
با معرفی شخصیتهای
داستان به کودک ازاو
بخواهید در خواندن
داستان شما را
همراهی کند
ماشین
آدم آهنی
پاندا عروسک
اسباب بازیها
فرفره جعبهی مدادرنگی
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود.
توی کمد اسباب بازیها، ، و کنار هم نشسته بودند که گفت:
«حوصلهام سر رفت! بیایید با هم بازی کنیم.»
گفت:«ولی توی کمد که جایی برای بازی نداریم.»
آرام در کمد را باز کرد و گفت:« توی اتاق بهاندازهی کافی جا داریم!»
و و از کمد بیرون آمدند.
گفت:«من را میآورم تا نقاشی کنم.»
[[page 17]]
انتهای پیام /*