مجله خردسال 222 صفحه 17

کد : 105856 | تاریخ : 19/11/1385

خانه موش حلزون گربه لاک پشت یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. یک نزدیک یک جنگل قشنگ، زیر یک تپه­ی بلند خانه داشت. خانه­ی یک سوراخ بود. یک روز وقتی مشغول گردش بود، او را دید. دوید و دوید. به رسید. گفت: « جان! چی شده؟ چرا فرار می­کنی؟» گفت: « جان!وقتی تو از چیزی بترسی چه می­کنی؟»

[[page 17]]

انتهای پیام /*