مجله خردسال 150 صفحه 16

کد : 98257 | تاریخ : 17/06/1384

خیلی کار زشتی کردی که لباس­های من پیرمرد رو پاره کردی! خودت خواستی! آه ای پسر بی چاره به خاطر من کور شدی! مراقب باش بابا! اشکت می­ریزه تو چشمم! اما اشک راپانزل خاصیت جادویی داشت و چشمان پسر را خوب کرد تا همه جشن بگیرند! هورا! می­بینم! می­بینم! ناچار شدیم ببندیمش وگرنه با اون صدای ناجورش خی آواز می­خوند!

[[page 16]]

انتهای پیام /*