بازخوانی دو سخنرانی امام خمینی (س) به مناسبت هفته دولت؛

تاکید امام بر حفظ ویژگی مردمی بودن نظام اسلامی

کراراً به آقایان عرض کرده ام که خدمتگزار باشید به این ملتی که آن دست های خیانتکار را قطع کرد و این امانت را به شما سپرد. شما الآن امانت بزرگی از دست این ملت تحویل گرفتید و مقتضای امانتداری این است که آن را به طور شایسته حفظ کنید و به طور شایسته به نسل آینده و دولت های آینده تحویل بدهید و مادامی که این طور باشید ملت پشت شماست و مادامی که ملت همراه شما باشد هیچ آسیبی به شما و به کشور نمی رسد.

کد : 58927 | تاریخ : 07/06/1394

در آستانه نخستین سالگرد شهادت آقایان رجایی و باهنر، روز ۷ شهریور ۱۳۶۱ اعضای هیئت دولت و نخست وزیر وقت در جماران با حضرت امام دیدار کردند. مهمترین سرفصل های سخنان امام در این دیدار، مردمی بودن مسئولان در نظام اسلامی و لزوم خدمت نمودن آنان به مردم بود.

ایشان پس از تاکید بر «مرفه نبودن متصدیان امور در نظام اسلامی» ارزش مقام را در خدمتگزاری به مردم دانسته و بیان داشتند:

شما می دانید که در جمهوری اسلامی، مقامات آن معنا که در سابق داشت از دست داده. نه رئیس جمهورش و نه نخست وزیرش و نه سایر وزرایش این طور نیست که خیال بکنند، خودشان خیال بکنند که ما یک مقام بالایی، والا مقام هستیم و ما «حضرت اشرف» هستیم و نمی دانم کذا. این جور نیست. آنها می بینند که ارزششان در بین جامعه، در همه جا این است که خدمت بکنند، خدمتگزار باشند، نه ارزش به این است که به مردم حکومت کنند. در جمهوری اسلامی، این معنا که هم مقامات آن مقاماتی که سابق تخیل می شد، نیست و هم اشخاصی که متصدی امور هستند، آن اشخاصی که در یک خانواده اشرافی بزرگ شده باشند و یک زندگی چه کرده باشند و نتوانند بسازند با مردم، نتوانند بسازند با یک زندگی عادی، آن طور هم نیستند...

وقتی که از بین خود مردمی که مرفه نیستند، اینها آمدند و خودشان هم نظیر آنها هستند، اینها به درد دل مردم می توانند برسند. من اینکه عرض می کنم نمی خواهم از شما تعریف کنم، برای اینکه می ترسم تعریف کنم. این برای این است که تنبّه بدهم؛ تنبّه بدهم به اینکه تا وضع این طوری است حکومت بر قرار است، حکومت اسلامی بر قرار است. تا وضع دولت، مجلس- نمی دانم- ارتش، رؤسای ارتش، فرماندهان؛ همه جا این وضع است که می بینیم الآن و مشاهده می کنیم، شما خوف از اینکه یک آسیبی این جمهوری اسلامی به آن برسد، از این خوف نداشته باشید.»

بنیانگذار جمهوری اسلامی در ادامه با تذکر این نکته که جدایی مسئولان از مردم باعث آسیب نظام خواهد بود، خاطر نشان کردند:

«شما هر چه خوف دارید، از خودتان بترسید. از اینکه مبادا- خدای نخواسته- مسیر، یک مسیر دیگر بشود و راه، یک راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الآن هست، از دست برود و مردمی بودن از دستتان برود. از این بترسید که اگر- خدای نخواسته- یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگری پیدا کردید و خیال کردید حالایی که من نخست وزیرم، حالایی که من رئیس جمهورم، حالایی که من وزیر کذا هستم، باید چه و چه و چه باشم، آن وقت بدانید که آسیب می بینید؛ یعنی، آن وقت است که خارجیها به شما طمع می کنند.

آنها می دانند که از چه راه باید یک کشوری را به تباهی بکشانند. آنها می دانند که باید از راه خود حکومت، از راه خود دولت، از راه خود مجلس، از راه خود اینها، این کارها را انجام بدهند. آنها می دانند که ریختن در یک کشور یا- نمی دانم- چه کردن، با وضعی که این جور کشورها دارند، این نمی شود... اینها تجربه ها را دارند، می دانند قضیه چه جور است... آنها برای پنجاه سال دیگر، برای سی سال دیگر حالا نقشه درست می کنند. حالا نقشه می کشند که سی سال دیگر نتیجه بگیرند؛ یعنی، اگر- خدای نخواسته- دانشگاه ما یک انحرافی پیدا بکند، بعد از سی سال نتیجه اش را آنها می گیرند. اگر در دانشگاه ما یک اشخاص غیر اسلامی- امثال اینها- وارد بشوند، اشخاصی که انحراف دارند وارد بشوند، و لو حالا نتوانند کاری بکنند- حالا هم عجله ندارند که کاری بکنند- کم کم همین دانشگاهیها را تبلیغ می کنند، صحبت می کنند، چه می کنند، چه می کنند، هواخورشان می کنند؛ بالاخره هم مقدرات یک مملکت بعد از این دوره با آنهاست. آنها وقتی مقدرات یک دولت را و ملت را در دست گرفتند، با یک انحرافی در دست گرفتند، آن وقت هست که اینها نتیجه می گیرند، با دست خود اینها، نتیجه می گیرند.»

امام راحل در ادامه بیاناتشان به مسئله حفظ پشتوانه مردمی توسط مسئولان پرداختند و گفتند:

«شما باید کوشش کنید همه تان، هر کس در هر وزارتخانه هست باید کوشش کند که اجزای این وزارتخانه، افرادی که در آن وزارتخانه هست، وضع روحی اش جوری باشد که با مردم بسازد. مردم باز احساس نکنند که در این وزارتخانه هم وقتی ما بخواهیم کارمان را به وزیر بدهیم، باید یک مدتی دم در بایستیم و یک مدتی آن مأمور و آن مأمور و آن مأمور، تا برسانند ما را به آنجا، آنجا هم پشت در بایستیم. نه، این وضع اگر یک وقت- خدای نخواسته- دیدید دارد این طور می شود، بدانید که دارید رو به تباهی می روید، قدم دارید بر می دارید رو به تباهی. آن روزی شما قوی هستید که این بقال سر محله و آن مؤمن توی مسجد و آن کسی که در جاهای بزرگ و اعیان و اشراف- فرض کنید- هست، برای شما این طور نباشد که برای او یک کاری بکنید، برای این نکنید. اینها را مقدم بر آنها بدانید؛ اینهایی که شما را به وزارت رسانده اند- با اینکه وزارت الآن یک چیز مهمی نیست پیش شما- اینهایی که قدرتمندها را بیرون کردند، اینهایی که همه آن اشخاصی که مقدرات یک کشور در دستشان بود و ما را و شما را و همه کشور را به تباهی کشیده بودند، آنها را بیرون زدند، اینها را باید ما قدرشان را بدانیم؛ یعنی نگه شان داریم. برای خدا، برای اسلام، برای حیثیت خودتان، برای حیثیت کشورتان، باید این سر و پابرهنه ها را نگه شان دارید؛ اینهایی که بعد از همین که هر شهیدی شما پیدا می کنید، آن طور برایش تظاهرات می کنند، آن طور برایش- عرض بکنم- به سر و سینه خودشان می زنند، که می بینید نشان می دهند. یک همچو ملتی را باید با همین وضع نگه داشت و این به دست امثال شماست که این طور باقی بماند. اگر یک وقت سر خورده بشوند از دولت و خیال کنند که دولت دارد برای خودش یک کارهایی انجام می دهد و برای ما نیست و چطور، آن وقت هست که شما هر کدامتان- خدای نخواسته- از بین بروید، یک کسی برایتان فاتحه نمی خواند.

شما کاری بکنید که بعد از مردنتان هم این طور وضع مردم باشد با شما؛ بعد از شهادت هم- اگر نصیبتان شد- مردم با شما این جور باشند. پیش خدا، این ارزش دارد. وقتی خدای تبارک و تعالی دید که یک جمعیتی ایستاده اند و فریاد می زنند، توی سرشان می زنند که رجایی چه، خدا به رجایی رحم خواهد کرد. اگر- خدای نخواسته- هم آن یک اشکالاتی در آن باشد، به همین، خدا رحم می کند. خوب، مؤمن، چهل تا مؤمن شهادت بدهند به خوبی یک کسی، خدا قبول می کند این را؛ برای اینکه یک آدمی است که چهل نفر مؤمن این را به خوبی شناخته اند، وقتی به خوبی شناختند، خداوند عفو می کند؛ فرضاً از اینکه یک جمعیتهایی این طوری بریزند در خیابان و آن طور و به سر و سینه شان بزنند برای آنها. ارزش آقای رجایی، ارزش آقای باهنر، ارزش آقای بهشتی و ارزش این ائمه جمعه مظلوم ما به این نبود که یک- مثلًا- دستگاهی دارد، ارزششان به این بود که «خودی» بودند، با مردم بودند، برای مردم خدمت می کردند، مردم احساس کرده بودند که اینها برای آنها دارند خدمت می کنند و لهذا آن همه تبلیغاتی که با دستهای فاسد بر ضد مرحوم بهشتی- بالخصوص- آن قدر کارها کردند و نسبت به مرحوم رجایی هم، آن آدم فاسد آن قدر پافشاری کرد و اذیت کرد، مردم اعتنایی هیچ به او نکردند و همان طور با آنها رفتار کردند. مردم همان طور آن تلافیهایی که در آن وقت سر آن مظلوم در آمد، مردم درست کردند، بعد از فوت ایشان آن طور کردند. و همه شما باید وضعتان یک همچو وضعی باشد. و من امیدوارم که همه این وضع را توجه به آن بکنید و حفظش بکنید. بخواهید اسلام حفظ بشود. این وضع را باید حفظ بکنید. بخواهید که ایران حفظ بشود. همین را باید حفظش کنید. بخواهید خودتان محفوظ بمانید. همین را باید حفظ کنید.» (صحیفه امام، ج ۱۶، ص: ۴۴۲- ۴۵۴)

یک سال بعد در همین روز و به مناسبت هفته دولت، بار دیگر اعضای هیئت دولت به همراه رئیس جمهور و نخست وزیر وقت با حضرت امام در جماران دیدار کردند. امام در این دیدار با تشریح انگیزه حضور مردم در انقلاب، لزوم خدمت مسئولان به مردم را یادآور شدند.

ایشان در ابتدای سخنانشان در این جمع فرمودند:

«در این «هفته دولت»، ما تلخی ها و شیرینی ها داشتیم. تلخی ها از دست دادن چند نفر اشخاص متعهد که قبل از هفته، مرحوم «عراقی» بود که من مرحوم عراقی را از آن اولی که نهضت شروع شد و تماس با ما داشتند، می شناختم و انصافاً مردی بود که عمرش را صرف خدمت به اسلام کرد. و در این هفته هم که مرحوم آقای «رجایی» که همه می دانید چقدر مرد متعهدی و خدمتگزاری بود، و واقعاً معلم اخلاق بود به اعمال خودش. و همین طور آقای «باهنر» که مرد دانشمند متعهد و معلمی بود. این اسباب تأسف و تأثر ماست و شما. و این تلخی است که خوب، غیر از این هم ما در این طول مدت داشتیم. و شیرینی و شیرینی ها آنچه بحمد الله در این هفته که «هفته دولت» است و واقعاً باید هفته دولت حساب کرد.»

امام راحل با تذکر این نکته که مردم، حکومتهای دیکتاتور را همراهی نخواهند کرد، خطاب به حضار فرمودند:

«و من کراراً به آقایان عرض کرده ام و حالا هم باز تکرار می کنم که خدمتگزار باشید به این ملتی که آن دست های خیانتکار را قطع کرد و این امانت را به شما سپرد. شما الآن امانت بزرگی از دست این ملت تحویل گرفتید و مقتضای امانتداری این است که آن را به طور شایسته حفظ کنید و به طور شایسته به نسل آینده و دولت های آینده تحویل بدهید، و مادامی که این طور باشید ملت پشت شماست، و مادامی که ملت همراه شما باشد هیچ آسیبی به شما و به کشور نمی رسد.

یکی از انگیزه هایی که دیکتاتوری پیش می آورد این است که دیکتاتورها می بینند ملت همراهشان نیست، اعمال دیکتاتوری می کنند. یکی از انگیزه هاست البته، انگیزه های دیگر هم دارد. چنانچه ملت ها همراه دولت باشند، وجهی پیدا نمی کند که دیکتاتوری بکنند با ملت خودشان، مجهز می شوند برای کسانی که به آنها حمله می کنند.

وقتی که ملت جدا باشد از دولت و دولت هم بخواهد از ملت استفاده کند و بدوشد ملت را، دیکتاتوری پیش می آید. در این رژیم های سابق شاهنشاهی وضع این طور بود که مردم حال گریز داشتند، و اینها می خواستند آنها را با فشار نگه دارند و از آنها بدوشند، از این جهت دیکتاتوری پیدا می شد. شاهش دیکتاتور بود و- عرض می کنم که- استاندارهایشان هم همین طور، و فرماندارهایش هم همین طور، و شهربانی اش هم همین طور، و همه شان، ارتش هم همین معنا بود. برای اینکه، اینها می دیدند که مردم با آنها همراه نیستند، آنها هم که می خواهند استفاده بکنند، مسأله هم استفاده بود، نه مسأله برای انگیزه انسانی بود، برای استفاده بود، از این جهت، این انگیزه دیکتاتوری می شد، تو سر مردم زدن می شد. آن روزی که شما احساس کردید که می خواهید فشار به مردم بیاورید بدانید که دیکتاتور دارید می شوید. بدانید که مردم معلوم می شود از شما رو برگردانده اند.»

ایشان در پایان بیاناتشان؛ پشتوانه مردمی را نتیجه خدمت به آنان دانسته و خاطر نشان ساختند:

«در هر صورت آنی که برای شما مهم است خدمت کردن به همه طبقات خصوصاً مستضعف ها، خصوصاً محرومینی که در طول تاریخ محروم بوده اند این بیچاره ها. باید خدمت کنید و خدمتتان را بگویید به آنها، و وقتی گفته می شود، عمل دنبالش باشد. و ان شاء الله امیدوارم که اگر انگیزه این طور باشد و شما موفق بشوید و ان شاء الله و موفق می شوید ان شاء الله به اینکه خدمت کنید به این ملت، این ملت هم همراه شماست، و نه انگیزه دیکتاتوری پیش می آید، و نه هم شما سود جو هستید که بخواهید نمی دانم پارک داشته باشید و ده داشته باشید و ده را اگر دادند شما، شما این طوری نیستید، نمی توانید هم باشید. با اینکه یک کدامتان اگر یک خانه زاید بر مقدار خودتان درست کنید همه به شما اشکال می کنند، تحت فشار اشکال مردم واقع می شوید. نیستید این طور و نمی توانید هم باشید. و مادامی که این طور است، مردمی هستید، مردمی که هستید همراه شما هستند، و وقتی مردم همراه شما هستند دیگر آسیبی در کار نیست.» (صحیفه امام، ج ۱۸، ص: ۷۷- ۸۲)

 

انتهای پیام /*