
موشی در حالی که به خانه میرفت تا برای جـادوگر صابون بیاورد گفت: «تمیز و خوشبو مثل گلهای توی باغچه!»
موشی رفت و جادوگر به گلها نگاه کرد و آنها را بو کرد. گلها هم تمیز بودند، هم خوشبو!
موشی خیلی زود برگشت، با یک صابون.
آن را به جادوگر داد و گفت: «عجله کن! زود حمام کن. باید به دیدن دوستانمان برویم!»
جادوگر حمام کرد.
تمیز و خوشبو شد، مثل گلهای باغچهاش.
اما قبل از مهمانی رفتن، گوشهای از کتاب جادو نوشت: «جادوی تمیز و خوشبو شدن فقط حمام
است، حمام با آب و صابون!»
[[page 6]]
انتهای پیام /*