پرتال امام خمینی(س): یادداشت/ محمد نادری ملکشاه*
تاریخ بشر سرشار از وقایع سترگ و برجستهای است که همواره از منظر مثبت و منفی، مورد توجه سیاستمداران، مورخان و جامعهشناسان قرار گرفتهاند. امروزه در دنیای معاصر، با پدیدههای شگرف و تراژدیهای متعددی مواجهیم که هر یک از آنها، تحولی بنیادین در ساختار سیاسی و اجتماعی جهان ایجاد کردهاند؛ از رنسانس دینی و انقلاب صنعتی گرفته تا حوادثی چون کشف قاره آمریکا، جنگ سیساله، انقلاب فرانسه و ظهور ایدئولوژیهایی نظیر کاپیتالیسم، فاشیسم و کمونیسم.
همچنین، وقایعی همچون جنگهای جهانی، فروپاشی امپراتوری عثمانی و اتحاد جماهیر شوروی، غصب فلسطین، انقلاب اسلامی ایران، حادثه ۱۱ سپتامبر و بسیاری دیگر، نمونههایی از این دست هستند که هر کدام در جایگاه خود، اهمیت فوقالعادهای داشته و چالشهای عمیقی را برای تحلیلگران عرصههای سیاسی و تاریخی ایجاد کردهاند.
اما تسخیر "لانه جاسوسی" ایالات متحده در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، پس از سرنگونی رژیم دستنشانده غرب، یکی از "نادرترین" وقایع تاریخ جهان است؛ واقعهای که در آن، آمریکا در تمام سطوح به شدت تحقیر شد؛ تحقیر و حقارتی که پیش از آن، هیچ قدرتی در تاریخ تجربه نکرده بود. این پیروزی، توسط گروهی از دانشجویان جوان، بدون سلاح، بدون صبغه نظامی و فارغ از هرگونه وابستگی سیاسی-حزبی، و تنها با دست خالی و به دور از خشونت رقم خورد.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام توانستند در ۴۴۴ روز، زبدهترین جاسوسان هژمونی جهانی را در خاورمیانه به اسارت و گروگان بگیرند. اما این حوادث، تنها آغاز بود؛ چرا که تسخیر لانه جاسوسی، به شکست مفتضحانهی دیگری در صحرای طبس انجامید؛ شکستی که در آن، بدون حضور حتی یک سرباز ایرانی، تجربهای سخت از "شنهای ریز"، تحت فرمان خدا، بر غولهای آهنین "سی-۱۳۰" و "سی-اچ-۵۳" وارد شد.
در آن صحرای دورافتاده، نیروهای مدعی جهانخوار، یعنی کماندوهای واکنش سریع "دلتا" و فرمانده پرغرورش، "چارلی بکویث"، همچون لشکری از "ابابیل"، از سرزمین مقدس ایران فرار کردند. آنها هیولاهای آهنین خود را در میان شنها رها کردند؛ جنازههایی سوخته و زغالشده که بعدها، به یادگار، توسط آیتالله شیخ صادق خلخالی (رحمه الله) به عنوان هدیه برایشان فرستاده شد.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که لانه جاسوسی را تسخیر کردند، چنان ضربه و انتقامی بر پیکر ایالات متحده وارد کردند که طی پنج دهه، این کشور علیرغم تمام تلاشها، نتوانست از سایه آن تحقیر خارج شود و هر روز بیشتر در آن گرفتار میشد.
بیجهت نبود که حضرت امام خمینی (س) تسخیر لانه را "انقلاب دوم" و حتی بزرگتر و فراتر از انقلاب اول نامیدند؛ چرا که این واقعه، نه یک اتفاق ساده، بلکه واکنشی بنیادین در برابر دههها جنایت آمریکا در خاک ایران بود. از تجاوز نیروهای متفقین در سال ۱۳۲۰ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گرفته تا ۲۵ سال حمایت از جنایتکاران و غارت منابع ملی، کشتار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، تبعید امام خمینی (س) در سال ۱۳۴۳، و شهادت مبارزان بزرگی همچون آیات غفاری و سعیدی در زندانها؛ همگی در دل تاریخ ثبت شدهاند.
آمریکا با وجود این شکستهای سنگین، از تسلیم شدن باز نایستاد. این قدرت متکبر همواره در پی مقابله بر آمد؛ از تحریک ضد انقلاب در استانهای مرزی نظیر کردستان، خوزستان و ترکمنصحرا گرفته تا حمایت از سازمان منافقین و ترورهای سازمانیافته علیه بزرگان و مقامات سیاسی و مذهبی مؤثر انقلاب؛ همگی بخشی از استراتژی مستمر آمریکا برای مقابله با اراده ملت عظیمالشان ایران است.
سرانجام در اواخر دهه ۶۰، آمریکا با ورود مستقیم به جنگ با جمهوری اسلامی، آزمون خود را مجدد سنجید؛ از هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری و سکوهای نفتی گرفته تا حمایت علنی از صدام برای بازپسگیری شبهجزیره استراتژیک فاو.
اما حتی در آن سالها نیز، این قدرت متکبر نتوانست به خواستههای نامشروع خود دست یابد.
اینک نیز، علیرغم شهادتِ جمعی از مردم شریف، رهبر انقلاب، فرماندهان و سیاستمداران برجسته و آسیبهای زیاد به زیرساختها، در دو جنگ(۱۲ و ۴۰ روزه) نتوانست گامی پیش ببرد. ملت عظیمالشان ایران، با وجود هرگونه اختلاف سلیقه، در برابر متجاوزان، بهصورت یکپارچه و مستحکم از هویت، باور و حاکمیت خود دفاع میکند.
این ملت، هرگز خواستههایش را با دشمن متجاوز تنظیم نمیکند، بلکه با اولویتِ مطلق دفع دشمن، از خاک خود جانانه دفاع میکند. به همین دلیل است که آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی در تجاوزات اخیر، بیش از هر زمان دیگری با تحقیر و شکست سنگینتری روبرو شدهاند؛ چرا که ملت عظیمالشان ایران چنان سنگتمام گذاشت که آمریکا اکنون باید سالها تحقیق کند تا معنای واقعی ایستادگی این ملت تاریخی را درک کند.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، با سیاستی مبتنی بر صلح و عاری از هرگونه خشونت، اقدام خود را بر دو محور بنیادین استوار کردند : نخست، دفاع از ملت ایران و خنثیسازی توطئههای جاری علیه انقلاب مردمیَ)، تنها سه روز پس از تسخیر این لانه جاسوسی، در ۱۶ آبان ۱۳۵۸، در سخنانی ماندگار فرمودند:ش
"شما میبینید که الآن مرکز فساد امریکا را جوانها رفتهاند گرفتهاند، و امریکاییهایی هم که در آنجا بوده گرفتند، و آن لانۀ فساد را به دست آوردند و امریکا هم هیچ َ نمیتواند بکند، و جوانها هم مطمئن باشند که امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند."
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با تسخیر لانه جاسوسی در تهران، گلوگاه نفوذ ایالات متحده در خاورمیانه را چنان تحت فشار قرار دادند که این کشور تا به امروز در بازسازی جایگاه منطقهای خود ناکام مانده است. با این حال، رهبران آمریکا و متحدانشان هنوز عمق ضربه مهلک و بنیادینی را که پس از انقلاب اسلامی و تسخیر لانه به آنها وارد شد، درک نکردهاند؛ ضربهای که اگرچه برای جهان آشکار است، اما آنان یا از درک ماهیت آن عاجزند و یا عامدانه از پذیرش واقعیتِ این شکست خودداری میکنند.
در این میان، تناسب شگفتانگیزی میان بیانات ۸ فروردین ۱۳۶۶ حضرت امام (س) و شرایط کنونی کشور در ۱۳ آبان ۱۴۰۵ برقرار است. برای درک این پیوندِ تاریخی، به این سخنان توجه کنید:
"اگر نفهمیدید تا حالا که دنیا چه خبر است، باید گفت که شما در رأس نفهمها واقع هستید و اگر میفهمید و خیال میکنید مردم دیگر نمیفهمند، این هم باز یک اشتباه بزرگ است که شما خیال میکنید مردم حالا، مردم زمان صدسال پیش از ایناند، مردم زمان پنجاه سال پیش از ایناند؛ نه، این طور نیست، تغییر کرده است، تحول حاصل شده است، دنیا به هم خورده است، انقلاب پیدا شده است در دنیا و شما سرتان را زیر برف کردهاید و همان حرفهای سابق را میزنید: اگر در خلیج فارس چه بشود، تنگۀ هرمز چه باشد، ما چه میکنیم. شما خیال میکنید که حالا هم مثل سابق است که در خلیج فارس و در همهجا یک کلمه میگفتید، تمام میشد قضیه.
حالا نیست مسئله این طور. بفرمایید در خلیج ببینید چه خبر است! و لهذا، یک روز میگویند که ما چه میکنیم، یک روز برمیگردند؛ یک روز میگویند نگفتیم این طور... اصلا سر در گماند، نمیفهمند چه میکنند و باز نشناختهاند مردم را، نشناختهاند دنیا را."
حسین گلگلاب، شاعر اصیل وطن، چنان با صلابت سرود که گویی همین امروز، در برابر تمام جهانیان قد علم کرده و در دفاع از خاک ایران، چنین فریاد کشیده است:
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن اَرتو سنگ خارهای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشهام
دور از تو نیست اندیشهام
در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما...
ایران؛ سرزمینی که شکوه تاریخش را با مقاومت بیمانند مردمش رقم زده است؛ ملتی که در میانهٔ هر طوفانی ایستادگی کرد و سربلند شد؛ ملتی که مایهٔ عظمتش نه در ادعا، بلکه در دل خاک این میهن مقدس رقم خورد.
ایران؛ پاینده و ماندگار باد.
*دانش آموخته علوم سیاسی