خطاب امام به نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی:

شما وکیل مردم هستید؛ ولیّ آنها نیستید

همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید.

کد : 58737 | تاریخ : 27/05/1398

«همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست.»

این جملات بخشی از سخنان امام خمینی (س) است که روز 27 مرداد 1358  در جمع نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی در قم بیان داشتند.

ایشان در ابتدای بیاناتشان به مسئله توطئه احزاب و گروه های فاسد پرداختند و سپس درباره مفهوم آزادی و دمکراسی و ارتباط آنها سخن گفتند. در نهایت نیز همه نمایندگان را به تنظیم قانون اساسی در چهارچوب شرع  و همراهی با مردم  توصیه کردند.

بخش هایی از این سخنرانی را در ادامه می خوانید:

ما از هیچ چیز باک نداریم. نه باک داریم که شرق ما را یک وقت اشخاص مثلًا غیر آزادی طلب یا دیکتاتور حساب بکند؛ نه باک از این داریم که غرب یک همچو چیزی بکند. البته منافعشان که در معرض خطر است، باید همه تهمتها را به ما بزنند و و ما همه  تهمتها را هم قبول می کنیم. نخیر! ما هر چه آنها می گویند بسیار خوب، اما ما مسیر خودمان را طی می کنیم. ما جمهوری اسلامی را به آن طوری که دستور از خدای تبارک و تعالی داریم و به آن طوری که مصالح مملکت ما، ملت ما اقتضا می کند، ما این مسیر را خواهیم رفت؛ و آقایان هم همین مسیر را خواهند رفت. و هر چه هر که بگوید هیچ مورد اعتماد و اعتنا نیست و باکی هم از این نیست که چه بگویند.

البته بخواهید که همه مردم برای شما خوب بگویند، باید بروید توی خانه هایتان بنشینید و هیچ کس شما را نبیند! برای حضرت امیر هم هزار چیزها گفتند، برای پیغمبر اکرم هم گفتند؛ حالا هم دارند می گویند. ما باکی از این نداریم. غربی برای پیغمبر ما بدتر از آن می گوید که برای شما و ما می گوید! برای همه خلفای اسلام، برای همه آنها، می گویند؛ برای اینکه الآن در معرض خطر است کارشان. وقتی در معرض خطر شدند، یعنی منافعشان در معرض خطر است، البته آنها باید برای ما چه بگویند. لکن ما مسیر خودمان را طی می کنیم تا آنجایی که بتوانیم مسیر خودمان را طی می کنیم و آقایان هم مسیر خودشان را طی می کنند بدون هیچ باکی از حرفهای این ور و آن ور. وجاهت ما نمی خواهیم برای خودمان درست کنیم. نه شما می خواهید یک وَجیهُ المِلّه ای بشوید با مردم؛ اگر کسی شما را می شناسد، وجیه هستید. نمی خواهید حالا درست بکنید. نمی خواهید در این مجلس وجاهت درست بکنید. شما این مجلس را می خواهید بروید و مطابق آن طوری که ملت شما را وکیل کرده است و مطابق آنکه اسلام شما را موظف کرده است به آن طور عمل بکنید و همین طور هم عمل خواهید کرد.

و من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر ملت، من سفارش می کنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و یک حرفهایی زده بشود که بر خلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین  ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد.

نمایندگان مجلس، وکیل مردمند نه ولیّ آنها

همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست.

شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح بکنند که این طرح بر خلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، و لو عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد. ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد. ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع است.

در همه دنیا رأی اکثریت، آن هم یک همچو اکثریتی، آن هم یک فریاد چند ماهه و چند ساله ملت، آن هم این مصیبتهایی که ملت ما در راه این مقصد کشیده اند، انصاف نیست که حالا شما بیایید یک مطلبی بگویید که بر خلاف مسیر است. یعنی انصاف نیست، که نمی شود هم، پیش نمی رود. اگر چنانچه یک چیزی هم گفته بشود، پیش نمی رود؛ برای اینکه اولًا مخالف با وضع وکالت شما هست و شما وکیل نیستید از طرف ملت برای هر چیزی. و ثانیاً بر خلاف مصلحت مملکت است، بر خلاف مصلحت ملت است؛ بر خلاف مصلحت خود آقایان است.

اسلام؛ مترقّی ترین مکتب

و من از خدای تبارک و تعالی خواهانم که آقایان ان شاء الله با سلامت و موفقیت این راه را طی بکنند و یک قانونی که مطابق با اسلام و ترقی و همه چیزش تمام باشد، و ما اسلام را مترقیترین مکتبها می دانیم. و هر کس، هر مکتبی، هر چه می خواهد بگوید، بگوید. ما اسلام را مکتب مترقی می دانیم و شما فرض کنید که مکتب مترقی نیست، ما این را می خواهیم. ما این را می خواهیم. «مترقی» اسمش را می گذارید، بگذارید؛ «غیر مترقی» هم اسمش را می گذارید، بگذارید. ما این را می خواهیم. ملت ما هم این را می خواهند. (صحیفه امام؛ ج 9، ص 296 - 305) 

انتهای پیام /*