به مناسبت سالروز شهادت امام هشتم

مأمون از قیام حضرت امام رضا(ع) بر ضد سلطنت می ترسید

هجرت تاریخی امام از مدینه به مرو، استقبال گستره شیعیان و هواداران اهل بیت در مسیر حرکت کاروان آن حضرت و انتشار حدیث سلسلة الذهب و اقدام به برگزاری نماز عید فطر و برگزاری جلسات مناظره با علمای اهل کتاب از این دوره زندگی امام در تاریخ به یادگار مانده است

کد : 49486 | تاریخ : 27/08/1396

 قول مشهور در مورد ولادت حضرت امام رضا(ع) سال 148 هجری قمری و در خصوص وفات ایشان سال 203 هجری قمری است. با پذیرش چنین اقوالی طول عمر با برکت امام رضا (ع) پنجاه و پنج سال می‌شود. دوران امامت حضرت ثامن‌الائمه(ع) با حکومت پنج ساله هارون الرشید، سه ساله خلافت محمد امین و 13 ساله زمامداری عبدالله مامون همزمان است.


حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) دوران امامت خود را از سال 183 هجری قمری در اوج خفقان سیاسی دنیای اسلام و اقتدار حکومت عباسیان آغاز کرد. این مرحله از دوران زندگی ایشان از تاثیرگذارترین مراحل تاریخ تشیع است، عزیمت اجباری امام به خراسان بنا بر اصرار مامون و پذیرفتن تقاضای سیاسی خلیفه عباسی مبنی بر در دست گرفتن زمامداری مسلمین و پذیرش منصب ولایتعهدی به اجبار و اکراه از وقایع مشهور تاریخ اسلام است.


هجرت تاریخی امام از مدینه به مرو، استقبال گستره شیعیان و هواداران اهل بیت در مسیر حرکت کاروان آن حضرت و انتشار حدیث سلسلة الذهب و اقدام به برگزاری نماز عید فطر و برگزاری جلسات مناظره با علمای اهل کتاب از این دوره زندگی امام در تاریخ به یادگار مانده است.


عاقبت با توجه به اوج‌گیری احساسات مذهبی به نفع امام رضا (ع) و بروز اختلافات خانوادگی در خاندان عباسی، آن امام بزرگوار با دسیسه چینی مامون خلیفه عباسی مسموم و به شهادت رسیدند و پیکر مطهر ایشان در حوالی طوس به خاک سپرده شد و اکنون بعد از گذشت سالیان سال این مزار مورد استقبال اهل ولایت از سراسر جهان است.


به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام رضا(ع) گزیده ای کوتاه از کلام رهبر کبیر انقلاب اسلامی را درباره این بزرگوار، گرد آوردی کرده ایم که در ادامه می خوانید:


 


حضرت رضا، علیه السلام، به حضرت جواد، سلام اللّه علیه مرقوم فرمود: «شنیدم غلامان تو وقتی سوار می‏ شوی، تو را خارج می‏ کنند از در کوچک، آنها بخل می‏ کنند و می‏ خواهند تو به کسی چیزی ندهی. به حق من بر تو که بیرون رفتن و داخل شدنت نباشد مگر از در بزرگ. و وقتی سوار شدی همراه خود طلا و نقره بردار و هیچ کس از تو سؤالی نکند مگر آنکه به او عطا نمایی. و از عموهای تو هر کس از تو سؤالی کرد، کمتر از پنجاه دینار به او مده، و اگر بیشتر خواستی بدهی، اختیار با تو است. و من اراده کردم به این امر اینکه خداوند مقام تو را رفیع فرماید، پس انفاق کن و ترس مکن که خداوند بر تو سختگیری فرماید.» (شرح چهل حدیث، ص: 493)


 همچنین، مأمون حضرت رضا (ع) را با آن همه تزویر و سالوس و گفتن «یا ابن عم» و  «یا ابن رسول اللَّه» تحت نظر نگه می ‏دارد! که مبادا روزی قیام کند و اساس سلطنت را درهم بریزد. چون پسر پیغمبر (ص) است و در حق او وصیت شده، و نمی‏ شود او را در مدینه آزاد گذاشت. حکام جائر سلطنت می‏ خواستند، و همه چیز را فدای این سلطنت و امارت می‏ کردند؛ نه اینکه دشمنی خصوصی با کسی داشته باشند. چنانکه اگرامام (ع)، نعوذ باللَّه، درباری می‏ شد، کمال عزت و احترام را به او می‏ گذاشتند، و دستش را هم می‏ بوسیدند. (ولایت فقیه"حکومت اسلامی"، متن، ص: 151 و 152)


 حضرت رضا- سلام اللَّه علیه- در آن ابتلائاتی که داشت و در آن مصیبت های معنوی که برایش وارد می‏ شد، بدون اینکه یک اختلافی ایجاد کند، با آرامش، راه خودش را به پیش می ‏برد. مقید بود به اینکه آرامش ملت را حفظ کند. (صحیفه امام، ج‏13، ص: 427)


 حضرت امام خمینی"س" در یک سخنرانی خطاب به اهالی مشهد می گویند:


 من از شما آقایان که از راه دور و از مرکز ولایت و از محل قدس ملکوتی آمدید تشکر می‏ کنم. چه سعادتی دارید که چشم های شما به آن بارگاه عظیم ملکوتی باز می‏ شود و در آن حرم شریف؛ مرکز علم و مرکز ملائکة اللَّه می ‏روید و ما حسرت آن را داریم. (صحیفه امام، ج‏12، ص: 106) 

انتهای پیام /*