‏شاید درخواست من کوچک و کم‌ اهمیت جلوه کند، ولی برای من بسیار ارزشمند است. از توجهی که به این نامه و لطفی که در مورد من مبذول می فرمایید بسیار سپاسگزارم و توفیق شما ‏


[[page 223]]

‏را در مبارزه ای که به خاطر صلح در این دنیای پرآشوب انجام می دهید، از خداوند متعال مسألت دارم. ‏

‏ با احترام‏

‏ ‏

‏ ‏

فرستنده: یوسف عبدالرئوف گومدوه

کشور: غنا

تاریخ: 19 ژوئن 1987

‏ ‏

‏امام عزیز!‏

‏نوشتن این چند کلمه به شما مرا بسیار راضی می کند. امیدوارم که به لطف خداوند متعال شما و همه مردم ایران خوب و سرحال باشید. از خدای بزرگ سپاسگزارم که به شما در نبرد با دشمنان انقلاب اسلامی کمک می کند.‏

‏من یکی از حامیان انقلاب کبیر اسلامی هستم. پشتیبانی از انقلاب را از ابتدای جنگ آغاز کردم. در واقع در انتظار حضور در جهاد مقدس علیه دشمنان اسلام هستم، ولی به خاطر شرایط اقتصادی نمی توانم به رؤیاهایم جامه عمل بپوشانم.‏

‏در واقع امام، من بسیار نگران نبرد مقدس هستم و در انتظار حضور در میدان جنگ و نبرد علیه عراق می‌ باشم و نمی خواهم این فرصت را از دست بدهم. بسیار سپاسگزار خواهم شد اگر برای آمدن به ایران و شرکت در جهاد به من کمک کنید.‏

‏امیدوارم که خداوند متعال در مبارزه با عراق به ما کمک کند. در خاتمه، به درگاه خداوند متعال دعا می کنم که باران رحمتش را بر ما ببارد.‏

‏پاینده باد ایران، جاوید باد انقلاب اسلامی، زنده باد رهبر انقلاب!‏

‏برادر مسلمان شما‏

 


[[page 224]]

 

فرستنده: فریتس شرودِر

کشور: آلمان

تاریخ: 8 / 3 / 1988

 

‏امام روح ا... خمینی‏

‏عالیجناب‏

‏به علت اینکه من تمام فیلم‌ ها و گزارشهای خبری را با علاقه زیادی دنبال می‌ کنم و برایتان ارزش و احترام زیادی قائلم، بسیار مجذوب شما و کشورتان شده‌ام.‏

‏شما به عنوان رهبر مذهبی و انقلابی، خدمات ارزشمندی انجام داده‌اید و من بسیار خوشحال خواهم شد اگر بتوانید یک قطعه عکس از خودتان با نوشته و امضاء برایم ارسال فرمایید تا اینکه بتوانم الگوی ارزشمندم را همیشه ببینم. خوشبختی و پیروزی زود هنگام در جنگ خلیج را برای شما و کشورتان آرزومندم.‏

‏« خداوند از همه چیز و همه کس برتر است. »‏

‏خدمتگزار شما‏

‏ ‏

‏ ‏

فرستنده: سید مکرم

کشور: هندوستان

تاریخ: 1 مارس 1989

 

‏جناب حاج آقا آیت الله خمینی ـ رهبر و رئیس کشور ایران‏

‏همیشه برای اینکه افکار خود را بیان کرده و یا پیشنهاد، اظهار نظر و یا انتقادی بکنیم اعلام می داریم که آزادی بیان و نوشتار وجود دارد و این در حالی است که این اصل فقط برای مسائل عمومی، مطالب سیاسی، مسائل و مشکلات منطقه ای و جهانی و غیره صادق است و نباید ‏


[[page 225]]

‏به مقدسات و شدیدتر از همه به پیامبر(ص) و اهل بیت او حمله گردد. این نوع حمله به مذهب، مغایر با اصول دمکراتیک بشر‌دوستانه بوده و یقیناً قلب و روح و افکار پیروان اسلام را در سراسر جهان، شدیداً جریحه دار می کند و نتیجه این می شود که خون آنان به جوش آمده و بالاخره برای تسلی و جبران این ضایعه و تنبیه و مجازات مجرم یا مقصر، دست به هرگونه اقدامی می‌ زنند.‏

‏هر مرد و زنی که دست به چنین کار وحشیانه و غیراصولی بزند ـ‌ توهین به مقدسات ـ یک نوع دخالت ناروا و نامشروع کرده و موجب عداوت در اعتقادات شده و به طور قطع به یقین قلب و روح و فکر طرف مقابل را علی رغم اصول بنیادی مذهب، جریحه دار کرده در نتیجه مجازات شدیدی را نیز به همراه خواهد داشت و اگر در خصوص این عناصر غیر مسئول، شرور و شیطان‌ صفت، واقعاً عدالت و تعالیم اخلاقی وجود داشته باشد برای رهایی از حکم مرگ، چاره ای جز دست کشیدن از این فعالیتها وجود نخواهد داشت.‏

‏مسائلی چون مرگ، زندگی و اعتقادات مردم را هرگز نباید به بازیچه گرفت؛ چون اینها مواردی نیستند که بتوان آنها را در مدار کلی توهینات قرار داد و در انتها به عنوان تنها راه موجود که برحسب لیاقت افراد است، حتماً باید پوزش و عذرخواهی از طرف مقابل را پیش کشید. و اگر به دور از هرگونه عناد و با علم به وجود احساسات انسانی، مرتکب چنین حدی از توهین به مقدسات مثل جراحت، تخریب فکر و روح و قلب دیگران شده باشیم و در عین حال از عذرخواهی نیز سر باز ‌بزنیم و مسائل را به حال خود واگذار کنیم دیگر معنایی بر اصل احترام به احساسات پاک انسانی مترتب نخواهد بود و نیز ضرورتی احساس نمی شود تا کلمه ای به نام «مجازات یا تنبیه» را بر فرهنگ لغات جاری نماییم. پس کسی که مرتکب چنین توهین و تهمت بزرگ و غیر قابل بخششی می گردد، با این عمل، حق حیات خود را در این جهان برای همیشه از بین برده است.‏

‏البته در جهان، مذاهب بسیاری وجود دارند که محدود به یک کشور می‌ شوند و یا در مواردی از این هم محدودتر هستند؛ ولی در مقایسه با دین عظیمی چون اسلام، مسأله کلاً فرق می‌ کند؛ ‏


[[page 226]]

‏چون اسلام یک دین جهانی است و در تمام کشورهای دنیا پیروان زیادی دارد و در یک محاسبه جمعی، کشورهای مسلمان زیادی وجود دارند که جزء کشورهای پرجمعیت درجه دوم جهان می باشند.‏

‏پس وقتی می بینیم که موقعیت اسلام در جهان اینگونه با اهمیت است و علی‌ رغم توجه و احترام جهانی به اسلام، اوـ‌ سلمان رشدی ‌ـ به خود جرأت و جسارت داده اینچنین زشت و به طور علنی آن را نقد و متهم کند، پس حتماً باید با چنین اقدام خودسرانه و قبیحی برخورد دقیق و جدی و اصولی صورت گیرد.‏

‏پس از این رو است که کل جهان اسلام علیه او شده و به درگاه پروردگار قادر متعال، خالق آسمان و زمین و کهکشان ها دعا کرده و طلب جزای مرگ او را می‌ نمایند.‏

‏جالب اینجاست که رهبر مقتدر ایران، انگیزه سوء سلمان رشدی و توطئه های حساب شده برخی از کشورهای غربی علیه اسلام را با هوشیاری و درایت دریافته و برای وی مجازات قتل تعیین کرده است.‏

‏کشورهای غربی که عموماً مسیحی بوده و مخالف گسترش اسلام می‌ باشند و همیشه منتظر فرصت بوده تا اسلام را منحرف و تخریب نمایند، الآن نیز با استفاده از سلمان‌ رشدی توانستند اهداف استثماری خود علیه اسلام را کاملتر جامه عمل بپوشانند؛ از این رو همه با هم، هم‌ صدا جهت رهایی او از این مناقشات پا پیش نهاده اند و کاملاً به نفع او عمل کرده و جهت انحراف اذهان عمومی جهانیان، به بهانه آزادی بیان و نشریات، از او حمایت می کنند. اما برای رها ساختن او از خطر مرگ، هر شیوه و تاکتیک نمایشی را که بازی کنند باز هم بیهوده خواهد بود؛ چون با توجه به احساسات قلبی مردم، چنین نتیجه می گیریم که حکم جرم توهین به اسلام و یورش و حمله لفظی شدید به پیامبر(ص) آنقدر مهم هست که خون مردم به جوش آمده و طبعاً مجازات آن نیز بسیار مرگبار اعلام ‌‌شود و در هر صورت چنانچه قبلاً گفتیم مجرم حتماً باید به سزای اعمال خود برسد.‏

‏یک نسخه از این نامه، به خدمت جناب راجیو گاندی نخست‌وزیر دولت وقت هند در دهلی نو ‏


[[page 227]]

‏ارجاع ‌داده شده است. ‏

‏         ارادتمند شما‏

 

 

 

فرستنده: محمد جواد شیری (مرشد مرکز اسلامی آمریکا)

کشور: آمریکا

 

‏حضرت آیت الله العظمی روح الله خمینی ‏

‏سلام علیکم؛‏

‏من و مسلمانان ایالات متحده، از شنیدن خبر واقعه غم انگیز مرگ صدها مسلمان بی گناه، مرد و زن، بزرگسال و کودک تکان خوردیم که قربانی رهبری غیرمسئولانه استکبار‏‎ ‎‏شده اند.‏

‏ما تسلیت عمیق خود را عرضه کرده و دعا می کنیم که خداوند تعالی، پیروزی را نصیب جمهوری اسلامی نماید که نمایانگر امید و آرزوی همه مسلمانان جهان است. ‏

 

 

 

فرستنده: امیل مالدار

کشور: شوروی

 

‏امام خمینی عزیز!‏

‏این، مالدار ساکن عشق‌ آباد است که به شما نامه می‌ نویسد. من خواهشمندم که دولت اسلامی به من و خانواده‌ام اجازه بدهد که به وطنمان باز گردیم. من در شهر تبریز متولّد شدم. پدر و مادرم و تمامی خویشانم نیز در ایران متولد شدند. زمانی که یک سال داشتم پدرم ما را ترک کرد و من و مادرم تنها مانده بودیم. در شهر تبریز تا سال 1963 به عنوان جوشکار کار می‌کردم. در همان سال بود که متوجه شدم پدرم در عشق‌ آباد سکونت دارد. من از طریق نامه از ‏


[[page 228]]

‏پدرم خبر می‌ گرفتم و او هم برای یافتن من به سفارت ایران نامه نوشت و از اتحاد جماهیر شوروی برایم پرسشنامه‌ای فرستاد و من با این پرسشنامه به شهربانی مراجعه کردم ولی آنها از سفر من به شوروی ممانعت به عمل آوردند چونکه خدمت سربازی‌ ام را نگذرانده بودم. در آن وقت بود که از طریق آستارا به باکو رفتم. در باکو برای مدت 3 ماه مرا معطّل کردند و سپس به نزد پدرم برگشتم ولی او به سردی مرا پذیرفت. او به سادگی از من می‌ خواست که از مادرم دست بردارم، من به او هیچ احتیاجی نداشتم و تا سال 1964 حتی نمی‌ دانستم که او کجاست؟‏

‏تاکنون من در عشق‌ آباد زندگی می‌ کنم. من اکنون می‌ خواهم به نزد مادر پیرم برگردم. من نمی‌ توانم برای اینکه اشتباه بزرگی مرتکب شدم و نزد پدرم برگشتم خود را ببخشم. از شما خواهشمندم به من کمک کنید که به وطنم و نزد مادر پیرم برگردم. من و مادرم در تمامی زندگی خود رنج کشیدیم و تنها شما می‌ توانید به ما کمک کنید.‏

‏از اینکه نامه‌ام را به زبان روسی نوشتم می‌ بخشید.‏

‎ ‎

‎ ‎

21

‎ ‎

‎ ‎

‎[[page 229]]‎

انتهای پیام /*