مجله خردسال 2 صفحه 3

کد : 94838 | تاریخ : 11/07/1381

بامن­بیا ... دوست خوبم سلام حتما همه­ی شما مرا خوب می­شناسید. نام من شتر است. من و پدر و مادرم در یک صحرای بزرگ زندگی می­کنیم. صحرا جایی است که سبزه و درخت ندارد. رود و دریا هم ندارد. مردمی که در صحرا زندگی می­کنند، ما را خیلی دوست دارند. ما می­توانیم چند روز بدون اینکه تشنه شویم کار کنیم و بار ببریم. من هنوز کوچک هستم و بیشتر وقتها بازی می­کنم. من دویدن روی شن­های داغ صحرا را دوست دارم. مجله و کتاب را هم خیلی دوست دارم. امروز آمده­ام تا با هم، مجله را ورق بزنیم؛ شعر و قصه بخوانیم و کاردستی درست کنیم. حالا با من بیا...

[[page 3]]

انتهای پیام /*