پرتال امام خمینی (س): سید جلال ساداتیان، فعال سیاسی و از چهرههای نزدیک به رویداد های ابتدای انقلاب و از جانبازان حادثه هفتم تیر 1360، در گفتوگو با پرتال امام خمینی، فضای سیاسی روزهای منتهی به حادثه هفتم تیر را تشریح کرد. او با استناد به تعبیر امام خمینی که فرمودند «بهشتی مظلوم بود» و «یک ملت بود برای ملت ما»، تأکید کرد شهید بهشتی پیش از ترور فیزیکی، آماج ترور شخصیت قرار گرفت و امروز نیز همان الگوی تخریب علیه چهرههای خدوم نظام تکرار میشود.
مصاحبه پرتال امام خمینی با آقای سید جلال ساداتیان دیپلمات و فعال سیاسی
برگردیم به زمان حادثه تلخ هفتم تیر که برای کشورمان اتفاق افتاد؛ زمانی که فضای سیاسی پرتنشی داشتیم و همه میدانیم برخورد گروهکها با شهید بهشتی، دیدگاه حاکمیت و مردم چگونه بود. توصیفی از آن دوران برایمان داشته باشید.
من به فرمایش امام پس از آن حادثه استناد میکنم که فرمودند «بهشتی مظلوم بود». تعبیر دیگری هم دارند که «ایشان یک ملت بود برای ملت ما». واقعیت همین است که ایشان مظلوم بود و مظلومانه شهید شد، چون فضای مسمومی علیه ایشان ایجاد کرده بودند. کمابیش امروز هم میبینیم که عدهای، البته به شکلی دیگر، همان رفتارها را دارند. آن روز منافقین و مخالفین علیه ایشان بودند؛ کسی که پای همه قضایا ایستاده بود و از انقلاب اسلامی، ارزشهای انقلاب، نظرات و حتی فتاوای مربوط به موضوعات و حوادثی که اتفاق میافتاد دفاع میکرد. ایشان در قالب حزب جمهوری اسلامی، ساختارهای نظام را استحکام میبخشید تا در برابر مخالفتها سدی وجود داشته باشد. واقعاً همهجانبه حواسش به همه ابعاد انقلاب اسلامی بود.
شهید بهشتی هم از نظر فیزیکی، هم از نظر تشکیلاتی و ساختاری از انقلاب و نظام مراقبت میکرد و هم به لحاظ ارزشی و تفکری بسیار مراقب بود. بخشی از این نکات در قالب قانون اساسی نمود پیدا کرد؛ همه شاهد بودند که ایشان آنجا چگونه بسیاری از نکات ظریف را با دقت پیگیری میکرد. مثال میزنم: برخی معتقد بودند میتوان مختصر شکنجهای انجام داد تا فردی را که خلافی مرتکب شده به اقرار وادار کرد، اما ایشان میگفت اگر چنین کاری بشود، آینده این انقلاب و نظام و ارزشهایش به خطر میافتد. درباره آزادی اعتراض هم به این اصول توجه داشت. خلاصه میکنم و نمیخواهم وارد جزئیات بشوم؛ این تفکرات را میبینید که در قالب قانون اساسی وارد میشود و بسیاری از اصول قانون اساسی بیشتر حاصل توجه و دقت ایشان است.
برای نسل جدید که کمتر به افکار و عقایدش آشنایی دارند می توان تشریح کرد که شهید بهشتی اهل گفتگو و تعامل و مناظره بودند؛ تایید می فرمایید؟
بله ایشان مناظراتی که انجام میداد و تفکراتی که آن موقع بهعنوان مخالف انقلاب و نظام مطرح میشد، بهراحتی تحمل میکرد. مینشست و با آنان گفتوگو میکرد تا این ارزش را جا بیندازد که شنیدن و مذاکرهکردن خطری ندارد؛ چون انقلاب و نظام و اسلام استدلال و منطق دارند و ما بر اساس منطق با دیگران گفتوگو میکنیم. این کارها همه انرژی، توجه و حواسجمعی میخواست. چه تعداد از ما در آن وضعیت بودند که اینگونه پای انقلاب و نظام و ارزشهایش بایستند؟ از همین جهت است که امام اینگونه از ایشان توصیف میکند: «بهشتی یک ملت بود برای ملت ما».
در عین حال، وقتی فردی با چنین ارزشهایی از انقلاب و نظام دفاع میکند، طبیعتاً دشمنان قسمخورده با تمام وجود درصدد ترور شخصیتی او برمیآیند؛ مثلاً اینکه سرمایهدار است یا علاقهمند به آمریکاست، در حالی که خود ایشان توجه داشت که باید با آمریکا هم مذاکره و گفتوگو کرد. افرادی از سفارت آمریکا با ایشان ارتباط و رفتوآمد داشتند تا توطئهها و مسائلی که پیش میآمد خنثی شود. سپس حادثه اشغال لانه جاسوسی پیش آمد. حوادثی که آن موقع اتفاق میافتاد، بخشی پیشگیرانه و بخشی ترمیمی بود؛ جداکردن صف ارزشمند داخلی از صف مخالفان داخلی و خارجی.
مدیریت شهید بهشتی در چه نهاد و قالبی عینیت پیدا می کرد؟
شهید بهشتی انصافاً با مدیریت، توجه، ذهنیت، آشنایی و آگاهیهایی که داشت، در آن مقطع زمانی بینظیر بود. این نقشها را در قالب شورای انقلاب، حزب جمهوری اسلامی و در مقام رئیس قوه قضاییه، در قامت یک انقلابی آگاه ایفا میکرد. طبیعتاً همانطور که اشاره کردید، ابتدا درصدد ترور شخصیتی و سپس ترور فیزیکی ایشان بودند که ماجرای هفتم تیر پیش آمد. ایشان به همراه کادری به شهادت رسید که بسیاری از آنان قبل از پیروزی انقلاب در قالب ارتباطات تشکیلاتی با شهید بهشتی بالنده و رشد کرده بودند، مسئولیت پذیرفتند و با وجود مهلت کوتاهی که از انقلاب میگذشت، در شکلدادن به حوادث و نظام اسلامی بسیار مؤثر و کمککننده بودند.
آن فضا همه ضد شخصیت ایشان شکل گرفت و آن ضربه غیرقابل جبران را وارد کردند. بعد امام سعی کردند فضا را آرام کنند. بسیاری از مردم و حتی دوستانی که فریب آن شرایط را خورده بودند، برگشتند، اظهار تأسف کردند، گریه و زاری کردند و سعی کردند جبران کنند؛ هرچند دیگر شهید بهشتی را در میان خودمان نداشتیم.
اکنون این مسائل جدیدی که در کشور ایجاد شده، بهخاطر اتهاماتی است که درباره مسئله مذاکره مطرح میکنند. میتوان گفت سمپاشیهایی ایجاد شده و متأسفانه افراد خدوم را زیر سؤال میبرند؛ و بعد از مدتی که خداینکرده این افراد در صحنه نباشند، پشیمانی به بار میآورد. باید هشدار داد و حواسها را جمع کرد تا این قضایا تکرار نشود؛ برای انقلاب و نظام و آینده این کشور، این حوادث تأسفبار را نباید تکرار کرد.
از صحبتهای شما و مطالعاتی که خودم داشتم متوجه شدم شهید بهشتی واقعاً یک ستون برای انقلاب ما بودند و فقدان ایشان و همکارانشان، که خادم انقلاب بودند و کشور را به مسیر درست پیش میبردند، از نظر سیاسی تأثیر بسیار زیادی داشت. از نظر شما امام خمینی بهعنوان رهبر جامعه، در آن برهه زمانی چگونه توانستند فقدان مسئولان را مدیریت کنند و این نقش ایشان چقدر کارساز و مؤثر بود؟
نقش حضرت امام رهبری بیبدیلی است. ایشان ابتدا در بسیج مردم، متشکلکردن آنان و شکلدادن به انقلاب اسلامی نقش اساسی و راهبردی داشت. ریشه این حوادث به خرداد ۴۲ برمیگردد؛ امام از آنجا یک سلسله مخالفتها را آغاز کرد و سپس به تبعید فرستاده شد. در تبعید هم ارتباطات و نقش خود را حفظ کرد. شاگردانی مانند خود شهید بهشتی، شهید مطهری و امثال آنان در داخل کشور به روشنگری مشغول بودند. بعد هم آن بسیج عمومی را میبینیم که چگونه مردم یکپارچه ـ یعنی اکثریتی که متشکل شدند ـ انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را شکل دادند.
رهبری امام، رهبریِ هدایت جامعه و بسیج مردم بود. آن موقع مردم به روحانیت اعتماد داشتند و در سایه این اعتماد، تشکلهای روحانی و مذهبی توانستند در سرتاسر کشور کمک کنند. شهدای محراب را ببینید که هر کدام در گوشهای نقشآفرین بودند: شهید مدنی در آذربایجان، شهید دستغیب در شیراز، شهید در کرمانشاه، آقای اشرفی اصفهانی و دیگران. هر کدام در گوشهای ایفای نقش کردند، مؤثر واقع شدند و انقلاب اسلامی به نتیجه رسید. اینها نتیجه نقشی است که امام در موضع رهبری و هدایت نظام داشت. میتوان گفت اینها مکمل یکدیگرند و در عرض همدیگر، هر کدام نقش خود را ایفا کردند تا این پدیده قرن شکل بگیرد و نظام و انقلاب اسلامی به همین شکلی که امروز نتایجش را شاهدیم، به ثمر برسد. نقش امام، نقش رهبری بیبدیلی است که انقلاب اسلامی و نظام اسلامی با نام او شناخته شده است.
آیا سخن یا واکنش خاصی از امام درباره شهید بهشتی در ذهنتان مانده است که برایمان روایت کنید؟
حضرت امام مظلومیت شهید بهشتی را بهگونهای مطرح کرد که احساسات مردم را برانگیخت. حتماً تصاویر مختلفی را دیدهاید که بعد از آن چگونه مردم بر سر و سینه میزدند و ابراز تأسف میکردند که شهید بهشتی رفته است. میتوان گفت یک انقلاب در انقلاب شکل گرفت. اینها را میتوان به حساب همان جمله امام گذاشت که هم نقش شهید بهشتی را مطرح کرد ـ «ایشان یک امت بود برای امت ما، یک ملت بود برای ملت ما» ـ و هم مظلومیت او را.
نکته دیگر اینکه ایشان علیرغم همه خصومتها و تخریبها، کمتر وقت خود را صرف پاسخگویی به اتهامات میکرد و بیشتر حواسش جمعِ پیشبردِ انقلاب و نظام بود تا اینکه بخواهد از خود دفاع کند. اتهاماتی که به ایشان میزدند، مثل سرمایهدار بودن، دروغ بود؛ شما ببینید منزل ایشان که الان موزه شهید بهشتی است، خانهای بسیار معمولی بوده است. اما آن موقع فضایی درست کرده بودند که ایشان سرمایهدار است و زندگی آنچنانی دارد. امام در دو جمله همه اینها را خنثی کرد: «ایشان یک ملت بود برای ملت ما» ـ یعنی نقش مؤثر ایشان ـ و «بهشتی مظلوم بود، مظلوم زندگی کرد و مظلومانه هم به شهادت رسید».
شما هم در فضای سیاسی بودید و هم آن دوران را از نزدیک درک کردید. عموماً گفته میشود تاریخ تکرار میشود؛ ما الان با وضعیتی مشابه و شاید بسیار سختتر، در جنگ اخیر عزیزانی از جمله رهبر شهید و مسئولانمان را از دست دادیم. از نظر شما امام بهعنوان معمار انقلاب، چگونه این انقلاب را پایهریزی کرد که ما توانستیم این بحران بزرگ را تا حدی کنترل کنیم؟
شخصیتهایی که ساخته شدند، بر اساس ارزشهای اسلامی عمل کردند. نمیخواهم وارد بحث فنی ایدئولوژیک و اعتقادی بشوم، اما بخشی از ارزشها، ارزشهای پایدارند و بخشی متناسب با شرایط اجتماعیاند ـ همان که مولا علی (علیهالسلام) میفرماید انسان فرزند زمان خویشتن است. اما آن ارزشهای اساسی و اخلاقی و پایهای، به نظرم اگر بر این مسیر سیر کنیم، میتواند نگهدارنده انقلاب و نظام باشد.
امروز اینکه دائماً گفته میشود تقوای الهی را رعایت کنید، یعنی بفهمید این حرف و اتهامی که میزنید واقعاً مبنای اخلاقی دارد یا نه. چرا اینهمه گفته میشود غیبت نکنیم؟ آنجا که واقعاً کسی ارزشهای حاکمیتی را از بین میبرد و سوءاستفاده میکند، طبیعی است که باید افشاگری شود، اما شیوه افشاگری مهم است. در زمان شهید بهشتی هنوز نظام آنچنان قوام پیدا نکرده بود؛ امروز که قوام پیدا کرده و همه نهادها مستقرند، اگر حرفی، پیشنهادی یا مطلبی دارید، از طریق همین نهادها بروید و حرفتان را بزنید.
اما کسانی که میآیند فضا درست میکنند و تهدید میکنند ـ مثل آن مداحی که میآید تهدید میکند که رئیسجمهور را میکشم هیچکدام در مسیر انقلاب و نظام و ارزشهای اسلامی نیستند، قابل پذیرش نیستند و نمیتوانند موجب قوام و ادامه انقلاب و نظام باشند؛ چون عامل ایجادکننده باید همان عامل بقادهنده باشد. این نوع رفتارها، رفتارهای بیاخلاقانه و سخنانی که هیچ دینی آن را توجیه نمیکند، در چارچوب ادعاهایی که این افراد درباره دفاع از انقلاب و نظام مطرح میکنند نمیگنجد. اما مردم بزرگوار و دفاع جانانه نیروهای مسلح نشان داد که خیابان چگونه نگه داشته شد؛ بسیاری فریب این حرفها و شعارها را نخوردند.
توصیه شما به نسل جوانی که حادثه دیماه را دیدند که به جنگ منجر و حالا نشسته و تحلیل میکند، چیست؟ بهعنوان بزرگتری که این فضای سیاسی و دوران امام و شهید بهشتی را دیده، چه توصیهای دارید که این نسل بهترین انتخاب را بکند و اسیر فضای رسانه نباشد؟
جوانان اگر قدرت تحلیل و مطالعه خود را بالا ببرند، کمتر فریب میخورند. نمیخواهم بگویم صرفاً از طریق تحلیل میتوانند همهچیز را تشخیص دهند، اما افزایش قدرت تحلیل، شناخت تاریخی درست، مطالعه و اینکه فقط به یک بُعد رسانهای اکتفا نکنند، میتواند حافظ آنان باشد. حرف دیگری که اسلام بر آن بسیار تأکید دارد این است که درون و فطرت واقعی خود را تقویت کنند؛ یعنی به فطرت بازگردند. آنچه را بر خود نمیپسندند بر دیگران نپسندند و آنچه را بر خود میپسندند برای دیگران هم بپسندند. اگر با این معیار جلو بروند، من مطمئنم اکثریت قریب به اتفاقشان از این تبلیغات مسموم مصون میمانند.
در خاتمه گفتگو اگر سخن ناگفته ای دارید بیان بفرمایید هر چند تشریح شخصیت، منویات و خدمات شهید بهشتی برای جوانان و نوجوانان نیازمند بررسی های عمیق تر و دقیق تر است...
دعا کنید و من هم دعا میکنم که خداوند این انقلاب و نظام را از شر دشمنان بیرونی و درونی حفظ کند؛ بهویژه اسرائیل که با رسانههای عجیبوغریب و هزینهها و تبلیغاتی که میکند، فضای جامعه را نسبت به آینده مسموم میکند. باید به فکر این مردم بود؛ حدود نود میلیون جمعیتی که داریم و بسیاری در اقصی نقاط این کشور از گروهها، هویتها، زبانها و شغلهای مختلف زندگی میکنند و وحدت، استقلال و تمدن این کشور را حفظ کردهاند. ما، نسل ما، نسل بعدی و فرزندان ما هم انشاءالله بتوانند تقویتکننده این فضا و این آینده باشند. بحمدالله جوانان خوب و باهوشی داریم؛ امیدوارم در این مسیر حرکت کنند.