پرتال امام خمینی(س): علی صارمیان*
امام گفت رهبر من آن طفل ۱۳ ساله است و حالا آن طفل ها ، آن فرهنگ را در لحظه تاریخی تاریخ شش هزار ساله معنا می کنند. مردم ما در حال رهبری ایران در تاریخ هستند. آن طفل های چند ساله که به خیابان آمده اند ، سانسور اول رسانه های بیگانه نشین هستند. آن طفل ها در حال نشان دادن خط ملی هستند. پدرانشان که می جنگندند ، از خلیج فارس تا مدیترانه را با عقل یک پیر زیر نگین خود دارند. اگر این ۹۳ میلیون نبود هم حتی اگر یک طفل ساکن ایران باشد ، ایران برنده است. مغول و اسکندر شکست خوردند. این یکی که زخم بر دست و گردن نمیتواند حتی مفری برای خروج از مشت گره کرده ایران ندارد. جنگ آمریکا و اسرائیل یک خوابزدگی پریشان دیوانه ای بی برنامه است که دستش به تکنولوژی در خواب پریشان اش تسلیح شده است. دست برتر خدا مدتها بود که پنهان بود. امروز مشت آن طفل های ۱۳ ساله است. اندکی صبر کنید. تشویق کنندگان عمر بن عبدود هست. نگرانی رسول خدا هست. اما این کشور در دست مشت ذو الفقار است. فتح نزدیک است۱۴ اسفند ۱۴۰۴
دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد
از کودکی این شعر در یادم بود که
دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد
به عنوان یک روزنامه نگار، حافظه تصویری ما پر از اراده است. پر از تصویر مردی که نشان داد پایان هر راه درست شهادت است. او همسن بسیاری بود که میتوانست وطن را در آسایشگاهی خلاصه کند. اما مردن برای یک انسان ایرانی وجه حماسی دارد. اگر رستم در بستر می مرد ، اگر حسین ع در سالخوردگی امام ذلیلی می شد ، اگر عباس میرزا به روس می گفت که من را شاه بعدی کنید ، اگر مصدق دست کودتاگران را می بوسید ، این یک روال ایرانی از سوی آخرین قدم یک فرهنگ می شد. اما مثل یک مرد ایستاده به شهادت لبخند زدن ، حسرت همه جوانمردان از زن و مرد است. این ایرانی بودن ماست در سایه مردی که زانو نزد و پرچم را به به جایی برد که هیچ طوفانی آن را پاره نکند. این پرچم ایران است. ببینید. ببینید.
* روزنامه نگار