کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورا

مصاحبه با دکتر بیات

کد : 91897 | تاریخ : 24/07/1395

‏ ‏

‏دکتر بیات‏

‏دیدگاه و الگوی مطلوب در تحلیل نهضت عاشورا‏

‏سه دیدگاه کلی در بررسی قیام عاشورا وجود دارد:‏

‏1-دیدگاه خالص دینی (کلامی)‏

‏2-دیدگاه خاص تاریخی بر اساس منطق و تفکر تاریخنگری‏

‏3- دیدگاه سیاسی- اجتماعی مبتنی بر فلسفه و ماهیت و مکانیزم اندیشۀ سیاسی و اجتماعی دوره ای که قیام عاشورا در آن شکل گرفت.‏

‏نارسایی دیدگاههای یکسونگرانه در تحلیل نهضت عاشورا‏

‏آنچه مسلم است شخصیت امام حسین و حرکت و قیام آن حضرت هرگز به تنهایی با یکی از این دیدگاهها قابل تبیین و تفسیر نیست؛ یعنی اگر بخواهیم صرفاً دیدگاه تاریخی را در نظر بگیریم و بر اساس این دیدگاه قیام عاشورا را تبیین کنیم، خواه ناخواه به ورطه تاریخ نگری صرف فرو می غلطیم. اگر بخواهیم صرفاً بر اساس دیدگاه اجتماعی- سیاسی قیام امام حسین را بررسی کنیم، بسیاری از ابعاد و جنبه های قیام آن حضرت از چشم ما پوشیده خواهد ماند؛ و یا اگر بخواهیم بر اساس دیدگاه خالص دینی- مذهبی (کلام شیعی) به قیام امام بنگریم، جنبه های تاریخی و سیاسی- اجتماعی قیام بدرستی قابل تفسیر و بررسی نخواهد بود، زیرا تفسیر کلامی قیام بر اساس علم و عصمت امام، تردیدهای جدّی را در باب انگیزه ها و اهداف آگاهانۀ امام، علم و اختیار و آزادی انسان که خصلتهای انسانی قیام بوده است بر می انگیزد؛ حال آنکه می دانیم حرکت امام و قیام آن حضرت چون دیگر مسائل و مقوله های دینی به همان اندازه که اخروی است، دنیوی است. به همان اندازه که سیاسی- اجتماعی است دینی است و در عین حال قیام آن حضرت چون در بستر و سلسلۀ رویدادهای تاریخ اسلام به وقوع پیوسته است، موضوعی تاریخی است و نه کلامی صرف ‏


‎[[page 149]]‎‏که تنها در قالب و مفهومی کلامی قابل مطالعه و بررسی باشد.‏

‏ابعاد گوناگون قیام عاشورا و ضرورت دیدگاه فراگیر در تفسیر آن‏

‏بنابراین قیام امام حسین هم موضوعی است تاریخی و هم حرکتی است سیاسی- اجتماعی و هم برخوردار از جوهره و ماهیت کاملاً دینی. پس پر پیداست که چنین قیامی با چنین ابعاد و ویژگیهایی را نمی توان صرفاً بر اساس دیدگاهی خاص و بدون توجه به دیدگاههای دیگر مورد مطالعه و بررسی قرار داد. این درست به مثابۀ آن است که بخواهیم دریایی را در پیمانه ای کوچک جای دهیم. از این رو باید دیدگاهی را برگزینیم که ظرفیت پذیرش و تحمل فهم و تحلیل قیام را داشته باشد.‏

‏دیدگاه عقلانی- وحیانی، دیدگاه جامع در تحلیل و تفسیر حادثه عاشورا‏

‏اعتقاد من این است که دو معیار عقل و وحی باید مبنای تفسیر و تحلیل قیام عاشورا باشد. معیار عقل از آن جهت اهمیت دارد که فهم و دفاع عقلانی قیام را از حیث کلامی، تاریخی، سیاسی و اجتماعی ممکن می سازد و معیار وحی (برگرفته از قرآن و سنت) از آن حیث مهم است که جوهرۀ خالص دینی و اصالت فرا تاریخی و رمز بقا و جاودانگی قیام را به ما می شناساند. جوهره و اصالتی که تنها در قیامی چون قیام عاشورا تبلور و انعکاس یافته و آن را از دیگر رویدادها و حوادث تاریخی برجسته و ممتاز ساخته است به نحوی که بازتابهای فکری، سیاسی، اجتماعی آن بر غم گذشت قرنها همچنان هویدا و آشکار است. علت این آثار و ویژگیها را جز در جوهرۀ وحیانی شخصیت و قیام امام حسین نمی توان جستجو کرد.‏

‏بر این اساس می توان قاعده و مبنای نسبتاً صحیح و فراگیری را در بررسی قیام عاشورا به دست داد و از یکسو نگری در امان ماند، همان سان که در سه دیدگاه دیگر این نکته مشهود و هویداست؛ یعنی بر اساس دیدگاه کلامی (علم و عصمت امام) کشته شدن آن حضرت، تقدیری از پیش فرض شده خواهد بود و انگیزۀ امام جز کشته شدن نبوده است؛ و بنابر دیدگاه تاریخی تقابل تاریخی میان دو جریان حق و باطل از ابتدای تاریخ انسانی یا لااقل از ظهور اسلام به بعد تا سال شصت و یک هجری، رویارویی امام حسین به عنوان ‏


‎[[page 150]]‎‏پرچمدار جبهۀ حق با یزید به عنوان پرچمدار جبهۀ باطل امری اجتناب ناپذیر خواهد بود؛ و آنجا که تنها از منظر سیاسی و اجتماعی به قیام عاشورا می نگریم انگیزه و فلسفۀ قیام امام را در غلبه بر نظام سیاسی حاکم و تاسیس حکومت اسلامی محدود و محصور می کنیم، حال آنکه همۀ این موارد و امور ضلعی از اضلاع و بعدی از ابعاد قیام امام را می نمایاند و نه انگیزه ها و اهداف مندرج در کلیت آن را. البته این بدان معنا نیست که قائل به حذف این سه دیدگاه باشیم. هر یک از این دیدگاهها به نوبۀ خود می تواند گوشه ای و زاویه ای از قیام عاشورا را روشن کند. اما اگر بخواهیم از زاویه و دیدگاه جامعتری به قیام امام حسین بنگریم ناگزیر از آنیم که دیدگاه عقلانی- وحیانی را برگزینیم تا هم به درک ابعاد کلامی، تاریخی، سیاسی و اجتماعی قیام در عصر پیدایشش واقف شویم و هم ابعاد فرا تاریخی و بازتابهای فراتر از قالبهای زمانی و مکانی آن را بشناسیم.‏

‏توجه ناکافی به ابعاد و دستاوردهای فراتاریخی نهضت عاشورا‏

‏این مطلب، یعنی بعد یا ابعاد فراتاریخی قیام امام که بر سراسر تاریخ اسلام و خصوصاً تاریخ شیعه تا به امروز سایه افکنده است کمتر مورد توجه و تحلیل دقیق قرار گرفته است؛ حال آنکه پیامدها و بازتابهای عمیقتر و ریشه دارتر قیام عاشورا را نه در سالها و دهه های پس از وقوع آن، که در قرنها پس از سال شصت و یک هجری باید جستجو کرد. ‏

‏به نظر اینجانب یکی از مهمترین پیامدها و دستاوردهای قیام عاشورا آن بود که معیار و ملاک مطمئنی را برای تفکیک اسلام راستین از اسلام دروغین، اسلام ناب محمدی از اسلام تحریف شده اموی و عباسی و ... به دست داد. به عبارت دیگر قیام عاشورا اساس مطمئنی را پدید آورد تا ارزشها و اعتقادات صحیح مکتبی از ارزشها و اعتقادات غلط توجیهی بازشناخته شود.‏

‏ابعاد مغفول و ناشناخته نهضت عاشورا و سیرۀ ائمه(ع)‏

‏به نظر شما ابعاد مغفول حادثه عاشورا و به طور کلی سیره ائمه کدام است؟‏


‎[[page 151]]‎

‏توجه به ابعاد گوناگون حیات آدمی در سیره ائمه(ع)‏

‏وقتی ما به زندگانی اهل بیت می نگریم می بینیم که در تمامی ابعاد و جنبه های زندگی بشری: فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، فکری و ... حضوری عینی دارند. به عنوان مثال امام صادق در وصف حضرت علی می فرماید: هرگاه از جنگ فارغ می شد، به قضاوت می پرداخت و چون از قضاوت فارغ می شد، به کار در مزرعه اش می پرداخت و هرگاه از آن فارغ می شد، به عبادت مشغول می شد و در همۀ این حالات و موارد، آن حضرت به ذکر خدای عز وجل مشغول بود. آنچه از این حدیث شریف برمی آید این است که همۀ امور زندگی بشر مشروط به نیت قرب الهی و عبادت است؛ خواه جنگ، خواه کار در مزرعه، خواه قضاوت و عبادت؛ یعنی سیرۀ معصومین چنین بود. هرگز امور دنیوی از چشمشان مغفول نمی ماند و در عین حال از امور اخروی غافل نمی شدند. چه اشکالی دارد که این ذهنیت از ذهن ما مسلمانان پاک شود که بپنداریم مسلمانی تنها در مقدس مآبی است یا تنها امور عبادی ارزش دینی دارد؟ چرا نباید بدرستی بیندیشیم که مطالعه، تحقیق و پژوهش در کتابخانه، آزمایشگاه و کارگاه مشروط به قصد و قرب الهی هم عبادت است؟ چرا چنین نباشد؟ مگر وحی موید عقل نیست؟ اگر چنین است پس تبعات فعالیتهای عقلی می تواند هم ارزش عبادی- دینی داشته باشد و هم معارف دینی را تکمیل کند. این معنا را بخوبی می توان در سنت و شیوه معصومین(ع) درک کرد: در زندگانی پیامبر که در همۀ امور نظامی، سیاسی و اجتماعی جامعۀ اسلامی نقش پیشتاز و پیشاهنگ داشتند و یا در زندگانی حضرت علی که در همۀ جنبه ها سرآمد بودند. از اینرو باید توجه به دنیا و امور دنیوی در راستای مقاصد دینی مدنظر تمام مسلمانان قرار گیرد. غفلت از این امور به طور قطع موجب عقب ماندگی و ذلّت مسلمانان خواهد شد.‏

‏الگو و روش بایسته تحقیق تاریخی در شناخت تاریخ اسلام و حادثه عاشورا‏

‏در مراجعه به تاریخ اسلام و بویژه قضیه عاشورا محققان ما طرق مختلفی را طی کرده اند. بعضی صرفاً به روایات اهل بیت رجوع می کنند؛ ‏


‎[[page 152]]‎‏عده ای فقط به تاریخ مراجعه می کنند؛ پاره ای بحث کلامی می کنند و ... شما به لحاظ رشته تخصصی خود- تاریخ- چه چارچوبه ای را به عنوان الگوی تحقیق و روش مراجعه به اطلاعات و منابع تاریخی و تحلیل و تفسیر آنها پیشنهاد می کنید؟‏

‏گستردگی اسناد و منابع در تحقیق تاریخی‏

‏باید به این نکته توجه کنیم که به طور کلی هر سند و روایت تاریخی یکی از اسناد و ادله تحقیق تاریخ است، حال از هر طریق آن سند یا روایت به دست ما رسیده باشد زیرا بحث، صرفاً تاریخی است و بحث فقهی و مربوط به حدیث نیست که بخواهیم به روش علم روایت و روایت به بحث بپردازیم. در مطالعه تاریخی روایات اهل سنت هم می تواند مدرک واقع شود و حتی سخنان خلفا و امرای جور هم سندیت دارد. ولی با توجه به دو نکته: 1- تنقید اسناد؛ 2- تنقید متن.‏

‏نقد سند و نقد متن، دو مرحله ضروری در تحقیق تاریخی‏

‏در این باره ضروری است به اجمال نگاهی به منابع شیعه داشته باشیم. متاسفانه تاکنون کتاب شناسی تحلیلی- انتقادی از منابع و مآخذ شیعه صورت نگرفته است. آنچه هم که انجام شده بیشتر کتابشناسی توصیفی است. پس جهت بهره گیری از منابع و مدارک تاریخی (خصوصاً منابع شیعه) باید نخست به روش و متد علمی به نقد اسناد و سپس به نقد متن آنها پرداخت تا بتوان با تشخیص صحیح از سقیم اطلاعات تاریخی گرد آمده در منابع، به نتایج مطلوب و معقول رسید. انجام این مهم از آن رو ضرورت بیشتری پیدا می کند که بدانیم بسیاری روایات راویان زیدی مذهب و کیسانی مذهب و اسماعیلی مذهب با روایات راویان امامی مذهب به هم آمیخته اند و در قدم اول لازم است میان این روایات تفکیک و تمایز روشنی به عمل آید تا در دام افراط و تفریط فرق و آرای مختلف شیعی گرفتار نیامد. همچنین بسیاری آرای غالیانه در متون و منابع شیعی راه یافته است که جز با نقد سند و متن روایات بر اساس قرآن نمی توان صحت آنها را ثابت کرد.‏


‎[[page 153]]‎

‏محدوده به کارگیری روایات در تحقیق تاریخی‏

‏اشاره به تنقید سند کردید. اگر ما در مباحث تاریخ به روایات رجوع کنیم بسیاری از آنها از حیث سند دچار اشکال هستند. اهل تاریخ چه مرزی را برای استفاده از روایات در نظر گرفته اند؟‏

‏روش حدیثی در تاریخ نگاری اسلامی جزء ممیزات اصلی تاریخ نگاری است. تاریخ نگاری اسلامی این روش را اساساً از علم حدیث گرفته که هر روایت به اعتبار سلسله اسناد آن اعتبار و ارزش می یابد. بنابراین در چنین روشی نخست باید به نقد اسناد یا سلسله راویان و سپس به نقد متن روایت بپردازیم. اما در تاریخ نگاری قرون پنجم و ششم هجری به بعد و هم چنین در تاریخ نگاری ایرانی، سلسلۀ اسناد روایات اهمیت چندانی ندارد، زیرا به علت فراوانی مولّفات و یا به دلیل طولانیتر شدن سلسلۀ سند روایت به نسبت متن روایت یا هر علت دیگر، روش روایی و حدیثی جای خود را به روش توصیفی یا تحلیلی می سپارد: توصیف یا تحلیل رویدادهای پیشین مبتنی بر منابع و آثار پیشینیان و یا توصیف و تحلیل حوادث مقارن عصر حیات مولف به کمک مجموعۀ و مجموعه های اسنادی که خود داشتند و یا در دربارها فراهم آمده بود و مورخین می توانستند به آنها دست یابند. بنابراین در این سبک تاریخ نگاری اولاً باید ارزش منابع و اسناد کتاب مورد توجه قرار گیرد و ثانیاً ذکر رویدادهای مقارن حیات مولف باید با اطلاعات گرد آمده در منابع دیگر مقابله و مطابقه شود؛ یعنی به شیوۀ تطبیق منابع با یکدیگر می توان به وجوه اشتراک و افتراق آنها پی برد. البته همین روش تطبیقی را می توان در تطبیق روایات شیعه با سنی به کار بست.‏

‎ ‎

‎[[page 154]]‎

انتهای پیام /*