مجله خردسال 221 صفحه 10

کد : 105821 | تاریخ : 12/11/1385

کوچه­های شهر ما باز یخ بندان شده چشم­های ناودان باز هم گریان شده دوستم صندوق پست توی این سرمای سخت در خیابان مانده است رو به روی یک درخت چهره­اش غمگین شده گوش­هایش یخ زده بس که هی باران و برف بر سر او آمده او اگر چه آهنی است یا که دارد رنگ زرد توی این سرما ولی ایستاده مثل مرد بارها من گفته­ام رازها در گوش او نامه­ها انداختم توی آن با آرزو در دل او می­شود دوستی را باز جست حیف سرما خورده است دوستم، صندوق پست صندوق پست حمید هنرجو

[[page 10]]

انتهای پیام /*