مجله خردسال 18 صفحه 17

کد : 94739 | تاریخ : 03/11/1381

جغد گاو غاز خروس خواب آلود آقا خروسه یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ­کس نبود. خیلی غمگین بود. چون هرشب خیلی دیر به خانه برمی­گشت و صبحها خسته و بی­حوصله از خواب بیدار می­شد.تا این که یک روزصبح، خواب ماند. خواب ماند. خواب ماند.چرا؟ چون خواب ماند. وقتی بیدار نشد و قوقولی قوقو نکرد، هیچ­کس نفهمید که صبح شده. نزدیک ظهر همه از خواب بیدار شدند و وقتی دیدند که خورشید وسط آسمان است، عصبانی به در خانه­ی و آمدند. با سر و صدای و از خواب بیدار شد. جلوی در بود و به آنها می­گفت: دیشب خیلی دیر به خانه برگشت برای همین هم از خستگی

[[page 17]]

انتهای پیام /*