در حاشیه بیانات صلح شرافتمندانه

امروز، در شرایطی که کشور عزیز ما با چالش های جنگی و فشارهای نظام مند ایالات متحده مواجه است، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد تا در راستای وحدت و صیانت از پایه های کلان امنیت ملی و فراملی کوشا باشیم. در این برهه حساس، باید در هر فرصت، از تمامی ابزارهای موجود، اعم از "قدرت نظامی"، "دیپلماسی فعال" و "نفوذ در افکار عمومی جهانی" بهره جست تا از آسیب بیشتر به "منابع انسانی" و "موجودیت ملی" ایران دفاع کرد.

کد : 193845 | تاریخ : 18/05/1405

پرتال امام خمینی(س): یادداشت/ محمد نادری ملکشاه*

 در حاشیه بیانات صلح شرافتمندانه سید‌محمد خاتمی فرزند روح الله

تاریخ کهن و معاصر ایران، گواه حضور مردانی است که با نگاهی ژرف و جامع خکگه و تأثیری چند بعدی، توانستند میان افق‌های معنوی و مقتضیات دنیوی پیوندی استوار برقرار سازند و این جامعیت را نه در مقام ادعا، بلکه در ساحت عمل، مجاهده و تحمل به اثبات رسانند. این کمال جامع، میوه‌ی درختی بود که ریشه در علم، تقوا و دانایی داشت و با جدیت و منشی استوار، خودسازی دایم و دیانتی راسخ، به ثمر نشسته بود. اگرچه بسیاری از این سالکان مسیر تعالی در غبار گمنامی گم شدند، اما نام برخی از این ستارگان، همچنان در تارک آسمان تاریخ ایران ــ این سرزمین والای بزرگان ــ می‌درخشد و راهنماست.

ایران همواره مهد پرورش شخصیت‌هایی سترگ بوده است که در تلاقی علم و عرفان، فلسفه و سیاست، اخلاق و دیانت، و هنر و ادب، تبلور یافتند. این سنت درخشان که در گستره‌ی فقه و کلام نیز جاری است، زنجیره‌ای است پیوسته از اندیشمندی؛ از افق‌های نظری فارابی، بوعلی سینا، سهروردی و ملاصدرا تا بصیرت‌های اثر گذار شاه‌آبادی و آشتیانی.

این سلسله‌ی نورانی با شهادت والامقامانی چون بهشتی، مطهری، عراقی و چمران و فرماندهانی در قامت عشق و ایثار همچون شهید صیاد شیرازی و شهید قاسم سلیمانی و ده‌ها شهید صاحب نام پیوند می‌خورد؛ چهره‌هایی که درخشش ویژه‌ی آنان در جای‌جای ایران اسلامی، حقیقتی انکار ناپذیر و جاری است. در کنار این قامت‌های بلند، چهره‌های اثرگذاری چون امیرکبیر و عباس میرزا تا شهید آیت الله مدرس و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی حضور داشتند که مجاهدت‌ها و خدماتشان در مسیر تعالی ایران و اسلام، "أظهر من الشمس" است. این مردان در عرصه‌های گوناگون، از ژرفای علوم حوزوی و دانشگاهی تا پیچیدگی‌های مدیریت طاقت فرسای حکومتی و دولتی، صنعت، تولید و حوزه‌های استراتژیک دفاعی و امنیتی، گام‌هایی استوار برداشتند. اثرات ماندگار آنان در پیشبرد اهداف ملی و دینی، یادشان را در حافظه‌ی جمعی ملت گرامی می‌دارد و نامشان را در کتاب تاریخ ایران جاری و ثبت ساخته است.
در همین راستا و در عصر حاضر، "سید محمد خاتمی" یکی از این شخصیت‌های کاریزماتیک و جامع‌الاطراف است که نزد جامعه‌ی دینی و مذهبی و ملی، روشنفکران، فریختگان و نخبگان سیاسی جایگاهی شناخته‌شده و قابل ستوده‌‌ و شایسته‌ای دارد. ایشان، فرزند فاضل و با تقوای روح الله زنده‌دل و روشن‌ضمیر، و از متعهدان بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی (س) است و دانش‌ آموخته‌ی دو فضای معنوی و تخصصی حوزه و دانشگاه، که در قامت اهل فرهنگ، هنر و سیاست بوده و "مدارا" و "اخلاق" را سرلوحه و منش بنیادین خویش قرار داد.
"سید محمد خاتمی"، در مقام پیروی و تقلید از حضرت امام خمینی (س) و به عنوان یکی از یاران نهضت ایشان، پیوندی دیرینه با جریان مبارزه علیه استبداد طاغوت پهلوی داشت و در این مسیر، همراهی نزدیک با مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی  را تجربه کرده است.
سوابق و فعالیت‌های "سید محمد خاتمی" در عرصه‌های مختلف و گوناگون‌ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، گواه بر پویایی و جامعیت ایشان است؛ از جانشینی شهید آیت‌الله دکتر بهشتی در مسجد هامبرگ آلمان و نمایندگی مردم شریف اردکان در دوره‌ی نخست مجلس شورای اسلامی، تا سرپرستی مؤسسه‌ روزنامه‌ کیهان به نمایندگی از حضرت امام (س) و از سوی دیگر در سمت اجرایی، یک دهه وزارت ارشاد اسلامی را در دولت‌های مهندس میرحسین موسوی و مرحوم‌ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی مدیریت کرد و همچنین به عنوان عضو بنیان‌گذار مجمع روحانیون مبارز و رئیس امور تبلیغات ستاد جنگ، در مسیر خدمت گام برداشت.

افزون بر آنها فعالیت‌های ایشان در عرصه‌ی آموزش به عنوان مدرس دانشگاه‌های تربیت مدرس تهران و مفید قم، و عضویت در شورای عالی فرهنگی به منصوب رهبر شهید (ره)، مؤید تسلط ایشان بر حوزه‌های مختلف اندیشه و اجراست. سرانجام، ایشان در دوره‌های هفتم و هشتم با رای قاطع مردم شریف ایران به مقام  ریاست‌جمهوری رسیدند که مسبب خلق حماسه‌ی ملی "دوم خرداد ۱۳۷۶" گشت و در این بازه هشت‌ساله، مسئولیت ریاست شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی فرهنگی و عضو حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده داشتند.

در کنار سوابق اجرایی، ایشان در ساحت اندیشه نیز اثر گذار بوده‌اند؛ به‌گونه‌ای که نظریه‌ی "گفت‌وگوی تمدن‌ها" و "ائتلاف برای صلح جهانی" را در عرصه‌ی بین‌المللی پیش کشیدند تا پلی میان فرهنگ‌های ملل مختلف باشند.
استراتژی‌ترین دستاورد سید محمد خاتمی در دوران ریاست‌جمهوری ایشان، دور کردن ایران از دو جنگ قریب‌الوقوع بود؛ این امر از طریق اثرگذاری نظریاتی بین‌المللی همچون "گفتگوی تمدن‌ها" و "ائتلاف برای صلح" محقق شد. به گونه‌ای که نه آمریکا توانست به بهانه حوادث ۱۱ سپتامبر به ایران حمله کند و نه تندروهای جنگ‌طلب موفق شدند تحت تأثیر شهادت کارکنان کنسولگری ایران در مزارشریف، کشور را به رویارویی نظامی با افغانستان بکشانند.

آثار مکتوب ایشان، از جمله کتاب‌هایی چون "احیاگر حقیقت دین"، "از دنیای شهر تا شهر دنیا"، "بیم موج" و "آیین و اندیشه در دام خودکامگی" و... گواهی بر ژرفای دیدگاه‌های ایشان در تحلیل پیوند دین و سیاست و دولت و ملت است. همچنین، از سال ۱۳۸۴ تا به امروز، ریاست شورای مجمع روحانیون مبارز را بر عهده دارند و با تأسیس بنیاد باران"، تلاش خویش را در مسیر خدمت به جامعه استمرار بخشیده‌اند؛ فعالیت‌هایی که گستره‌ی آن از حوصله‌ی این نوشتار خارج است.

"سید محمد خاتمی" شخصیتی مروج و پایبند به اندیشه‌های اسلام ناب محمدی (ص)، سیره ائمه طاهرین (ع) و خط امام خمینی (س) است. ایشان با پیشینه‌ای درخشان در صلح‌خواهی و اصلاح‌طلبی، همواره رویکردی تکثرگرا برگزیده و با هرگونه خشونت و ستیزه به شدت مخالف بوده‌اند.

باورمندی به "جامعه مدنی"، "قانون‌گرایی" و "ولایت فقیه" در کنار حمایت استوار از نظام جمهوری اسلامی، ایشان را به مدافعی از حقوق مردم و حامی صلح و آرامش و یکپارچگی ایران تبدیل کرده است. در همین راستا، ایشان همواره پیش‌گام دعوت به مشارکت فعال در انتخابات و دیگر فعالیت‌های عرصه‌های عمومی بوده و از هرگونه محدودیت در حقوق شهروندی مخالفت کرده است. چنین شخصیت جامع‌الاطراف و چندوجهی، گنجینه‌ای است که باید از وجود شریف ایشان بهره جست و در راستای تحکیم وحدت و انسجام  و آشتی ملی، از تجربیات ایشان در عرصه بین‌المللی و داخلی استفاده کرد. در حقیقت، "سید محمد خاتمی" هرگز قدرت‌طلبی و استمرار در مناصب سیاسی را در منظومه فکری و عملی خود جای نداد و همواره "دلسوز نظام جمهوری اسلامی"، "مدافع ارزش‌های اسلام"، "غم‌خوار ملت ایران" و "مخالف زورگویی استکبار" بود. ایشان در افق اندیشه‌هایش، چشم‌اندازی از ایرانی "مقتدر"، "توسعه‌یافته" و "رفاه‌بخش" ترسیم نموده است.

بر همین اساس، هرگونه رویکرد خشونت‌بار یا تحریک به جنگ، نزاع و تخریب را از منظومه فکری خویش رانده است؛ اما باید دانست که این صلح‌طلبی، هرگز به معنای سستی در برابر فتنه و کینه دشمن یا ضعف در مواجهه با تهدیدات آنها نیست، بلکه بر این باور استوار است که بازداشتن دشمن از تجاوز به خاک مقدس ایران اسلامی، نیازمند رویکردی جامع، چندوجهی و هوشمندانه است. از دیدگاه ایشان، کارآمدترین ابزار بازدارندگی در برابر تجاوز‌های استعماری، دستیابی به " آشتی ملی" و تحقق "وحدت ملی" است؛ چرا که دشمن همواره از روزنه‌ی اختلافات و هرج و مرج داخلی برای نفوذ و گستره قدرت بهره می‌جوید و تنها یکپارچگی ارگانیک و درونی ملت است که می‌تواند سدی نفوذ ناپذیر در برابر توطئه‌های پیچیده بنا کند و دشمن را ناکام گذارد.

نگاهی به عملکرد و رویکردهای داخلی و بین‌المللی "سید محمد خاتمی" در دوران ریاست‌جمهوری، گویای دفاعی همه‌ جانبه و استراتژیک از منافع ملی ایران و جهان اسلام است. ایشان با آینده‌نگری ژرف و تکیه بر مشورت با "نخبگان" و "افکار عمومی"، به جهانیان نشان دادند که "مردم‌گرایی" و "سعه‌صدر" در مواجهه با منتقدان و حتی مخالفان سیاسی، ابزارهای اثرگذاری در مدیریتی پیشرو و خردمندانه هستند. این منش بزرگوارانه، گواهی بر این حقیقت است که ایشان همواره در مدار اسلام ناب، انقلاب و در امتداد خط امام خمینی (س) گام برداشته و بر اصول بنیادین آن پایبند می‌باشند.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های سیاسی "سید محمد خاتمی"، دوری از رویکردهای پوپولیستی و در عین حال، پرهیز از نگاه صرفاً نخبگانی به مسائل اجتماعی است. این توازن ظریف در عملکرد ایشان، چه در دوران یک دهه سرپرستی روزنامه‌ کیهان و چه در مسئولیت ده ساله  وزارت ارشاد و دو دوره ریاست‌جمهوری، به وضوح متجلی است. ایشان در حالی که اعتقادی راسخ به اراده‌ی مردم داشتند، تخصص‌گرایی و تفکر علمی را نیز ضرورتی انکارناپذیر می‌دانستند؛ لذا "مردم‌گرایی" را در قالب "مردم‌سالاری" و "تخصص‌گرایی" را در ساحت "شایسته‌سالاری" باز تعریف کردند. همین نگاه متوازن بود که منجر به دستاوردهای چشمگیر ایشان در حوزه‌های اقتصاد، تحولات بین‌المللی،  امنیت ملی و توسعه سیاسی و مدنی گشت.

امروز، در شرایطی که کشور عزیز ما با چالش‌های جنگی و فشارهای نظام‌مند ایالات متحده مواجه است، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد تا در راستای وحدت و صیانت از پایه‌های کلان امنیت ملی و فراملی کوشا باشیم. در این برهه حساس، باید در هر فرصت، از تمامی ابزارهای موجود، اعم از "قدرت نظامی"، "دیپلماسی فعال" و "نفوذ در افکار عمومی جهانی" بهره جست تا از آسیب بیشتر به "منابع انسانی" و "موجودیت ملی" ایران دفاع کرد. در این شرایط مخاطره‌آمیز، تکیه بر یک جبهه‌ واحد نظامی، اگرچه ضروری است، اما کافی نیست و باید از تمامی ظرفیت‌های بالقوه برای صیانت از میهن استفاده نمود. "سید محمد خاتمی" با نگاهی جامع‌نگر به مقوله‌ی بقای ایران، بر این باور است که اولویت نخست، "کاهش آسیب‌های ملی" است و این هدف والا را ابتدا از طریق "خلع سلاح بین‌المللی دشمنان" و سپس از طریق "وحدت آگاهانه‌ی مردم و مسئولان" دنبال می‌کند.

از منظر ایشان، مقاومت یکپارچه در برابر متجاوزان خارجی و عوامل ویرانگر داخلی، تنها زمانی میسر می‌گردد که میان ملت و مقامات، پیوندی استوار برقرار باشد. لذا، هرگاه ایشان از "صلح شرافتمندانه"، "آشتی ملی" یا "وفاق و همبستگی" و "اتحاد" سخن می‌گوید، غایت و هدف ایشان چیزی جز "صیانت از ایران و پاسداری از موجودیت این سرزمین در برابر متجاوزان" نیست.

در نهایت، بقای هر ملتی در گرو توانایی آن است که بتواند روایت راستین و اصیل خود را به گوش جهانیان برساند. در برابر قدرت‌های عریان و تهدیدات نظامی، نخستین سد دفاعی هر ملتی، "زبان صلح" و "بیزاری از خشونت" است؛ زبانی که می‌تواند دشمن را در افکار عمومی جهانی منزوی سازد و سپس، دژی استوار و مستحکم نظامی، این مسیر دیپلماتیک را پشتیبانی نماید. اگر چشم‌ها از غبار فتنه‌های نفوذی پاک گردد، درک این حقیقت ساده خواهد بود: نجات ایران در پیوند ناگسستنی میان "خرد دیپلماتیک"، "وحدت ملی" و "صلابت نظامی" نهفته است.
به امید ایرانی آزاد، پیروز و سربلند.

دانش آموخته علوم سیاسی*

انتهای پیام /*