حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی

تفرقه از شیطان و وحدت از رحمان است

اگر بحق دریافته ‏ایم راه بازگشت به مجد و عظمت گذشتۀ اسلام در وحدتِ تمامی نیروها و فرقه ‏ها و ملتهای مسلمان است باید پیش از هر چیز، به بازنگری مسائلی بپردازیم که ما را از باورداشتِ مفهومِ اُمّت جدا کرده و زمینه‏ های تجزیۀ بلاد و تفرقۀ صفوف مسلمین را فراهم نموده است. باید یک بار دیگر به سنت و قرآن به عنوان منشورِهدایتِ اُمّت و استوارترین محورِ وحدت بازگشت.

کد : 49560 | تاریخ : 11/09/1396

یادگار امام راحل، در اختتامیۀ هفتمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی بیانات جالبی را در باره پاسداشت میراث گرانقدر امام در باره "وحدت" بیان کردند که به مناسبت هفته وحدت به آن پرداخته شده است. یکی از نکات بارز انتخاب این خطابه این است که یادگار امام بخش های مهمی از نظریات امام را در حوزه وحدت برای شرکت کنندگان خارجی در کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی  بازگو کرده اند؛ مشروح این سخنان از نظر می گذرد: 


 وَاعْتَصِموُا بِحَبْلِ اللّه  جَمیعاً وَلاتَفَرَّقُوا[1]. میلادِ امینِ وحی الهی، پیامبرِ رحمت و منادی وحدت بر همۀ پیروانِ ادیانِ الهی و بر رهروانِ آن رسولِ گرامی و بر شما حضار محترم مبارک باد! طبعاً پژوهشگران و اندیشمندان در این گردهماییها ابعاد و زوایای مختلفِ مقولۀ وحدت را موردِ نقل و بررسی قرار داده و اهمیت و نقش عامل وحدت در حل مشکلات جهان اسلام را از جنبه های مختلف به ارزیابی نشسته اند، من سعی خواهم کرد در این مجال کوتاه پس از ذکر یک مقدمه، مروری بر اندیشه و آرای بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام ـ رضوان اللّه  تعالی علیه ـ در این زمینه داشته باشم.


مرز اسلام و کفر


شناخت مواضع و دیدگاههای مردی که خود منادی وحدتِ امتِ اسلام در عصر خویش بود و بر همین مبنا نیز موفق به پایه گذاری نظام الهی در بخشی از قلمرو  سرزمینهای اسلامی شد، راهگشای مطمئنی برای رهروان این مسیر خواهد بود. فطرت الهی بشر بر گرایش به توحید استوار است و عقل و خردِ آدمی نیز در تمامی ادوارِ زندگی بشر آنجا که به غرضها و تمایلاتِ نفسانی و شیطانی آلوده نگشته است، بر همین گرایش حکم کرده و منازعات و پراکندگیها و تفرقه ها را خلافِ مصلحتِ جوامعِ انسانی و گامی در مسیرِ انحطاط دانسته است. انبیای الهی از آدم تا خاتم ـ صلوات اللّه  علیهم اجمعین ـ نیز اساس دعوت دینی خویش را بر توحید و نفی مظاهر شرک و ثنویت[2] و تثلیث[3] و نفاق در همۀ ابعاد آن قرار داده اند.


اعتقاد به توحید، نهایی ترین مرز اسلام و کفر است. تمامی مشربهای فلسفی، عرفانی و اخلاقی و کلامی و تربیتی اسلام، وحدت نگری در عالم هستی و اجزای آن را جزئی تفکیک ناپذیر از نحلۀ[4] خویش قرار داده اند؛ و البته بر اهل تحقیق پوشیده نیست که گرایش به وحدتِ حقیقی در جامعۀ انسانی از جلوه های اعتقاد به توحید است و در نقطۀ مقابل آن، کثرت گرایی از ویژگیهای بارز ماده پرستی و شرک به شمار می آید. 


ملت واحده در قرآن


در قرآن کریم تشکیل ملت واحده به منزلۀ زمینه و بستر عبادت واقعی اللّه  معرفی شده است. اِنَّ هذِهِ اُمَّتُکم اُمَّةً واحِدةً وَ اَنَا رَبُّکم فَاعْبُدون؛[5] تقابلِ دائمی جریان حق و باطل در طول تاریخ در تمامی اشکال و سطوح و عوامل و زمینه های مختلف آن در نهایت به تقابل همین دو جریانِ توحید و شرک باز می گردد. حضرت امام می فرمود: تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه و اتحاد از رحمان است.[6] افسوس که سلطۀ غرب بر سرنوشت بسیاری از ممالک جهان اسلام امکانِ توسعۀ


رشته های مختلف علوم انسانی را بر اساس دیدگاههای وحیانی باز ستاند، وگرنه دیدگاه فوق می توانست افقهای جدیدی در مباحث اجتماعی و سیاسی بگشاید و راه حلهای واقع بینانه ای برای چاره جویی مشکلات سیاسی و اجتماعی جوامع اسلامی ارائه نماید. امروز غالب جامعه شناسان و روانشناسان و متخصصان امور پرورشی و کارشناسان امور سیاسی در ممالک اسلامی با اصول و روشهایی سراغ ارزیابی مسائل جامعۀ خویش می روند که ریشه در مکاتب ماده پرست غربِ معاصر و بیگانه از روح ادیان الهی  دارد. 


وحدت در نظر امام تکلیف بود


امام، وحدت را یک تکلیف الهی و وظیفه ای شرعی برای آحاد امت می دانست و در این میان مسئولیتی مضاعف برای علما و روشنفکران و رؤسا و حکام قائل بود و فصلی خاص از پیامهای عمومی ایشان به همین مهم اختصاص داشت. کشمکشها و منازعات گذشته و کنونی جهان علی رغم تلاشهای گستردۀ رهبران جوامع و دولتها همچنان رو به تزاید نهاده و هر روز بر میزان قربانیان اختلافات و منازعات داخلی، منطقه ای و بین المللی افزوده می گردد، و به موازات آن حجم بیشتری از سرمایه های مادی و معنوی ملتها قربانی مطامع جنگ افروزان و تفرقه انگیزان می شود. استمرار این واقعیتهای تلخ ثابت کرده است که هیچ یک از عوامل و ابزارهایی که تاکنون در مکتبهای مادی به عنوان عوامل ایجادِ اتحاد و رفع تنشها تعریف شده و به کار گرفته شده اند، کارآیی لازم را برای حل اختلافات خانمانسوز نداشته، و بلکه خود نیز در نقش عوامل تشدیدکنندۀ بحرانها، و افزایش دهندۀ تنشها و کشمکشها ظاهر شده اند. امروز هر دانشمند اصلاح طلبی که به گذشتۀ تاریخ اقوام و ملل و وضعیت کنونی  جهان آشنایی دارد، به خوبی واقف است تکیه بر عواملی همچون قومیتگرایی و ناسیونالیسم، زبان و گویشِ واحد، نژاد و رنگ و تاریخ و منافع مادی مشترک، سرابی بیش نیست و بسیاری از رنجهای گذشته و کنونی، معلولِ امیدهای واهی است که به اتحادیه هایی از این دست چشم دوخته اند.


بشریت از اعتقاد به توحید سود فراوان می برد


اگر عقل و فطرتِ توحیدگرای آدمی به جای اغراض و هواهای نفسانی و مادی مجالِ حکمرانی می یافت، و اگر زورمندانِ ماده پرست با انواع دسیسه ها و خصومتها راه را بر منادیان توحید نمی بستند زندگانی بشر داستانی دیگر می یافت و این شعار و ادعا نیست. بشریت در طول تاریخ خویش بارها اعجاز تأثیر اعتقاد به توحید و خداگرایی را در ارائۀ عالیترین نمونه های حیات انسانی تجربه کرده است. آیا پهنه ای از حیات بشریت را سراغ دارید که از ارزشهای قابل دفاع برخوردار باشد، بی آنکه اثرگذاری ادیان الهی و تعالیم انبیا را در تمام سطوح آن مشاهده کنیم؟ 


و آیا می توان در این واقعیت تردید کرد که ظلمتها و کدورتها، کشمکشها و خونریزیها و هزاران هزار مشکلِ لاینحلی که جهان معاصر از آن رنج می بَرَد از همان جایی آغاز
شده است که آدمی راه خویش را از مسیر فطری توحید و صراط مستقیمی که پیامبران الهی نشان داده اند، جدا کرده است.


آیا براستی رابطۀ معکوس پیشرفتهای مادی و تکنولوژیک با انحطاط اخلاقی و ذبحِ روزافزونِ ارزشهای انسانی در جوامع کنونی بهترین دلیل بر اثبات این حقیقت نیست که سعادت را در نگاهی دیگر باید جستجو کرد. آری تکامل ابزار و تسلطِ انسان بر طبیعت و رفع نیازمندیهای مادی، آنجا که نه وسیله ای برای گام نهادن در حیاتِ معقول بلکه خود هدف غایی به شمار آیند و انسان و جایگاه او و نیازمندیهای روحی وی فراموش شود و نقش و ربط او با دیگر اجزاء و مقوله های بیکران عالم هستی نادیده گرفته شود و همه چیز، حتی وجدان و فطرت و روح و روان از منظر محاسبات مکانیکی نگریسته و تعریف و ارزیابی شوند، نتیجه ای جز بن بستهای کنونی در پی نخواهد داشت. مکتبهای خود ساختۀ بشری کدامیک از رنجهای بیشمار بشر را حل کرده و کدام نیاز اساسی انسان را پاسخ گفته اند؟


نقش سازمانهای بین المللی در ایجاد تنش 


تردیدی نیست که بحث از وحدت و راههای تحقق آن و مقوله هایی از این قبیل نیز نمی تواند جدای از مسائلی که اشاره کردم مورد ارزیابی قرار گیرند. ما شاهد آن هستیم که سازمانهای بین المللی که شعار و فلسفه وجودی شان اتحاد ملتها و دولتها و کاهش تنشها و تشنجات بوده است در اغلب موارد، توفیقی به دست نیاورده اند و حتیخودابزاری در خدمت تشنج آفرینی صاحبانِ قدرتهای بزرگ، به کار گرفته شده اند.صدها اتحادیه و قراردادهای همکاری و پیمانِ وحدت بین دولتها که در دهه های گذشتهبا تبلیغاتِ فراوان، آرزوها و امیدهای بسیاری در گوشه و کنار جهان به وجود آورده اندپیش از آنکه اثری قابل توجه بر جای بگذارند متلاشی شدند و کمکی در حل منازعات و تنشها نکردند.


دیر زمانی است که در جوامع اسلامی، وحدت مسلمین و اتحاد میان کشورهای اسلامی بر سر زبانهاست و احزاب و اشخاص سیاسی در بسیاری از بلاد اسلامی با
همین شعارها قدرت را به دست گرفته و حکومت می رانند. صدها کتاب و مقاله در اینباب نوشته می شود و خطبا و گویندگان و نویسندگان بر اهمیت و ضرورت آن تأکید
می ورزند. اما در عمل گامی مثبت و تعیین کننده برداشته نمی شود. به نظر من ریشۀ اینناکامیها را باید در مبانی ای جستجو کرد که بدون توجه به آنها همۀ تلاشها همچنانبی نتیجه خواهد ماند.


مشکل در باورهاست


مشکلِ اصلی در خودِ انسان و باورهای اوست. وقتی که روحِ تفکرِ توحیدی و اصولاخلاقی و ارزشی که لازمۀ گرایش عمومی به وحدت است بر جوامع بشری حاکم
نباشد، تلاشها ثمری نخواهد بخشید. وحدت و لزومِ حفظ آن صرفاً یک توصیۀ اجتماعی و نیاز مقطعی و تاکتیک سیاسی و اقدامی عملی برای حفظ منافع مادی مشترک
نیست که بتوان بر این اساس اتحادی نیرومند و پایدار بنا نهاد.


به نظر من مهمترین رسالت اینگونه مجامع آن است که رابطۀ تفکیک ناپذیر میانِ اعتقادِ به وحدت و لوازم آن با جهان بینی و نوع نظامهای فکری و اصول عقیدتی و ارزشی
و اخلاقی را تبیین کنند. مگر می توان تفکر توحیدی داشت، خدای یگانه را پرستید، ارادۀ الهی را در همۀ اشیاء و عالم هستی ساری و جاری دانست، اما در میدان عمل و ارتباط با خلق خدا نسبت به سرنوشت دیگران بی تفاوت ماند؟


مگر می توان موّحد بود و در سپاهِ اصحابِ تفرقه قرار گرفت؟ چگونه است که در صدر اسلام وقتی آوای توحید به گوشِ جان آنان که از ظلمت حاکمیت شرک و بت پرستی به ستوه آمده بودند، می رسد، عصبیتهای جاهلی، فخر فروشیها و قوم گراییها و افتخار به عشیره و نام و نسب، فرو می ریزند و همۀ آنچه که زمینه های اختلاف و تفرقه
بودند حتی روابط سببی و نسبی نیز در مقابل اعتقاد به خدای واحد و نور عبودیت رنگ می بازند و جامعه ای پدید می آورند که خیر امت لقب می گیرد و آنچنان کانونی از وحدت و همدلی تشکیل می شود که در آن، بردگانِ سیه چردۀ پابرهنه در کنار رجال برجسته و ذینفوذ قریش، ارزش و نقشی همسان و بلکه افزون می یابند و چنان تمدنی را پایه می گذارند که امپراتوری قدرتمندِ ایران و روم در مقابلش تابِ مقاومت نمی آورد؟ و دیرزمانی نمی گذرد که اقوام و ملتهای مختلف بدون توجه به مرزهای جغرافیایی و خصیصه های قومی و ملی خویش به استقبال حقیقت می شتابند. براستی چرا امروز مفهومِ «اُمَّت» با همۀ اهمیتی که در قرآن و سنت داشته، مورد بی مهری قرار گرفته و دوباره سوابقِ باستانی، محدودۀ جغرافیایی و مسائلی از این قبیل منافع ملی مسلمانان را به صورت جداگانه و مجزای از سرنوشت دیگر برادران همکیشِ خود تعریف و  مشخص می کنند.


مجد اسلام در وحدت است


اگر بحق دریافته ایم راه بازگشت به مجد و عظمت گذشتۀ اسلام در وحدتِ تمامی نیروها و فرقه ها و ملتهای مسلمان است باید پیش از هر چیز، به بازنگری مسائلی
بپردازیم که ما را از باورداشتِ مفهومِ اُمّت جدا کرده و زمینه های تجزیۀ بلاد و تفرقۀ صفوف مسلمین را فراهم نموده است. باید یک بار دیگر به سنت و قرآن به عنوان منشورِهدایتِ اُمّت و استوارترین محورِ وحدت بازگشت. مشکل اساسی آن است که نه تنهاعموم مسلمین بلکه بسیاری از خواص و اندیشمندانِ عالم اسلام از توجه به
تفکیک ناپذیری مجموعۀ بینشها و ارزشهای دینی به عنوان یک مکتبِ فکری منسجم وبه هم پیوسته غفلت ورزیده اند. التقاط و وام گرفتن از مکتبهای متضاد با بینش وَحیانی درمسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آنچنان شرایط دشواری را پدید آورده است کهفهم و هضم ضرورتهایی همچون وحدت را غیر عملی ساخته و تلاشها را بی نتیجهگذارده است. اگر روحِ تعالیم پیامبر اکرم و آموزشهای قرآن بر جوامع اسلامی حکمفرمامی شد، وحدت در عالیترین سطوحِ آن قابل حصول بود. در قرآن کریم احیای نفسِواحده و یا قتل یک نفس محترمه معادلِ احیا و یا قتل تمامی نفوس بشری شناخته شدهاست.[7] این معادله یک تعبیر سمبلیک نیست، بیان یک قیقت سازی در متن نظامهستی است.


جامعه ای که انبیای الهی و قرآن کریم در صدد تشکیل آن بوده اند، واحد به همپیوستۀ حقیقی ای است که مفهومی بسیار فراتر از قوم، ملت و دولت با تعاریف متداول
می یابد. فهم و هضم این مسائل بدون پشتوانۀ مبانی اعتقاد ممکن نیست و تا این مبانی در جوامع اسلامی تحکیم نیابند فروع و نتایج آن نیز دست نیافتنی خواهند ماند. باید به خویشتنِ خویش و فرهنگ اسلامی خویش، بی هیچ التقاط و اختلاطی بازگشت. تلاش برای حفظ و تحکیم وحدت را باید از خود آغاز کرد.


امام وحدت آفرین


چنانچه در آغازِ سخن از زبانِ حضرت امام گفتم «تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه از رحمان» تاریخ ثبت کرده است که ندای وحدتِ حقیقی از ناحیه کسانی از سوی
فطرتهای توحیدگرای مردم اجابت می شود که خود بیش از هر کسی اعتقادِ به توحید را در میدانِ عمل تجربه کرده باشند؛ و چنانکه اشاره کردم لزوم حفظ وحدت یک حرکتِ سیاسی مقطعی برای تحکیمِ قدرت نیست. تلاش برای حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه یک واجبِ عینی است که ریشه در اعتقادِ به وحدانیتِ خالقِ هستی دارد. اصحاب تفرقه، اصحاب شیطانند، و منادیان و عاملان به وحدت در سلِک رحمانیانند. هرگاه جامعه ای به چنین اعتقادی رسید وحدت حقیقی شکل می گیرد و بی تفاوتی نسبت به سرنوشت آحاد امت و تفرقه و نفاق در مقابلِ حرکتِ نیرومندِ امّت واحده رنگ می بازد و این همان حقیقتی است که انقلاب اسلامی عملاً آن را ثابت کرد. تاریخ فراموش نمی کند که مردی خداخواه با دستهایی به ظاهر خالی از همۀ سلاحهای مادی، ندای وحدت سرداد، انسانهای مؤمن اجابت گفتند، دنیای پیشرفته با تمام وجود در مقابلش قد عَلَم کرد، صاحبانِ بزرگترین زرّادخانه های جهان در حمایت از دشمنانش رسماً و علناً متحد شدند، اما وحدت کلمۀ ملت در مقابلِ اتحادیۀ نیرومندِ مبتنی بر منافعِ مادی اصحابِ قدرت پیروز شد. روزگاری که انقلاب اسلامی بر دشمنِ رودرروی خود غلبه کرد و ارکان نظام سلطنت را در هم کوبید، تعداد گروههایی که به مقابله با نظام نوپا برخاستند و از ناحیۀ قدرتهای بزرگ حمایت شدند، آنچنان گسترده بود که حتی ذکر نام آنها نیازمند تدوین یک کتاب است.


عَلَمهای مخالفت افراشته شد. قطب کمونیستی جهان علی رغم خصومتها و تنش هایش  با قطب سرمایه داری برای نابودی انقلاب اسلامی متحد شد. عرصه ای به پهنای تمامی جهان، جولانگاه تبلیغات شبانه روزی علیه انقلاب گشت، انزوای سیاسی، محاصرۀ اقتصادی و تحمیل جنگِ خارجی در دستور کار قرار گرفت، اما همۀ اینها نتوانست در مقابلِ توحیدِ کلمۀ ملتی که احساس می کرد رسالت پیشاهنگی مبارزه برای وحدت امت را بر دوش دارد مقاومت کند. راز این مقاومتِ اعجازگونه فقط و فقط در همان چیزی نهفته است که رهبر انقلاب اسلامی، حضرت امام در جای جای نوشته ها و خطابه هایش و در آغاز و انتهای اغلب سخنانش بدان تأکید می ورزید، یعنی وحدت کلمه و پرهیز از تفرقه. علتِ اثرگذاری شگفت این توصیه ها آن بود که او خود قبل از دیگران بدان مؤمن بود. او در مکتب عرفانی خویش که برگرفته از قرآن کریم و آموخته های عارفِ اکمل، حضرتِ ختمی مرتبت، محمّد بن عبداللّه  ـ صلی اللّه  علیه و آله و سلم ـ و ائمۀ طاهرین بود، وحدت حقیقی عالم خلق و امر را برای خویش حل کرده بود و در مشربِ فلسفی خود نه تنها از وحدت وجود بلکه حتی در مجامع خصوصی که اهلش حضور داشتند از وحدت حقیقی موجودات سخن می گفت. شعر عرفانی امام نیز آوای وحدت را در مجموعۀ نظام هستی تکرار می کرد، بدان پایه که حتی فریاد اناالحقِ منصور را نشان اِنّیت و ثنویت می دانست و می فرمود:


 فریادِ اناالحق راه منصور بود                     یا رب مددی که فکر راهی بکنیم


و یا در سروده ای دیگر گوید:


 بر فرازِ دار فریادِ اناالحق می زنی         مدّعی حق طلب اِنّیت و اِنّا چه شد


حضرت امام در میدان مبارزه نیز یکی از پیشگامان دعوت به وحدت بود. در نخستین اعلامیۀ تاریخی ایشان که بیش از پنجاه سال قبل از این با آیۀ مبارکه قُل اِنَّما اَعِظُکم بِواحِدَةِ اَنْ تَقُوموا للّه  مَثنیٰ وَ فُرادیٰ[8] آغاز و صادر شده بود بخش مهمی از آن را وحدت اُمّت به عنوان بسترِ قیامِ للّه  تشکیل می داد. او در کتاب سِرّالصلوة و در بیان مقامات معنوی علماءِ باللّه  پس از ذکر مقاماتِ سه گانۀ نخستین می فرماید:


چهارم، مقام اصحاب تحقق و کمّل اولیا است که متحقق به مقام وحدت صرف شوند و کثرت «قابَ قوْسَین» از میان برخیزد و به هویت ذاتیه با جمیع شئونات آن، مستهلک در عین جمع و متلاشی در نور قدم و مضمحل در احدیّت و فانی در غیب هویت شوند.[9]


و در جایی دیگر فرماید:


اصحاب صحو بعدالمحو را حجابی از غیب و شهادت نباشد و وجود خود آنها وجود حقانی باشد و عالم را به وجود حقانی مشاهده کنند وَ مٰا رَأَیْتُ شَیْئاً اِلاّ وَ رَأَیْتُ اللّه  قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَه[10] فرمایند. تجلّیات ذاتیه و اسماییه و افعالیّه، هیچیک، آنها را از دیگری محجوب نکند.[11]


حضرت امام در کتاب شرح چهل حدیث که برای استفادۀ عموم نوشته شده در بیان تاریخی و اخلاقی معنا و ماهیتِ وحدت کلمه می فرماید:


مقصد امام، مقصد انبیا


یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیاء عظام، سلام اللّه  علیهم، که علاوه بر آنکه خود مقصود مستقل است، وسیلۀ پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تام در تشکیل مدینۀ فاضله می باشد، توحید کلمه و توحید عقیده است، و اجتماع در مهامّ امور و جلوگیری از تعدیات ظالمانۀ ارباب تعدی است، که مستلزم فساد بنی الانسان و خراب مدینۀ فاضله است. و این مقصد بزرگ، که مصلح اجتماعی و فردی است، انجام نگیرد مگر در سایۀ وحدت نفوس و اتحاد همم و الفت و اخوّت و صداقت قلبی و صفای باطنی و ظاهری؛ و افراد جامعه به طوری شوند که نوع بنی آدم تشکیل یک شخص دهند، و جمعیت به منزلۀ یک شخص باشد و افراد به منزلۀ اعضا و اجزای آن باشد؛ و تمام کوششها و سعی ها حول یک مقصد بزرگ الهی و یک مهم عظیم عقلی، که صلاح جمعیت و فرد است، چرخ زند. و اگر چنین مودّت و اخوّتی در بین یک نوع یا یک طایفه پیدا شد، غلبه کنند بر تمام طوایف و مللی که بر این طریقه نباشند. چنانچه از مراجعۀ به تواریخ، خصوصاً تاریخ جنگهای اسلام و فتوحات عظیمۀ آن، مطلب خوب روشن می شود.[12]


مسلمین مأمورند به دوستی و مواصلت و نیکویی به یکدیگر و مودّت و اخوّت. و معلوم است آنچه موجب ازدیاد این معانی شود، محبوب و مرغوب است؛ و آنچه این عقد مواصلت و اخوّت را بگسلد و تفرقه در بین جمعیت اندازد، مبغوض صاحب شرع و مخالف مقاصد بزرگ اوست. و پر واضح است که این کبیرۀ موبقه اگر رایج شود در بین جمعیتی، موجب کینه و حسد و بغض و عداوت شده و ریشۀ فساد در جمعیت بدواند؛ درخت نفاق و دورویی در آنها ایجاد کند و برومند نماید، و وحدت و اتحاد جامعه را گسسته کند، و پایۀ دیانت را سست کند. و از این جهت بر فساد و قبح آن افزوده گردد.[13]


حضرت امام، وحدت را از سنخ رحمت و محصولِ مقدماتی دانسته که بدون آنها وحدت حاصل نخواهد شد. او فرموده است:


کوشش کنیم که این رحمت ادامه پیدا کند. و کوشش این است که اولاً الهی بشویم، در راه خدا خدمت بکنیم، خودمان را فرمانبر از خدا بدانیم و خودمان را از او و به سوی او بدانیم. و دنبال همین معنا آن وقت آن مسئلۀ دوم که وحدت و انسجام است حاصل می شود؛ برای اینکه تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه و اتحاد از رحمان است.[14] 


آرمانشهر وحدت


حضرت امام در موارد متعددی می فرمود. انبیا اگر همه با هم در یک جا و یک عصر مجتمع شوند هیچ اختلاف و نزاعی نخواهند داشت چراکه همۀ آنها بر نفس خود
مسلط، و فرمانبُردار خدایند.[15] حضرت امام در جوامع اسلامی وحدتی را پایدار و مقدس می دانست که بر محورهای خدشه ناپذیر استوار باشد و می فرمود: با وحدت اسلامی: زیر تعالیم قرآن مجید با هم مجتمع باشیم. مهم این نیست که همه با هم در یک امری مجتمع باشید متفرق نباشید، امر خدا به این است که همه با هم اعتصام به حبل اللّه  کنید. انبیا نیامده اند که مردم را در امور با هم مجتمع کنند. انبیا آمده اند که همه را در راه حق مجتمع کنند.[16] 


اگر از من سؤال کنند که از دیدگاه رهبر کبیر انقلاب اسلامی رازِ پیروزی ملت مسلمان بر دشمنانش چه بود؟ همان پاسخی را می دهم که در اکثر پیامها و بیانات ایشان و در متن وصیتنامۀ آن حضرت بارها تأکید و سفارش شده است، یعنی عمل کردن به امر الهی وَاعتصموا بِحبلِ اللّه  جمیعاً وَلاتَفَرقُوا. امام در همین رابطه می فرماید: اگر ما وفا کردیم به این امر خدا و عمل کردیم به امر خدا و با هم شدیم، همه قشرهایمان با هم شد، خارج و داخل، دانشجو و طلبه، شک نکنید که پیروز هستید... کلید پیروزی دست خود ملت است. ملت باید بفهمد آن چیزی که او را پیروز کرد همین بود که همه با هم بودند و اعتصام بحبل اللّه  بود.


امام، وحدت را یک تکلیف الهی و وظیفه ای شرعی برای آحادِ اُمت می دانست و در این میان مسئولیتی مضاعف برای علما و روشنفکران و رؤسا و حکام بلاد اسلامی قائل بود و فصلی خاص از پیامهای عمومی ایشان همواره به همین مهم اختصاص داشت. حضرت امام معتقد بود که برای تحقق وحدت و تحکیم آن می بایست بهای لازم


پرداخت شود، و خود پیشقدم این راه بود. طبعاً در اینجا محل بازگویی فرازهای منتخب از رهنمودهای آن حضرت در بارۀ هر یک از ابعاد و مراتبِ وحدت وجود ندارد. من
جزوه ای که مجموعۀ رهنمودهای ایشان در باب وحدت و ابزار و لوازم آن را استخراج کرده است مرور کردم. در یک جمعبندی اجمالی پس از تأکید به مواردی که قبلاً اشاره کردم می توان گفت که ابعاد و عرصه های وحدت در دیدگاه امام فراگیر بوده و از مراتب فراملیتی تا واحدهای مختلف ملی را شامل می شود. توجه به اولویتها و تلاش برای شناخت زمینه های وحدت و تحقق آن در همۀ ابعاد و عرصه هایش در دوران قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مورد عنایت و تأکید ایشان بود. در جنبۀ فراملیتی، امام معتقد به تلاش برای وحدت مستضعفان جهان علیه مستکبران، وحدت پیروانِ ادیان و انبیا علیه شرک و الحاد و استکبار، وحدت امت اسلامی و کشورهای اسلامی برای مقابله با تهاجم دشمنان جهان اسلام، وحدت شیعه و سنی و فرق و مذاهب اصیل اسلامی در داخل جهان اسلام، وحدت ملتها با دولتهای اسلامی در چهارچوب حفظ اصول و ارزشها بود. در بُعد وحدت ملی در داخلۀ مرزهای جغرافیایی نیز امام حفظ وحدت و تحکیم آن در تمامی اقشار جامعه را گام نخستین برای پیروزی در سایر زمینه ها و ابعاد می دانست. سفارش اکید و دائمی او بر لزوم وحدت حوزه های دینی با مجامع دانشگاهی که دو قشر پیشتاز و آگاه جامعه را تشکیل می دهند به عنوان پیش شرطِ حصول وحدت در سایر  اقشار، و سفارشِ به وحدت درونِ جامعۀ روحانیت و درون گروههای دانشگاهی، وحدت روحانیون با مردم، وحدت روشنفکران با مردم، وحدت نیروهای نظامی و انتظامی با مردم، وحدت دولت با ملت، وحدت مجلس و دولت، وحدت در درون تشکیلات قوای سه گانه و اتحاد میان سه قوه، وحدت گروههای قومی، نفی مرحله ای تمایزات قومی و منطقه ای، وحدت نیروهای داخل و خارج کشور، وحدت گروههای اجتماعی و قشرهایی نظیر کارگران و کشاورزان، وحدت و همگرایی احزاب سیاسی و گروههای فرهنگی، بخش وسیعی از آثار عمومی امام را به خود اختصاص داده است و چنانکه گفتم رمز موفقیت در برابر آنهمه تهاجم و خصومتی که شرق و غرب پدید آوردند نیز همین روشنگریها و اجابت آنها از ناحیه قشرهای ملت ایران بود. حضرت امام در مواضع خویش در باب وحدت به همان اندازه که به ضرورت و اهمیت آن سفارش کرده است بر توجه به لوازم آن نیز تأکید داشت و معتقد بود که اتحاد بدون تحقق زمینه ها و راهبری جامعه بدان سمت شکل نمی گیرد و یا آنکه پایدار نمی ماند.


شرط تحقق وحدت


بعد از توجه به مبانی عقیدتی وحدت، به طور اجمال می توان موارد زیر را به عنوان لوازم و عواملی که امام به عنوان پیش شرطهای تحقق وحدت مدّ نظر داشت و بر همین مبنا نیز جامعه را هدایت می کرد، برشمرد: 1. اهتمام بیش از پیش به خودسازی و تعمیق اخلاق و ارزشهای معنوی در زندگی خود و جامعۀ پیرامون؛ 2. باور داشت و تعمیم سعۀ صدر و پذیرش و تحمل اختلاف سلیقه ها و دفاع از آزادی اندیشه و حمایت از تشکلهای سیاسی و فرهنگی ای که در اصول و مبانی مورد


اعتقاد امت و جامعه اسلامی اتفاق نظر دارند؛ 3. اعتقاد عمیق و اعتماد به نقش و آثار معجزه آسای وحدت در حلّ معضلات به ظاهر لاینحل سیاسی و اجتماعی؛ 4. هوشیاری و توجه طرفین وحدت، نسبت به نقش خناسان و وسوسۀ تفرقه انگیزان، و تذکر دائمی به کارگزاران و عموم مردم در همین رابطه؛ 5. حفظ مواضع اصولی و دفاع از معتقدات و ارزشهای منطقی غیرقابل خدشه در عین احترام و توجه به وحدت فراگیر؛ 6. توجه به تفاوتهای اساسی روشهای تحقیق در نظام حوزوی و دینی با نظامهای جدید دانشگاهی برای یافتن زبان مشترک در تفهیم و تفاهم مسائل اساسی جامعه و پرهیز از اختلافات؛ 7. تلاش همه جانبه برای یافتن نقاط مشترک بیشتر و کاستن از اختلاف آرا در مبانی و اصول، صرفاً از طریق نقدْ در مجامع علمی و گسترش روح مباحثه و مناظره علمی و پرهیز جدی از به میان کشیدن پای عوام در اختلافات فکری و فرهنگی که حلّ آنها تنها از مسیر احتجاجات علمی و روشهای پسندیده عقلانی و شرعی قابل حصول می باشد؛ 8. احیای فرهنگ توحیدی و وحدت گرایی در جوامع اسلامی و احیای سمبلها و عوامل و مظاهر وحدت که بسیاری از احکام اجتماعی و سیاسی و عبادی اسلام بر همین فلسفه تشریع شده اند، نظیر بازیابی فلسفه و روح واقعی کنگره عظیم و جهانی حج، نماز جمعه، نماز جماعت، روح تعاون و اهتمام به امر مسلمین، امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک وظیفه همگانی و دیگر احکام شعائر از این قبیل؛ 9. آگاهی بخشیدن به آحاد امت اسلامی برای دریافت تصویری روشن از ابعاد تمدن گذشتۀ اسلام و علل سقوط و انحطاط مسلمین در سده های اخیر؛ 10. جهاد و تلاش برای فراگیر شدن نهضت فرهنگی جهان اسلام بر اساس ترویج روحیه خودباوری و نفی غربزدگی حاکم بر اغلب جوامع اسلامی؛ 11. شناسایی و معرفی دشمنان اصلی و جلوگیری از دشمن تراشیهای فشل کننده؛  12. ترویج و تبلیغ فرهنگ جهاد و شهادت طلبی برای تضمین موفقیت پیشگامان  مبارزه با دشمنان وحدت؛ 13. مقابله با خرافه پرستی و زدودن پیرایه های تفرقه انگیزی که به نام آداب و رسوم دینی و مذهبی از سوی مغرضان و ناآگاهان به مرور زمان در فرهنگ سنتی ملتها و قشرهای جوامع اسلامی ریشه دوانده است، و کوشش برای کاهش تعصبهای کورکورانه و عوامانه؛ 14. تلاش برای یکسان سازی قول و فعل منادیان وحدت و کارگزاران و مسئولین نظامی که وحدت را شعار خویش قرار داده اند. یکسان سازی بدان حد که وقتی از ناحیۀ مصلحان و رهبران جامعه، سفارشی بر سکوت و یا وحدت و حمایت و بسیج می رسد، آحاد جامعه حتی اگر این سفارش را مغایر با آداب و رسوم سنتی خویش ببینند، آن را عین مصلحت خود بدانند و بدان عمل کنند. نظیر آنچه که در دوران پر فراز و نشیب نهضت امام صدها بار شاهد بودیم. حضرت امام عملاً برای تحکیم وحدت مسلمانان دفاع از حقوق مظلومین فلسطین را کانون اتحاد مسلمین در مقابله با توسعه طلبی امریکا و رژیم صهیونیستی در بلاد اسلامی مورد حمایت قرار داد و عشق مقدس و فراگیر امت اسلامی را نسبت به ساحت رسول گرامی اسلام در ماجرای توطئه کتاب آیات شیطانی به نمایش گذاشت، و این واقعه را به صحنه ای از اتحاد امت در برابر دشمنان دین خدا مبدل ساخت، و موجی از بیداری در پهنۀ بزرگ جهان اسلام پدید آورد.


آری انقلاب اسلامی و رهاوردهای آن حُجت را بر ما تمام کرده است. پیروزیهای امام و نهضت جهانی اسلام مصداقی کامل بر این کریمۀ شریفه است که کمْ مِن فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَت فِئَةً کثیرةً بِاذنِ اللّه .[17] حضرت امام بارها در شرایط سخت و به ظاهر نومیدکنندۀ مبارزه به ما آموخت و گوشزد کرد که کمیَّتها و آمار عوامل مادی و ظاهری در میدان تقابل حق و باطل تعیین کننده نیستند. آنچه که مهم و اساسی است آگاهی و بیداری و انگیزه و اخلاص، و عمل به تکلیف است.


وحدت و توصیه امام به دولتها


اگر امروز جوامع اسلامی به درستی تشخیص داده اند که چاره دردها و تنها راه حل نجات از بن بستها و عقب ماندگیهای کنونی، بازگشت به هویت اسلامی خویش و تشکیل دوباره امت واحده به معنای واقعی آن است پس هراسی به خود راه ندهیم و مأیوس نباشیم. بیایید پیشگامان این جهاد مقدس باشیم. این ننگ بزرگی است که پیروان پیامبر رحمت و وحدت با جمعیتی انبوه و منابعی سرشار و موقعیتهایی استثنایی در آتش تفرقه و اختلاف بسوزند و دشمنان دین خدا و انسانیت بر این پراکندگیها بخندند و بر امتی که قرنها طلایه دار تمدن و فرهنگ واقعی بود فخر فروشند و منابع آنان را به یغما برند.


امروز کتاب خدا بی آنکه حتی حرفی بر آن افزوده و یا کاسته شود در میان فرق اسلامی است، آیین و سنت پیامبر اکرم(ص) منشور هدایت و راهنمای عمل ماست. قبلۀ واحد، شعار واحد، نماز و مناسک واحد و صدها شعائر بزرگ اسلامی مورد اعتقاد همه مذاهب اسلامی است که می توانند محورهایی استوار و جاودانه برای تشکیل امتی نمونه و واحد باشند. مردم، مشکل و گناهی از این ناحیه ندارند. این علما و روشنفکران و زمامداران بلاد اسلامی هستند که می بایست رسالت خویش را در این شرایط خطیر ایفا کنند.


من به آن دسته از دولتهای اسلامی که به جای تکیه بر پیمان اخوت با ملتها و دولتهای اسلامی همجوار و همکیش خویش به پیمانهای صلح با دشمنان دین و ملت خود امید بسته اند با صدای بلند اعلام می کنم که اشتباه فاحشی را در محاسبات خود مرتکب می شوید و تجربه های مکرر و به بن بست رسیدۀ گذشته را تکرار می کنید. امریکا و اسرائیل به چیزی کمتر از محو اسلام و سلطه بر همۀ بلاد اسلامی راضی  نمی شوند. بیایید به جای دل بستن به این پیمانهای عنکبوتی و سستی که تا مرحلۀ حفظ منافع غاصبان قدس و حامیان آن حمایت می شوند، به پیمان گسست ناپذیر اخوت اسلامی دل ببندید. بیایید خاطرۀ امت واحده را دوباره تجدید کنید. دولتها و جریانات و اشخاصی که با حمایت از تألیف و انتشار کتاب و مقاله و فیلم، آتش اختلافات را دامن می زنند و به تکفیر و تفسیق پیروان دیگر مذاهب و فرق اسلامی می پردازند به گمان آنکه منافع خویش و موجودیت خود را حفظ کنند سخت در اشتباهند. دشمن به کسی رحم نخواهد کرد. سود اصلی در این معرکه ها را همان کسانی می برند که اتحاد عالم اسلام را مانع جدی سلطه طلبیها و زیاده خواهیهای خود می دانند. من با تأسّی به حضرت امام و به سهم خویش اعلام می کنم مردم ایران و مسئولین نظام جمهوری اسلامی دستهای خویش را برای عقد اخوّت و پیمان وحدت با عموم ملتهای مسلمان و دولتهایی که منفعت دشمنان دین خدا را بر منافع امت اسلام ترجیح نمی دهند، دراز کرده و آماده است همچون گذشته بهای لازم را برای پیشقدمی در این راه بپردازد.


در پایان سخن، بار دیگر خود و شما و همه دلسوختگان مسلمان را نسبت به خطیر بودن شرایط کنونی جهان اسلام هشدار می دهم و این تذکر رهایی بخش الهی را یادآور می شوم که: و اعتصموا بحبل اللّه  جمیعا و لا تفرقوا وَاذکروا نِعمةَ اللّه  عَلَیکم اِذْ کنتُم اَعداءً فَاَلَّفَ بَینَ قُلوُبِکم فَاَصْبَحتُم بِنِعْمَتِهِ اِخواناً وَ کنتم عَلی شَفا حُفرةٍ مِن الّنارِ فَاَنْقَذَکم مِنها.[18]   والسلام علیکم و رحمة اللّه  و برکاته


 





[1] )) آل عمران / 103: و همگی به رشتۀ دین خدا چنگ بزنید و به راههای متفرق (مدعیان دینساز) نروید.


 [2] )) ثنویت: گروهی که قائل به دو مبدأ هستند. در اصطلاح حکمای اسلامی، آیینی که قائل به دو اصل و مبدأ باشد. مثلاً اعتقاد به دو خدا یا دو صانع برای عالم؛ یا اعتقاد به مبدأ خیر و مبدأ شر.


 [3] )) تثلیث: سه کردن، سه بخش کردن، سه قسمت کردن (در مسیحیت به وجود سه اقنوم «اب، ابن، روح القدس» قائل بودن)، (فرهنگ عمید).


 [4] )) نحله: مذهب و دیانت


 [5] )) انبیاء / 92 : اینک طریقۀ واحد و دین یگانۀ شما، آیین پاک اسلام است. و من یکتا پروردگار و آفرینندۀ شما هستم. پس (از همه باز آیید و) تنها مرا پرستش کنید.


 [6] )) صحیفه امام؛ ج 17، ص 295.


 [7] )) اشارت است به آیۀ شریفۀ 32 از سورۀ مبارکه مائده مِنْ اَجْلِ ذلِک کَتَبْنا عَلی بنی اسرائیل اَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرٍ نَفْسٍ اَوْ فَسادٍ فی الاَرضِ فَکَاَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ اَحْیاها فَکَانَّما اَحْیا النّاسَ جَمیعاً... بدین سبب بر بنی اسرائیل چنین حکم نمودیم که هر که نفسی را بدون حق قصاص و یا بی آنکه فساد و فتنه ای در روی زمین کند به قتل رساند، مثل آن باشد که همۀ مردم را کشته، و هر که نفسی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد) مثل آن است که همۀ مردم را حیات بخشیده است...».


 [8] )) سبأ / 46 : ای رسول ما، بگو به امت که من به یک سخن شما را پند می دهم، و آن سخن این است که شما خالص برای خدا دو نفر با هم یا هر یک تنها در امر دینتان قیام کنید. دستخط مبارک حضرت امام در دفتر کتابخانۀ وزیری یزد موجود است.


 [9] )) سرالصلوة؛ ص 101ـ102.


 [10] )) چیزی را نمی بینم مگر اینکه خدا را پیش از آن، بعد از آن و با آن ببینم. علم الیقین؛ ج 1، ص 49.


 [11] )) سرالصلوة؛ ص 103.


 [12] )) چهل حدیث؛ ص 309 -310.


[13] )) همان؛ ص 310 -311.


[14] )) صحیفه امام؛ ج 17، ص 295.


[15] )) همان؛ ج 20، ص 78.


[16] )) همان؛ ج 9، ص 131.


 [17] )) چه بسیار شده که به یاری خدا، گروهی اندک بر سپاهی بسیار غالب آمده اند. سورۀ بقره، آیۀ 249.


 [18] )) آل عمران / 103: و همگی به رشتۀ دین خدا چنگ بزنید و به راههای متفرق نروید و به یاد آرید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید، خدا در دلهای شما الفت و مهربانی انداخت و به لطف خدا همه برادر دینی یکدیگر شدید، در صورتی که در پرتگاه آتش بودید و خدا شما را نجات داد.


 


 

انتهای پیام /*