
پاک کن
مداد
درکنارهم
خط کش
تراش
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود.
یک بود، بزرگ و نوک تیز.
اما میترسید روی کاغذ چیزی بنویسد.
او میگفت: «نمیتوانم خیلی سخت است.»
گفت: «ولی یک باید بنویسدتا باشد. تو هم بنویس!»
گفت: «پس فقط یک خط میکشم. یک خط صاف!»
گفت: «بکش. این طوری میفهمی که نقاشی کردن ترس ندارد.»
[[page 17]]
انتهای پیام /*