5) اما پرنده بادکنک نداشت. او میتوانست سینه اش را مثل بادکنک، باد کند! 4)آقای عقاب فورا پرواز کرد و به طرف پرنده رفت. 6)آقای عقاب از تعجب دهانش باز مانده بود. 7) و پرنده به دهان باز آقای عقاب، قاه قاه میخندید!