پرتال امام خمینی(س): امام خمینی (س) شخصیتی ذوابعاد داشتند؛ فقیه، اصولی، مفسر، فیلسوف و سیاستمدار. اما در این میان، بُعد «عرفانی» ایشان اعم از عرفان نظری و عملی، در سایه دیگر ابعاد و دستاوردهای سیاسی و اجتماعی، کمتر کاویده شده است. پرتال امام خمینی (س) در ایام سوگواری سید و سالار شهیدان، در نشستی تخصصی با حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیدحسین ابراهیمیان، به واکاوی دقیق آثار، مبانی و منازل عرفانی در منظومه فکری حضرت امام پرداخته است.
غربت عرفان؛ بُعد ناشناختهی وجودی امام
س: ضمن تشکر از جنابعالی در ابتدا در باره ابعاد علمی حضرت امام گفتگو را شروع کنید:
ج: با عرض سلام، ارادت و تحیت خدمت بینندگان عزیز و ارجمند و با تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام). امام خمینی، هم یک فقیه بود، هم یک اصولی، هم مفسر قرآن، هم فیلسوف، هم متکلم و هم یک عارف. اما متأسفانه ابعاد و زوایای عرفانی امام خمینی، چه عرفان نظری و چه عرفان عملی ایشان، در هالهای از ابهام، غربت و گمگشتگی قرار دارد. جنبههای دیگر امام تبیین شده، کنگرهها برگزار شده، کتابها و مقالات فراوانی درباره جنبههای فقهی، اصولی، فلسفی، اخلاقی یا سیاسی و اجتماعی ایشان نوشته شده است؛ اما جنبههای عرفانی امام خمینی بسیار کم مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است؛ با اینکه از مهمترین ابعاد وجودی امام، همین بُعد عرفانی ایشان است.
س: لطفا در باره منظومه مکتوبات و ده اثر ماندگار عرفانی حضرت امام نظرتان را بفرمایید.
ج: اگر بخواهیم اشارهای به آثار عرفانی حضرت امام داشته باشم، باید عرض کنم که ایشان مجموعاً ده اثر عرفانی دارند که به دو دسته تقسیم میشوند: آثار عربی و آثاری که به زبان فارسی نوشتهاند. مهمترین آثار عربی ایشان کتاب «مصباحالهدایه»، «سرّ الصلاة» و «آداب الصلاة» است. آثار فارسی عرفانی امام نیز عبارتند از: «شرح دعای سحر»، کتاب «اربعین» (که شرح چهل حدیث است)، کتاب «پرواز به سوی ملکوت» (در دو جلد)، «جهاد اکبر»، «شرح حدیث جنود عقل و جهل»، «دیوان شعر» (که عرفان منظوم امام است) و کتاب «کشفالاسرار». مجموعاً این ده اثر از آثار عرفانی امام خمینی، بسیار ارزشمند و گرانقدر هستند.
این آثار امام نیز به دو دسته تقسیم میشوند: عرفان نظری و عرفان عملی امام
س: عرفان نظری حضرت امام و عبور از سطح عالم به باطن هستی را چگونه تفسیر می فرمایید؟
ج: برای پاسخ به این سوال ابتدا باید عرفان نظری و عرفان عملی را از منظر ایشان تعریف کنم. اگر در یک جمله بخواهیم عرفان نظری را از منظر امام تعریف کنیم، عبارت است از: «وصول به حقیقت هستی و باطن عالم از طریق مشاهدات باطنی و کشف و شهود درونی»
این جامعترین و کاملترین تعریفی است که امام خمینی از عرفان نظری به عمل آوردهاند. برای توضیح این مطلب باید عرض کنم که امام خمینی میفرمایند خداوند متعال سه ابزار شناخت به ما عنایت کرده است:
۱. حواس پنجگانه: که ما با این حواس به محسوسات عالم پی میبریم.
۲. عقل: که به معقولات این عالم پی میبریم.
۳. قلب: که با آن به مشهودات عالم پی میبریم.
یعنی این عالم یک محسوساتی دارد که قابل ادراک حسی است؛ یک معقولاتی دارد که حس از درک آنها عاجز و ناتوان است و عقل باید به آنها پی ببرد؛ و فوق محسوسات و معقولات، مشهوداتی در این عالم وجود دارد که حقیقت هستی و باطن عالم را تشکیل میدهد و ادراک آنها نیازمند ابزار سومی به نام «قلب» است.
حضرت امام (س) میفرمایند مراد از قلب، این تکهگوشت صنوبریشکلی که در سمت چپ سینه ما قرار دارد، نیست. این صرفاً یک ابزار است. وقتی میگوییم «قلب»، یعنی کانون کشف و شهود، کانون مشاهدات باطنی و مرکز دریافتهای شهودی. همانطور که مغزِ درون جمجمه ابزار عقل است و نمیتوانیم بگوییم عقل همان مغز است، این گوشت صنوبریشکل نیز ابزار آن کشف و شهود باطنی است.
دانشمندان علوم تجربی با ابزار حس به سراغ عالم میروند، فلاسفه با ابزار عقل به سراغ عالم میروند و آن را میشناسند؛ اما عرفا به کمک قلب، مشاهدات باطنی و کشف و شهود درونی به سراغ حقیقت هستی و باطن عالم میروند. پس کار عارف چیست؟ عارف از سطح و ظاهر پدیدههای این عالم عبور میکند، به درون و باطن آنها راه مییابد و حقیقت هستی را مشاهده و کشف میکند. به این فرآیند «عرفان نظری» میگویند.
عرفان عملی و پنج اصل بنیادین سیر و سلوک
اما عرفان عملی چیست؟ اگر بخواهیم در یک جمله آن را تعریف کنیم، امام میفرمایند عرفان عملی یعنی: «پیمودن منازل سلوک برای دریافت حالات متناسب با آن منازل، زیر نظر یک استاد راهنما، پیر طریقت و خضر راه».
س: مصداق این مصرع است که: طی این مرحله بی همرهی خضر مکن...
ج: بله؛ عرفا دو دستهاند: گروهی فقط عرفان نظری خواندهاند و آثارشان صرفاً در این حوزه است؛ گروهی دیگر فقط عرفان عملی را دنبال کردهاند. اما عرفای ممتاز و برجسته مانند امام خمینی، هم در عرفان نظری به اوج شکوفایی، تخصص و نظریهپردازی رسیدند و هم در عرفان عملی. لذا آثار ایشان نیز به همین دو دسته تقسیم میشود. مثلاً کتاب «جهاد اکبر» یا «اربعین» یک دوره عرفان عملی است؛ اما «مصباحالهدایه»، «شرح جنود عقل و جهل» یا «کشفالاسرار»، عرفان نظری است.
عرفان عملی امام خمینی بسیار کم مورد بحث قرار گرفته است. من در طول این چند دهه که همایشها، میزگردها و کرسیهای نقد و نظر درباره جنبه عرفانی امام برگزار شده، دیدهام که بیشتر به عرفان نظری ایشان پرداخته میشود. کمتر بررسی شده است که امام برای پیمودن منازل عرفانی زیر نظر یک راهنما، برای دریافت آن حالات و مقامات، چه فرمودند و خود به کجاها رسیدند. لذا تکیه من امروز بیشتر بر همین عرفان عملی است.
س: اصول اساسی امام خمینی در عرفان عملی را در چه مواردی می توان خلاصه کرد؟
ج: اساسا اصول امام خمینی در عرفان عملی را می توان در پنج اصل کلی خلاصه کرد. اصل اول (مبدأ حرکت): نقطه آغاز یک عارف است که از منزلی به نام منزل «یقظه» (تنبه، بیداری و بیرون آمدن از غفلت و نسیان) شروع میشود.
اصل دوم (مقصد حرکت): مقصد عارف، منزلی است به نام «فنا فیالله و بقا بالله». عارف باید حرکت خود را با چلهنشینی از مبدأ شروع کند تا به مقصد برسد.
اصل سوم (منازل دهگانه): منازل میان مبدأ تا مقصد است. امام ده منزل را تعریف کردهاند که عارف باید زیر نظر یک پیر مراد و خضر راه، این منازل را یکی پس از دیگری با چلهنشینیها بپیماید تا به حقیقت عرفان عملی دست پیدا کند.
اصل چهارم (حالات و مقامات): امام میفرمایند عارف در عرفان عملی، هر منزلی از این منازل دهگانه را که طی میکند، حالت و مقامی به او داده میشود که ما انسانهای عادی از آن بیخبر و بیگانهایم. مثلاً با پیمودن منزل اول، اولین مقامی که نصیب عارف میشود، «موت اختیاری» است؛ یعنی عارف میتواند هر وقت اراده کرد، روح خود را از بدن خلع کند، به سیر و سفر بپردازد و سپس روح دوباره به جسم بازگردد.
همانطور که میدانید، از نظر امام خمینی ما انسانها یک روح با دو بدن داریم: یک بدن مادی دنیوی و یک بدن برزخی (یا جسم لطیف نورانی، که فلاسفه به آن جسم مثالی میگویند). فرق ما با عرفا در این است که روح ما در این بدن مادی زندگی میکند تا زمانی که بمیریم و وارد قالب بدن برزخی شویم و تا قیامت در آن حالت بمانیم. در قیامت، معاد هم روحانی است هم جسمانی و روح مجدداً به همین بدن مادی بازمیگردد. اما عارفِ صاحب موت اختیاری، هر وقت اراده کند میتواند موقتاً روح خود را از بدن مادی خارج کرده، در کالبد بدن برزخی قرار دهد و به طیالارض بپردازد.
حتماً درباره مرحوم آیتاللهالعظمی کوهستانی شنیدهاید که اغلب نماز صبح خود را در مقام ابراهیم کنار خانه کعبه به جا میآوردند؛ یعنی روح ایشان با طیالارض به سفر میپرداخت و دوباره به جسم مادی برمیگشت. من در کوهستان بهشهر خدمت پسر ایشان رسیدم و پرسیدم: «آقا، معروف است که پدر شما مقام موت اختیاری داشتند، آیا این صحت دارد؟» ایشان پاسخ داد: «یک روز که پدرم در همین مکان نشسته بود، همین سؤال را از ایشان پرسیدم. لبخندی زدند و گفتند: پسرجان، اینکه چیزی نیست؛ این مقام در همان اولین منزل از منازل دهگانه سیر و سلوک به عارف داده میشود.» حالا با پیمودن منازل دیگر، چه چیزهایی به عارف داده میشود، خدا میداند. مثلاً یکی از آنها مقام «تصرف در عالم و آدم» است که عارف به اذنالله میتواند درخت خشکیدهای را سبز کند یا هر نوع تصرفی داشته باشد.
اصل پنجم (استاد): امام میفرمایند مهمترین اصل در سیر و سلوک، انتخاب استاد است. بدون استاد نمیتوان این منازل را طی کرد. استاد است که انسان را گامبهگام با چلهنشینیها پیش میبرد.
همانگون که گفتید: طی این مرحله بیهمرهی خضر مکن ... ظلمات است بترس از خطر گمراهی
جناب خواجه شیراز میگوید حتماً باید یک خضر راه داشته باشی تا تو را منزلبهمنزل راهنمایی کند تا به مقصد عرفان (فنا و بقا) برسی. خود حضرت امام در آن غزل معروف میفرمایند:
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم ... چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم ... همچو منصور خریدار سر دار شدم
بگذارید که از بتکده یادی بکنم ... من که با دست بت میکده بیدار شدم
منظور امام از «بتکده» و «بت میکده»، استاد عرفان ایشان، مرحوم آیتالله شاهآبادی و مرحوم میرزا جوادآقای ملکی تبریزی است.
یعنی اولین منزل که «یقظه» و بیداری است، به دست استاد محقق شد. به همین دلیل، امام در کتاب «شرح دعای سحر» اشاره میکنند که آیتاللهالعظمی بهجت در همان دوران جوانی در نجف اشرف، زیر نظر آیتالله سید علی قاضی طباطبایی منازل عرفان را میپیمودند و به قدرت موت اختیاری دست یافتند.
س: با استناد به به این تفکر چگونه ثابت میکنید ما یک روح و دو بدن داریم و روح میتواند سفر کند؟
ج: امام خمینی دهها دلیل در کتابهای عرفانی خود بیان میکنند. یکی از آنها «رؤیا و خواب» است. شما در بستر خوابیدهاید، خواب میبینید در حرم امام رضا (علیهالسلام) هستید، زیارت میکنید و ناگهان بیدار میشوید و میبینید در بستر هستید. چه کسی به حرم رفت و برگشت؟ روح شما موقتاً این قالب تن را ترک کرد، در قالب بدن برزخی به سفر رفت و پس از اتمام زیارت به بدن مادی بازگشت. فرق انسانهای عادی با عارف این است که ما بدون اراده و فقط در عالم خواب این سیر را داریم، اما عارف در عالم بیداری و با اختیار خود میتواند این کار را انجام دهد.
پس خلاصه بحث ما این است که ابتدا به ده اثر عرفانی امام اشاره کردیم. سپس عرفان نظری و عملی را از دیدگاه ایشان تعریف نمودیم و در نهایت، پنج اصل عرفان عملی (مبدأ، مقصد، منازل دهگانه، مقامات و استاد) را برشمردیم. در باب استاد نیز امام قائلاند که ابتدا باید به دنبال «استاد عام» باشیم تا با اخلاق و تربیت آشنا شویم و سپس برای طی منازل دهگانه، به «استاد خاص» رجوع کنیم.
جایگاه عرفان در وصیتنامه سیاسی-الهی
س: قبل از اینکه صحبتهایتان را تمام کنید، سؤال بنده این است که آیا وصیتنامه حضرت امام جزو آثار عرفانی ایشان محسوب میشود؟ و اگر عرفانی است، در حوزه نظری قرار میگیرد یا عملی؟
ج: سؤال بسیار خوبی است؛ وصیتنامه امام خمینی، معجونی است از مباحث اخلاقی، تربیتی، کلامی، اعتقادی، فلسفی، حکمی، سیاسی، اجتماعی و عرفانی. در بخش عرفانی نیز هم عرفان نظری در آن آمده و هم عرفان عملی. شما ابعاد گوناگون سیره علمی و عملی امام را در این وصیتنامه سیاسی-الهی میبینید. اما آن بخشهایی که عرفانی است، بیشتر به عرفان نظری گرایش دارد تا عرفان عملی.
تقدم اخلاق و فلسفه بر عرفان در هندسه فکری امام
س: تباین و تقارنِ «اخلاق» و «عرفان» از منظر امام را چگونه بررسی میکنید؟
ج: این هم سؤال بسیار خوبی است؛ رابطه اخلاق و عرفان از منظر امام خمینی، باب بسیار مفصلی است که حداقل به دو ساعت بحث نیاز دارد. در حوزههای علمیه، وقتی طلاب بر مبنای «فتوحات مکیه» یا «فصوصالحکم» ابنعربی یا مقدمه قیصری بحث میکنند، بررسی دیدگاههای عرفا و فلاسفه حداقل یک ترم زمان میبرد. بررسی تخصصی دیدگاه امام نیز نیازمند فرصت مستقلی است.
اما بهطور خلاصه؛ همانطور که اشاره کردم، امام میفرمایند طلبه ابتدا باید علم اخلاق و فلسفه اخلاق را بیاموزد، سپس به سراغ عرفان برود. در عرفان نیز ابتدا باید عرفان نظری خوانده شود و بعد وارد عرفان عملی و سیر و سلوک شد. بنابراین، از نظر امام، اخلاق پایه، اساس و زیربنای عرفان است.
همچنین در ارتباط با فلسفه و عرفان، امام معتقدند تا کسی فلسفه نخواند، نمیتواند عرفان را بفهمد. پایه و زیربنای عرفان امام، فلسفه است و پایه و زیربنای فلسفهشان، اخلاق. به همین دلیل ایشان در سنین جوانی ابتدا آثاری مانند «جهاد اکبر»، «کشفالاسرار» و «اربعین» را (که بیشتر جنبه اخلاقی دارند) نوشتند و بعدها کتابهایی نظیر «مصباحالهدایه»، «سرّ الصلاة» و «آداب الصلاة» را تألیف کردند.
س: حضرت امام پیش از شروع عرفان با آقای شاهآبادی، نزد ایشان فلسفه خواندند، درست است؟ یعنی امام اول فیلسوف شدند و بعد عارف؟
ج: بله، دقیقاً همینطور است و عرفان عملی را نیز از محضر میرزا جوادآقای ملکی تبریزی بهره بردند. انشاءالله خداوند امام را با ارواح انبیا و اولیا محشور کند، به ما توفیق شناخت ابعاد گوناگون سیره علمی و عملی ایشان را عنایت فرماید تا رهرو راه آن امام بزرگوار باشیم و انشاءالله رهبر شهید و قائد شهید ما را نیز غریق رحمتهای خاصه خود بگرداند.