
فرشتهها
هروقت پدربزرگ به خانهی ما میآید، من کفشهایش را جایی پنهان میکنم تا بیشتر پیش ما بماند.
پدربزرگ همیشه همه جا را میگردد و کفشهایش را پیدا میکند. اینطوری او بیشتر پیش ما میماند.
امروز مادرم به یاد امام شمع روشن کردو گفت: «یک سال دیگر هم گذشت.» مادرم همیشه سالروز فوت امام برایش شمع روشن میکند.
من فکر میکنم فرشتهها کفشهای امام را جایی پنهان کردهاند که او برای همیشه پیش آنها بماند.
[[page 8]]
انتهای پیام /*