چقدر فاصله!

کد : 173768 | تاریخ : 20/08/1397

‏‏چقدر فاصله!‏

‏‏ ‏

‏tazeeni28‏

خبر شدند گمانم، که بی خبر رفتند‏

‏‏همیشه زود رسیدند... زودتر رفتند‏

‏‏قطارهای فشنگ آمدند پی در پی‏

‏‏مسافران همه در خویش شعله ور رفتند‏

‏

‏‏رسیده اند به مقصد، رسیده اند به خویش‏

‏‏رسیده اند... اگر آمدند اگر رفتند‏

‏

‏‏من آن زمان به خودم آمدم که رفت قطار‏

‏‏و در پی اش چه قَدَر چشم های تر رفتند‏

‏‏همیشه دیر رسیدم به ایستگاه طلوع‏

‏‏ستارگان شب پیش با سحر رفتند!‏

‏‏در آستانۀ تردید پا به پا کردم‏

‏‏تمام ثانیه هایم چنین هدر رفتند‏

‏‏[چه روزها که مرا خط زدند در تقویم!‏

‏‏چقدر حوصله از شعرهام سر رفتند!]‏

‏‏قطارهای رسیدن گذشته اند از من‏

‏‏منم و حسرت آنان که با سفر رفتند‏

‏‏ امیر اکبرزاده  از قم‏

‏‎ ‎

‏‎[[page 149]]‎

انتهای پیام /*