سوز آواز قناری

کد : 170793 | تاریخ : 22/03/1397

‏‏سوز آواز قناری‏

‏‏ (به مناسبت سالگشت رحلت اسوۀ تقوا و حرکت و جامع معانی برکت، شیخ الشیوخ سلسلۀ توحید و عشق، سیدالعرفا: حضرت امام خمینی نورالله مضجعه)‏

‏‏گر بهاری بود و ما سرو و صنوبر داشتیم‏

‏‏آن بهاران بود کز بالای دلبر داشتیم‏

‏‏یادباد آن عشق آتشناک ما، کز شعله اش‏

‏‏شوری آتشگون و توفانزاد در سر داشتیم‏

‏‏سالها هجران او در سینۀ ما خانه داشت‏

‏‏تا مگر روزی برآید، دیده بر در داشتیم‏

‏‏هرچه بود از شور و شیدایی به پایش ریختیم‏

‏‏دل بدو دادیم و چشم از غیر او برداشتیم‏

‏‏میفروش پیر ما را، باده بود از آفتاب‏

‏‏ما از آن هردم هزاران خم به ساغر داشتیم‏

‏‏کشتی ما را ز توفانِ بلا باکی نبود‏

‏‏نوح را با خویشتن همراه و رهبر داشتیم‏

‏‏لعل آتشگون چو با فرمان آتش می گشود‏

‏‏سوختن را ما سمندروار باور داشتیم‏

‏‏آرزوهامان در آن رخسار روشن می شکفت‏

‏‏ما و آن آیینه با هم انسِ دیگر داشتیم‏

‏‏آن دو چشم شیرگیر او کجا رفت، ای دریغ‏

‏‏کاندر آن صد بیشه مردی را، برابر داشتیم‏

‏‏چون شد آن برگشته مژگانی که ما از شوق او ‏

‏‏صدهزاران جان شیرین زیر خنجر داشتیم‏

‏‏سالها ما داغ را از لاله می آموختیم‏

‏‏کس چه می دانست ما داغی فراتر داشتیم‏

‏‏گفتم ای غمگین قناری سوز آوازت ز چیست؟ ‏

‏‏گفت ما هم شعرِ «گرمارودی» از بر داشتیم‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏                  علی موسوی گرمارودی‏

‏‎ ‎

‏‎ ‎

‏‎ ‎

‏‎ ‎

‏‎[[page 182]]‎

انتهای پیام /*