مجله خردسال 112 صفحه 18

کد : 97421 | تاریخ : 12/09/1383

رفت و رفت تا به یک سبز و زیبا رسید. اما با همه­ی زیباییاشجای خوبیبرایزندگی نبود. ا و با خودش فکر کرد باید برود و جای بهتری پیدا کند. همین موقع صدای شرشر به گوشش رسید. با عجله به طرف صدا رفت. را دید. خیلی زیبا بود. اما جای خوبی برایزندگی نبود. از کوه پایین میریخت و می­شد. در مسیر حرکت کرد. دو طرف ، بود و پشت ، . خیلی خوشحال بود.

[[page 18]]

انتهای پیام /*