اخلاق سیاسی امام در نگاشتن نامه به گورباچف

پیامی از موضع قدرت و متانت

هدایت انسان، تمام مقصد مکتب وحی است؛ اما این هدف بزرگ در دین اسلام با هـر وسیله ای قابل توجیه نیست؛ چه آنکه رفتار شخص داعی باید نمونـه ای از آمـوزه هـای مکتب داعی باشد. امر هدایت از سوی خدا و رسـول (ص) مبتنـی بـر خیـرخـواهی و احترام به انسان است و لذا رعایت احترام و ادب در دعوت، ضروری اصـل هـدایت و عدم رعایت آن، نقض غرض احترام به انسان است. افزون به آن، پیـامی کـه همـراه بـا ادب و احترام باشد؛ امکان تأثیر بیشتری در مخاطب دارد.

کد : 53142 | تاریخ : 13/10/1396

«جناب آقای گورباچف، صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملـت شـوروی، از آنجـا کـه پـس از روی کار آمدن شما چنین احساس مـی شود کـه جنابعالی در تحلیـل حـوادث سیاسی جهان، خصوصاً در رابطه با مسائل شوروی، در دور جدیدی از بازنگری و تحـول و برخورد قرار گرفته اید، و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهـان چه بسا منشأ تحولات و موجب بـه هـم خـوردن معـادلات فعلی حـاکم بر جهـان گردد، لازم دیدم نکاتی را یادآور شوم.»


از آنجایی که ابلاغ پیام هدایت از ناحیه حق است و بایستی در دل انسانها نفوذ کند؛ باید با استواری و متانت همراه باشد؛ چرا که استواری و متانت داعی می توانـد در دل کسانی که مورد هدایت واقع می شوند؛ اطمینان قلبی ایجاد کند.


هنگامی که موسی (ع) و هارون (ع) از ناحیه خداوند مأمور هدایت فرعـون شـدند؛ حضرت موسی (ع) برای مرعوب نشدن در مقابل جاه و جلال او و وقـوف بـه اهمیـت مسئله دعوت، اینگونه مورد خطاب قرار می گیرد که: اذهب انت و اخوک بآیـاتی و لا تنیـا فی ذکری؛ اکنون تو و برادرت بـا آیـات و معجـزات مـن رهـسپار شوید، و در ذکـر و رسالت من سستی به خود راه ندهید. (طه/ 42) البته دعوت از موضع قدرت منافاتی با نرمخویی و عدم درشتخویی و درشتگویی ندارد. (طه/ 44)


 پیامبر اکرم (ص) نیز هنگام اعزام نماینده و داعی به نقاط مختلف، از جمله نکاتی را که درباره وظایف آنان بیان می نمود؛ شـجاعت و نهراسیدن در ابلاغ دین بود. پیامبر (ص)، هنگام عزیمت معاذ بن جبل به یمن به او می فرماید: در راه خدا از هیچ چیز نهراس. (ر. ک: عباسعلی عمید زنجانی؛ فقه سیاسی: حقوق معاهدات بینالملل و دیپلماسی در اسلام؛ ص 300 ـ 301)


متانت و اقتدار از پیام امام به گورباچف از سه منظر قابل بررسی اسـت: اول، نفـس ارسال پیام، دوم، متن پیام و سوم، ابلاغ پیام.


موضع قدرت در نفس ارسال پیام


مخاطب پیام امام خمینی (س)، جنـاب آقـای گورباچف، صـدر هیـأت رئیـسه اتحـاد جماهیر سوسیالیستی شوروی است. در زمان ارسال پیـام، کـشور شـوروی یکـی از دو قطب پر قدرت جهان است که به لحاظ سیاسی و نظامی رقیبی جز ایالات متحده ندارد و حتی از نظر ایدئولوژیک بر بیش از نیمی از جهان سلطه و نفوذ دارد. از سوی دیگـر، با توجه به پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران و میـزان توانمنـدی اقتـصادی و نظـامی کشورمان در آن مقطع زمانی و با نظر به محتوای آمرانه و تعلیمـی پیـام، بـدون تردیـد، نفسِ ارسال پیام عملی شجاعانه بود و موضع قدرت ـ قدرتی که نه بر اساس محاسبات این جهانی، بلکه ناشی از ایمان به خدا و عمل به تکلیف الهی است ـ در چنین اقـدامی کاملاً آشکار است.


موضع قدرت در ابلاغ پیام


افزون بر آن، سراسر متن نامه امام مشحون از ادبیات ناشی از اطمینـان قلبـی نگارنـده و لحن محکم و استوار در بیان امر دعوت است؛ و در هیچ یک از فرازهای آن نمی توان اثری از سستی، ترس و عجز یافت.


لازم دیدم نکاتی را یادآور شوم: گوشزد نمودن شیوه های ناصحیح و عملکرد غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم به چالش کشیدن اصول مارکسیسم: در سیاست اسلاف خود دایـر بـر خـدازدایی و دین زدایی از جامعه ... تجدیدنظر نمایید. باید به حقیقت رو آورد.


از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد از شما می خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید.


ما مسلمانان جهان را ماننـد مـسلمانان کـشور خـود دانـسته و همیـشه خـود را در سرنوشت آنان شریک می دانیم. (ر. ک: صحیفه امام؛ ج 21، ص 220 ـ 226) و طرح این موضع در حالی است که شوروی به عنوان یک نیروی اشغالگر در افغانستان حضور دارد.


موضع قدرت در ابلاغ پیام


همچنین، در ابلاغ پیام دعوت نیز باید اصل استواری و متانت رعایت شود. رسول امـین پیام امام، یکی از وظایف هیأت اعزامی را از سوی امام، آرامش قلبی و شجاعت ابلاغ و حضور، بیان می کند: «مبادا حضور درکاخ کرملین و دیدار با رهبر اتحاد جماهیر سوسیالیـستی شـوروی کسی را مرعوب کند». (عبدالله جوادی آملی؛ بنیان مرصوص؛ ص 304)


آیت الله جوادی آملی در تفسیر این توصیه امام، می گوید:


«چون مضمون این پیام بسیار بلند و فرستنده آن نیز شخصیتی بسیار بـزرگ اسـت، لذا باید با صلابت و فـولادین برخـورد کـرد، مبـادا کمتـرین احـساس حقـارت در اعضای هیأت پیدا شود، زیرا نمی توان این قول ثقیل و گفتار جدی را بـه شـوخی گرفت». (همانجا)


پیامی از موضع ادب و احترام


هدایت انسان، تمام مقصد مکتب وحی است؛ اما این هدف بزرگ در دین اسلام با هـر وسیله ای قابل توجیه نیست؛ چه آنکه رفتار شخص داعی باید نمونـه ای از آمـوزه هـای مکتب داعی باشد. امر هدایت از سوی خدا و رسـول (ص) مبتنـی بـر خیـرخـواهی و احترام به انسان است و لذا رعایت احترام و ادب در دعوت، ضروری اصـل هـدایت و عدم رعایت آن، نقض غرض احترام به انسان است. افزون به آن، پیـامی کـه همـراه بـا ادب و احترام باشد؛ امکان تأثیر بیشتری در مخاطب دارد.


خداوند در قرآن، یکی از شیوه های ابلاغ پیام را اینگونه معرفی می کند: فقولا له قولاً لیناً لعله یتذکر او یخـشی؛ (طه / 44) ای موسی و هارون؛ با او [فرعون] به نرمی سخن بگویید؛ شاید او متنبه شود و پـروا کنـد.


توصیه های امام به هیأت اعزامـی، عنـوان مـی کنـد و مـ یگویـد: رعایـت ادب یکـی از برنامه های بین المللی اسلام است؛ چرا که اسلام دستور فرموده که در برخوردها مـؤدب  باشید. (ر.ک: عبدالله جوادی آملی؛ بنیان مرصوص؛ ص 305)


رحمت، ملایمت، ادب و مهربانی در تمام مراحل زنـدگی شخـصی و سیاسـی امـام قابل رصد است و خود می گوید: طریقه رحمت و ملایمـت بـیش از اعمـال خـشونت می تواند تأثیرگذار باشد و انسان با ملایمت، بهتر می تواند مسائل را حل کند. حـضرت  امام در سراسر پیام خود به گورباچف (ر. ک: صحیفه امام؛ ج 18، ص 202) از این روش مهم و انسان دوستانه استفاده کـرده است. نمونه های ذیل از مصادیق ادب ورزی و عطوفت امام در شیوه نگارش پیام است:


مورد خطاب قرار دادن گورباچف در شش مورد با استفاده از واژه هایی چون: جناب آقای گورباچف، حضرت آقای گورباچف و آقای گورباچف؛ احترام به مخاطب و واقعبینی در مورد مقام و منزلت سیاسـی ـ اجتمـاعی او: صـدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی کشور ما همچون گذشته به حسن همجواری و روابط متقابـل معتقـد اسـت و آن را محترم می شمارد. (ر. ک: همان؛ ج 21، ص 220 ـ 226)


تشویق، ترغیب و استفاده از عناصر عاطفی


تشویق و ترغیب یکی دیگر از روشهایی است که در جلب نظـر مخاطـب و نزدیکـی نظر او به مقصد داعی، مفید است. بدون شک در همه مسلکها و دیدگاهها نقاط مثبـت و روشن وجود دارد. هنگام برقراری ارتباط با هر مرام و مسلک ـ خصوصاً زمـانی کـه مقصود از رابطه، امر دعـوت و هـدایت باشـد ـ تکیـه بـر دیـدگاههـای مـشترک، بیـان ویژگی های نیک مخاطب، تحسین معتقدات صحیح طـرف مقابـل و اسـتفاده از عناصـر عاطفی، ظرفیتهای مناسبی بـرای جـذب و جلـب فکـری و عـاطفی مخاطـب فـراهم می کند.


حـضرت پیامبر اکرم (ص) در نامه به نجاشـی (ر. ک: حشمت الله قنبری همدانی؛ سیری در تاریخ صدر اسلام؛ ص 148) بـا تقـدیس حـضرت عیـسی (ع) و مریم (س)، از این روش استفاده می کند و این نامه مورد استقبال نجاشی قرار می گیـرد. (ر.ک :همان؛ ص 148 ـ 149)


پیامبر (ص) در نامه به پادشاه مصر نیز با استفاده از همین شیوه می فرمایـد: خداونـد در  نتیجه پیروزی از اندیشه و عمل شایسته، تو را پاداش مضاعف می دهد. (ر. ک: عباسعلی عمید زنجانی؛ فقه سیاسی: حقوق معاهدات بین الملل و دیپلماسی در اسلام؛ ص 346)


میخاییل گورباچف، تنها رهبر دنیای کمونیسم بود که با روحیه اصلاحگـری تحـت عنوان دو برنامه پروسترویکا، گلاسنوست و دموکراتیزاسیون موجب تأثیرات شگرفی در جهان معاصر شد. بازنگری در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اعتقادی قطـب کمونیستی جهان از ویژگیهای مثبت و منحصر به فرد گورباچف است. امـام از همـین ویژگی او اسـتفاده مـ یکنـد و بـا تحـسین شـجاعت گوربـاچف در تفکـرات و عمـل اصلاحگرایانه اش، سعی در ایجاد فـضای عـاطفی و دوسـتانه در جهـت جلـب نظـر و ترغیب او به ادامه اصلاحات می نماید. موارد ذیل نمونه هایی از این دست است:


پس از روی کار آمدن شما چنین احساس می شود که جنابعالی در تحلیـل حـوادث سیاسی جهان، خصوصاً در رابطه با مسائل شوروی، در دور جدیدی از بـازنگری قـرار گرفته اید. جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چـه بـسا منـشأ تحـولات و موجب بر هم خوردن معادلات فعلی حاکم بر جهان گردد. شهامت تجدید نظر در مورد مکتبی که سالیان سـال، فرزنـدان انقلابـی جهـان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است. با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوری های شوروی، نـشان دادیـد کـه دیگر اینگونه فکر نمی کنید که مذهب مخدر جامعه است. (ر. ک: صحیفه امام؛ ج 21، ص 226 ـ 220)


نامه منطقی و دعوت به تحقیق و تفحص


علیرغم آنکه در برخی ادیان مانند: مسیحیت، عقل و استدلال وجهه مناسبی ندارنـد و در تقابل و تعارض با ایمان قرار داده می شوند؛ عقل و منطق در دین اسـلام از اهمیـت انسان به فطرت الهی آفریده شده است و چنانچه بـا برهـان و بسزایی برخوردار است. دلیل به سوی خیر و نیکی دعوت شود؛ ـ البته، انسانی که به دور از غلبه هواهای نفسانی و پیش زمینه فکری نامناسب باشد ـ به طور معمول آن را مـی پـذیرد؛ چـرا کـه طبیعـت خلقت او اینچنین است و اصولاً نمی تواند از قوانین طبیعی وجود خویش تخطـی کنـد.


اصل دعوت نیز در دین اسلام بر اساس استعداد عقلی و منطقی انسان نهاده شده است. عمید زنجانی میگوید: «اعتقاد به کرامـت و ارزش والای انـسانی و احتـرام بـه فکـر و عقیده و انتقال مکتب از طریق تبادل فکر و استدلال منطقی، محـور اصـلی رابطـه پیـام وحی و رسالت انبیا با مردم است». (عباسعلی عمید زنجانی؛ فقه سیاسی: حقوق معاهدات بین الملل و دیپلماسی در اسلام؛ ص 283)


ظرفیتهای والای منطقی و استدلالی دین اسلام باعث شد تا پیامبر (ص) برای دعوت از علمای مسیحیت، یهود، زرتشت و حتی با مشرکان، از کنگـره هـا و منـاظرات آزاد دینـی استفاده کند. مناظرات پیامبر (ص) با یهود درباره امکان نسخ ادیان و شـرایع الهـی، منـاظرات پیامبر (ص) با نصاری درباره الوهیت عیسی، مناظره بـا زرتـشتیان دربـاره نـور و ظلمـت، از جمله مباحثی است که مرحوم طبرسی در کتاب الاحتجاج به آن پرداخته است. (ر. ک: همان؛ ص 251)


حضرت امام طی پیام به گورباچف در دو عرصه بر اهمیت منطق، استدلال و دعوت به تحقیق، اهتمام ورزیده اند؛ اول، سیاق نامه و دوم، شیوه ابلاغ پیام. 


اگر از برخی پیش بینی های معجزه گونه حضرت امام در پیام به گورباچف بگـذریم؛ شیوه نگارش پیام، شیوه های معلم گونه و تعلیمی، همراه با بیـان مباحـث علمـی سـاده و منطقی است. بیان درد و درمان مـشکلات شـوروی، دعـوت بـه اندیـشیدن دربـاره دو جهان بینی الهی و مادی، بیان معیارهای شناخت در دو جهان بینی، اثبات روح با تمثیلـی ساده، یادآوری کمال طلبی انسان، معرفی فلاسفه اسلامی، تأکید بر اهمیت عقل در مسئله شناخت، دعوت جدی به تحقیق تفحـص دربـاره اسـلام، دعـوت از علمـا و خبرگـان تیزهوش شوروی برای فهم مباحث معرفتی محی الدین ابـن عربـی و آگـاهی از منـازل معرفت و اعلام آمادگی برای پر نمودن خلأ اعتقادی نظام شـوروی، نمونـه هـایی بـرای بیان اهمیت عقل، منطق و استدلال در پیام گورباچف است. (ر. ک: صحیفه امام؛ ج 21، ص 220 ـ 226)


افزون بر آن، چینش هیأت اعزامی به کشور شـوروی نیـز نـشان از اهمیـت عنـصر استدلال در نزد امام دارد. انتخاب آیت الله جوادی آملی به عنوان یک فیلسوف و حکـیم و آشنا به مباحث مطروحه در پیام به سرپرستی هیـأت اعزامـی، مبـین محتـوای پیـام و اهمیت به سؤال و جواب احتمالی میان مسئولان کشور شوروی با هیأت اعزامی اسـت.


ایشان، یکی از وظایف هیأت اعزامی را از سوی امام، این چنین معرفی می کنـد: «پیـام بـه آقای گورباچف تسلیم نشود، بلکه جمله به جمله برای او خوانده و ترجمه شود و بعـد از پایان ترجمه به او تسلیم گردد؛ تا نگوید فرصت بعد پیام را مطالعـه مـی کـنم؛ و اگـر احتیاج به توضیح و استدلال داشت، همان جا توضیح داده شود». (. عبدالله جوادی آملی؛ بنیان مرصوص؛ ص 293.)


چه آنکـه مـتن پیـام،  برهان توحید است. (ر. ک: همان؛ ص 306)


منبع: امام خمینی و رسالت جهانی هدایت تحلیل و بررسی پیام تاریخی امام خمینی (س) به گورباچف، جواد کلاته عربی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص 105-112 

انتهای پیام /*