مجله خردسال 20 صفحه 17

کد : 95021 | تاریخ : 17/11/1381

گورخر جغد آقا فیل سنجاب ... چی می­خوری؟ قورباغه یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. خرگوش یک روز از خانه­اش بیـرون آمـد و جست و خیز کنان راه افتاد تـوی جنگل، نـاگهـان پایش به تکه سنگی گیر کرد و افتاد روی زمین. خیلی ناراحت شـد. همـه­ی تـنش درد گـرفـته بود. برای همین هم با خـودش گفت: «ایـن طوری نمی­شود. من بـاید کـاری کنـم که قـوی­تــریـن حیوان جنگل بشوم.» نـاگهـان چشمش به افتاد و پیش خودش گفت: «چه قدر بزرگ اسـت!» جلوتر رفت و به گفت: « جان، تو چی می­خوری که این قدر برگ و قـوی شده­ای؟» جـواب داد: «من هویج می­خورم!» از آن جـا رفت. همه جا را گشت و یک هویج بـزرگ و شیرین پیدا کرد. و شروع کرد بـه خوردن آن، اما خوردن

[[page 17]]

انتهای پیام /*