سخنرانی

هشدار به روحانیون حوزه نجف نسبت به برداشت های غلط از احکام اسلام

کد : 69575 | تاریخ : 06/07/1356

سخنرانی

‏زمان: 6 مهر 1356 / 14 شوال 1397‏

‏مکان:  نجف، مسجد شیخ انصاری‏

‏موضوع: هشدار نسبت به برداشتهای غلط از اسلام‏

‏مخاطب: روحانیون و طلاب حوزه علمیه نجف‏

‏اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

تنظیم اوقات، شرط هدر ندادن نعمت جوانی

‏     دیروز ما مسئلۀ «غَصْب» را عنوان کردیم و صحبت کردیم. بعد از مباحثه، یکی از‏‎ ‎‏آقایان تذکر دادند که این مسئله را قبلاً هم گفته بودی و این مطالب یک دفعۀ دیگر‏‎ ‎‏صحبت شده است. و این از مثلِ من بعید نیست؛ برای اینکه انسان وقتی که سنش زیاد شد‏‎ ‎‏و کهولت بر او غلبه کرد همۀ قوای انسان ضعیف می شود. همان طوری که قوای جسمانیۀ‏‎ ‎‏انسان وقتی که پیرمرد شد ضعیف می شود، قوای فکری، قوای روحی، قدرت بر‏‎ ‎‏عبادات، حال عبادت هم... همۀ اینها در جوانی قوّت دارد؛ ولهذا من کراراً عرض کردم‏‎ ‎‏به آقایان که شما حالا  که این نعمت را دارید، نعمت جوانی را دارید، این را قدرش بدانید‏‎ ‎‏و هدر ندهید این نعمت را ... انسان جوان من نمی گویم که تفریح نداشته باشد، من عرض‏‎ ‎‏نمی کنم که همه اش مشغول باشد؛ من عرض می کنم که اوقاتش تقسیم باشد و قسم‏‎ ‎‏مهمش برای تحصیل. شما آقایان که مهیا شدید از برای تحصیل، حالا که نعمت جوانی را‏‎ ‎‏دارید، اوقاتتان تقسیم بشود و قسمت مهمش صرف مباحثه و مطالعه و مذاکره و درس و‏‎ ‎‏تدریس باشد. و اگر چنانچه ایام جوانی از دست برود دیگر خیال نکنید که می توانید‏‎ ‎‏عبادت را بگذارید آخر ایام عمر و تحصیل را بگذارید برای آخر عمر. در آخر عمر،‏‎ ‎‏انسان نه عبادت می تواند بکند، نه تحصیل می تواند بکند، نه افکارش یک افکار قوی‏‎ ‎‏مستقیمی است که بتواند مطالب علمی را درک بکند. باید شما از حالا  که جوان هستید‏‎ ‎‏تحکیم کنید مبانی علمی را، مبانی فقهی را؛ و آن وقت ـ در آخر ایام ـ این چیزهایی که‏
‎[[page 217]]‎‏تحکیم شده است، آن وقت شاخ و برگهایش ثمره بدهد؛ آن وقت از آن استفاده بکنید.‏‎ ‎‏ولی اگر بگذارید حالا و هدر بدهید این نعمت را، بعدها موفق نخواهید شد. بنابراین، این‏‎ ‎‏مطلب باید در نظر آقایان باشد که ایام پیری، ایام نسیان و ایام فراموشی ‏‏]‏‏است‏‏]‏‏؛ و لهذا‏‎ ‎‏دیدید که من مباحثه ای که قبلاً کرده بودم دوباره شروع کردم همان مباحثه را، همان‏‎ ‎‏مطلب را دوباره شروع کردم به گفتن. این برای همین ضعفی است که در ایام پیری بر‏‎ ‎‏انسان رخ می دهد.‏

ابعاد مختلف انسان 

‏     و یک مطلب دیگری که به نظر من بسیار اهمیت دارد، این است که انسان ملتفت باشد‏‎ ‎‏این مطلب را که اولاً خود انسان ـ این موجود که عصارۀ همۀ خلقت است ـ جنبه های‏‎ ‎‏مختلف، ابعاد مختلف، شئون مختلف دارد. ‏‏[‏‏از‏‏]‏‏ جنبه ای با نباتات شریک است: ‏‎ ‎‏همان طور که نموّ آنها به آب است و یک غذایی از زمین، نموّ انسان هم مثل نباتات دیگر‏‎ ‎‏از زمین است و از برکات‏‏[‏‏ی‏‏]‏‏ که خدای تبارک و تعالی داده است. و جنبۀ حیوانی هم مثل‏‎ ‎‏سایر حیوانات دارد: چشم و گوش و کذا و کذا و ادراکات جزئی، و اینها هم مشترک است‏‎ ‎‏با سایر حیوانات. و بالاتر از این هم ـ البته در حیوانات هم ضعیفش هست ـ یک مرتبۀ‏‎ ‎‏مثالی‏‎[1]‎‏ انسان دارد که در آنجا زایدِ بر این مطالب حیوانی چیزهایی هست. و‏‎ ‎‏یختصّ الانسان به تعقل و به یک معنویت و یک «