
فرشتهها
یک روز به مادرم گفتم:
« خوش به حال فرشتهها، همیشه پیش خدا هستند.»
مادرم خندید و گفت:
«خوش به حـال مـا که همیشه خدا پیش ما است.»
گفتم: «همیشهی همیشه؟!»
مادرم گفت: «خدا همیـشه کنـار تو است. حـتی وقتی که خواب هستی. وقتی که تنها هستی. وقتی که بازی میکنی. خدا تو را میبیند و از کـارهای خـوب تـو خوشحـال میشـود. خـدا دوسـت دارد کـه تو هم همیشه به یاد او باشی و با او حرف بزنی.»
من با خدا حرف میزنم.
او مرا میبیند.
من خدا را خوشحال میکنم.
میدانم که فرشتهها میگویند:
«خوشبهحال آدمها که خدا همیشه با آنها است.»
[[page 8]]
انتهای پیام /*