
را بر داشت و روی آن خمیر دندان گذاشت و دندانهایش را زد.
حالا همه چیز برای خواب آماده بود.
کوچولو به رختخواب بر گشت.
سرش را روی گذاشت تا بخوابد.
اما باز هم خوابش نبرد.
همین موقع مادر به اتاق آمد و گفت: «کوچولو! با روشن که نمیتوانی بخوابی!» مادر، را خاموش کرد.
اتاق تاریک شد و کوچولو، راحت راحت خوابید.
[[page 19]]
انتهای پیام /*