مختصری در آراء و اندیشه های آیت الله طالقانی

زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود

کد : 30919 | تاریخ : 19/06/1398

امروز 19 شهریور سالروز درگذشت آیت الله طالقانی است، فردی که از پیشگامان جنبشِ روشنفکری دینی بود و سرفصل های برجسته ای از دفتر روشنفکری روحانیت به نام آن مفسر، خطیب بزرگ و مبارز نستوه رقم خورده است. دو جنبه از زندگی طالقانی، اهمیت بسیار دارد: نخست اینکه وی از پیشاهنگان نهضت اصلاح دینی و از پیشگامان روشنفکری دینی بود و مردم را به اسلام تجدید حیات یافته فرا می خواند و دوم اینکه از زمینه سازان و مروجان انقلاب اسلامی ایران به شمار می آمد.

سید محمود علایی طالقانی در پانزدهم اسفند سال 1289 در طالقان، در خانواده‏ای با پیشینه پُر بار علمی ـ فقهی، دیده به جهان گشود. پدر وی آیت الله سید ابوالحسن طالقانی، از دانش آموختگان حوزه علمیه نجف و از شاگردان مجدد شیرازی و علامه سید اسماعیل صدر بود. از وی چهار کتاب، به نام های السیاسه الحسینیه، کیمیای هستی، محاکمه حجاب و مقاله اثنی عشریه بر جای مانده است. وی به همراه عباسقلی بازرگان، پدر مهندس بازرگان، مجلسی برای تبلیغ اسلام و احتجاج با مخالفان سامان داد که در آن، شمار کثیری از مسیحیان، یهودیان و پیروان دیگر آیین ها شرکت می کردند و با حضور مردم به مناظره می پرداختند؛ به گونه ای که عده ای نیز مسلمان شدند؛ اما با اقداماتی که از سوی دولت انجام گرفت، محافل تبلیغی آنان تعطیل و پنهانی شد.

طالقانی برای تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه قم و پس از آن نجف رفت. از اساتید وی می توان آیات عظام شیخ عبدالکریم حائری، سید محمد حجت کوه کمری، سید محمد تقی خوانساری، سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی و شیخ محمد حسین غروی کمپانی را نام برد. وی از جانب آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در نجف و آیت الله شیخ عبدالکریم حائری در قم، اجازه اجتهاد یافت.کارنامه زندگی طالقانی به تمامی مبارزه، زندان و تبعید است. گویی شخصیت وی با سکوت و سکون نا آشنا بوده است.

 آغاز مبارزه:

مرحوم طالقانی با انتشار اطلاعیه‌ای در اعتراض به سیاست‌های رضا شاه در مورد کشف حجاب فعالیت سیاسی خود را آغاز نمود و پس از مدت کوتاهی به زندان افتاد. او پس از رهایی، همچنان فعالیت سیاسی خود را بر ضد رژیم پهلوی دنبال کرد و چندین بار دستگیر و زندانی شد.

وی پس از شهریور ۱۳۲۰ با تأسیس «کانون اسلام»، به طور رسمی و سازمان یافته مبارزه خود را علیه رژیم طاغوت آغاز کرد. ایشان به تفسیر قرآن برای عموم مردم پرداخت. همچنین مجله «دانش آموز» را منتشر کرد و سلسله سخنرانی‌ هایی را جهت ارشاد مردم به اسلام و قرآن ترتیب داد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و به دنبال واقعه تجزیه آذربایجان به نمایندگی از اتحادیه مسلمین روحانیت تهران به همراه ارتش به آذربایجان اعزام شد تا هم سربازان را برای جنگ آزادی بخش تشجیع و هم با نظارت دقیق بر کار ارتش گزارشی برای روحانیت فراهم نماید.

 وی در سال‌های پس از غائله آذربایجان، از یک سو به فعالیت سیاسی مشغول بود و از سوی دیگر به امور فرهنگی و آموزشی می‌ پرداخت. مهم‌ترین فعالیت‌های فرهنگی – سیاسی او در این دوره، سخنرانی هفتگی در رادیو ایران بود. در ۱۳۲۷هـ. ش عهده دار امامت مسجد هدایت شد و آنجا را به عنوان پایگاهی جهت مبارزه با رژیم پهلوی و استبداد درآورد.

تشکیل انجمن‌های اسلامی در دانشگاه‌ها و دیگر مراکز علمی با هدف مبارزه با اصول مادی و مارکسیستی از دیگر فعالیت‌های وی در این دوران بود. آیت الله طالقانی در جریان ملی شدن صنعت نفت در ایران نیز، مبارزات فراوانی کرد و نقش مؤثری در این جریان داشت. در ۱۳۳۴هـ. ش به نهضت مقاومت ملی پیوست. او پس از قیام ملی ۳۰ تیر ۱۳۳۱هـ. ش برای آشتی دادن و ایجاد تفاهم میان جناح‌های مختلف نهضت ملی کوشید. در ۱۳۳۶هـ. ش از طرف ساواک به جرم مخفی کردن نواب صفوی در خانه‌اش دستگیر و زندانی شد، اما پس از چندی رهایی یافت و دوباره به مبارزه پرداخت. در ۱۳۳۸هـ. ش همراه میرزا خلیل کمره‌ای به مصر رفت، پیام آیت‌الله بروجردی را به شیخ شلتوت، شیخ دانشگاه الازهر و مفتی مصر رساند و در کنگره اسلامی دارالتقریب در قاهره شرکت کرد.

در ۱۳۳۹هـ. ش جزو هیأت مؤسسین جبهه ملی درآمد و عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران شد. در ۱۳۴۰هـ. ش به جمع بنیانگذران «نهضت آزادی ایران» پیوست. همچنین به بیت‌المقدس سفر کرد و با درد و رنج‌های مردم ستمدیده فلسطین آشنا شد. آیت الله طالقانی طی سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲هـ. ش سخنراهای متعددی بر ضد رژیم پهلوی در مسجد هدایت کرد و به شدت از تسلط عده‌ای مرتد و بهایی در پست‌های مهم مملکتی انتقاد نمود.

طالقانی به جهت مخالفت با انقلاب سفید شاه، در بهمن 1341 دستگیر و زندانی شد. او در ایام محرم تظاهرات های سیاسی - مذهبی را هدایت و سخنرانی های پرشوری ایراد می کرد؛ به گونه ای که توسط رژیم دستگیر و زندانی شد. دستگیری وی عکس العمل بسیاری علما را به دنبال داشت از جمله امام خمینی (س) در مورد دستگیری ایشان و برخی دیگر از اعضای نهضت آزادی در اطلاعیه ای نوشت: « این جانب و اشخاص با وجدان و با دیانت متأسفیم از مظلومیت این اشخاص که به جرم دفاع از اسلام و قانون اساسی محکوم به حبسهای طویل المدت شده، و باید با حال پیری و نقاهت در زندان، برای اطفای شهوات دیگران، به سر برند. رأی دهندگان باید منتظر سرنوشت سختی باشند». (صحیفه امام؛ ج1، ص 261)

طالقانی علاوه بر زندان، مجازات هایی همچون تبعید را نیز تحمل کرده بود. وی مدت شش ماه در زابل و یک سال در شهرستان بافت کرمان تبعید بود.فعالیت های طالقانی گسترده و متنوع است. وی از تمامی فرصت هایی که گمان می برد، به افزایش آگاهی جوانان و بهبود بینش و نگاه آنان نسبت به اسلام کمک می کند، بهره می برد. در ۱۳۵۴هـ. ش نیز بار دیگر به زندان افتاد و این بار به ده سال زندان محکوم شد. طالقانی حتی در دوران زندان نیز بیکار نبود و برای زندانیان تفسیر قرآن می گفت. او بخش هایی از کتاب «پرتوی از قرآن» را در زندان نوشت. نماز جماعت اقامه می کرد و نماز عید فطر را باشکوه، همراه سخنرانی برپا داشت. در ایام محرم نیز جلسات سخنرانی و سینه زنی برپا می کرد. وی همچنین با وجود حضور برخی اعضای حزب توده در زندان، تریبون آزاد گذاشته بود تا افراد حرف های خود را به طور مستدل بزنند.

طالقانی پس از رهایی از زندان در سال 1357، در بحبوبه روزهای انقلاب نقش ویژه‌ای را ایفا کرد. چندی بعد از سوی امام خمینی (س) به عضویت شورای انقلاب درآمد و به سمت ریاست شورای انقلاب رسید. در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی از سوی مردم تهران به نمایندگی رسید. از اقدامات مهم وی در این سمت، اهتمام ویژه به مسئله شورا‌ها بود. در اوایل امرداد ماه ۱۳۵۸هـ. ش اولین نماز جمعه تهران به امامت ایشان در ۵ مردادماه‌‌‌‌ همان سال در دانشگاه تهران برگزار شد. آن عالم مجاهد احیاگر نماز جمعه در ایران اسلامی پس از انقلاب بود.

 در باب آراء و اندیشه های مرحوم طالقانی:

طالقانی عالمی ظلم ستیز و عدالت خواه بود. او مبارزه با ظلم را بر مبارزه با کفر مقدم می دانست و عقیده داشت، تنها پس از نجات مردم از گرسنگی و تأمین امنیت می توان آنان را به توحید فرا خواند. از آنجا که برپایی قسط و تأمین عدالت اجتماعی، یکی از بزرگ ترین اهداف رسالت انبیا است، هر مسلک و مرام اجتماعی نیز که خودسران را محدود کند و جلو اراده آنان را بگیرد، به هدف پیامبران و اسلام نزدیک تر شده است. به اعتقاد وی، هر انقلابی علیه ظلم و استبداد، در هر جای دنیا که باشد، یک انقلاب اسلامی است. آمرین به قسط از دیگر مردم به پیامبران نزدیک ترند. در میان ادیان مختلف، قیام به قسط دارای اهمیت است؛ به گونه ای که کسانی که حتی با دین سرو کاری ندارند، اگر صادقانه قیام به قسط کنند، مورد تمجید قرآن هستند و قرآن قاتلان آنها را در ردیف قاتلان انبیا قرار داده است.

همچنین مرحوم طالقانی عالمی بود آزاداندیش و آزادی خواه. او توانسته بود بر بازدارنده درونی و برونی بر سر راه رشد اندیشه خود پیروز آید و در راه پدید آوردن محیطِ سالم و آزاد بکوشد و سراسر زندگی خود را در مبارزه با استبداد و ستم سپری کند.او ریشه همه آزادیهای فکر و آزادیهای اجتماعی را آزادی معنوی و روحی می داند. به این معنی که شخص، در صورتی می تواند آزاداندیش باشد و به دیگران اجازه آزادی دهد که خود را از قید و بندِ خودخواهیها برهاند; چه طاغوت را از آن رو طاغوت خوانده اند که در درون خود شکست خورده است و با لبریز شدن امیال نفسانی است که به حقوق و حدود دیگران تجاوز کرده است و منشاء طغیان نفس کوتاه اندیش و تربیت نشده ای است که خود را به مال و قدرت و دانش از دیگران بی نیاز می داند.

از دیگر ویژگی های شخصیتی ایشان که در اندیشه و افکار وی نیز بازتاب یافته بود، تسامح و مدارای وی بود که به واسطه آن توانسته بود، بسیاری را جذب دین کند و از مخالفانش دوست بسازد. از نظر او، یکی از محاسن پیامبر اکرم، همین ویژگی ایشان بود که بسیاری مردم را پیش از آنکه تحت تأثیر تلاوت قرآن ایشان قرار دهد، مجذوب خود می کرد. دعوت اسلام نیز دعوت به رحمت و آزادی بود؛ از همین رو نظام اسلامی ما نیز باید در پرتو رحمت باشد. در این صورت است که می توانیم، بسیاری مشکلات و تشنجات را پشت سر بگذاریم. بدبینی امروز دنیا نسبت به دین، قسمتی از آثار شوم و عکس العمل دستگاه های مسیحیت است که تنها به کشتن و زجر مردم و بردن اموال اکتفا نمی کردند، بلکه به واسطه تعلیمات شرک آمیز، عقول را خفه می کردند.

همچنین نام مرحوم طالقانی با مفهوم شورا پیوند خورده است. وی نخستین کسی است که پس از انقلاب، از شورا سخن گفت و آن را اصلی حیاتی و ضروری برای اداره امور کشور دانست. وی طرحی چهار ماده ای برای تشکیل شوراها در سراسر کشور ارائه کرد تا مردم هر ناحیه، در اداره امور عمومی مشارکت داشته باشند و پیش بینی شده بود که شوراها در روستاها، بخش ها، شهرها، شهرستان ها و استان ها تشکیل شود و مردم عهده دار امور کشور شوند.

وی عقیده داشت: «یا باید مردم در سرنوشت خودشان دخالت داشته باشند یا نه، یا طغیان و استبداد و استکبار، و در مقابل استضعاف، یا شورا؛ یعنی اگر نشد، آن است. اگر مردم در سرنوشت و در مسیر زندگیشان و دخالت در کارهایشان ممنوع شدند، معنی اش این است که یک عده ای مثل قیم بالای سر اینها باشند؛ مثل قیم برای صغار؛ اما نه قیم دلسوز؛ قیمی که هم مال صغیر را ببرد و هم عرض و استعدادهایش را از بین ببرد. خداوند حتی به پیغمبرش، با آن عظمت می گوید: با این مردم مشورت کن. به اینها شخصیت بده، بدانند که مسئولیت دارند، متکی به شخص رهبر نباشند. ما از جهت وحی، و همه دنیا از جهت قدرت تعقل و برتری فکری رسول خدا، همگی معترف ایم که رأیش صائب بود و دارای صائب ترین رأی ها بود. مع ذالک به خود پیغمبر خطاب می کند: و شاورهم فی الامر...».

 در سوگ مجاهد نستوه:

آیت الله طالقانی پس از سال‌ها فعالیت و مبارزه سیاسی در ۱۹ شهریور ماه ۱۳۵۸ هـ. ش در تهران درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. آثار متعددی از این مبارز نستوه باقی مانده است که از آن جمله می‌توان به «پرتوی از قرآن» مشتمل بر ۶ جلد تفسیر جزء‌های یک تا پنج و جزء سی‌ام قرآن، ترجمه و توضیح «نهج‌البلاغه» از آغاز خطبه ۸۱، «اسلام و مالکیت»، مقدمه و توضیح «تنبیه الامة و تنزیه الملة» آیت الله نایینی، «به سوی خدا می‌رویم: خاطرات سفر حج» و «از آزادی تا شهادت» مجموعه سخنرانی‌ها و خطبه‌های نماز جمعه که با عناوین مختلف به چاپ رسیده است، اشاره کرد. امام خمینی (س) ‌پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت ایشان ارسال فرمودند که متن پیام چنین است: «… عمر طولانی این عیب را دارد که هر روز عزیزی را از دست می‏دهد و به سوگ شخصیتی می‏نشیند و در غم برادری فرو می‏رود. مجاهد عظیم الشأن و برادر بسیار عزیز حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای طالقانی از بین ما رفت و به ابدیت پیوست و به ملأ اعلی با اجداد گرامش محشور شد. برای آن بزرگوار، سعادت و راحت و برای ما و امت ما، تأسف و تأثر و اندوه.

آقای طالقانی یک عمر در جهاد و روشنگری و ارشاد گذراند. او یک شخصیتی بود که از حبسی به حبس و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود؛ و هیچ گاه در جهاد بزرگ خود سستی و سردی نداشت. من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکی پس از دیگری از دست بدهم. او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود؛ زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود؛ بُرنده بود و کوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او با برکت. رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او، که در رأس پرهیزکاران بود، و بر روان خودش که بازوی توانای اسلام. من به امت اسلام و ملت ایران و عائله ارجمند و بازماندگان او، این ضایعه بزرگ را تسلیت می دهم. رحمت بر او و بر همه مجاهدان راه حق‏.» (صحیفه امام؛ ج‏ 9، ص 486) 

انتهای پیام /*