پرتال امام خمینی(س):یادداشت/ هادی حکیمیان
بی شک هنگامه جنگ و هجوم دشمن زمان مناسبی برای گله گذاری و شکایت نیست. پس این نوشتار را به حساب تذکر و یادآوری بگذاریدکه در آیین مسلمانی هیچ گاه بستن این دو باب را شایسته نمی دانند. و اما سوال؟ چرا کودک کُشی نمایندگان تمدن غرب مسیحی نه برای همه که برای اکثریت مان عجیب و یا لااقل غیرمنتظره جلوه می کند؟! جواب کوتاه است؛ چون که تاریخ نمی خوانیم و اگر می خوانیم کم و سرسری می خوانیم.
قطعا و حتما این همه وقت و انرژی که در یک دهه گذشته با پخش سریال جومونگ و برنامه هایی از این دست صرف معرفی و تبلیغ تاریخ جعلی و قهرمان های نبوده و نداشته کشوری کوچک در شرق دور کرده ایم، هرگاه یک دهم آن را برای معرفی و شناساندن تاریخ خودمان هزینه می کردیم امروز ماجرای آدم خورهای جزیره اپستین در غرب مسیحی داستانی عجیب و غیرمنتظره نبود. غربِ امروز خود را میراث دار یونان و روم باستان می داند و به آن فخرها می فروشد و اغلب منت هم بر سر دیگر اقوام می گذارد بابت آن.
متاسفانه ما تاریخ تمدن یونان و روم باستان را هم از زبان و قلم نمایندگان همین قوم خوانده و بی چون و چرا پذیرفته ایم. مشکل اینجاست که اکثر اوقات پشت کردن به میراث علمی و فرهنگی خود و در عوض مقهور و مرعوب نوشته های نمایندگان غرب شدن را حُسن و امتیاز به حساب آورده ایم. غربی ها هیچ گاه دوستدار علم و دانش و فرهنگ و هنر و انسانیت نبوده اند نه الان و نه قرن ها پیش. نسل کُشی، کودک کُشی و تجاوز به زنان و دختران همواره عریان ترین حقایق تاریخ تمدن بی رحم و غیرانسانی غرب مسیحی بوده و از قرن ها پیش با بزرگ کردن نام هایی به عنوان فیلسوف، دانشمند و یا مصلح اجتماعی دیگران را فریفته اند.
ابو ابراهیم اسماعیل بن محمد مستملی بخاری در اثر معروف خود «شرح التعرف» اشاره ای کوتاه دارد به چهره کریه غرب مسیحی در قرن چهارم هجری؛ «یکی از درویشان چنین گوید که آن سال که رومیان طرسوس بگرفتند، ما با پیری به طرسوس بودیم. از شهر بیرون آمدیم، به بالایی برآمدیم و نظاره می کردیم. رومیان به شهر درآمدند و آتش به مزگت آدینه در زدند.
زنان را گیسو گرفته می آوردند و گهواره ها با کودکان مسلمانان در آتش می انداختند. پیر را گفتم: ای شیخ،این در کدام دیوان نویسم؟! گفت در دیوان لاابالی. و معنی سخن این است که آن کس که در اوّل «هولاء فی الجنه و لاابالی و هولاء فی النار و لا ابالی» گفت، از این چه باک دارد.»
این داستانک یا به قول خود غربی ها مینی مال که از قضا به شدت هم مستند است و هم تصویری تنها یک نمونه است از خوی حیوانی نمایندگان این تمدن شرّ و وحشی که از قضا توسط صلیبیون و سربازان امپراطوری بیزانس یعنی یکی از پرافتخارترین دوره های تاریخ غرب مسیحی رقم خورده. غرب سالها است که دنیا را فریفته، نمایندگان این تمدن وحشی اگر هم به علوم و دانش هایی دست یازیده اند بی شک همه آنها شاخه هایی بوده اند از دانش های شر و شیطانی که فقط به گاهِ کشتار زنان و کودکان بی گناه به کارشان می آید.
هرگاه این همه مرعوب سمفونی بد آهنگ دموکراسی و حقوق بشر دروغین غربی ها نمی شدیم، بارها و بارها و به کرّات ناله جانکاه دخترکان دانش آموز مدرسه شجره طیبه میناب را از میان سطور خاک گرفته و فراموش شده تاریخ خود شنیده بودیم.
غرب امروز همان غرب ایستاده بر شانه های آدم کشان تمدن های یونان و روم غربی و بیزانس است.بزرگترین فیلسوفان تمدن غرب وحشی دیگر اقوام را وحشی و بربر دانسته و آنها را در زمره بردگان طبقه بندی می کردند. غرب امروز با استناد به کتاب های خودشان برآمده از فرهنگ آدم خواری وایکینگ ها،هون های سفید و قبایل وحشی ژرمن است. پس یک گرگ درنده پس از رسیدن به بلوغ و در سن بزرگسالی آدم خوار نمی شود. بلکه از همان بدو تولد آدم خوار بوده. اینها از عهد باستان تا قرون میانه به همین خوی وحشی گری بوده اند. رنسانس، عصر روشنگری، انقلاب صنعتی و عصر انقلابات علمی و اجتماعی همه نام های زیبا و دهن پرکنی است برای گیج و سر درگم ساختن و در نهایت مرعوب کردن مردمان دنیا.
مظلومیت کودکان مدرسه شجره طیبه میناب را اسماعیل مستملی بخاری فقیه بزرگی از سرزمین ایران بزرگ هزار و اندی سال است که در میان سطور غبار آلوده صفحات تاریخ فریاد می زند. صلیبیون آدم کش و سربازان رومی قرن ها است که در کتاب های تاریخی ما عربده های مستانه می کشند؛ بی محابا به این سو و آن سو می دوند، قرآن ها را لگدمالِ سُمِ ستورانشان می کنند و آتش به مسجد آدینه می زنند، گیسوان زنان و دختران مسلمان را گرفته و به غیظ از خانه ها بیرون می کشند. گهواره کودکان مسلمان در میان تلی از آتش می سوزد و می سوزد.
دریغا و درد فراوان که ما همه این سالها مرعوب اُسکار و نوبل و پولیتزر بوده ایم و یا سرگرم بیانیه های سازمان ملل و شورای امنیت شان. نمایندگان غرب وحشی هیچ گاه تغییر رویه نداده اند. آنها قرن ها است که به همین سیاق بر ما می تازند. آدم خواری و کودک کشی و وحشی گری و هدم و نابودی اسلام هدف غایی و اوج تمناهای آنها است.
خودمان را گول نزنیم، بخش عمده این جنگ یک جنگ مذهبی است. نفت و سلطه بر خلیج فارس و تنگه هرمز تنها بخش کوچکی از آن است. هجوم نمایندگان تمدن غرب وحشی ادامه کشتاری است که صلیبیون و سربازان امپراطوری بیزانس از قرن ها پیش به نیت هدم و نابودی اسلام آغاز کرده اند. خواهش و تمنّایی نیست اِلّا اینکه تاریخ بخوانیم ولو در هنگامه جنگ.