محمدجواد مرادی نیا

آقا سید مصطفی مجتهد کمره شهید تیر اشقیا و اشرار

کد : 173933 | تاریخ : 03/09/1397

آقا سیدمصطفی مجتهد کمره شهید تیر اشقیا و اشرار


 محمدجواد مرادی نیا


 


آقا مصطفی، معروف به مجتهد کمره، پدر امام خمینی، همردیف و هم دورۀ نسلی از علمای شیعه بود که در ربع اول قرن چهاردهم هجری (اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم میلادی) به روشنگری توده های استبدادزده و استعمارزدۀ مردم در بخشی از جغرافیای جهان اسلامی پرداخته زمینه جنبش های سیاسی اجتماعی را فراهم ساختند. در آن دوره حرکت های رهایی بخش در سرزمین هایی همچون مصر، عثمانی و ایران پدید آمد که جنبش تنباکو و انقلاب مشروطیت ایران از جمله مهمترین و تأثیرگذارترینشان محسوب می شود.


علمای نامدار و مجاهدی همچون آقا نجفی اصفهانی، ملامحمدباقر فشارکی اصفهانی، آخوند خراسانی، میرزای شیرازی، حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی، حاج شیخ عبدالله مازندرانی، میرزای نائینی و... خود در صف اول مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری قرار داشتند و ضمناً در مکتب خویش طلاب و روحانیونی پرورش دادند که نخستین انقلاب بزرگ ایران، یعنی مشروطه را رقم زدند.


آقا مصطفی مجتهد کمره، درس آموز مکتب تمامی آن علمای مجاهد بود، چه آن هنگام که در اصفهان طلبگی می کرد و چه زمانی که برای تکمیل معلومات خویش راهی عتبات عالیات شده، مقیم و مجاور مرقد مولای متقیان علی(ع) در نجف اشرف گردید. وی در 1311 ق در حالی که به درجه اجتهاد نائل شده بود به زادگاهش خمین برگشت تا به آنچه آموخته بود عمل کرده، از آن بهره برداری نماید. وی در این هنگام سی و سه بهار از عمرش را بیشتر پشت سر نگذاشته بود. آقا مصطفی از روزی که به خمین برگشت تا وقتی که به ضرب گلوله اشرار به شهادت رسید به مدت نه سال زعامت مردم منطقه کمره (که خمین مرکز آن بود) را بر عهده داشت و علاوه بر آن که مرجع دینی آنان محسوب می شد پناهگاه و پشتیبان مردم ظلم کشیده و پابرهنه نیز به حساب می آمد به گونه ای که خانه اش از معدود مکان های بست نشینی بود.


به تصریح آیت الله پسندیده، فرزند ارشد آقا مصطفی، حتی زندانیانی که گرفتار سیاهچال های حکام جور بودند نیز با وسیله و واسطه از ایشان استمداد می جستند و آقا مصطفی در تلاش برای آزادی شان از هیچ کمکی فروگذار نمی کرد. او درست به همین دلیل مغضوب حاکمان و خوانینی شد که هیچ منتقد و مخالفی را برنتافته و به کمتر از نابودی مخالفان رضایت نمی دادند.


آقا مصطفی که در اسناد و مدارک از او به «سرکار شریعتمدار، فخرالمجتهدین» و «سرکار شریعتمدار فیض  الآثار» نیز یاد شده سرانجام جان بر سر راهی که در پیش گرفته بود گذاشت و در صبح سردی از زمستان 1281 شمسی در حالی که 42 سال بیشتر نداشت به ضرب گلوله زورگویان و متجاوزان به شهادت رسید. او درست چهار سال پیش از آن که نتیجه مبارزات پراکنده و منسجم همفکرانش در قالب انقلاب مشروطه به ثمر بنشیند رخت از این جهان بربست و به درک آن پیروزی بزرگ نائل نشد؛ درست مانند نوه اش آقا مصطفی خمینی که یک سال پیش از پیروزی انقلابی که پدرش بنیان آن را گذاشت و خود نیز زحمات فراوانی در راه آن بر خود هموار کرده بود، دار فانی را وداع گفت و در 22 بهمن 1357 فروپاشی رژیم پهلوی را رؤیت نکرد. اگر هر دو می ماندند، اولی در انقلاب مشروطه و دومی در انقلاب اسلامی بی تردید توانمندی های قابل توجهی را از خود به نمایش می گذاشتند.


آنچه موجب نوشتن این سطور و یادکردی از آقا مصطفی مجتهد کمره (پدر امام خمینی) شد بازیابی سندی است که در خلال آن اشاره ای به نام او رفته است: وقفنامه ای به جا مانده از سال1321 قمری که حکایت از عهده دار بودن تولیت موقوفه ای در خمین به دست آقا مصطفی دارد و عریضه و احکامی که تکلیف موقوفه را پس از شهادت متولی آن روشن می سازد.


بر اساس این وقفنامه «سه سهم از آب و ملک قصبه خمین وسه دانگ از قریه لیلیان وقف بر نجف اشرف زاد الله شرفا می باشد»


آیت الله میرزا سید حسین قمی در حاشیه عریضه ای که درخواست تعیین متولی نموده ضمن اشاره به شهادت آقا مصطفی با تعبیر «اکنون که... مرحوم آقا سیدمصطفی به گلوله  اشقیاء و اشرار شهید شده اند» جانشین وی را نصب کرده است. آیت الله سید عبدالله بهبهانی، آیت الله شیخ فضل الله نوری و آیت الله سید علی اکبر تفرشی نیز بر این عریضه حاشیه زده و انتصاب جانشین آقا مصطفی در موقوفه مذکور را تأیید کرده اند.


متن حاشیۀ علمای مزبور به قرار زیر است.


آیت الله سید حسین قمی:


بسم الله الرحمن الرحیم


بلی از مرقومات علماء اعلام اصفهان ضاعف الله اقدارهم و فرامین سلاطین صفویه قدس الله اسرارهم مکشوف و معلوم شد که موقوفات مسطوره در متن، وقف بر نجف اشرف می باشد و چون متولی معین نداشته، تولیت آن را حکام شرع اصفهان، مرحوم مبرور جنت مکان آقا سید مصطفی طاب ثراه و جناب مستطاب عمدة العلماء الاعلام شریعتمدار آخوند ملا محمدجواد خمینی دام بقاه واگذار فرموده بودند و اکنون که عاشر صفر است من شهور سنه 1321 مرحوم آقا سید مصطفی به گلولۀ اشقیاء و اشرار شهید شده اند لذا جناب مستطاب عمدة العلماء الاصفیاء و صفوة السادات الاجله الاتقیا آقای آقا سید محمد کمره ای خمینی را در محل آن مرحوم نصب و به جناب شریعتمدار آخوند محمدجواد سلمه الله مضموم داشتم که ان شاء الله با رعایت کمال احتیاط کما هو المأمول من جنابهما دام علائهما انتفاعات املاک مسطوره را در مصارف مقررۀ خود مصروف دارند. حرره الاحقر حسین الرضوی القمی عفی الله عنه.


(محل مهر حضرت مستطاب، حجت الاسلام و المسلمین میرزا سید حسین قمی ادام الله)


 


 


 


آیت الله سیدعلی اکبر تفرشی:


بسم الله تعالی


بر حسب نوشتجات علماء عظام و فقهاء ذوی العز و الاحترام دارالسلطنۀ اصفهان سه سهم از مجری المیاء و اراضی قصبۀ خمین و سه دانگ از قریه لیلیان وقف است بر نجف اشرف علی ساکنها الاف التحیة و الثناء و از فرامین سلاطین صفویه رضوان مکان استظهار این مطلب می شود که موجب اطمینان داعی است بر وقفیت آنها از داعی جناب مستطاب عمدة العلماء آقا سید محمد سلمه الله تعالی با جناب مستطاب فخرالفقهاء آخوند ملا محمد جواد خمینی مأذون و مجاز نموده که رسیدگی به امور موقوفۀ مزبوره و خدا را حاضر و ناظر دانند. و کان تحریراً فی الخامس عشر من صفر الخیر 1321.


(محل خاتم مبارک حضرت حجت الاسلام آقای سید علی اکبر تفرشی)


 


آیت الله سیدعبدالله بهبهانی:


بمنه تعالی


از قراری که جناب مستطاب صفوة الفقهاء العظام ملاذالاسلام والمسلمین آقای آقا میرزا سیدحسین قمی دام مجده العالی مرقوم فرموده اند مطاع است. اصل وقفیت به آن مدارک ضمیمه واضح و نصب شرایع نصاب آقای آخوند ملا محمدجواد دام عمره صحیح و متبع است و چنانچه مرقوم فرمودند جناب شریعت مآب آقای سید محمد کمره ای سلمه الله هم ضمیمۀ منصوب هستند. حرره الجانی عبدالله الموسوی 25 رجب 1324.


(محل خاتم مبارک حضرت حجت الاسلام


آیت الله آقای آقا سیدعبدالله نورالله مضجعه)




آیت الله شیخ فضل الله نوری:


بسم الله الرحمن الرحیم


نوشتجات علمای اعلام اصفهان و غیره ملاحظه شد و کذالک فرامین سلاطین. وقفیت از مسلمات است و باید معمول داشت و تصدیق امور آن راجع به جناب مستطاب شریعتمدار عمدة العلماء الاعلام آقای آخوند ملا محمدجواد دام عزه و جناب مستطاب شریعتمدار آقای آقا سید محمد [کمره ای] سلم الله که انشاءالله با ملاحظه خاطر تصرف نمایند.


حَرَّره الاحقر فضل الله نوری. [تاریخ نامه خوانا نیست]



 


 


منبع: حضور، ش 60، ص 67.

انتهای پیام /*