مجله خردسال 102 صفحه 18

کد : 97225 | تاریخ : 02/07/1383

گفت:«من بازی را خیلی دوست دارم.» و با خوش­حالی گفت:«من بازی می­کنم.» این طوری شد که و و را هم از کمد بیرون آوردند و همه مشغول بازی شدند. داشت نقاشی می­کشید. با این طرف،آن طرف می­رفت و ، بازی می­کرد. ناگهان صدای پایی به گوش رسید. گفت:«انگار کسی می­­آید. حالا چه کار کنیم؟» گفت:«همه­ی اتاق را به هم ریخته­ایم.»

[[page 18]]

انتهای پیام /*