مجله خردسال 04 صفحه 23

کد : 94432 | تاریخ : 01/05/1381

4- بچه آهو خیلی ترسیده بود، او اصلاً این بازی را دوست نداشت. 5- پدر و مادر پلنگ ها با تعجب بازی آنها را نگاه می کردند. 6- بچه آهو خیلی زرنگ بود، او فرار کرد و پیش مادرش برگشت. 7- مادر نگران و عصبانی بود. بچه آهو قول داد که هیچ وقت، هیچ وقت با بچه پلنگ ها بازی نکند.آن هم بازی شکار!

[[page 23]]

انتهای پیام /*