مجله خردسال 190 صفحه 8

کد : 99173 | تاریخ : 08/04/1385

فرشتهها مادرم می­گوید: «نماز خواندن یعنی تشکر کردن از خدا.» به مادرم گفتم: «من بلد نیستم نماز بخوانم.» مادرم گفت: «هر کس که بتواند از خدا سپاس گزاری می­کند. اگر بلد نیستی نماز بخوانی، با خدا حرف بزن و از خدا برای همه­ی چیزهایی که آفریده تشکر کن!» مادرم داشت نماز می­خواند. پشت پنجره ایستادم. یک گنجشک کوچولو کنار حوض نشست و «جیک جیک» کرد. درخت، یک گیلاس قرمز توی آب انداخت. ماهی­های حوض، دور گیلاس چرخیدند و به آن نوک زدند. گربه از بوته­ی گل­یاس پایین پرید و حیاط پر از گل یاس شد. همه چیز زیبا بود. هر کس با زبان خودش از خدا تشکر می­کرد. وقت نماز بود و خدا خوش­حال بود.

[[page 8]]

انتهای پیام /*