گفتاری از سید حسن خمینی؛

رمز و راز عبادت؛ بخش چهارم: مراتب عبادت (2)

کد : 175199 | تاریخ : 25/02/1398

به نقل از پایگاه خبری جماران: 

تصفیه دل و دوری از ریا (2)

***

روز گذشته درباره «ریاکاری» به روایاتی اشاره کردیم و قبح و زشتی آنرا از روایت های متعدد مرور کردیم. امروز به چندین نکته در این باره اشاره می کنیم:

نکته اول آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله  ۴ علامت را به عنوان نشانه های ریاکاران معرفی می کنند: نخست این که وقتی کسی نزد آنها است بسیار در عبادت حریص هستند و بر آن اصرار دارند دوم اینکه وقتی تنها هستند نسبت به عبادت کردن تنبل می باشند سوم آنکه در هر کاری شیفته ستایش و تعریف هستند و چهارمین علامت آن است که در ظاهر سازی می کوشند.[1]

امیرالمومنین(ع) نیز به همین نکات اشاره می‌کند و علامت سوم و چهارم را چنین بیان می دارد که اگر ریاکار را در کاری ستایش کنید آن کار را بیشتر انجام می دهد و اگر چنین نکنید آن کار را کم انجام می دهد.[2]

چنان که از این مطلب قابل استفاده است، «ریاکاری» پیوند تام و تمام با «نظر مردم» دارد و در حقیقت عمل ریایی کاری است  که به خاطر مردم و برای جلب نظر مساعد آنها انجام می‌شود و به همین سبب با ستایش آنها زیادت می پذیرد  و وابسته به آن است که مردم از آن مطلع شوند.

حضرت امام در چهل حدیث با اشاره به همین علامت ریا ، همه ما را مخاطب قرار داده و می نویسند: «باطن ذات [انسان] میل دارد [که] عمل خود را به مردم ارائه دهد، [در حالیکه] خود[انسان]، غفلت از آن دارد. بلکه [چه بسا، نفس انسان]، معصیت را به صورت عبادت جلوه می دهد و خودنمایی را به شکل ترویج مذهب در می آورد. [ آیا تاکنون با خود اندیشیده اید که چرا، علیرغم اینکه انجام دادن] مستحبات در خلوات[ و به صورت مخفیانه] مستحب است، ...نفس [انسان] مایل است در علن [و در حضور جمع آن را] به جا آورد؟ [چرا آدمی] گریه از خوف [خدا]، در مجامع عمومی ... می کند، ولی در خلوات هر چه خود را فشار می دهد چشمش تر نمی شود! خوف خدا چه شد [که] در مجامع پیدا می شود؟ [چرا انسان] در شبهای قدر، آه و ناله و سوز و گداز در بین چند هزار جمعیت دارد، صد رکعت نماز و جوشن کبیر و صغیر و چند جزو قرآن مجید را می خواند، [و] خم به ابرویش نمی آید، [و] خستگی احساس نمی کند، ولی ده رکعت نماز در خلوت اگر بکند، کمرش خسته شده [و] حالش وفا نمی کند[؟] اگر انسان کارهایش محض رضای خدا یا برای جلب رحمت یا برای خوف از جهنم و شوق به بهشت است، چرا میل دارد [که] هر کاری [که]  می کند،  مردم مداحی او را بکنند؟ [چرا] گوشش به زبان مردم و دلش پیش آنهاست که ببیند [چه کسی] از او مدح می کند،[و چه کسی] می گوید:«آقا چه آدم مقدسِ مواظبِ به اوّل وقتی  [و] مراقب مستحبّاتی است! حاجی آقا چه آدم صحیح درستی است! در معاملات کذا و کذاست![؟]  اگر خدا منظور است [پس] این حب مفرط [و زیاد به اینکه مردم  از انسان تعریف کنند] چیست؟ اگر بهشت و جهنم، تو را به عمل وادار کرده است، این حبّ [به تعریف دیگران] چه می گوید؟»[3]

نکته مهمی که در این بحث وجود دارد و می‌تواند مقدمه نکته دوم ما شود آن است که در زمره علامات ریا گفته نشده است که «اگر مردم از آن خوششان نیاید یا اگر مردم آن را تخطئه کنند آدمی آن را کم انجام می دهد.» بلکه اشاره روایات به آن است که «اگر مردم کمتر ستایش کنند کمتر واقع می شود.»

 به عبارت دیگر آنچه در ریا اهمیت دارد، «ناخشنودی مردم» نیست بلکه «بی اطلاعی و یا تشویق کمتر» است. شاید جهت این مطلب آن است که اساساً ریا مربوط به گروه خاصی از اعمال است و در ارتباط با آن دسته از رفتار و کردار ما ، محقق می شود که در نگاه جامعه به عنوان «هنجار مثبت و عمل شایسته» شناخته می‌شوند. به عبارت دیگر کاری که مخاطبان، آن را  به عنوان «کار خوب» می شناسند و فاعل آن را «انسان خوب» بر می شمارند، می‌تواند به عنوان یک عمل ریایی انجام پذیرد و الا اگر کاری را جامعه نمی ستاید، آن عمل نمی تواند موضوع یک ریاکاری باشد.

همین مطلب یک نکته بسیار مهم را پیش روی ما می نشاند و یک مشکل را برای مومنین ایجاد می کند چراکه از یک سو «علنی کردن کار خوب» ترویج آن است و می تواند از مصادیق «تعظیم شعائر» باشد و لذا مستحب و پسندیده گردد چنانکه از امام صادق(ع) روایت شده است که اگر کسی نماز خود را با قرائت زیبا می خواند و امید آن دارد که به این وسیله دیگران را به نماز جذب کند، این کار ریا نیست.