مجله خردسال 163 صفحه 22

کد : 98543 | تاریخ : 17/09/1384

وقتی باران بارید مادرم می­گوید: «وقتی باران می­بارد، قورباغه­ها قور قور می­کنند. پرنده­ها آواز می­خوانند و همه جا از بوی علف­های خیس پر می­شود.» امروز باران بارید. نه صدای قور قور قورباغه­ها آمد. نه آواز پرنده و نه بوی علف. امروز پدرم خیس و خسته به خانه رسید. امروز در شهر ما باران بارید.

[[page 22]]

انتهای پیام /*