چرا وحدت در محدوده مطلوب امام خمینی شکل نمی گیرد؟

در میان نخبگان علمی و فکری جهان اسلام و حتی برخی محافل غربی، نگاه به بعد وحدت گرایانه اندیشه امام عمدتاً مثبت است. دیدگاه ایشان درباره اولویت امت بر فرقه و مقاومت مشترک در برابر سلطه طلبی...

کد : 194009 | تاریخ : 17/08/1405

پرتال امام خمینی(س): گفتگو با دکتر محمدمهدی مظاهری*
در تاریخ معاصر جهان اسلام، اندیشمندانی چون سیدجمال‌الدین اسدآبادی و محمد عبده پرچم وحدت اسلامی را برافراشتند و پس از آنان نیز جریان‌های تقریبی و نهادهایی مانند دارالتقریب بین المذاهب اسلامی شکل گرفت. امام خمینی(س) به‌عنوان فقیه، عارف، نظریه‌پرداز سیاسی و رهبر انقلاب اسلامی، وحدت را نه به‌مثابه شعاری سطحی، بلکه به‌عنوان ضرورتی استراتژیک، هویتی و تمدنی مطرح کرد. در گفتگوی حاضر با دکتر محمدمهدی مظاهری، ابعاد این موضوع و موانع تحقق آن بررسی می‌شود.


سوال: چرا وحدت در محدوده مطلوب امام خمینی(س) شکل نمی‌گیرد؟
پاسخ: این پرسش از اساسی‌ترین پرسش‌های اندیشه سیاسی معاصر شیعه است. مبنای فکری و سیره عملی حضرت امام بر تعامل، تفاهم و وحدت استوار بود؛ وحدت حوزه و دانشگاه و وحدت شیعه و سنی از محورهای کلیدی اندیشه ایشان به‌شمار می‌رود. سفارش امام درباره وحدت شیعه و سنی هرگز به‌معنای همسان‌سازی اعتقادی یا پذیرش اصول کلامی اهل سنت از سوی شیعیان نبود. همچنین در وحدت حوزه و دانشگاه، منظور آن نبود که یکی هویت دیگری را حذف کند. آنچه امام مد نظر داشت، تعامل محتوایی، همکاری راهبردی و اولویت‌بخشی به مصالح امت در برابر اختلافات فرعی بود.
متأسفانه در عمل، شکل بر محتوا غالب شده است. همایش‌ها، کنگره‌ها و انتشارات متعددی برگزار و تولید شده که فی‌نفسه مفیدند، اما فاقد عمق استراتژیک و پیوستگی نهادی‌اند. مبانی امام عمیق و بلندپروازانه بود و فاصله میان وضعیت موجود با آن آرمان همچنان چشمگیر است.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی و مطالعات امنیتی، چند عامل ساختاری مانع تحقق وحدت مطلوب امام شده است:
۱. سیاست‌زدگی وحدت: ورود منازعات قدرت داخلی و منطقه‌ای به حوزه تقریب، آن را به ابزاری تاکتیکی تبدیل کرده است.
۲. فعالیت مستمر نیروهای تفرقه‌افکن: هم بازیگران خارجی (استعمار کلاسیک و نئواستعماری) و هم جریان‌های داخلی با منافع در حفظ شکاف‌های فرقه‌ای، به‌طور نظام‌مند به تقویت مرزهای هویتی دامن زده‌اند.
۳. غلبه گفتمان هویتی بر گفتمان مصلحتی: در حالی که امام بر «امت واحده» تأکید داشت، بسیاری از کنش‌ها در چارچوب دولت‌ملت و رقابت‌های ژئوپلیتیک باقی مانده است.

در مقاطعی که مبانی فکری امام در سیاست‌های رسمی حضور پررنگ‌تری داشت، سطح مشارکت اندیشمندان و برخی سیاستمداران کشورهای اسلامی در نشست‌های وحدت‌گرا افزایش می‌یافت. اما هم‌زمان، نیروهای رقیب نیز فعال‌تر عمل می‌کردند. نفس گفتمان وحدت‌بخش امام، به‌ویژه در دهه‌های نخست انقلاب، از تشدید بسیاری از اختلافات جلوگیری کرد و هنوز هم در محافل علمی جهان اسلام به‌عنوان مرجع فکری مطرح است.


سوال: با توجه به حضور مستمر شما در محافل علمی و سمینارهای خارج از کشور، آیا در نگاه سیاستمداران و اندیشمندان بین‌المللی، رویکرد مثبتی نسبت به وحدت بر مبنای اندیشه امام وجود دارد؟
پاسخ: باید میان اندیشمندان و سیاستمداران تفکیک قائل شد. در میان نخبگان علمی و فکری جهان اسلام و حتی برخی محافل غربی، نگاه به بعد وحدت‌گرایانه اندیشه امام عمدتاً مثبت است. دیدگاه ایشان درباره اولویت امت بر فرقه و مقاومت مشترک در برابر سلطه‌طلبی، در کنفرانس‌های علمی (از جمله در الازهر و مراکز دانشگاهی جهان عرب) به‌عنوان الگویی قابل تأمل مورد بحث قرار می‌گیرد.

اما در سطح سیاستمداران، تصویر پیچیده‌تر است.

برخی رهبران و شخصیت‌های سیاسی که دغدغه‌های ضداستعماری و عدالت‌طلبانه داشته‌اند، به جنبه‌هایی از سیره و اندیشه امام توجه نشان داده‌اند. نلسون ماندلا در سخنرانی خود در دانشگاه تهران از امام خمینی به‌عنوان یکی از الهام‌بخشان مسیر مبارزاتی خویش یاد کرد و بر پیوند میان مقاومت و معنویت تأکید ورزید. مهاتما گاندی نیز اگرچه هندو بود و نه مسلمان، اما در مبارزات ضداستعماری خود از الگوهای مقاومت اخلاقی و معنوی بهره می‌برد و این الگوها بعدها در گفتمان برخی رهبران جهان سوم با تجربه انقلاب ایران مقایسه شد.

سیاستمدارانی که آزاداندیش‌ترند و مسئولیت‌های ملی دارند، معمولاً به ظرفیت‌های وحدت‌بخش اندیشه امام توجه بیشتری نشان می‌دهند؛ در مقابل، گروهی که منافعشان با تداوم شکاف‌های فرقه‌ای گره خورده، رویکردی خصمانه یا ابزاری دارند.


سوال: کدام مبانی اندیشه امام در حوزه وحدت برای اندیشمندان جذاب‌تر است؟
پاسخ: دو محور اصلی بیش از بقیه مورد توجه نخبگان علمی قرار گرفته است:
اول، عرفان نظری و عملی امام. نگاه بلند ایشان به ابن‌عربی و بازخوانی عرفان در بستر مسئولیت اجتماعی و سیاسی، در محافل دانشگاهی و مطالعات تطبیقی عرفان، جذابیت ویژه‌ای دارد. عرفان امام نه انزواگرا، بلکه وحدت‌آفرین و مسئولیت‌زا است.
دوم، جامعیت علمی و هویتی. امام هم‌زمان فقیه، اصولی، عارف، حکیم و سیاستمدار بود. این جامعیت باعث می‌شود اندیشه وحدت او صرفاً شعاری سیاسی نباشد، بلکه بر پایه نظام معرفتی منسجمی استوار گردد. در محافل علمی، این ترکیب نادر میان عمق معرفتی و کنش سیاسی، بیش از هر چیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

از منظر نظری، می‌توان اندیشه وحدت امام را در چارچوب «هویت تمدنی فرافرقه‌ای» تحلیل کرد؛ هویتی که ضمن حفظ تفاوت‌های کلامی، اولویت را به مصالح مشترک امت و مقاومت در برابر سلطه‌پذیری می‌دهد. تحقق این الگو همچنان نیازمند عبور از سیاست‌زدگی، تقویت نهادهای علمی مستقل و بازتعریف رابطه میان قدرت و معرفت است.

*دکتر محمدمهدی مظاهری، استاد دانشگاه، رئیس مؤسسه فرهنگی اکو، عضو هیئت امنای پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، مشاور رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام، مشاور وزیر امور خارجه و عضو هیئت امنای بنیاد ایران‌شناسی.

انتهای پیام /*